چالشهای پرتکرار عناصر خاکی
عناصر خاکی و اصولا منابعطبیعی مانند قلع و سرب و روی، دارای چالشها و مشکلات فراوانی هستند که این روند پرتکرار، بر زنجیره تولید تاثیر بسیاری گذاشته است. وجود چندین مشکل همیشگی که یکی از آنها ناترازی انرژی است، سبب شده تا بسیاری از کارخانههای تولیدی و معادن کشور، با مشکلاتی بزرگ مواجه شوند که از مهمترین آنها کاهش تولید است. ما در این گزارش، به بررسی وضعیت بازار و چالشهای صنعت سرب و قلع پرداختهایم.
ثروتهای نهفته در دل زمین
عناصر خاکی را باید یکی از مهمترین ثروتها و داراییهای کشور دانست که بیش از هرچیز نیازمند توجه هستند. بسیاری از عوامل، طی سالهای طولانی، دست بهدست هم دادهاند تا عناصر خاکی کشور، ضعیف شود.
یکی از مهمترین عوامل که سبب شده تا بازارهایی مانند قلع و سرب کشور، درگیر کاهش تولید و مشکلات مسیر تولید شوند، ناترازی انرژی است که توجه خاصی به این موضوع نشده است. سرب در معدن کشف میشود و بهصورت عمده، معادن سرب و روی تا ۷۰درصد بهصورت مشترک و در کنار هم یافت میشوند. برای استخراج سرب از سنگ سرب، ابتدا سنگ سرب را کاملا خرد میکنند.
پس از تغلیظ در کورههای گرد برشته میشود. سپس سرب برشته را در کوره تنورهای احیا میکنند. در این مرحله سرب خام با درجه خلوص ۹درصد تولید میشود. پس از آن سرب خام را تصفیه میکنند و سرب با خلوص ۹۴.۹۹ درصد بهدست میآید.
ورقهای قلعاندود، ستونفقرات صنعت بستهبندی فلزی
چندی پیش حمیدرضا فلاح، فعال صنعت و معدن در ارتباط با وضعیت بازار قلع و کاربردهای آن در صنعت گفت: ورقهای قلعاندود، ستونفقرات صنعت بستهبندی فلزی جهان، امروز در نقطه عطفی راهبردی قرار گرفتهاند؛ جایی که افزایش نرخ قلع، فشارهای زیستمحیطی، محدودیتهای انرژی و ریسکهای زنجیره تامین، ادامه اتکای سنتی به این فلز را با تردید جدی مواجه کرده است. در چنین شرایطی، کاهش مصرف قلع، بهینهسازی جرم پوشش و حرکت بهسوی ورقهای جایگزین، از یک انتخاب فنی به یک ضرورت اقتصادی و زیستمحیطی برای تولیدکنندگان ورق قلعاندود تبدیل شده است؛ این یادداشت به بررسی دلایل کاهش وابستگی به قلع و مسیرهای جایگزین در تولید ورقهای پوششدار میپردازد.
وی گفت: ورقهای قلعاندود (Tinplate) برای دههها یکی از اصلیترین مواد اولیه در صنایع بستهبندی، بهویژه صنایع غذایی، بودهاند که کاربرد وسیعی در تولید انواع قوطیهای مواد غذایی و صنعتی دارند. دراین نوع ورقها، سطح ورق فولادی با استفاده از لایه نازکی از قلع پوشانده میشود و باعث تقویت مقاومت فولاد نسبت به خوردگی شیمیائی و اکسیداسیون میشود. قلع (Tin) عنصری شیمیایی با علامت اختصاری Sn به زبان لاتین Stannum با شماره ۵۰ در جدول اتمی است که همگروه با نافلزاتی مانند ژرمانیوم، کربن و سلسیوم سهمی درحدود ۰.۰۰۱ درصد در پوسته زمین دارد. فلز قلع یکی از پرمصرفترین فلزات در ساخت ترکیبات فلزی و آلیاژهای صنعتی است که مقاومت خوب آن نسبت به زنگزدگی و فرسایش باعث شده است تا از آن بهعنوان روکشی برای فلزات دیگر برای جلوگیری از زنگزدگی استفاده شود، زیرا این فلز مانع از اکسید شدن فلز اصلی سازه میشود.
وی افزود: این فلز با ظاهری درخشان، نقطه ذوب مطلوب (۲۲۳ درجه)، قابلیت لحیمپذیری، غیر مضر برای انسان، بهعنوان یک پوشش محافظ در برابر خوردگی و مناسب در کاربردهای مرتبط با مواد غذایی، جایگاه ویژهای در تولید ورق قلعاندود دارد، بهنحویکه طبق آمار انجمن جهانی قلع و مطابق با شکل ۲ بیش از 10 درصد از مجموع ۳۵۷ هزار تن قلع تولیدشده در جهان در سال ۲۰۲۳ در تولید ورق قلعاندود مورد استفاده قرار گرفته است.
چالش تامین قلع بهعنوان یک فلز استراتژیک
فلاح ادامه داد: با این حال، در سالهای اخیر تامین قلع بهعنوان یک فلز استراتژیک با چالشهای فزایندهای مواجه شده است که ادامه اتکای کامل به آن را از منظر اقتصادی، انرژی و زیستمحیطی با تردید روبهرو میکند. قلع فلزی نسبتا کمیاب است که استخراج آن عمدتا به چند منطقه محدود جغرافیایی نظیر جنوبشرق آسیا، چین، اندونزی و بخشهایی از امریکای جنوبی محدود است. این تمرکز جغرافیایی، زنجیره تامین قلع را در برابر نوسانات ژئوپلتیکی، محدودیتهای صادراتی، تحریمها و ناپایداریهای سیاسی آسیبپذیر میسازد. همچنین کشورهای جمهوری دموکراتیک کنگو، بولیوی، برزیل و استرالیا نیز نقش مهمی در تولید قلع دارند. از سوی دیگر، عیار رو به کاهش معادن قلع موجب شده است که برای استخراج هر تن قلع خالص، حجم بیشتری از سنگ معدن جابهجا و فرآوری شود که این موضوع مستقیما به افزایش مصرف انرژی، آب و تولید پسماندهای معدنی منجر میشود. از منظر انرژی، فرآیند استخراج، تغلیظ، ذوب و تصفیه قلع جزو فرآیندهای انرژیبر در صنعت فلزات غیرآهنی محسوب میشود. با افزایش نرخ انرژی و محدودیتهای ناشی از سیاستهای کاهش انتشار کربن، هزینه واقعی تولید قلع بهطورپیوسته در حال افزایش است که این مسئله فشار مضاعفی بر صنایع مصرفکننده قلع، از جمله تولیدکنندگان ورق قلعاندود، وارد میکند.
این کارشناس و فعال صنعت و معدن خاطرنشان کرد: از دیدگاه زیستمحیطی نیز معدنکاری قلع با چالشهای قابلتوجهی همراه است؛ تخریب زیستبومها، تولید باطلههای معدنی، آلودگی منابع آب و خاک، و در برخی مناطق، استخراجهای غیررسمی و فاقد نظارت، تصویر پایداری این فلز را تضعیف کرده است. در شرایطی که صنایع فولادی و بستهبندی تحتفشار روزافزون برای کاهش ردپای زیستمحیطی و حرکت بهسمت اقتصاد چرخشی قرار دارند، اتکای سنگین به یک فلز کمیاب و پرهزینه از نظر انرژی، راهبردی پایدار تلقی نمیشود. روند فزاینده تولیدات صنعتی وابسته به برق مانند خودروهای الکتریکی، نیروگاههای خورشیدی و شبکههای کامپیوتری نیز تقاضای جهانی برای این فلز را بهشدت افزایش داده و منجر به افزایش مستمر نرخ جهانی این فلز شده، بهنحویکه سهم قلع در بهای تمامشده ورق قلعاندود به بیش از 40 درصد رسیده است.
وی گفت: هرچند محدودیتهای زیستمحیطی ناشی از کاهش مصرف مواد پلاستیکی و شیشهای که قابلتجزیه در طبیعت نیستند، باعث شده است تا کماکان نگاهها بهسمت ورق قلعاندود باشد، اما افزایش بهای تمامشده ناشی از رشد بهای قلع، رشد نرخ حاملهای انرژی، افزایش محدودیتهای ناشی از انتشار گازهای گلخانهای باعث شده است تا استفاده از ظروف پلاستیکی PET(Poly Ethylene) و ظروف شیشهای بهعنوان رقیبی برای ورقهای قلعاندود مطرح شوند. مجموع عوامل فوق باعث شده است استفاده از ابزارهای دقیق کنترل جرم پوشش قلع بهصورت برخط، اعمال کنترلهای سختگیرانه در فرآیند تولید برای کاهش میزان تولید لجن، بازچرخانی الکترولیت در راستای کاهش مصرف قلع، پیگیری فرآیندهای بازیافت قلع از لجن الکترولیت و تولید ترکیبات قلع (مانند استانات قلع) برای استفاده در سایر صنایع و از همه مهمتر کاهش جرم پوشش قلع اعمالشده بر سطح ورق فولادی بهعنوان یک الزام اجتنابناپذیر در اولویت تولیدکنندگان قرار گیرد، بهشکلیکه مقدار جرم پوشش از میانگین ۵.۶ گرم بر مترمربع به کمتر از ۲.۸ رسیده و در برخی کاربردهای خاص از این مقدار هم کمتر شده است و به مقادیری کمتر از ۱ هم میرسد.
کاهش تولید شمش سرب
از آنجایی که قلع و سرب، بازاری تقریبا مشابه و چالش هایی مشابه دارند، بد نیست که اشارهای هم به صنعت سرب داشته باشیم که چالشهایی مانند صنعت قلع کشور دارد.
حمید جلالیپور، فعال صنعت و معدن در ارتباط با چالشهای تکراری برای صنایعی چون، سرب و قلع به صمت گفت: باتوجه به خواص مهمی همچون مقاومت به خوردگی، چکشخواری و انعطافپذیری بالا، فلز سرب در بخشها و صنایع مختلفی همچون باتریسازی، الکترونیک، ساخت تجهیزات نظامی و… مورد استفاده قرار میگیرد. طبق آمار، حدود ۹۰ شرکت در ایران دارای پروانه بهرهبرداری تولید شمش سرب (از مواد خام و ضایعات) هستند که بهدنبال سیاستهای انقباضی دولت و بانک مرکزی که با هدف کنترل نرخ تورم در جامعه اجرا شدهاند، هماکنون حدود ۴۰ شرکت را میتوان نوعا فعال نامید. از طرفی، ظرفیت اسمی ایجادشده برای تولید این محصول در کشور بالغ بر یک میلیون و ۱۰۰ هزار تن در سال برآورد شده و این در حالی است که میزان تولید واقعی شمش سرب به حدود ۲۰۰ هزار (معادل کمتر از ۲۰ درصد ظرفیت اسمی) میرسد.
جلالیپور ادامه داد: تولید شمش سرب در کشور در حالی با این کاهش چشمگیر مواجه شده است که فعالان صنعت سرب و نیز تنها تشکل تخصصی مرتبط با این صنعت یعنی انجمن صنفی کارفرمایی تولیدکنندگان و صادرکنندگان شمش سرب ایران، اشراف کامل بر نقاط ضعف و نیز راهکارهای موجود در حوزه تولید شمش سرب دارند، اما متاسفانه شاهد آن هستیم که برخلاف ماده ۲۴ قانون بهبود مستمر محیط کسبوکار، وضع قوانین و دستورالعملهای مرتبط همچنان بدون مشورت با تشکل تخصصی این صنعت صورت میپذیرد و تلاشی نیز از سوی نهادهای ذیربط در راستای مرتفعسازی چالشهای موجود انجام نمیشود. این مسئله امروز به مهمترین چالش پیشروی شرکتهای فعال در بخش خصوصی کشور، بهویژه تولیدکنندگان شمش سرب تبدیل شده است که ضرورت دارد تصمیمات لازم برای اصلاح این رویه نادرست هرچه زودتر توسط دولتمردان اتخاذ شود.
وجود سیاستگذاریهای نادرست و غیرکارشناسانه
فعال صنعت و معدن گفت: در این بین، نمیتوان اثر برخی سیاستگذاریهای نادرست و غیرکارشناسانه همچون ایجاد تعهدات ارزی نابجا، الزام به عرضه در بورس بدون ایجاد زیرساختهای لازم، وضع عوارض صادراتی بر شمش سرب، صادرات کنسانتره سرب بهعنوان مواد اولیه این صنعت و… را نادیده گرفت. متاسفانه باوجود رایزنیها و نامهنگاریهای بسیاری که برای رفع این موانع انجام شده، نهتنها نتیجه مطلوب حاصل نشده است، بلکه برای مثال امروز شاهد به صفر رسیدن صادرات قطعی و عام شمش سرب از کشور هستیم که عارضه مذکور بهدنبال وضع سیاست غلط رفع تعهد ارزی برای صادرات از محل ورود موقت برای پردازش از سال ۱۳۹۹ گریبانگیر این رویه تجاری نیز شده است و ورود موقتکنندگان مواد اولیه ابدا ثباتی در سیاستگذاریهای جاری ملاحظه نکرده و همین موضوع باعث کاهش شدید فعالیت واحدهای تولیدی وفق رویه مذکور شده است! در حالی که ایران باتوجه به حجم بالای ذخایر معدنی و همچنین دارا بودن برترین تکنولوژی بازیافت باتریهای فرسوده بین کشورهای همسایه، تا حدود 4 سال قبل یکی از کشورهای مطرح قاره کهن در صنعت سرب بهشمار میآمد و در بسیاری از بازارهای منطقهای و بینالمللی زبانزد بود که بهلطف تصمیمات و سیاستگذاریهای نادرست، امروز تمامی بازارهای هدف صنعت سرب از دست رفته است و کشورهای همجوار گوی رقابت را از تولیدکنندگان داخلی ربودهاند.
وی افزود: فعالیت واحدهای غیرمجاز، معضل اساسی دیگری بهشمار میآید که امروزه فعالان صنعت سرب با آن دست و پنجه نرم میکنند. در حالی که واحدهای مجاز تولید شمش سرب تحتنظارتها و سختگیریهای شدید سازمان حفاظت از محیطزیست بهمنظور جلوگیری از ایجاد آلایندگیهای احتمالی صنعت سرب قرار دارند و برای مثال مکلف به پرداخت هزینه گاز مصرفی به مبلغ حدودا 3 هزار و ۵۰۰ تومان بهازای هر مترمکعب هستند، واحدهای غیرمجاز بهآسانی و بدون هیچ نظارت زیستمحیطی در حال فعالیت بوده و هزینه گاز مصرفی خود را حدود ۵۰۰ تومان بهازای هر مترمکعب پرداخت میکنند. از طرفی، باتوجه به اینکه حاشیه سود فعالیت در صنعت سرب به شدت کاهش یافته است، واحدهای مجاز تولیدکننده شمش سرب توانایی رقابت با واحدهای غیرمجاز را از دست دادهاند و قادر به پرداخت هزینههای هنگفت تولید اعم از حقوق نیروی انسانی، بیمه، مالیات و … در مقایسه با هزینههای بسیار کمتر تولید در واحدهای غیرمجاز نیستند.
سخن پایانی
مشکلات مهمی در صنایع مختلف کشور وجود دارد که صنایعی مانند قلع و سرب جدا از این مشکلات نیستند. سیاستهای غلط در بازار محصولات معدنی و همچنین وجود ناترازی انرژی، دست بهدست هم دادهاند تا این صنایع مهم درگیر مشکلات شوند. امید است تا از مشکلات گذشته درس گرفته و آینده این صنایع مهم را بهخطر نیندازیم.