وقتی شعار جای عدالت را می‌گیرد

شیدا آریایی‌پور پژوهشگر حقوقی

ی ۱۶

در ایران «حمایت از مصرف‌کننده» سال‌هاست که به یک عبارت تکراری و آیینی تبدیل شده؛ عبارتی که در بیانیه‌ها و همایش‌ها پررنگ است، اما در زندگی روزمره مردم کمرنگ و گاه نامرئی. مسئله دیگر صرفاً گرانی یا کیفیت پایین کالا نیست؛ مسئله اصلی، ساختاری است که در آن مطالبات جامعه یا شنیده نمی‌شود یا در پیچ‌وخم بوروکراسی فرسوده می‌شود یا در نهایت به شکلی تحریف‌شده بازتولید می‌گردد.

نهاد متولی این حوزه یعنی سازمان حمایت مصرف‌کنندگان و تولیدکنندگان به‌طور رسمی مسئول صیانت از حقوق خریداران است. اما پرسش جدی اینجاست: در تعارض میان منافع تولیدکننده قدرتمند و مصرف‌کننده پراکنده، کفه ترازو واقعاً به سود کدام‌یک سنگینی می‌کند؟

دوگانه‌ای که هرگز حل نشد

در ساختار سیاست‌گذاری اقتصادی ایران، همواره یک دوگانه وجود داشته است: حمایت از تولید یا حمایت از مصرف؟ در عمل، آنچه غالب بوده، اولویت‌دادن به تولیدکننده به قیمت نادیده گرفتن حقوق مصرف‌کننده بوده است. تعرفه‌های سنگین واردات، بازارهای انحصاری، قیمت‌گذاری‌های غیرشفاف و حمایت‌های بی‌قیدوشرط از صنایع ناکارآمد، همگی به نام «حمایت از تولید ملی» توجیه شده‌اند.

اما نتیجه چه بوده است؟

بازاری محدود، انتخابی اندک، کیفیتی متوسط و قیمتی که اغلب با قدرت خرید مردم همخوانی ندارد.

وقتی رقابت واقعی وجود ندارد، مصرف‌کننده عملاً حق انتخاب ندارد. وقتی اطلاعات دقیق از هزینه تولید، ساختار قیمت‌گذاری یا کیفیت استانداردها منتشر نمی‌شود، حق آگاهی نیز به‌شدت تضعیف می‌شود. این یعنی نقض سیستماتیک حقوقی که در قوانین به رسمیت شناخته شده‌اند.

فساد در مسیر مطالبات؛ از شکایت تا سکوت

فساد در حوزه مصرف‌کننده در ایران الزاماً به شکل رشوه‌گیری آشکار نیست؛ بلکه بیشتر به شکل «فرسایش مطالبات» بروز می‌کند. شهروندی که کالای معیوب خریده یا خدمات ناقص دریافت کرده، باید از چه مسیری پیگیری کند؟ ثبت شکایت، پیگیری حضوری، ارائه مستندات، انتظار طولانی برای رسیدگی، و در بسیاری موارد، نتیجه‌ای که تناسبی با خسارت وارده ندارد.

این روند فرسایشی باعث می‌شود بسیاری از مردم اساساً از مطالبه حق خود صرف‌نظر کنند. در چنین وضعیتی، تخلف هزینه چندانی برای عرضه‌کننده ندارد. وقتی احتمال پیگیری مؤثر پایین است، بازدارندگی نیز تضعیف می‌شود. این همان نقطه‌ای است که فساد ساختاری شکل می‌گیرد: نه به‌صورت یک تخلف استثنایی، بلکه به‌عنوان یک رویه عادی و کم‌هزینه.

تسخیر نهاد تنظیم‌گر

یکی از جدی‌ترین چالش‌های نظام حمایت از مصرف‌کننده در ایران، پدیده «تسخیر تنظیم‌گر» است. در این وضعیت، نهاد ناظر به‌جای آن‌که نماینده منافع عمومی باشد، ناخواسته یا عامدانه تحت‌تأثیر ذی‌نفعان بزرگ قرار می‌گیرد. صنایع بزرگ، شرکت‌های شبه‌انحصاری و بازیگران قدرتمند اقتصادی، به دلیل دسترسی بیشتر به منابع، اطلاعات و شبکه‌های تصمیم‌گیری، نفوذی به‌مراتب بیش از مصرف‌کنندگان پراکنده دارند.

در نتیجه، سیاست‌ها به‌گونه‌ای طراحی می‌شوند که شوک جدی به تولیدکننده وارد نشود اگر این به معنای انتقال هزینه به مصرف‌کننده باشد. نمونه‌های متعدد افزایش قیمت ناگهانی، کاهش کیفیت بدون اطلاع‌رسانی شفاف، یا عرضه محدود کالا در شرایط حساس، نشان می‌دهد که توازن قدرت به‌طور محسوسی به زیان مردم عادی است.

اقتصاد غیرشفاف؛ زمین بازی نابرابر

شفافیت اقتصادی در ایران همچنان یکی از حلقه‌های مفقوده حمایت مؤثر از مصرف‌کننده است. اطلاعات مربوط به زنجیره تأمین، میزان سود واسطه‌ها، استانداردهای کنترل کیفیت و حتی آمار دقیق تخلفات، به‌صورت عمومی و نظام‌مند در دسترس نیست. وقتی داده‌ها محرمانه یا مبهم باقی می‌مانند، امکان نظارت اجتماعی از بین می‌رود.

در چنین شرایطی، مصرف‌کننده تنها در نقش «پرداخت‌کننده نهایی» ظاهر می‌شود، نه یک بازیگر آگاه و اثرگذار. این نابرابری اطلاعاتی، بستر اصلی رانت و تبعیض است. بازاری که در آن اطلاعات به‌صورت نامتقارن توزیع شود، به‌طور طبیعی مستعد فساد است.

بروکراسی؛ سپر دفاعی یا مانع عدالت؟

یکی از نقدهای جدی به ساختار فعلی، سنگینی بوروکراسی است. فرآیندهای طولانی، ارجاع‌های مکرر، نبود پاسخ‌گویی روشن و گاه برخوردهای سلیقه‌ای، همگی موجب کاهش اعتماد عمومی می‌شوند. در بسیاری از موارد، رسیدگی به شکایات به‌اندازه‌ای زمان‌بر است که عملاً اثر بازدارنده خود را از دست می‌دهد.

از سوی دیگر، گزارش‌های رسمی از برخورد با تخلفات اغلب کلی و فاقد جزئیات است. جامعه نمی‌داند کدام شرکت‌ها بیشترین تخلف را داشته‌اند، چه مجازاتی اعمال شده و آیا این مجازات متناسب با سود حاصل از تخلف بوده است یا نه. نبود این شفافیت، این تصور را تقویت می‌کند که هزینه تخلف برای برخی بازیگران چندان سنگین نیست.

فرسایش سرمایه اجتماعی

وقتی مصرف‌کننده احساس کند صدایش شنیده نمی‌شود، نتیجه فقط نارضایتی اقتصادی نیست؛ بلکه بی‌اعتمادی گسترده‌تری شکل می‌گیرد. سرمایه اجتماعی یعنی اعتماد مردم به نهادها به‌آرامی تحلیل می‌رود. این بی‌اعتمادی می‌تواند به گسترش بازارهای غیررسمی، احتکار خانگی، خرید هیجانی و حتی بی‌تفاوتی کامل نسبت به تخلفات منجر شود.

جامعه‌ای که در آن مردم امیدی به اصلاح از مسیر قانونی ندارند، به‌تدریج از مشارکت مدنی فاصله می‌گیرد. این وضعیت، هم برای اقتصاد و هم برای حکمرانی پرهزینه است.

چه باید کرد؟

اگر قرار است حمایت از مصرف‌کننده از سطح شعار فراتر رود، چند تغییر بنیادین ضروری است

انتشار عمومی داده‌های تخلف و مجازات‌ها به‌صورت شفاف و قابل دسترس.

استقلال واقعی نهاد ناظر از فشارهای سیاسی و اقتصادی.

کاهش انحصار و تقویت رقابت واقعی در بازارها.

ساده‌سازی و دیجیتالی‌کردن کامل فرآیند شکایت با ضمانت اجرای زمانی مشخص.

مدیریت تعارض منافع در سطوح تصمیم‌گیری اقتصادی.

بدون این اصلاحات، هرگونه سخن گفتن از حمایت از مصرف‌کننده بیشتر به یک مراسم نمادین شباهت خواهد داشت تا یک سیاست عمومی کارآمد.

حمایت از مصرف‌کننده در ایران امروز بیش از هر چیز نیازمند شجاعت نهادی است شجاعتی برای ایستادن در برابر انحصار، شفاف‌کردن داده‌ها و پذیرش نقد عمومی. تا زمانی که ساختار قدرت اقتصادی نامتوازن باقی بماند و مطالبات جامعه در مسیر اجرا مستهلک شود، فاصله میان قانون و واقعیت همچنان پابرجا خواهد بود و این فاصله، دقیقاً همان جایی است که فساد رشد می‌کند.

دیدگاهتان را بنویسید

بخش‌های ستاره دار الزامی است
*
*

پخش زنده

آخرین اخبار

پربازدیدترین