سهام معدنی در ترازوی سودآوری
بازار سرمایه در شرایطی وارد مرحله تازهای از معاملات شده که افزایش تقاضا و ورود نقدینگی، بار دیگر توجه سرمایهگذاران را به نمادهای بزرگ و اثرگذار جلب کرده است. در این میان، سهام شرکتهای معدنی و فلزی به دلیل ارتباط مستقیم با قیمتهای جهانی، نرخ ارز، میزان تولید و هزینههای انرژی، از جایگاه ویژهای در بازار برخوردارند. با این حال، مسیر این گروه تنها به روند قیمت کامودیتیها یا نوسان شاخص بورس وابسته نیست و عواملی مانند سیاستهای داخلی، محدودیت انرژی، طرحهای توسعه و کیفیت سودآوری نیز میتوانند بر ارزش سهام آنها اثرگذار باشند.
در شرایطی که بخشی از نقدینگی دوباره به سمت نمادهای بزرگ بازار حرکت کرده، این پرسش مطرح است که سهام معدنی تا چه اندازه از پشتوانه بنیادی برای تداوم این روند برخوردارند و سرمایهگذاران باید چه متغیرهایی را در ارزیابی این شرکتها در نظر بگیرند. کارشناسان بازار سرمایه، در گفتوگو با صمت ، وضعیت سهام معدنی در بازار سرمایه، اثر نرخ ارز و قیمتهای جهانی، ریسک انرژی، نقش پروژههای توسعهای و تفاوت میان رشد قیمتی سهام و بهبود واقعی عملکرد شرکتها را بررسی کرده است.
بازار در مسیر بازگشت تقاضا
نیما حبیبزاده، کارشناس بازار سرمایه، در گفتوگو با صمت در ابتدای سخنان خود با اشاره به شرایط فعلی بازار سرمایه گفت: بورس در روزهای اخیر دوباره با افزایش تقاضا مواجه شده است. شاخص کل در آخرین روز معاملاتی با رشد بیش از ۱۲۱ هزار واحدی به محدوده ۷ میلیون و ۲۷۴ هزار واحد رسید و بخش بزرگی از نمادهای بازار نیز معاملات مثبتی را تجربه کردند. این وضعیت نشان میدهد که فعلاً تقاضا در بازار افزایش پیدا کرده، اما نمیتوان صرفاً بر اساس یک یا چند روز مثبت درباره تداوم این روند قضاوت کرد.
وی افزود: برای گروههای بزرگ و اثرگذار بازار، از جمله شرکتهای معدنی و فلزی، موضوع مهم این است که رشد قیمت سهام با وضعیت سودآوری شرکتها همراه شود. اگر افزایش قیمتها صرفاً ناشی از ورود نقدینگی باشد، ممکن است بازار در ادامه با نوسان مواجه شود؛ اما زمانی که رشد بازار با بهبود درآمد و سود شرکتها همراه باشد، شرایط متفاوت خواهد بود.
این کارشناس بازار سرمایه ادامه داد: سهام معدنی را نمیتوان از بازار جهانی جدا کرد. قیمت سنگآهن، مس، طلا و سایر مواد معدنی مستقیماً یا غیرمستقیم بر درآمد و سودآوری شرکتهای این گروه اثر میگذارد. بنابراین سرمایهگذار در این بخش علاوه بر بررسی صورتهای مالی شرکت، باید تحولات بازارهای جهانی را نیز دنبال کند.
حبیبزاده اظهار کرد: در شرکتهای سنگآهنی، نرخ فروش محصولات، میزان تولید، وضعیت زنجیره فولاد و قیمت محصولات فولادی اهمیت زیادی دارد. در شرکتهای مرتبط با مس نیز قیمت جهانی مس و نرخ ارز از متغیرهای مهم هستند. بنابراین نمیتوان همه شرکتهای معدنی را با یک معیار واحد ارزیابی کرد.
رشد فروش، مهمتر از هیجان معاملات
وی با اشاره به عملکرد برخی شرکتهای معدنی گفت: در بهار امسال مجموع درآمد صنعت سنگآهن نسبت به دوره مشابه سال قبل رشد داشته و شرکتهایی مانند کگهر، کنور، کگل و کچاد در این زمینه عملکرد قابل توجهی ثبت کردهاند. برای نمونه، بر اساس گزارشهای منتشرشده، درآمد کگهر در بهار رشد ۴۵ درصدی داشته، در حالی که رشد درآمد کگل ۲۳ درصد و کچاد ۱۵ درصد گزارش شده است. البته رشد فروش به تنهایی به معنای افزایش جذابیت یک سهم نیست و باید سود خالص، بهای تمامشده، نرخ فروش و وضعیت تولید نیز بررسی شود.
حبیبزاده افزود: یکی از اشتباهات رایج در بازار این است که سرمایهگذار تنها به رشد فروش نگاه کند. ممکن است فروش یک شرکت افزایش پیدا کند، اما همزمان هزینههای تولید نیز رشد کرده باشد و در نهایت حاشیه سود کاهش پیدا کند. بنابراین برای ارزیابی سهام معدنی باید مجموعهای از شاخصها را کنار هم قرار داد.
این کارشناس بازار سرمایه در ادامه گفت: یکی از موضوعاتی که در تحلیل شرکتهای معدنی و فلزی باید جدی گرفته شود، محدودیت انرژی است. برق و گاز برای بخش قابل توجهی از زنجیره معدن و صنایع معدنی، نهادههای مهم تولید هستند و قطعی یا محدودیت آنها میتواند مستقیماً مقدار تولید را کاهش دهد.
وی ادامه داد: اگر شرکتی نتواند به ظرفیت اسمی خود تولید کند، حتی در صورت مناسب بودن قیمت جهانی محصول، درآمد مورد انتظار آن محقق نمیشود. بنابراین در شرایط فعلی، بررسی وضعیت انرژی شرکتها و میزان آسیبپذیری آنها در برابر محدودیتهای برق و گاز، بخشی از تحلیل بنیادی سهام معدنی است.
نرخ ارز؛ فرصت و ریسک همزمان
حبیبزاده درباره تأثیر نرخ ارز بر سهام معدنی نیز اظهار کرد: بسیاری از شرکتهای بزرگ معدنی و فلزی درآمدهای صادراتی یا فروشهایی با ارتباط مستقیم یا غیرمستقیم با نرخهای جهانی دارند. به همین دلیل تغییر نرخ ارز میتواند در محاسبات درآمد ریالی آنها اثرگذار باشد.
وی افزود: اما افزایش نرخ ارز به تنهایی اتفاق مثبتی برای شرکت نیست. باید دید در کنار افزایش درآمد ریالی، هزینههای شرکت، نرخ انرژی، حقوق و دستمزد، حملونقل و سایر نهادههای تولید چه تغییری کرده است. بنابراین اثر ارز باید در قالب سودآوری نهایی شرکت بررسی شود، نه فقط افزایش مبلغ فروش.
این کارشناس بازار سرمایه با اشاره به تفاوت شرکتهای معدنی گفت: برای مثال، فملی بهعنوان یکی از بزرگترین شرکتهای بازار سرمایه، در معرض تحولات بازار جهانی مس قرار دارد. عملکرد درآمدی این شرکت در سال جاری نیز مورد توجه بازار بوده است. بنابراین محرکهای آن با یک شرکت سنگآهنی مانند کگل یا کچاد یکسان نیست.
حبیبزاده ادامه داد: حتی میان شرکتهای سنگآهنی نیز تفاوتهایی وجود دارد؛ میزان ذخایر، ظرفیت تولید، میزان تکمیل زنجیره، سرمایهگذاریهای توسعهای و ترکیب محصولات میتواند سودآوری آنها را متفاوت کند. در نتیجه، عبارت «سهام معدنی» یک عنوان کلی است و برای تصمیمگیری باید هر شرکت بهصورت جداگانه بررسی شود.
ارزشگذاری را نباید فراموش کرد
وی درباره نسبتهای ارزشگذاری گفت: در شرایطی که بازار با رشد مواجه شده، توجه به ارزشگذاری اهمیت بیشتری پیدا میکند. سرمایهگذار نباید صرفاً به این دلیل که یک سهم معدنی در گذشته عملکرد خوبی داشته، تصور کند که در قیمت فعلی نیز همان ظرفیت رشد را دارد.
این کارشناس بازار سرمایه افزود: نسبت P/E، سودآوری آینده، طرحهای توسعه، میزان تقسیم سود، جریان نقدی و کیفیت داراییها باید در کنار یکدیگر بررسی شوند. حتی دو شرکت فعال در یک صنعت ممکن است به دلیل تفاوت در سودآوری و ارزشگذاری، شرایط متفاوتی داشته باشند.
حبیبزاده درباره رفتار نقدینگی در گروه معدنی گفت: در دورههای ورود پول به بازار، معمولاً نمادهای بزرگ و شناختهشده بیشتر مورد توجه قرار میگیرند، زیرا نقدشوندگی بالاتری دارند. اما این مسئله به معنای آن نیست که همه شرکتهای بزرگ الزاماً از نظر بنیادی در یک وضعیت قرار دارند.
وی ادامه داد: در کنار نقدینگی، باید گزارشهای ماهانه و فصلی شرکتها را دنبال کرد. بازار در نهایت به سمت شرکتهایی میرود که بتوانند سودآوری خود را تثبیت یا تقویت کنند. بنابراین انتشار گزارشهای عملکردی و میزان تحقق برنامه تولید و فروش میتواند در ادامه مسیر این گروه اهمیت زیادی داشته باشد.
نگاه سرمایهگذار باید بلندمدتتر شود
این کارشناس بازار سرمایه خاطرنشان کرد: سهام معدنی ذاتاً با متغیرهایی مواجه است که در کوتاهمدت میتوانند نوسان زیادی ایجاد کنند؛ از قیمت جهانی مواد معدنی گرفته تا نرخ ارز، سیاستهای داخلی و شرایط انرژی. به همین دلیل نگاه کوتاهمدت و صرفاً مبتنی بر نوسان قیمت میتواند ریسک سرمایهگذاری را افزایش دهد.
وی تصریح کرد: در مقابل، سرمایهگذاری بر اساس شناخت مدل کسبوکار، وضعیت تولید، سودآوری، ارزشگذاری و چشمانداز صنعت میتواند تصویر دقیقتری از یک شرکت ارائه کند. در نهایت، برای سهام معدنی نمیتوان یک نسخه واحد پیچید و هر نماد باید بر اساس شرایط بنیادی خودش بررسی شود.
حبیبزاده در پایان گفت: سهام معدنی در شرایط فعلی بازار سرمایه همچنان از گروههای مهم و اثرگذار محسوب میشوند، اما مسیر آنها به مجموعهای از عوامل داخلی و خارجی وابسته است. قیمتهای جهانی، نرخ ارز، میزان تولید، هزینه انرژی و ارزشگذاری شرکتها همگی در تعیین چشمانداز این نمادها نقش دارند. بنابراین رشد اخیر بازار میتواند زمینه افزایش توجه به سهام معدنی را فراهم کند، اما تداوم این توجه در نهایت به عملکرد واقعی شرکتها و توان آنها برای تبدیل رشد درآمد به سود پایدار بستگی خواهد داشت.
معدنیها را نباید فقط با تابلو سنجید
علی عباسی، کارشناس بازار سرمایه در ابتدای سخنان خود با اشاره به شرایط فعلی بازار سرمایه به صمت گفت: در مقطع کنونی، یکی از مهمترین نکاتی که درباره سهام معدنی باید مورد توجه قرار گیرد، فاصله میان رفتار کوتاهمدت بازار و واقعیتهای عملیاتی شرکتهاست. ممکن است یک نماد در یک دوره زمانی با افزایش تقاضا و رشد قیمت مواجه شود، اما این اتفاق لزوماً به معنای تغییر بنیادین در وضعیت شرکت نیست.
وی افزود: شرکتهای معدنی معمولاً بنگاههایی بزرگ با داراییهای قابل توجه، ذخایر معدنی، ظرفیت تولید و پروژههای توسعهای هستند. به همین دلیل تحلیل آنها باید فراتر از روند چند روزه قیمت سهم باشد. سرمایهگذار باید ببیند شرکت چه میزان تولید دارد، محصول خود را با چه نرخی میفروشد، هزینه تولید آن چگونه تغییر کرده و چه چشماندازی برای سودآوری دارد.
این کارشناس بازار سرمایه ادامه داد: در واقع، تابلو فقط بخشی از داستان را نشان میدهد و برای شناخت وضعیت یک سهم معدنی باید به پشت صحنه آن یعنی عملیات شرکت توجه کرد.
پول تازه اول سراغ بزرگان میرود
عباسی درباره ورود نقدینگی به بازار اظهار کرد: زمانی که جریان نقدینگی در بازار تقویت میشود، معمولاً شرکتهای بزرگ و شناختهشده بیشتر در معرض توجه قرار میگیرند. دلیل آن هم مشخص است؛ این شرکتها از ارزش بازار و نقدشوندگی بیشتری برخوردارند و ورود و خروج سرمایه در آنها برای سرمایهگذاران بزرگ آسانتر است.
وی تصریح کرد: بخش قابل توجهی از شرکتهای معدنی و فلزی در زمره همین نمادهای بزرگ قرار دارند. بنابراین اگر موج جدیدی از نقدینگی وارد بورس شود، طبیعی است که گروههای بزرگ نیز مورد توجه قرار گیرند. اما این موضوع نباید به این برداشت منجر شود که هر سهم بزرگ معدنی صرفاً به دلیل ورود پول، گزینه مناسبی برای سرمایهگذاری است.
عباسی افزود: ورود پول میتواند محرک کوتاهمدت قیمت باشد، اما در ادامه، صورتهای مالی و عملکرد واقعی شرکت است که میتواند روند سهم را پشتیبانی کند.
دلار هنوز متغیر تعیینکننده است
این کارشناس بازار سرمایه در ادامه گفت: برای بخش معدن و صنایع معدنی، نرخ ارز یکی از متغیرهای مهم در محاسبات است. بسیاری از محصولات این شرکتها با قیمتهای جهانی سنجیده میشوند و بخشی از فروش آنها نیز صادراتی است. بنابراین تغییرات نرخ ارز میتواند روی درآمد ریالی شرکتها اثر بگذارد.
وی ادامه داد: البته نباید اثر نرخ ارز را سادهسازی کرد. افزایش نرخ ارز از یک طرف میتواند درآمد ریالی شرکت را افزایش دهد، اما از طرف دیگر هزینههای حملونقل، تجهیزات، قطعات، انرژی و سایر نهادهها نیز ممکن است افزایش پیدا کند. بنابراین آنچه برای سهامدار اهمیت دارد، اثر نهایی این تغییرات بر سود شرکت است.عباسی خاطرنشان کرد: به همین دلیل، در تحلیل یک سهم معدنی نباید صرفاً گفت افزایش نرخ ارز به نفع شرکت است. باید دید ساختار درآمد و هزینه شرکت چگونه است و چه مقدار از افزایش درآمد در نهایت به سود خالص تبدیل خواهد شد.
وی با اشاره به قیمتهای جهانی مواد معدنی اظهار کرد: شرکتهای معدنی از جمله شرکتهایی هستند که بیش از بسیاری از صنایع داخلی تحت تأثیر بازارهای جهانی قرار دارند. قیمت مس، سنگآهن، فولاد، طلا و سایر کامودیتیها میتواند مستقیماً یا غیرمستقیم بر درآمد شرکتها اثر بگذارد.
این کارشناس بازار سرمایه ادامه داد: به همین دلیل، تحلیل سهام معدنی بدون بررسی بازار جهانی ناقص است. ممکن است یک شرکت از نظر تولید شرایط بسیار خوبی داشته باشد، اما اگر قیمت جهانی محصول آن کاهش پیدا کند، سودآوری شرکت نیز تحت فشار قرار گیرد.
عباسی افزود: از سوی دیگر، افزایش قیمت جهانی نیز به تنهایی کافی نیست. باید میزان تولید، کیفیت محصول، ظرفیت فروش و هزینههای شرکت را کنار قیمت جهانی قرار داد تا مشخص شود افزایش قیمت کامودیتی چه اثری بر سودآوری خواهد داشت.
مشکل از معدن شروع نمیشود
عباسی درباره ریسکهای داخلی شرکتهای معدنی گفت: یکی از موضوعاتی که در سالهای اخیر اهمیت بیشتری پیدا کرده، هزینه و دسترسی به انرژی است. معدن و صنایع معدنی برای تولید به برق و گاز نیاز دارند و هرگونه محدودیت در تأمین انرژی میتواند میزان تولید شرکت را کاهش دهد.
وی افزود: برای یک شرکت معدنی، توقف تولید فقط به معنای از دست دادن چند روز تولید نیست. اگر محدودیت انرژی ادامهدار باشد، برنامه فروش، تحویل محصول، قراردادها و حتی برنامههای توسعهای شرکت نیز تحت تأثیر قرار میگیرد.
این کارشناس بازار سرمایه تصریح کرد: بنابراین سرمایهگذار باید در کنار قیمت جهانی و نرخ ارز، وضعیت انرژی شرکت را نیز بررسی کند. شرکتی که ظرفیت اسمی بالایی دارد اما نمیتواند به دلیل محدودیت انرژی از ظرفیت خود استفاده کند، الزاماً به اندازه ظرفیت اسمی خود سود ایجاد نخواهد کرد.
وی درباره پروژههای توسعهای شرکتهای معدنی اظهار کرد: یکی از جذابیتهای شرکتهای معدنی بزرگ، پروژههای توسعهای آنهاست. توسعه ظرفیت استخراج، احداث واحدهای فرآوری، تکمیل زنجیره تولید و ورود به حلقههای جدید میتواند در بلندمدت ارزش شرکت را افزایش دهد.
عباسی ادامه داد: اما پروژه توسعهای زمانی برای سهامدار ارزش ایجاد میکند که از نظر اقتصادی توجیه داشته باشد و در زمان مناسب به بهرهبرداری برسد. صرف اعلام یک پروژه چند میلیارد دلاری نمیتواند مبنای ارزشگذاری قرار گیرد.
وی افزود: باید مشخص باشد منابع مالی پروژه از کجا تأمین میشود، چه مقدار سرمایه نیاز دارد، چه زمانی به بهرهبرداری میرسد و بعد از راهاندازی چه میزان درآمد و سود ایجاد خواهد کرد. در غیر این صورت، ممکن است پروژهای که روی کاغذ بسیار جذاب است، در عمل سالها منابع شرکت را درگیر کند.
بازار به گزارشها سختگیرتر نگاه میکند
این کارشناس بازار سرمایه با اشاره به وضعیت فعلی معاملات گفت: در شرایطی که بازار بعد از یک دوره رشد با افزایش توجه سرمایهگذاران مواجه شده، انتظار میرود حساسیت بازار نسبت به گزارشهای شرکتها نیز بیشتر شود. دیگر صرفاً افزایش قیمت سهم نمیتواند محرک ادامه مسیر باشد. بازار باید ببیند آیا تولید افزایش پیدا کرده، فروش شرکت رشد کرده، حاشیه سود حفظ شده و جریان نقدی شرکت وضعیت مناسبی دارد یا خیر.
عباسی افزود: برای همین، گزارشهای ماهانه و فصلی شرکتهای معدنی اهمیت زیادی دارند. سرمایهگذار باید روند چند دوره را کنار هم قرار دهد و از روی آن درباره کیفیت سودآوری شرکت قضاوت کند.
آینده معدنیها به کیفیت سود گره خورده است
عباسی در پایان گفت: گروه معدنی همچنان یکی از بخشهای مهم بازار سرمایه است و این موضوع به ماهیت شرکتهای این گروه، اندازه آنها و ارتباطشان با بازارهای جهانی برمیگردد. اما برای ارزیابی این گروه نمیتوان یک نسخه واحد ارائه کرد. هر شرکت معدنی باید بر اساس ترکیبی از قیمت جهانی محصول، نرخ ارز، مقدار تولید، هزینه انرژی، وضعیت طرحهای توسعه، ساختار هزینه و ارزشگذاری بررسی شود. در چنین شرایطی، تفاوت اصلی میان سهمی که صرفاً رشد قیمتی داشته و سهمی که از پشتوانه عملکرد عملیاتی برخوردار است، اهمیت بیشتری پیدا میکند.
این کارشناس بازار سرمایه افزود: اگر ورود نقدینگی به بازار ادامه پیدا کند، میتواند توجه بیشتری به گروههای بزرگ از جمله معدنیها ایجاد کند، اما در نهایت این عملکرد واقعی شرکتهاست که میتواند ارزش بازار آنها را در بلندمدت توجیه کند.
سخن پایانی
سهام معدنی در شرایط فعلی بازار سرمایه همچنان تحت تأثیر همزمان متغیرهای داخلی و جهانی قرار دارند. نرخ ارز، قیمت کامودیتیها، میزان تولید، هزینه انرژی و روند اجرای طرحهای توسعه، عواملی هستند که میتوانند مسیر سودآوری این شرکتها را تغییر دهند.
در چنین شرایطی، رشد قیمت سهام بهتنهایی نمیتواند معیار مناسبی برای ارزیابی شرکتهای معدنی باشد. آنچه اهمیت دارد، کیفیت سود، توان تولید و فروش و میزان انعکاس تحولات بازار در عملکرد واقعی شرکتهاست.
از این منظر، آینده سهام معدنی بیش از آنکه به هیجان کوتاهمدت معاملات وابسته باشد، به توان شرکتها برای حفظ سودآوری و مدیریت ریسکهای تولید و بازار گره خورده است.