-
صمت گزارش می‌دهد

تولید صنعتی؛ مسیر ورود ایران به اقتصاد جهانی

اقتصاد ایران سال‌هاست با یک پرسش اساسی روبه‌روست؛ چرا با وجود برخورداری از منابع طبیعی، نیروی انسانی، ظرفیت‌های صنعتی و موقعیت جغرافیایی کم‌نظیر، هنوز سهم کشور از زنجیره‌های ارزش جهانی متناسب با این ظرفیت‌ها نیست؟ پاسخ را نمی‌توان تنها در محدودیت‌ها یا دشواری‌های دسترسی به بازارهای بین‌المللی جست‌وجو کرد. مسئله عمیق‌تر از اینهاست و به ساختار تولید، سطح فناوری، بهره‌وری، کیفیت محصولات، توان صادراتی و حتی نحوه اتصال بنگاه‌های ایرانی به شبکه‌های منطقه‌ای و جهانی بازمی‌گردد.

تولید صنعتی؛ مسیر ورود ایران به اقتصاد جهانی

 در اقتصاد امروز، کشورها صرفا با فروش مواد اولیه یا تولید برای بازار داخلی به جایگاه پایدار در تجارت جهانی نمی‌رسند. آنچه قدرت صنعتی ایجاد می‌کند، حضور در حلقه‌های گوناگون تولید، از طراحی و فناوری گرفته تا ساخت، لجستیک، بازاریابی و توزیع است. از این منظر، صنعت ایران برای عبور از مرزهای بازار داخلی، نیازمند بازتعریف جایگاه خود در اقتصاد منطقه و جهان است؛ مسیری که بدون سرمایه‌گذاری، فناوری، زیرساخت و ثبات سیاست‌گذاری دشوار خواهد بود. پرسش اصلی اینجاست که چه موانعی باعث شده ظرفیت‌های صنعتی ایران هنوز به سهمی متناسب در زنجیره ارزش جهانی تبدیل نشود؟

از ظرفیت تولید تا توان رقابت؛ فاصله‌ای که باید پر شود

صنعت ایران از ظرفیت‌های متنوعی برخوردار است؛ از صنایع معدنی و فلزی و پتروشیمی گرفته تا خودرو، قطعه‌سازی، صنایع غذایی، دارویی، لوازم خانگی و ده‌ها رشته تولیدی دیگر. با این حال، داشتن ظرفیت تولید به‌تنهایی به معنای برخورداری از جایگاه مؤثر در اقتصاد جهانی نیست. تفاوت اصلی میان یک تولیدکننده داخلی و یک بازیگر زنجیره ارزش جهانی، در توان رقابت، کیفیت، فناوری، قیمت تمام‌شده، استمرار عرضه و دسترسی به بازار نهفته است. یکی از چالش‌های مهم صنعت ایران، فاصله میان ظرفیت اسمی تولید و توان واقعی رقابت در بازارهای بین‌المللی است. بسیاری از بنگاه‌ها همچنان بخش قابل‌توجهی از انرژی خود را صرف عبور از مسائل روزمره مانند تأمین مالی، نوسانات هزینه‌ها، دسترسی به مواد اولیه، مشکلات انرژی و بی‌ثباتی مقررات می‌کنند. در چنین شرایطی، سرمایه‌گذاری بلندمدت برای توسعه محصول، تحقیق و توسعه و ورود به بازارهای جدید دشوار می‌شود. از سوی دیگر، زنجیره ارزش جهانی فقط به صادرات محصول نهایی محدود نیست. یک کشور می‌تواند در طراحی، تولید قطعات، تأمین مواد، خدمات فنی و مهندسی، بسته‌بندی، حمل‌ونقل، بازاریابی یا توزیع یک محصول نقش داشته باشد. بنابراین، افزایش سهم ایران از اقتصاد جهانی الزاما به معنای افزایش حجم صادرات خام یا کالاهای نهایی نیست؛ بلکه مسئله اصلی، ارتقای جایگاه تولیدکنندگان ایرانی در حلقه‌های دارای ارزش‌افزوده بیشتر است.

مزیت جغرافیایی بدون تولید رقابت‌پذیر کافی نیست

موقعیت جغرافیایی ایران نیز یکی از ظرفیت‌هایی است که هنوز به‌طور کامل به مزیت اقتصادی تبدیل نشده است. قرار گرفتن کشور در مسیر ارتباطی میان شرق و غرب و دسترسی به بازارهای منطقه‌ای می‌تواند زمینه‌ای برای توسعه تجارت، لجستیک و تولید صادرات‌محور ایجاد کند، اما موقعیت جغرافیایی زمانی ارزش اقتصادی پیدا می‌کند که زیرساخت، تولید رقابت‌پذیر و شبکه توزیع در کنار آن قرار گیرد. در چنین شرایطی، توسعه صنعتی باید از نگاه بخشی فاصله بگیرد و میان تولید، فناوری، حمل‌ونقل و بازار ارتباط برقرار کند. صنعتی که محصول رقابتی تولید نکند، حتی با برخورداری از بهترین مسیرهای ترانزیتی نیز نمی‌تواند سهم قابل‌توجهی از زنجیره ارزش جهانی به دست آورد.

از سوی دیگر، حضور پایدار در بازارهای خارجی نیازمند شناخت بازار و ایجاد شبکه‌های تجاری است. صادرات مقطعی نمی‌تواند جایگزین حضور مستمر و سازمان‌یافته شود. بنگاه ایرانی برای ماندن در بازار خارجی باید بتواند کیفیت و قیمت رقابتی ارائه دهد، به تعهدات خود پایبند بماند و متناسب با نیاز بازار محصول تولید کند.

در نهایت، مسئله صنعت ایران تنها «چقدر تولید می‌کنیم» نیست؛ پرسش مهم‌تر این است که چه چیزی، با چه فناوری، برای کدام بازار و با چه میزان ارزش‌افزوده تولید می‌کنیم. پاسخ به این پرسش می‌تواند مسیر سیاست صنعتی کشور را از افزایش صرف ظرفیت تولید به سمت تولید رقابت‌پذیر و صادرات‌محور تغییر دهد.

تولید صنعتی؛ مسیر ورود ایران به اقتصاد جهانی

محسن ملایی، کارشناس اقتصاد و فعال حوزه تولید با اشاره به اینکه بخش مهمی از مباحث اقتصادی کشور طی سال‌های گذشته حول موضوعاتی مانند نرخ ارز، تحریم، نفت، تورم و کسری بودجه شکل گرفته، اظهار کرد: در کنار این مسائل، باید یک پرسش اساسی‌تر را نیز مورد توجه قرار داد و آن، نحوه قرار گرفتن ایران در اقتصاد جهانی و تبدیل شدن کشور به یک بازیگر مؤثر در عرصه تولید و تجارت بین‌المللی است.

وی با اشاره به نقش صنعت در این مسیر افزود: پاسخ این پرسش را باید تا حد زیادی در ساختار تولید صنعتی و نحوه اتصال آن به زنجیره‌های ارزش جهانی جست‌وجو کرد. کشوری که قصد دارد رشد اقتصادی پایدار داشته باشد، نمی‌تواند صرفاً به بازار داخلی یا درآمد حاصل از منابع طبیعی متکی بماند و لازم است ظرفیت‌های تولیدی خود را به بازارهای منطقه‌ای و جهانی متصل کند.

ملایی خاطرنشان کرد: رشد اقتصادی زمانی می‌تواند پایدار و مستمر باشد که بر پایه تقویت تولید ملی شکل بگیرد و رشد صنعت نیز زمانی تداوم خواهد داشت که توسعه فناوری و استفاده مؤثر از آن در فرآیند تولید مورد توجه قرار گیرد. در اقتصاد امروز، تولید، فناوری، لجستیک و دسترسی به بازارهای بین‌المللی از یکدیگر جدا نیستند و مجموعه این عوامل، قدرت اقتصادی کشورها را شکل می‌دهد.

وی با اشاره به تجربه کشورهای صنعتی ادامه داد: تجربه چین نشان می‌دهد که چگونه توسعه زیرساخت‌ها، جذب سرمایه و فناوری، افزایش ظرفیت تولید و توسعه صادرات می‌تواند یک کشور را به یکی از بازیگران اصلی صنعت جهان تبدیل کند. این تجربه نشان می‌دهد حضور در اقتصاد جهانی صرفا با افزایش تولید داخلی اتفاق نمی‌افتد، بلکه باید میان ظرفیت‌های تولیدی و بازارهای بین‌المللی ارتباط مؤثر ایجاد شود.

معاون کمیسیون‌ها، مجامع و شوراهای اتاق ایران با اشاره به ضرورت توجه به تولید صنعتی در ایران گفت: کشور برای افزایش نقش خود در اقتصاد جهانی باید به سمت تولید رقابت‌پذیر، فناوری‌محور و صادرات‌گرا حرکت کند. بازار داخلی برای بسیاری از صنایع می‌تواند مهم باشد، اما در بلندمدت به‌تنهایی نمی‌تواند زمینه رشد پایدار همه ظرفیت‌های صنعتی را فراهم کند.

وی افزود: ایران از نظر جغرافیایی در موقعیتی قرار دارد که می‌تواند زمینه حضور فعال‌تر در اقتصاد منطقه را فراهم کند. همجواری با بازارهای مختلف، دسترسی به مسیرهای ارتباطی و قرار گرفتن در نقطه اتصال بخش‌هایی از شرق و غرب، ظرفیت مهمی محسوب می‌شود، اما این ظرفیت زمانی به ثروت و رشد اقتصادی تبدیل خواهد شد که در کنار آن تولید رقابت‌پذیر و صادرات شکل بگیرد.

ملایی با اشاره به اهمیت تدوین راهبرد صنعتی تصریح کرد: سیاست صنعتی باید به پرسش‌های مشخصی پاسخ دهد؛ اینکه کشور قرار است در کدام صنایع مزیت ایجاد کند، چه فناوری‌هایی موردنیاز است، چه بازارهایی باید هدف قرار گیرند و مزیت رقابتی ایران در هر حوزه دقیقا بر چه اساسی شکل خواهد گرفت. بدون پاسخ روشن به این پرسش‌ها، توسعه صنعتی ممکن است به افزایش ظرفیت تولید بدون دستیابی به رقابت‌پذیری منجر شود.

وی خاطرنشان کرد: توسعه پایدار صنعت تنها با افزایش ظرفیت کارخانه‌ها محقق نمی‌شود و باید همزمان بهره‌وری، فناوری، تحقیق و توسعه و کیفیت تولید نیز ارتقا پیدا کند. بنگاه‌هایی که نتوانند خود را با تغییرات فناوری و نیازهای بازار هماهنگ کنند، در بازارهای جهانی با دشواری بیشتری برای حفظ موقعیت خود روبه‌رو خواهند شد.

وی با تأکید بر نقش بخش خصوصی در این فرآیند اظهار کرد: بخش خصوصی در سرمایه‌گذاری، انتقال و توسعه فناوری، شناخت بازار و ایجاد شبکه‌های صادراتی نقش تعیین‌کننده‌ای دارد. در مقابل، دولت باید بیش از آنکه مستقیماً در فرآیند تولید مداخله کند، زیرساخت‌های مناسب، ثبات سیاست‌گذاری و چارچوب‌های قابل پیش‌بینی برای فعالیت اقتصادی فراهم کند.

ملایی افزود: اتاق ایران و تشکل‌های اقتصادی نیز می‌توانند در این مسیر نقش مهمی ایفا کنند. استفاده از ظرفیت دیپلماسی اقتصادی، شناسایی موانع تولید و صادرات، کمک به برقراری ارتباط میان بنگاه‌های ایرانی و بازارهای خارجی و انتقال مسائل بخش خصوصی به سیاست‌گذاران، بخشی از اقداماتی است که می‌تواند به تقویت حضور صنایع ایران در بازارهای منطقه‌ای و جهانی کمک کند.

وی با اشاره به اینکه اقتصاد قرن بیست‌ویکم بیش از گذشته بر فناوری، تولید و زنجیره‌های ارزش جهانی استوار است، گفت: قدرت اقتصادی کشورها دیگر صرفا بر پایه برخورداری از منابع طبیعی تعریف نمی‌شود، بلکه توان آنها در مشارکت مؤثر در فرآیندهای تولید، فناوری و تجارت جهانی اهمیت بیشتری پیدا کرده است.

کارشناس اقتصاد و فعال حوزه تولید در پایان گفت: اگر ایران بخواهد جایگاه خود را در اقتصاد جهانی تقویت کند، صنعت و تولید باید در مرکز راهبرد توسعه کشور قرار گیرد و سیاست صنعتی نیز باید از سطح کلی‌گویی عبور کرده و درباره صنایع هدف، فناوری، بازار و مزیت رقابتی تصمیم‌های مشخصی ارائه دهد. در این مسیر، تقویت صنعت ملی از یک سو و توسعه فناوری از سوی دیگر، دو پایه مهم برای افزایش حضور ایران در زنجیره‌های ارزش جهانی خواهد بود.

سخن پایانی

مسئله حضور ایران در اقتصاد جهانی، تنها به میزان صادرات یا تعداد بازارهای مقصد خلاصه نمی‌شود. پشت هر صادرات پایدار، مجموعه‌ای از ظرفیت‌های به‌هم‌پیوسته قرار دارد؛ از کارخانه‌ای که بتواند محصول رقابتی تولید کند تا فناوری‌ که کیفیت و بهره‌وری را بالا ببرد، زیرساختی که هزینه جابه‌جایی را کاهش دهد و شبکه‌ای تجاری که امکان دسترسی مستمر به بازار را فراهم کند. از این منظر، محدود بودن سهم ایران از زنجیره‌های ارزش جهانی را باید فراتر از یک مسئله تجاری دید و آن را به ساختار تولید صنعتی کشور پیوند زد. ایران برای حضور مؤثرتر در اقتصاد منطقه و جهان، بیش از هر چیز به تولیدی نیاز دارد که بتواند از مرزهای بازار داخلی عبور کند. این عبور البته فقط با افزایش حجم تولید اتفاق نمی‌افتد. محصول ایرانی باید از نظر کیفیت، قیمت، فناوری، استمرار عرضه و خدمات پس از فروش امکان رقابت داشته باشد. در غیر این صورت، حتی برخورداری از منابع طبیعی، نیروی انسانی و موقعیت جغرافیایی مناسب نیز نمی‌تواند به سهم پایدار از بازارهای جهانی منجر شود. از سوی دیگر، موقعیت جغرافیایی ایران یک ظرفیت مهم برای توسعه ارتباطات تجاری و صنعتی است، اما جغرافیا به‌تنهایی مزیت اقتصادی ایجاد نمی‌کند. زمانی می‌توان از این ظرفیت بهره گرفت که تولید، لجستیک، زیرساخت و بازار در یک مسیر مشترک قرار گیرند و صنعت کشور بتواند بخشی از نیاز بازارهای منطقه‌ای را با محصول رقابت‌پذیر پاسخ دهد. بنابراین، نقطه آغاز این مسیر باید بازتعریف جایگاه تولید در سیاست توسعه باشد؛ سیاستی که مشخص کند ایران در کدام صنایع می‌تواند ارزش بیشتری خلق کند، چه فناوری‌هایی برای این هدف نیاز دارد و چگونه می‌تواند بنگاه‌های داخلی را به بازارهای منطقه‌ای و جهانی متصل کند. در چنین نگاهی، صنعت صرفا یکی از بخش‌های اقتصاد نیست؛ بلکه می‌تواند حلقه اتصال میان فناوری، اشتغال، صادرات، سرمایه‌گذاری و حضور ایران در اقتصاد جهانی باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

بخش‌های ستاره دار الزامی است
*
*

آخرین اخبار

پربازدیدترین