زبالههای خیابانی یا تندیسهای یوجی آگماتسو
یوجی آگماتسو هر روز با هدف خیابانگردی پیاده راه میرود. برگهای خشکشده، اسباببازیهای گمشده حتا تکه آدامسی که روی نیمکت پارک انداخته شده، گنجینههای او هستند که آنها را برمیدارد و در سلفون شفافی که دور یک پاکت سیگار پیچیده میشود، میگذارد. اگرچه آگماتسو دیگر سیگار نمیکشد، اما ترک این عادتِ پرسه زدن و جمع کردن زبالهها دشوارتر از هر چیزی بوده است: او از سال ۱۹۹۶ به این کار ادامه میدهد. یافتههای هنرمند، هنگامی که درون این پاکت گذاشته میشوند، به ستایش از زیباییهای روزمره در میآیند. او زبالهها و دیگر یافتهها را مانند ایکهبانا، با خرده شیشه یا چوبهای ترکخورده، در توازن و هماهنگی، چیدمان میکند. اشیایی که دیگران به سختی متوجه آنها میشوند، موادی هستند که نمایانگر شرایط انسانی و دغدغههای امروزی.
از نگاه آگماتسو، آنها مجموعهای کامل از بینشها را پیرامون زندگی فردی و جمعی ما آشکار میکنند.بنیاد جاد، آثار دو سال از تندیسهای آگماتسو را در نمایشگاهی به نام «۲۰۲۳-۲۰۲۴» به نمایش میگذارد. این نمایشگاه در خیابان اسپرینگ شماره ۱۰۱ در سوهو و خانهی گوین براون در خیابان لنوکس در هارلم برگزار میشود. فضای خیابان اسپرینگ، خانه و دفتر کار گذشته ی دونالد جاد است، ساختمانی که آگماتسو به مدت دو دهه مدیریت آن را پذیرفت.هر اثر که به ترتیب زمانی نمایش داده شده است، هوشمندانه روی یک قفسه آلومینیومی سفید قرار گرفته تا شبیه یک روزشمار ماهانه باشد. با توجه به دههها فداکاری این هنرمند، این پروژه در حال انجام، افشاگریهای بسیاری را به طنین آورده. همانگونه که آگماتسو در آغاز امسال به نیویورک تایمز گفت: اشیای یافت شده نیروی بیشتری دارند. ما میتوانیم گوناگونی و چگونگی دگرگونی شکل و رنگ را ببینیم. آب و هوا باعث تغییر میشود. همچنین منیت انسان. از آدامس، متوجه شدم که آدامسهای خندهدار، آدامسهای خشمگین، همه متفاوت هستند. ما از هر حالت روحی متفاوت، شکل متفاوتی میسازیم. اگرچه «زیپها»، جوری که هنرمند از آنها میگوید، کوچک هستند - حدود ۳.۵ در ۲.۵ در ۲ اینچ - اما توانایی ثبت شرایطی بسیار بزرگتر از هر کس را دارند. برای نمونه، یک روز بارانی بهاری ممکن است لایهای از گل و لای را پایین پلاستیکی باقی بگذارد، در حالی که بستهبندی آبنبات با مزهای شناخته شده ممکن است نشان دهنده ساختار فرهنگی یک محله باشد. اینچنین، این دست کارها همانند دفترچه ی خاطرات دیداری از آنچه انسانها کنترل میکنند و آنچه را که کنترل نمیکنند، و اینکه چگونه نیروهای بیشماری که بر زندگی ما تأثیر میگذارند، حتا در کوچکترین باقی ماندههای فرو افتاده، هستند
جهان وهم آلود مایکل ازل در «کتاب کلاسیک نوجوانان»
خیلی پیش نمیآید که پروژهای هنری دبیرستانی در روند حرفه ی هنرمندی به خط مشی کلی در بیاید، اما برای مایکل ازلِ تصویرگر و چاپگر، دقیقا همینگونه بود که مجموعه در حال انجامش به نام «کلاسیک نوجوانان» زاده شد. او با پاره کردن ورقهای کتابهای قدیمی، طیف گستردهای از مکتب ها، عنصرهای ترکیبی و روایتها را میآزماید، سپس همانها الهامبخش نقاشیها و چاپهایش میشود. ازل میگوید: « بهنگام آغاز کار، تنها روی نوشتههای صفحه نقاشی میکردم و از کتاب پیش پا افتادهای که جلوی دستم داشتم، چیزی سراسر نو میساختم. در ادامه ی راه، به بریدن و چسباندن نقشهای درون صفحه یا سرفصلهای پر خط و نگار برای رسیدن به نقطه آغازِ آفریدن آنچه میخواستم دست زدم.» ازل به ویژه به سمت نقشهای مجموعه ی آلیس در سرزمین عجایب گرایش دارد، که در آغاز بهدست سر جان تنیل کشیده شده و در دهههای پس از آن بیش از شش هنرمند دیگر مانند میبل لوسی اتول، گوییند ام. هادسون، ماریا ال. کرک و حتی سالوادور دالی بازآفرینی شد. این هنرمند میگوید: «اکنون دیگر جستوجو برای یافتن درون مایه ی کتابم را بیشتر یک دانش میدانم. دنبال کتابچههای راهنمای عجیب و غریب یا کتابهای کودکان با تصویرهای زیاد یا قالببندی نوشتارهای ناآشنا میگردم. هر چیزی که هنگامی از متن اصلیاش جدا شود و معنی و مفهومهای جانبی شگفتی داشته باشد، همان چیزی است که من را سوی خودش میکشد.» او به ویژگیهای ذاتی هر برگ کتاب - هر جمله ی چاپ شده یا نقاشیای کوچک - مانند یک پیام یا یک فراخوان و پاسخ نگاه میکند، اینگونه اثری متفاوت از کار روی یک بوم بزرگ و خالی به جهان هنری افزوده میشود. ازل به جهانسازی و داستانهای فراگیر گرایش دارد و موتیفها و شخصیتهای او از تاروت، سورئالیسم، کارتهای بازی و مد قرن بیستم الهام گرفتهاند. نام این مجموعه به مجموعهای از ۱۰ کتاب با نام «کلاسیکهای نوجوانان» اشاره دارد که برای نخستین بار در سال ۱۹۱۲ به چاپ رسید و برای خوانندگان جوان در جای همتای مجموعه «کلاسیکهای هاروارد» گذاشته شده بود. این مجموعه دارای بیش از ۴۰۰ تصویر(رو به افزایش) است. ازل هم اکنون روی دسته کارتهای تاروت خودش کار میکند که به نوبه خود الهامبخش روایتهای بیشتری است.
نوشته ی کیت موث
برگردان مهتاب خطیر
برگرفته از www.thisiscolossal.com