گفتوگوی پایان ناپذیر خیابان و هنرمند
بابک بهاری
آدرین خراسانی زاده(کاشانی) با هشت نگاره ما را با دلمشغولی هایی که با دیگران در خیابان به اشتراک میگذارد اینجا به گفتوگو و تماشا نشانده گفتوگوهایی از جنس افسانهها و فرهنگ و زبان تا پرتره هایی از کسانی که برابر نشیناش بودهاند. باری میبینیم و میخوانیم خاطرات خیابان و تاثیرات افسانه و ساز را.

نگاره نخست: جمع نوازنده مشغول بزم لب حوض همنوا با صدای آب، رنگهای ملایم و همکناری متضاد آبی و زرد در لطافت کامل، حرکت چشمی نرم و تقسیم فضا با توازن کامل، نقش رنگ مشکی در تقسیم فضا آنهم از طریق ابروها و سبیلها و عینک نوازنده تنبک! بسیار هوشیارانه، باری سر صفحه هستیم و قلندر بیدار.

نگاره دوم: خروسی در میان آشفته رنگ ها، نوع رنگگذاری همگون با شخصیت پرنده، همگینی بستر و شخصیت و نگاه دور دستانه خروس، صدا عنصر حاضر و غایب صحنه، فراگیری صحنه از فرمها در توازن و تحرک فراوان، ای خروس سحری باشد که بخوانی به وقت شادی.

نگاره سوم: دختر بر بالای بلندی و در حال پرتاب گل سرخ، نقش رنگ زمینه(آبی) و کاربری رنگ قرمز در عین همکناری و تباین صحنه و برجستگی شخصیت را رقم زده، نقش شکلهای هندسی مثلث و دایرهها و نیم قوسها در انرژی زایی صحنه، پرتابه گلی که ممکن است به آغوش هر کسی بیفتد.

نگاره چهارم: پرترهای از چهره زنی با نگاهی مستقیم به ماف نقش مهم خطهای روی لباس و کارکرد با خطهای روی صورت و موها، حرکت و انرژی تضاد رنگها و سایر موارد فرمی، گفتوگوی صریح و مستقیم چهره با مخاطب در سکوتی محض در تلاقی نگاهها اتفاق میافتد که باید دیدن را معادل شنیدن باور کرد.

نگاره پنجم: نمایی از شغل قصابی با نوشته هایی که برای مخاطب ایرانی آشناست، نگاه نافذ و مستقیم و دستی که با کارد قصابی بالا رفته، کمرنگی رنگها در بیشتر نقاط و تنها در چهره و کاردها و نوشتهها نقطه فشار و تکیه گاه اثر، باشد که در هیچ ضربتی حیوانی آسیب نبیند و بر این نطع زندگی جان بگیرد.

نگاره ششم: پرتره زنی با چشمهای آبی و نگاهی روشن، تقابل نگاهها و تصویر و تصور این برخوردها باهم، زمینه یکدست و جدا سازیاش با چهره توسط رنگ مشکی امری قابل توجه، نا ترازی اندک سر و شیب خفیف از نکات مهمی که اثر را از ژستی رسمی و کلیشهای به فرمی گفتوگو محور نزدیک کرده است، باشد که شنونده باشیم.

نگاره هفتم: نقش چهرهای محصور در بدن با زاویه نگاهی از بالا، نقش مهم و تاثیرگذار رنگ صورتی و مشکی در این باز گویی فکاهی گونه، برقراری تصویر بیشتر بر شکلکها و فانتزی، نوار آبی بخش افق رنگ آبی که علاوه بر تضاد دلپذیرش خط مرزی با بخش زیرین خودش برقرار کرده، ابروهای بالا انداخته و لبهای گرد شده و چهرهای که تحکم را اراده کرده، باشدکه نرمخویی را پیشه کنیم به گفتوگو.

نگاره هشتم: نمایی از تراژدیکترین و شماتیکترین اسطورههای سرزمین پارس با اشاره به رابطه پدر پسری و نقش پیش خوانی هایی غلط ذهنی، نقش دستها و سلاحها و نمایش اغراق آمیزشان در ابعاد، تحرک بدنی شخصیتها و چهرههای ساکن تضاد جالبی که ذهن را به پیشواز پایانی تلخ هدایت میکند بر خلاف پایان خوشی که همیشه در شاهنامه گاهی به طنز به همدیگر حوالت میدهیم.
سخن پایانی
گفتوگوی پایان ناپذیر خیابان و هنرمند و مخاطب سه ضلعی که در این تصاویر ما را بهم پیوند میدهد باشد که همیشه در چنین نقطهای بهم برسیم و چشم و درونی از هنر تازه کنیم.