سوژههای محلی با نگره هنرمند
بابک بهاری عکسهای از سوژههای محلی و منطقهای با نگره هنرمند همان امر خاص را از آن خود کرده و برخورد و جذابیت شان صرفا خاص بودن سوژه نیست بلکه از آن خودسازی جالب شان نموده است.
بطور مثال برج ایفل و یا برج میلاد و برج آزادی را در نظر بگیریم هر عکسی که از این موارد ثبت کنیم خواه ناخواه توجه ما را بعلت خاص بودنشان جلب میکنند اما از آن خود کردن است که امر خاص به امر شخصی و سپس نگره هنری مبدل میگردد. شش اثر که درعین در دسترس بودن تنها با انتخاب زاویه غیر متعارف و نگرش تازه توانستهاند نگاه و تفکر جدیدی را رقم زنند.

افشین رازی
افشین رازی، نمایی غیر متعارف از نمادی آشنا که تلاشهای عکاسانه برای چنین ثبت هایی شده اما کمتر به نتیجه رسیده است!، آشنا زدایی با زاویه دید(مورچه ای) و درک تازه از زمان اجرا بابت نور و بافت بنا و سایه ها، خطوط راهنمای بدنه که ما را به آسمان میرساند و چراغی که در خم یک قوس ما را به روشنی و نشستهای که باید به راه افتد در دل خیال.

فرهاد بیشه سری
فرهاد بیشه سری، نمایشی زیر پوستی از حرکت توسط شکل مثلث، ترکیبی از فرو رفتگی و برآمدگی و بهرهمندی از موجکها آب و حتی زمینه ایستادن ماهیگیر، حذف شدن افق و آسمان بخاطر زاویه دید پرندگانی بهمراه حذف رنگ، باید نگریست و خواند بحریست بحر عشق که شاید کرانهاش باشد.

مهناز سیف
مهناز سیف، برش و کادر بندی از نور و تاریکی و خلق فضای انتزاعی، عمق و بعد قابل توجه، نقش خطها و اشکال هندسی بهوجود آمده، گام زدن بین لایههای نور و تاریکی با چنین مرزهایی روشن، اتفاق حرکتی و رفتن به اعماق یا برآمدن از اعماق، باری حذف هوشمندانه رنگ اتفاق مهم و کلیدی این دالان تاریک و روشن را رقم زده تا با نه گام یا سیاه شویم و یا سپید.

محسن
محسن، پرترهای فکورانه از حیوانی نجیب، حذف رنگ که گام تفکر را رقم میزند، چرخش سر و نگاهی چنین کاونده و عمیق که خوانش دوسویه سوژه توسط ما و عکاس و حتی توسط او! را رقم زده، زمینه خاکستری و نور مناسب با لکههای سیاه بر بدن عمق صحنه در کنار دیوار و برجستگی سوژه را بیشتر نموده، باری نافرمانی و نجابت دو خصلت وجودی هستند که در توست.

محمد هادیان
محمد هادیان، نقش زاویه دید در یکی از معمولیترین اتفاقات روزمره در مواجه با پرندهای در دسترس(مرغ)، نقش سایهها و خصوصا سایه پرنده و اندازه و تناژ رنگی اش، تعیین کنندگی زاویه دید رقم زننده نگرش و ذهنیت تازه برای مخاطب، اثر با یک نگرش نو خالق ذهنیت تازه از امری معمولی و همیشگی را باعث گردیده است.

آرمان تولیه
آرمان تولیه، چهره بر چهره، اهمیت پرترهها در نگارگری و سایر رشتهها هنرهای تجسمی جایگاه بالا و الایی دارند چرا که امر نگریستن را به حس و تفکر پیوند میدهند، هنرمند با انتخاب سوژهای دارای چنین وضعیتی جالب و پیچیده چالشی چند جانبه با پرسشی جذاب و مبهم مخاطبش را درگیر کرده، دو چهره درهم و باهم که هر کدام در تکثیر و جدایی و با هم بودنشان معنا و تکثر مییابند.