سهم نیم درصدی ایران از بازار هزار میلیارد دلاری چاپ
اقتصاد چاپ و نشر ایران بهدلیل وابستگی شدید به واردات شاید تنها با بهرهگیری از بازار داخل سرپا مانده باشد، زیرا آنگونه که کارشناسان و فعالان این حوزه میگویند کیفیت پایین محصولات ما بهدلایل گوناگون از جمله عدم دسترسی به فناوری و تجهیزات روز دنیا قدرت رقابت محصولات تولیدی ما در این بخش را نسبت به محصولات خارجی پایین آورده و در نتیجه این امر نتوانستیم سهم مناسبی از بازار جهانی این حوزه را در ختیار بگیریم. این موضوعی است که غلامرضا شجاع، فعال حوزه چاپ و مدیرعامل شرکت تعاونی لیتوگرافان ایران نیز بر آن صحه میگذارد و در این باره میگوید: « گردش مالی سالانه صنعت چاپ در جهان بالغ بر هزار میلیارد دلار است، اما متاسفانه ما بهدلایلی که اشاره شد ما حتی نیم درصد هم از این بازار سهم نداریم.» آنچه در ادامه میخوانید مشروح گفتوگوی صمت با غلامرضا شجاع، مدیرعامل شرکت تعاونی لیتوگرافان ایران است.

بهعنوان سوال نخست جایگاه صنعت چاپ در اقتصاد امروز را تشریح بفرمایید.
اکنون صنعت چاپ بهحدی گسترده و تاثیرگذار شده است که شاید حالا دیگر کلمه چاپ برای آن کفایت نکند، این کلمه تا زمانی که تنها شاهد نوشتار یا تصاویری روی کاغذ و کتاب و در مجموع مکتوبات بودهایم معنا داشت، اما اکنون این صنعت آنقدر گسترده، متحول و فراگیر شده که گردش مالی آن بیش از دو برابر گردش مالی صنعت بزرگ جهانگردی است و میتوان گفت مطلقا هیچ صنعتی در جهان بینیاز از حوزه چاپ نیست؛ بر همین اساس باید از این صنعت بهعنوان صنعت تکمیلکننده، پیشبرنده و شناساننده نام برد؛ یعنی همین صنعت گردشگری که آن را با صنعت چاپ مقایسه کردهایم هم وابستگی غیرقابلحذفی با صنعت گردشگری دارد. این وابستگی حتی در صنایع بزرگی چون صنایع فضایی، خودروسازی و الکترونیک نیز، هم در بخش سختافزاری و هم در بخش نرمافزاری برقرار است. بهطور مثال در پرتاب ماهواره به فضا این صنعت چاپ (مرکب) است که با اجرا روی بردهای الکترونیکی هدایت برق را بر عهده دارد؛ در غیر این صورت باید هزاران کیلومتر سیم و کابل رابط را برای عملکرد این دستگاهها به کار میگرفتیم. یا همین فناوری همهگیر موبایل بیشک بدون بهرهبرداری از صنعت چاپ امکان ظهور نداشت. البته ممکن است میزان وابستگی صنایع گوناگون به حوزه چاپ متفاوت باشد اما بهطور قطع هیچ صنعتی را نمیتوان بینیاز از صنعت چاپ دانست. برای درک این وابستگی کافی است بدانیم که حدود 25 درصد قطعات خودرو دارای چاپ هستند و در واقع بدون نقشآفرینی صنعت چاپ خلق خودرویی در ساختارهای امروزی ممکن نبود. البته در نظر داشته باشیم که منظور ما از چاپ، چاپهایی که تنها روی کاغذ و پارچه و... وجود دارد نیست و نقشآفرینی این صنعت بر صنایع دیگر در قالبهای دیگری چون چاپ سیلک، اسکرین و تامپو شکل میگیرد.
آنچه توضیح فرمودید متمرکز بر نقش صنعت چاپ در صنایع و بهنوعی تولید بوده است. در حوزه بازار نیز میتوان نقش تاثیرگذاری برای صنعت چاپ تعریف کرد؟
قطعا؛ شکی در این مسئله وجود ندارد که نخستین ابزار جذب مشتری به کالا، محصولی است برآمده از صنعت چاپ با عناوین رنگ و نوشتار بستهبندی. وقتی افراد برای خرید محصولی وارد فروشگاهی میشوند نخستین چیزی که آنها را به سمت محصول میکشاند و در واقع معرف آن کالا به مصرفکننده است، بستهبندی است و در ادامه خریدار به بررسی کیفیت و موارد دیگر میپردازد؛ بهعبارت دقیقتر رابطه بین کالا و مشتری را صنعت چاپ تعیین میکند.
شرایط فعلی صنعت چاپ را در ایران چگونه ارزیابی میکنید؟ آیا فعالان این صنعت بدون دغدغه در حال فعالیتهستند؟
وضعیت صنعت چاپ در کشور ما متفاوت از صنایع دیگر نیست و آنچه تمامی فعالان صنعتی در بخشهای گوناگون را میآزارد در صنعت چاپ نیز حاکم است. بزرگترین مشکل ما در حال حاضر فاصله فناوریهای مورداستفاده ما در صنعت چاپ با فناوری روز دنیاست؛ بهطوری که تکنولوژی در دسترس ما حدود سهدههای از فناوری موجود در اروپا عقبتر است. این در حالی است که فناوری این بخش در امریکا بسیار پیشرفتهتر از اروپا ارزیابی میشود. البته ممکن است بهطور پراکنده فناوریهای روزآمدی در برخی واحدهای چاپی کشور ما نیز وجود داشته باشد، اما عموم فناوری قدیمی و گاهی مستهلک هستند که کیفیت خروجی آنها مطلوب نیست. علاوه بر این توسعه سرمایهگذاری در حوزه چاپ بسیار سخت و پرچالش شده که دلیل عمده آن رشد نرخ ارز و کاهش ارزش پول ملیمان و حتی تخصیص قطرهچکانی همین ارز گران ازسوی دولت است. البته بهدلیل همهگیری این صنعت و گریزناپذیری دیگر صنایع از وابستگی به آن، سرمایهگذاری در این بخش هنوز توجیهپذیر است، اما واقعیت این است که فعالان این حوزه نیز توان و امکانات محدودی دارند و باوجود آنکه بهدلیل تحریم و عدم دسترسی به بازارهای جهانی، دولت باید نقش حمایتی مناسبتری از آنها داشته باشد، شاهد هیچ مساعدتی ازسوی دولت و بانکها چه در بخش تسهیلات و چه تامین اجتماعی، مالیات و... نیستیم. البته این روند در دولت فعلی حاکم نشده و از گذشته نیز همینگونه بوده است. مثلا در دوره کرونا بسیاری از فعالان صنعت چاپ درگیر چالشهای شدید مالی و حتی برخی از آنها در نهایت مجبور به جمعآوری واحد اقتصادی خود یا واگذاری آن شدند.
شما در بخشی از صحبتهایتان گفتید هر مشکلی که در کشور ما باقی صنایع را درگیر کرده، در حوزه چاپ نیز وجود دارد و مشخصا نیز به فرسودگی تجهیزات و مشکلات ارزی اشاره کردید. چالش مهمی که بهطور خاص صنعت چاپ با آن درگیر است، چیست؟
بزرگترین مشکل این صنعت گران بودن و نیازمندی بالای آن به سرمایه درگردش و نقدینگی بالا است و البته این مشکل فقط فعالان این حوزه در ایران را درگیر نکرده، بلکه این قاعده در همه جای دنیا حاکم است. مثلا اکنون برای تهیه یک دستگاه دوورقی پنجرنگ که ماشینی معمولی است باید حدود یک میلیون دلار هزینه کرد. ضمن آنکه باتوجه به وابستگی شدید صنعت چاپ در تامین خوراک به واردات (حدود 80 تا 90 درصد) بهگونهای که حتی یک ورق زینک در کشور ما و حتی در میان همسایگان تولید نمیشود، شرایط سیاسی و عدم ثبات اقتصادی بسیاری از واحدهای فعال در این حوزه را بلاتکلیف کرده و بسیار پیش آمده که قراردادهای منعقده میان فعالان صنعت چپ با بخشهای دیگر نهتنها منتج به کسب سودی متناسب برای فعالان چاپ نشده که ضررهایی را برای آنها بهدنبال داشته است.
بهاعتقاد شما اندازه واحد اقتصادی نیز در کموکیف مشکلات آنها تاثیرگذار است؟
بله؛ این امری بدیهی است که اندازه واحد اقتصادی و کارکرد آنها نیز در بازدهی آنها تاثیر میگذارد. بگذارید در این باره توضیحی کوتاه بدهم. ببینید صنعت چاپ مشتمل بر سه حوزه پیش از چاپ با زیرمجموعههای لیتوگرافی و کلیشهسازی و...، چاپ و پس از چاپ یعنی همان صحافی و بستهبندی میشود. در کشور ما مجتمعهای چاپ که در هر سه بخش یادشده فعالیت میکنند شرایط بسیار بهتری نسبت به واحدهای کوچک چاپی دارند و فعالیتشان از توجیه اقتصادی خوبی برخوردار است، اما این بخش تنها حدود 5 درصد از صنعت چاپ ما را تشکیل میدهند. بر این اساس میتوان گفت عموم فعالان این صنعت در وضعیتی نهچندان رضایتبخش در حال فعالیت هستند. در همین شرایط دولت نیز بیتوجه به بنیه ضعیف مالی این واحدها و آنچه بیبرقی و بیآبی و وضعیت سیاسی و درگیریهای نظامی حتی کوتاهمدت بر سرشان آورده مطالبات خود در بخش تامین اجتماعی و مالیات و ... را پیگیری میکند.
شکی وجود ندارد که گردش مالی صنعت چاپ در دنیا بسیار بالا است؛ سهم ایران از این بازار پررونق چقدر است؟
گردش مالی سالانه صنعت چاپ در جهان بالغ بر هزار میلیارد دلار است، اما متاسفانه ما بهدلایلی که اشاره شد ما حتی نیم درصد هم از این بازار سهم نداریم. البته محصول تعداد محدودی از واحدهای چاپی ما چه با واسطه در قالب صادرات محصولات غذایی و نوشیدنیها و... و چه بیواسطه صادر میشوند، اما واقعیت این است که قدرالسهم این محصولات در بازار جهانی بسیار ناچیز است.
دلیل اصلی سهم ناچیز ما از بازارهای جهانی چیست؟
ما هم در بخش کیفیت و هم در بخش کمیت دچار مشکلات بسیاری هستیم. ضمن آنکه همانطور که اشاره کردم وابستگی بسیار بالای ما در تامین مواد اولیه صنعت چاپ به خارج از کشور، قیمت محصولات ما را غیررقابتی کرده است.
چرا در بحث کیفیت دچار ضعف هستیم؛ در حالی که میگویید 90 درصد خوراک این صنعت وارداتی است؟
ببینید درست است که مواد اولیه و فناوری موردنیاز ما از خارج کشور وارد میشود، اما موضوع این است که آنچه وارد میشود نیز کالای درجه یک جهان نیست و طبیعتا خروجی این مواد نیز کیفیتی برابر با کالاهای خارجی ندارد. در بحث فناوری هم امکان ندارد که کشورهای دیگر حاضر شوند بروزترین دستگاهها را در اختیار ما قرار دهند و معمولا فناوری به ما داده میشود که دستکم یک دهه از عمر آنها گذشته است و تا ما بخواهیم به تولید برسیم آنها به پیشرفتهایی دیگر دست یافتهاند. ما حتی طرحی را تعریف کردهایم تا یک خط تولید زینک در کشور ایجاد کنیم و حتی اقداماتی در این زمینه انجام دادیم، اما در فاز مطالعاتی این طرح به این نتیجه رسیدیم که حتی اگر این خط تولید را از آلمان وارد کنیم محصولی که از آن بهدست میآید، زینک درجه یک چینی خواهد بود و اگر از چین این خط تولید را وارد کنیم محصول آن زینک درجه دو چین. این مسئله برآیند فضای حاکم بر تولید ماست و رفع آن نیازمند اصلاحاتی گسترده در ابعاد سیاسی و اقتصادی و... است.
بهاعتقاد شما بازیگر اصلی حوزه چاپ در کشور ما بخش خصوصی است یا دولتی و آیا رقابت متوازنی میان این دو بخش وجود دارد؟
بخش عمده صنعت چاپ در کشور ما در اختیار بخش خصوصی قرار دارد، اما در بخشهای دولتی ما نیز چاپخانههای بزرگی در حال فعالیت هستند که گرچه بهلحاظ تعداد دست پایینتری نسبت به بخش خصوصی دارند، اما بهدلیل دسترسی آسان به منابع مالی و دغدغه کمتر در رقابت با بخش خصوصی عموما پیروز هستند، زیرا نهتنها پروژههای دولتی در انحصار آنهاست، بلکه با ارائه امتیازاتی موفق به جذب پروژههایی که بخش خصوصی امکان جذب آن را داشت، میشوند. این در حالی است که در اکثر کشورهای دنیا اینگونه نیست که هر کدام از نهادهای دولتی برای خود چاپخانه و صنعت چاپ مجزا داشته باشند و عموما پروژههای دولتی این بخش به خصوصیهای این عرصه برونسپاری میشود.
سخن پایانی
اقتصاد نشر ایران وضعیت مناسبی را سپری نمیکند و دلیل عمده این امر چیزی نیست جزو وابستگی مطلق این صنعت به واردات که خود در دستانداز تحریم و عدم دسترسی به ارز گرفتار است. در چنین وضعیتی انتظار میرود دولت با تخصیص بهموقع ارز و تسهیل واردات بستر را برای فعالیت آسانتر بخش خصوصی فراهم کند، نه اینکه با راهاندازی واحدهای چاپی در نهادهای متبوعش فضای رقابت را برای بخش خصوصی تنگتر سازد.