سرمایهای که زیبا میسوزد
هدررفت گسترده گازهای همراه نفت در مشعلها، سالهاست به یکی از گرههای اصلی بخش انرژی تبدیل شده؛ گرهی که همزمان اقتصاد، محیطزیست و امنیت انرژی را تحتتاثیر قرار میدهد. در حالی که کشور با ناترازی گاز در فصلهای سرد، محدودیت سوخت نیروگاهها و فشار بر شبکه انرژی روبهروست، هر روز حجم قابلتوجهی از گازهای قابلاستفاده در میادین نفتی سوزانده میشود؛ گازی که میتواند خوراک نیروگاهها، صنایع یا حتی صادرات باشد. کارشناسان میگویند؛ فلرینگ فقط یک اتلاف انرژی ساده نیست، بلکه سوختن سرمایه ملی و از دست رفتن فرصتهای درآمدی است؛ فرصتی که میتواند به کاهش کسری انرژی، افزایش درآمد ارزی و توسعه مناطق نفتخیز کمک کند. صمت در این گزارش در گفتوگو با کارشناسان به آسیبهای اقتصادی این پدیده پرداخته است.
شاخصی برای سنجش کارآمدی سیاستگذاری انرژی
فلرینگ، فرآیند سوزاندن کنترلشده گازهای همراه تولید نفت است که بهدلیل نبود زیرساختهای مناسب، امکان فرآوری یا استفاده از آنها برای فروش وجود ندارد.
در ایران، حجم بالای فلرینگ طی دهههای گذشته نهفقط به محیطزیست آسیبزده، بلکه بهمعنای از دست رفتن میلیاردها دلار بوده است؛ گازی که میتوانست منبع قابلتوجهی برای تامین سوخت نیروگاهها باشد. در کنار زیان اقتصادی، پیامدهای زیستمحیطی فلرینگ نیز پررنگ است.
انتشار گازهای گلخانهای، آلایندههای سمی و ایجاد آلودگی هوا در مناطق پیرامون میادین نفتی، سلامت ساکنان محلی را تهدید میکند و بار زیستمحیطی بلندمدتی بر جای
میگذارد. باوجود تاکید اسناد بالادستی بر کاهش فلرینگ و در دسترس بودن فناوریهای جمعآوری گاز، این پرسش همچنان مطرح است که چرا روند مهار آن کند پیش میرود. اکنون کاهش هدررفت گازهای همراه، بیش از هر زمان دیگر، بهعنوان یک ضرورت اقتصادی و زیستمحیطی مطرح است؛ ضرورتی که میتواند به شاخصی برای سنجش کارآمدی سیاستگذاری انرژی تبدیل شود.
سوختن سرمایه ملی
هدررفت گازهای همراه نفت (فلرینگ) بهعنوان یکی از معضلات ساختاری صنعت نفت و گاز در اغلب کشورهای تولیدکننده مطرح است. در فرآیند بهرهبرداری از مخازن نفتی، معمولا مقادیری گاز محلول یا آزاد همراه با نفت خام استحصال میشود. در شرایط فقدان زیرساختهای لازم برای جمعآوری، فرآورش یا انتقال این گاز، سوزاندن آن در مشعلها بهعنوان سادهترین گزینه عملیاتی در پیش گرفته میشود. این راهکار، باوجود توجیهپذیری از منظر ایمنی و تداوم تولید، از جنبههای اقتصادی، زیستمحیطی و اجتماعی با پیامدهای منفی قابلتوجهی همراه است. از منظر اقتصادی، فلرینگ بهمعنای اتلاف یک منبع ارزشمند هیدروکربنی است. گازی که قابلیت کاربرد در تولید برق، تامین خوراک واحدهای پتروشیمی، تزریق به مخازن برای ازدیاد برداشت یا صادرات را دارد، بدون ایجاد ارزشافزوده، معدوم میشود. در شرایطی که بسیاری از کشورها با ناترازی انرژی و کمبود گاز دستوپنجه نرم میکنند، این حجم اتلاف بهمنزله از دسترفتن درآمدهای ارزی، فرصتهای سرمایهگذاری و ظرفیتهای اشتغالزایی تلقی میشود. پیامدهای زیستمحیطی فلرینگ نیز شایان توجه جدی است. احتراق گازهای همراه منجر به انتشار آلایندههایی نظیر دیاکسیدکربن، متان نسوخته، اکسیدهای نیتروژن و ذرات معلق میشود که علاوه بر نقش موثر در تشدید تغییرات اقلیمی، کیفیت هوای مناطق پیرامونی را بهشدت تنزل میدهد. ساکنان نواحی مجاور میادین نفتی معمولا در معرض آلودگی هوا، آلودگی ناشی از تابش شعله و گاه آلودگی صوتی قرار دارند که سلامت و آسایش ایشان را بهمخاطره میاندازد. در چارچوب حکمرانی انرژی، تداوم پدیده فلرینگ غالبا نشانهای از نارسایی در سیاستگذاری، فقدان مشوقهای اقتصادی موثر یا کمبود سرمایهگذاری در زیرساختهای پشتیبان تلقی میشود. مرور تجارب جهانی گویای آن است که از طریق اعمال مقررات کارآمد، طراحی قراردادهای جذاب برای مشارکت بخش خصوصی و توسعه شبکه جمعآوری و فرآورش، میتوان حجم گازهای مشعل را بهشکل معناداری کاهش داد. در نهایت، کاهش فلرینگ صرفا یک اقدام فنی محسوب نمیشود، بلکه یک انتخاب راهبردی در حوزههای اقتصاد انرژی و صیانت از محیطزیست است. هر مترمکعب گازی که بهجای سوختن به چرخه مصرف وارد شود، هم به سود اقتصاد ملی است و هم به نسلهای آینده تعلق دارد.
فلرینگ خارج از اولویت تصمیمگیری
احسان حسینی، پژوهشگر حوزه نفت در گفتوگو با صمت این پدیده را ناشی از «نبود اراده و اولویتگذاری» دانست و گفت: باوجود فناوری و ظرفیت اقتصادی، بخش قابلتوجهی از این گازها همچنان هدر میرود.
وی ضمن اشاره به آمارهای رسمی منتشرشده از سوی وزارت نفت اظهار کرد: وضعیت گازهای همراه در ایران مطلوب نیست و ایران پس از روسیه در شمار کشورهای دارای بیشترین فلرینگ قرار دارد. بهگفته وی، روزانه حدود ۱۸۰میلیون مترمکعب گاز همراه تولید میشود که تنها حدود ۴۰ میلیون مترمکعب آن، جمعآوری میشود.
فناوری هست، اولویت نیست
حسینی تاکید کرد: فناوری جمعآوری و مهار فلرینگ وجود دارد و بحث تحریم یا تکنولوژی مانع اصلی نیست؛ مسئله اصلی اولویت و اراده اجرایی است.
این پژوهشگر حوزه نفت افزود: میزان گازی که سوزانده میشود، معادل کل صادرات گاز ایران است؛ بهبیان دیگر، کشور بهاندازه صادرات خود گاز میسوزاند.
ظرفیت تقویت روابط منطقهای
این کارشناس بااشاره به منافع ژئوپلتیکی گفت: اگر این گازها جمعآوری شود، ایران میتواند صادرات خود را افزایش دهد و پیوندهای سیاسی و امنیتی عمیقتری با همسایگان ایجاد کند.
بهگفته او، افزایش صادرات به ترکیه و عراق میتواند سطح وابستگی متقابل و پیوندهای امنیتی را تقویت کند. وی همچنین به بازار پاکستان اشاره کرد و گفت: قرارداد صادرات گاز به پاکستان با جدیت پیگیری نمیشود، در حالی که حدود ۱۰میلیارد مترمکعب ظرفیت بالقوه در این مسیر وجود دارد و میتواند به شکلگیری روابط راهبردی با این کشور منجر شود.
صرفه اقتصادی در نیروگاهها
این پژوهشگر استفاده از گازهای همراه در نیروگاهها را از گزینههای فوری دانست و توضیح داد: تزریق روزانه ۵۰ میلیون مترمکعب گاز به نیروگاهها میتواند از مصرف حدود ۵۰ میلیون لیتر سوخت مایع جلوگیری کند. بهگفته او، باتوجه به اختلاف قیمت، این جایگزینی میتواند تا حدود ۷ میلیارد دلار منفعت اقتصادی ایجاد کند. حسینی در پایان تاکید کرد: جمعآوری گازهای همراه، چه در قالب صادرات و چه در تامین سوخت نیروگاهها، هم درآمد ارزی ایجاد میکند و هم اتلاف منابع را کاهش میدهد؛ اما تحقق آن نیازمند قرار گرفتن این موضوع در اولویت سیاستگذاری انرژی کشور است.
چالش متولیگری و صرفه اقتصادی
به گفته رضا نوشادی،کارشناس حوزه انرژی هدررفت سالانه تا ۳۰ میلیارد مترمکعب گاز، نیاز به سرمایهگذاری و گشایش برای بخش خصوصی دارد. او در گفتوگو با صمت هدررفت سالانه این گازها را «عددی بسیار قابلتوجه» توصیف کرد و گفت: برآوردهای مطرحشده ارقامی بین ۲۴ تا ۳۰ میلیارد مترمکعب در سال را نشان میدهد، هرچند برخی اعداد بالاتری نیز اعلام میکنند.
نوشادی اظهار کرد: ارقام دقیق همیشه در دسترس نیست، اما اصل مسئله، تداوم اتلاف منابعی است که میتواند به چرخه مصرف بازگردد.
فناوری پیچیدهای لازم نیست
نوشادی درباره نیاز به فناوریهای خاص برای مهار فلرینگ گفت: «اساسا برای جلوگیری از این کار تکنولوژی ویژهای لازم نیست.» به گفته این کارشناس انرژی، در مقاطعی چنین تصوری وجود داشت، اما شرکتهای داخلی سالها برای اجرای طرحهای جمعآوری گازهای همراه، اعلام آمادگی کردهاند.
نوشادی متولیگری دولتی و نبود صرفه اقتصادی را از موانع اصلی ورود بخش خصوصی دانست و افزود: بهدلیل ساختار موجود که تولید گاز در اختیار شرکت ملی نفت ایران است و پس از آمادهسازی برای توزیع به شرکت ملی گاز ایران واگذار میشود، انگیزه اقتصادی کافی برای شرکتهای خصوصی شکل نگرفته است. او تاکید کرد: «هر زمان سودآوری این حوزه تضمین شود، بخش خصوصی نیز تمایل بیشتری برای ورود خواهد داشت.» به گفته نوشادی، در حال حاضر یک یا دو شرکت خصوصی در زمینه اتصال، شیرینسازی و تبدیل بخشی از این گازها برای بازگشت به شبکه برق فعال شدهاند.
پیامدهای محیطزیستی فلرینگ
این کارشناس بااشاره به اثرات زیستمحیطی گفت: بخش عمده گازهای همراه در قالب گازهای آلاینده وارد محیطزیست میشود و به آن آسیب میزند. هدف نهایی در دنیا «زیروفلر» یا رساندن فلرینگ به صفر است، هرچند تحقق آن در کوتاهمدت انتظار نمیرود. بهگفته او، گستردگی جغرافیایی ایران و تعدد میادین نفتی باعث شده، همچنان مشعلهای زیادی فعال باشند و شهرهای نزدیک به میادین نفتی از پیامدهای آن در امان نباشند.
نیاز به همت و امنیت سرمایهگذاری
وی جمعآوری فلرها و ایجاد مسیر انتقال گازهای همراه را نیازمند «سرمایهگذاری و همت بزرگ» دانست و تصریح کرد: دولت بهعنوان مسئول بخش نفت باید برای این موضوع برنامهریزی اساسی داشته باشد. نوشادی همچنین گشایش پنجرههای تعاملاتی با سرمایهگذاران داخلی و خارجی و ایجاد امنیت سرمایهگذاری را پیششرط کلیدی دانست تا پروژههای جمعآوری گازهای همراه با جدیت بیشتری دنبال شود.
ارزشافزوده اقتصادی
این کارشناس در پایان خاطرنشان کرد: بازگرداندن گازهای هدررفته به شبکه، علاوه بر کاهش آلودگی، میتواند به ایجاد ارزشافزوده و تاثیر قابلتوجه بر اقتصاد کشور منجر شود.
بهگفته او، میزان اتلاف سالانه این گازها «بههیچوجه قابل چشمپوشی نیست» و مدیریت آن میتواند همزمان منافع اقتصادی و زیستمحیطی را در پی داشته باشد.
سخن پایانی
آنچه درباره معضل فلرینگ گفته شد، صرفا گزارشی از یک ناترازی فنی یا اقتصادی نیست، بلکه روایتی است از تقابل دو نگاه به منابع طبیعی: نگاه مبتنی بر خامفروشی و نگاه متکی بر بهرهوری و توسعه پایدار. گازهای همراه نفت، اگرچه در نگاه اول محصول فرعی و مزاحم استخراج نفت به نظر میرسند، اما در واقع سرمایهای ملی و امانتی بیننسلی هستند که نحوه مواجهه با آنها، گویای بلوغ فکری و برنامهریزی یک کشور در حوزه انرژی است. تداوم فلرینگ، نه یک ناگزیری فنی که حاصل انباشتی از ضعفهای نهادی، کمتوجهی به زنجیره ارزش و شاید بیمیلی به سرمایهگذاریهای بلندمدت است. در حالی که امروز فناوریهای اثباتشده و مدلهای اقتصادی موفقی برای مهار و تبدیل این گازها به ثروت وجود دارد، استمرار سوزاندن آنها دیگر نمیتواند با نبود راهکار توجیه شود. کاهش فلرینگ، بهویژه برای کشوری مانند ایران که با ناترازی گاز و چالشهای زیستمحیطی جدی روبهروست، نه یک انتخاب که یک الزام راهبردی است. تصمیمگیران باید درک کنند هر شعلهای که در مشعلهای جنوب میسوزد، فقط یک پدیده عملیاتی نیست؛ نمادی از عقبماندگی در مسیر توسعه پایدار و هشداری برای آیندهای است که در آن، دیگر جایی برای بیتفاوتی نسبت به آینده باقی نمیماند.