چین، بازیگر جدید افریقا
حضور اقتصادی چین در افریقا، الگوی روابط جنوب ـ جنوب و موازنه قدرت جهانی را بازتعریف کرده است. از اواخر دهه ۱۹۹۰، پکن با ارتقای روابط به سطحی راهبردی، از تامین مواد خام فراتر رفته و با سرمایهگذاریهای عظیم در زیرساختها، تجارت و ابزارهای مالی چندجانبه، نفوذ اقتصادی خود را تثبیت کرده است.
این همکاری چندلایه که نمونه اخیر آن «توافق مشارکت اقتصادی چین و افریقای جنوبی (CAEPA)» در فوریه ۲۰۲۶ است، بهسمت الگویی از شراکت حرکت میکند که بر دسترسی به بازار، سرمایهگذاری در صنایع و همکاری فناورانه تاکید دارد. اگرچه این حضور با انتقادهایی درباره وابستگی و الگوی تجاری نابرابر روبهروست، اما بهوضوح نقش چین را بهعنوان بازیگری کلیدی در آینده اقتصادی و ژئوپلتیک قاره افریقا تثبیت کرده است.
در سالهای اخیر، حضور اقتصادی جمهوری خلق چین در قاره افریقا نهتنها الگوی روابط میان کشورهای در حال توسعه را دگرگون کرده، بلکه ساختارهای کلان تجارت بینالملل، زنجیره ارزش جهانی و بازتوزیع قدرت اقتصادی را نیز تحتتاثیر قرار داده است. برداشتی تخصصی از این پدیده، فراتر از اصطلاحات عام و شعارهای تبلیغاتی، نیازمند تحلیل چارچوبهای نهادی، انگیزههای راهبردی و پیامدهای بلندمدت برای کشورهای افریقایی و چین است.
بسیاری از کارشناسان امور بینالملل توافقات اخیر چین و افریقایجنوبی را نمونهای برجسته از تحولات جاری میدانند. موضوعی که در این شماره صمت با تاکید بر آثار حضور اقتصادی چین در افریقا به آن پرداختهایم.
توافق اقتصادی چین و افریقایجنوبی در چند نگاه
افریقای جنوبی ـ بهعنوان پیشرفتهترین اقتصاد در قاره افریقا و عضو گروه بریکس ـ یکی از محورهای اصلی تعامل چین با افریقا است. در سالهای اخیر این رابطه از حالت صرفا تجاری فراتر رفته و به چارچوبهای چندوجهی همکاری اقتصادی و تجاری رسیده است. در اوایل فوریه ۲۰۲۶، وزارت تجارت، صنعت و رقابت افریقایجنوبی و وزارت بازرگانی چین چارچوب توافقنامه مشارکت اقتصادی برای رفاه مشترک (China–Africa Economic Partnership Agreement – CAEPA) را بهصورت رسمی امضا کردند؛ توافقی که گامی مهم در توسعه تجارت دوجانبه و تسهیل دسترسی به بازارها محسوب میشود. این چارچوب، در بردارنده چند مولفه کلیدی است. از این موارد میتوان به موضوعاتی نظیر، فراهم کردن دسترسی بدون تعرفه برای صادرات افریقایجنوبی به بازار چین، گسترش سرمایهگذاریهای چینی در بخشهای مختلف اقتصادی افریقایجنوبی، همکاری در حوزههای انرژی نو، زیرساخت و فناوریپایه و تضمین ثبات و پیشبینیپذیری در روابط تجاری و سرمایهگذاری 2 کشور، اشاره کرد. بهطورکلی افریقا بهدنبال این است که جای خود را در زنجیره تامین و تولید ارزش پیدا کند و این توافق را میتوان ذیل این موضوع فهم کرد.
این توافق همچنین قرار است با توافق «برداشت اولیه» (Early Harvest Agreement) تکمیل شود که تا پایان مارس ۲۰۲۶ نهایی شود و بهطورعملی تعرفههای تجاری میان 2 کشور را کاهش دهد. توافق اقتصادی چین و افریقایجنوبی را باید در چند سطح تحلیل کرد؛ تقویت جایگاه افریقای جنوبی در تجارت جهانی، برای افریقای جنوبی، گسترش دسترسی به بازار چین بهویژه در بخشهای کشاورزی با ارزشافزوده و تولیدات صنعتی، فرصتی برای تنوعبخشی به صادرات است؛ بهویژه در شرایطی که فشارهای تعرفهای از سوی برخی بازارهای دیگر، مانند ایالاتمتحده، وجود دارد. همچنین توافق اخیر فراتر از تجارت کالاهای خام است و به تعمیق ارزشافزوده، سرمایهگذاری متقابل و انتقال فناوری اشاره دارد. این نکته نشان میدهد که رابطه چین و افریقایجنوبی در حال تحول از الگوی سنتی بهسمت همکاریهای پیچیدهتر و چندوجهی است، همچنین باید به این نکته اشاره کرد که گسترش روابط با افریقایجنوبی که نقشی کلیدی در بلوکهای منطقهای و بینالمللی مانند اتحادیه افریقا و بریکس دارد، برای چین بهمعنای تقویت نفوذ اقتصادی و سیاسی در قاره افریقا و عرصه جهانی است.
ظهور یک بازیگر همهجانبه
از اواخر دهه ۱۹۹۰ به بعد، جمهوری خلق چین با تغییر بنیادین در سیاست خارجی و اقتصادی خود، افریقا را نه صرفا بهعنوان منبع مواد خام، بلکه بهعنوان شریک راهبردی برای توسعه اقتصادی و امنیت زنجیره تامین تلقی کرد. این تغییر رویکرد در چند بعد قابل رصد است. بهباور بسیاری از تحلیلگران تسلط بر بازارهای صادراتی و منابعطبیعی را میتوان نخستین عامل این تغییر رویکرد قلمداد کرد. چین بهدنبال تامین منابع انرژی و مواد خام موردنیاز برای صنایع خود بود و افریقا با ذخایر عظیم نفت، گاز، فلزات پایه و معادن کمیاب، مقصدی طبیعی بهشمار میرفت. از سوی دیگر، سرمایهگذاریهای چینی در زیرساختها ـ از حملونقل تا بنادر و شبکههای مخابراتی ـ به چین این امکان را داده تا مسیرهای زنجیره تامین را هموارتر کند و هزینه مبادله را کاهش دهد. بهعلاوه اینکه در ساختار جدید چین از فوروم همکاری چین ـ افریقا (FOCAC) و مشارکت در سازکارهای منطقهای مانند اتحادیه افریقا بهرهمند شده است تا روابط را در سطح کلانتر تنظیم کند. در این شرایط اهداف چین در افریقا را میتوان نهتنها در تامین منابع، بلکه گسترش نفوذ اقتصادی، دسترسی به بازارهای نوظهور و تثبیت موقعیت ژئواکونومیک خود در عرصه جهانی دانست. علاوه بر موارد یادشده، کارشناسان حضور اقتصادی چین در افریقا را فراگیر و چندلایه میدانند و بااشاره به افزایش قابلتوجه حجم تجارت چین و افریقا در 2 دهه اخیر میگویند؛ صادرات افریقا به چین عمدتا شامل مواد خام است، در حالی که واردات از چین بیشتر شامل کالاهای صنعتی و مصرفی میشود. این الگوی تجارت، باوجود انتقادهایی مبنی بر تداوم وابستگی به صادرات محصولات با ارزشافزوده پایین، بازارهای جدیدی برای تولیدکنندگان افریقایی ایجاد کرده است. از سوی دیگر، مشارکت شرکتهای دولتی و نیمهدولتی چینی در پروژههای عظیم زیرساختی و صنعتی بهویژه در کشورهای کمدرآمد افریقایی، گاهی پیششرط رشد صنعتی و تسریع جذب سرمایه خارجی تلقی میشوند. باوجود دستاوردهای مهم، رابطه اقتصادی چین و افریقا با چالشهایی نیز مواجه است. از میان این چالشها میتوان به موضوعاتی نظیر نگرانیها درباره وابستگی افریقا به بازار چین و آسیبپذیری نسبت به نوسانات تقاضای این اقتصاد بزرگ، ضرورت افزایش صادرات کالاهای با ارزشافزوده بهجای مواد خام، نیاز به تضمین انتقال فناوری و توسعه نیروی انسانی محلی و چالشهای نهادی در طراحی قراردادهای بلندمدت که منافع طرفهای افریقایی را بهطورکامل تضمین کند، اشاره کرد. بهطورکلی، حضور اقتصادی چین در افریقا از سطح یک رابطه تجاری ساده فراتر رفته و به شراکتی راهبردی، چندلایه و آیندهنگر تبدیل شده است. باتوجه به موارد یادشده، بسیاری از تحلیلگران توافقات اخیر میان چین و افریقایجنوبی را نمادی از این تحول دانسته و معتقدند؛ توافقهایی که نهفقط تجارت کالاها، بلکه سرمایهگذاری، توسعه صنعتی و همکاریهای فناورانه را در مرکز قرار دادهاند. چنین روندی میتواند الگویی برای سایر کشورها در قاره افریقا باشد تا از مشارکت با چین، بهرههای واقعی توسعهای ببرند، بهگونهایکه فراتر از وابستگی صرف، به افزایش توان رقابتی و ارزشافزوده صادراتی کشورشان بینجامد.
حضور پررنگ چین در قاره سیاه
بهگفته جعفر قنادباشی، کارشناس مسائل افریقا، پکن کوشیده است راهبرد خود را بر همکاری اقتصادی، پروژههای زیربنایی و پرهیز از مداخله نظامی بنا کند؛ رویکردی که طی ۲۰ سال گذشته به رشد تصاعدی مبادلات چین و افریقا انجامیده و موازنه بازیگران سنتی را تغییر داده است. این کارشناس بینالملل در گفتوگو با صمت در تشریح چارچوب کلی سیاست چین در افریقا گفت: چین از بیش از 5 دهه پیش، حضور خود در افریقا را با محور اقتصادی آغاز کرد و تلاش داشت در این مسیر وارد اقدام سیاسی یا نظامی نشود و از کانال اقتصاد وارد روابطی بهاصطلاح عادلانه با کشورهای افریقایی شود. جعفر قنادباشی بااشاره به نخستین پروژههای زیرساختی چین در افریقا افزود: از نخستین سرمایهگذاریهای مهم چین، احداث خطوط راهآهن طولانی بود که سواحل شرق افریقا را به مناطق مرکزی این قاره متصل میکرد. این پروژهها هم برای کشورهای میزبان منافع اقتصادی داشت و هم برای چین مزیتهای راهبردی ایجاد میکرد.
تمرکز بر پروژههای عمرانی و زیربنایی
این کارشناس با بیان اینکه همکاریهای چین صرفا به تجارت کالا محدود نبوده است، گفت: چین همواره در کنار تبادلات اقتصادی، پروژههای عمرانی کلیدی را پیش برد؛ از ساخت پلها و بنادر گرفته تا خطوط انتقال برق و حتی پالایشگاهها. پکن تلاش میکرد خود را بهعنوان کشوری معرفی کند که رویکرد استعماری ندارد و در کنار روابط اقتصادی، نوعی امتیاز یا هدیه زیرساختی نیز برای شرکای افریقایی فراهم میکند. بهگفته او، هرچند این زیرساختها بهنفع چین نیز بود و امکان استفاده مستقیم برای شرکتها و زنجیره تامین چینی را فراهم میکرد، اما در عین حال در بسیاری از کشورها به توسعه زیرساخت عمومی کمک کرد.
رشد تصاعدی مبادلات در 2 دهه اخیر
قنادباشی بااشاره به روند تجارت چین و افریقا تصریح کرد: در حدود ۲۰ سال گذشته، حجم تبادلات اقتصادی چین با کشورهای افریقایی بهصورت شگفتانگیزی افزایش یافت؛ بهگونهایکه از بسیاری از قدرتهای سنتی حاضر در افریقا مانند فرانسه و انگلیس پیشی گرفت و حتی در مقاطعی از سطح تعاملات اقتصادی امریکا با افریقا نیز جلوتر رفت. او یکی از ابزارهای این گسترش را نشستهای منظم چین با رهبران کشورهای افریقایی دانست و گفت: چین تقریبا هر سال جلساتی با سران کشورهای افریقایی، چه در خاک چین و چه در افریقا، برگزار کرده و این نشستها را در قالب برنامهای راهبردی برای تعمیق همکاریها پیش برده است.
تصویر چین در افکار عمومی افریقا
این کارشناس درباره برداشت عمومی از حضور چین در افریقا گفت: از آنجا که چین سابقه استعماری در افریقا ندارد، در بسیاری از جوامع افریقایی با حساسیت تاریخی کمتری مواجه است. ضمن اینکه پروژههای عمرانی چین معمولا بهصورت ملموس در زندگی روزمره مردم دیده میشود. بهگفته او، این وضعیت به چین کمک کرده است تا تصویری از یک شریک توسعهای در حوزه اقتصاد افریقا ارائه دهد. قنادباشی در ادامه به رقابت روایتها درباره حضور چین اشاره کرد و گفت: برخی قدرتهای غربی، بهویژه امریکا، فرانسه و انگلیس، تبلیغاتی را در افریقا علیه فعالیتهای چین دنبال کردهاند. یکی از این محورها، طرح ادعای پایین بودن کیفیت پروژهها و کالاهای چینی است. او افزود: محور دیگر، نگرانی درباره ورود نیروی کار چینی و تاثیر آن بر اشتغال داخلی کشورهای افریقایی است که بهگفته این کارشناس، در بسیاری موارد بزرگنمایی شده و جنبه تبلیغاتی دارد.
رقابت ژئواقتصادی و مسئله امنیت
این کارشناس همچنین گفت: در برخی تحلیلها، ناامن شدن بخشهایی از افریقا و افزایش تنشها در بعضی کشورها بهعنوان عاملی مطرح میشود که میتواند بر سرمایهگذاری خارجی، از جمله سرمایهگذاری چین، اثر بگذارد. او با تاکید بر نیاز بالای چین به انرژی و مواد اولیه افزود: سرمایهگذاری چین در حوزه نفت و انرژی، از جمله در کشورهایی مانند نیجریه و همچنین در معادن استراتژیک افریقا، در چارچوب تامین نیازهای بلندمدت اقتصادی این کشور قابلتحلیل است.
جایگاه کنونی چین در اقتصاد افریقا
بهگفته این تحلیلگر حوزه افریقا، چین کوشیده است بدون ورود به مداخلات نظامی مستقیم، از مسیر اقتصاد جایگاه خود را تثبیت کند و امروز در بسیاری از ارزیابیها بهعنوان یکی از قدرتهای برتر اقتصادی فعال در افریقا شناخته میشود. او در پایان خاطرنشان کرد: نگرانی برخی قدرتهای غربی نیز بیش از هر چیز به همین حضور فعال و رو به گسترش چین در اقتصاد افریقا بازمیگردد.
سخن پایانی
برآیندها در میان کارشناسان مختلف نشان میدهد که حضور چین در افریقا از یک همکاری صرفا تجاری فراتر رفته و به راهبردی بلندمدت در حوزه زیرساخت، انرژی و بازار تبدیل شده است؛ روندی که موازنه بازیگران اقتصادی در این قاره را تغییر داده است. بهنظر میرسد در پی این حضور گسترده اقتصادی، چین در برخی مسائل سیاسی قاره افریقا، نقشآفرینی بیشتری داشته باشد، باتوجه به دیاسپورای فعالی در این قاره دارد.