مسیر توسعه در ایران مستلزم درک بنیادین
علی میرزاییسیسان پژوهشگر حوزه صنعت
![]()
درباره برنامه توسعه مهم این است که بدانیم میخواهیم چگونه کشوری در توسعه باشیم. میخواهیم با صبر و حوصله مسیر آسیای جنوبشرقی را بپیماییم، یا بدون درک ادبیات انتقال فناوری، بر یکشبه شدن مثل غرب در فناوری پافشاری کنیم و مهمترین پرسش اینکه فناوری وارداتی به چه درد توسعه اقتصاد و صنعت ما میخورد؟ شاید مهندسی معکوس بینتیجه تنها نتیجه آن باشد. همانطور که میدانید موفقیت انتقال فناوری به عوامل متعددی از جمله ظرفیت جذب، کیفیت سرمایه انسانی، زیرساخت فیزیکی و محیط نهادی بستگی دارد. بدون این بنیانها، فناوری وارداتی نه تنها کارآمد نیست، بلکه میتواند منابع را از سرمایهگذاریهای مولدتر منحرف کند.
آمادگی نهادی مسئولیت یک فرد و نهاد نیست، بلکه آمادگی نهادی به مجموعه ظرفیتهای هماهنگ و یکپارچه نهادهای کلیدی کشور در سطوح سیاستگذاری، برنامهریزی و اجرای قانونمند در حوزههای صنعتی، اقتصادی و اجتماعی اطلاق میشود. این مفهوم تمامی ابعاد تحول صنعتی را دربر میگیرد؛ از توسعه و تقویت شبکههای تأمین گرفته تا شکلدهی نظام مالی کارآمد و ارتقای سازوکارهای قانونگذاری. دستیابی به چنین سطحی از آمادگی، نیازمند دستگاه اداری توانمند در تدوین و اجرای سیاستهای صنعتی استراتژیک، طراحی چشماندازهای میانمدت توسعه، و ایجاد بسترهای نهادی مناسب برای جذب سرمایهگذاری داخلی و خارجی و گسترش رقابت سالم است. تحقق این فرآیند همچنین مستلزم استقرار کامل حاکمیت قانون، کنترل فساد و تعمیق شفافیت و پاسخگویی در ساختارهای تصمیمگیری است. در نهایت، میزان آمادگی نهادی را میتوان شاخصی از موفقیت در اجرای تغییرات کلان صنعتی مثلا خصوصیسازی، و سنجهای برای ارزیابی میزان تحقق اهداف توسعه ملی با جذب فناوری دانست.
مجمع جهانی اقتصاد با طرح هشت اصل راهنما برای نوآوری مسئولانه همکاریمحور، پایدار، تابآور، انسانمحور، شفاف، دسترسپذیر، کارآمد و مقیاسپذیر بهدنبال هدایت توسعه فناوری به سوی منافع اجتماعی-اقتصادی است. پایبندی به این اصول و تحقق کارآمدی، صرفا با دسترسی به فناوری ممکن نمیشود، بلکه در گرو بلوغ نهادی است. بلوغ نهادی زمانی حاصل میشود که اصول در بطن نظامها و فرآیندهای سازمانی نهادینه شده و با توانمندسازهایی کلیدی مانند حکمرانی چندذینفعی، همراستایی مشوقها، شبکههای دانشی و زیرساختهای دیجیتال پشتیبانی شوند. در واقع، بلوغ نهادی این اصول انتزاعی را به سازوکارهای عملی برای سنجش، پاسخگویی و اجرا در سطح شرکتها، سرمایهگذاران و تنظیمگران ترجمه میکند؛ بنابراین صرف تدوین اصول برای نوآوری کافی نیست و ظرفیتسازی نهادی، پیشنیاز قطعی موفقیت آنها محسوب میشود. نتیجه اینکه ترجیح عمق بر سطح در اکوسیستم ایران، تنها راه عبور از توهم فناورانه است و مستلزم درکی بنیادین برای توسعه.
توسعه نهادی باید بر پذیرش فناوری مقدم باشد یا دستکم همراه آن گام به گام پیش رود. تجربه کشورهای موفق نشان میدهد اصلاحات نهادی باید ترتیببندی شده، ممکنساز و زمینهساز باشند. آنچه در جوامع پیشرفته بهصورت پیشرفت فناورانه جلوه میکند، در حقیقت بازتاب بلوغ نهادی آنهاست که سالها طول کشیده است. کشورهایی که فناوری را میخرند، اما نهاد نمیسازند، جامعهای بر شن بنا میکنند. فناوریهای پرزرقوبرق نه بهدلیل پیچیدگی ذاتیشان، بلکه بهسبب تکیه بر بستر نهادی بالغ ثمربخش هستند. تا زمانی که کشورهای در حال توسعه ریشه ناکامی خود را در عقبماندگی فناورانه جستوجو کنند و ضعف نهادی را نادیده بگیرند، در چرخهای باقی خواهند ماند که در آن، افزایش ورودیها به خروجیهای ناامیدکننده میانجامد.
راهحل کنونی برای حرکت در مسیر درست توسعه در اصلاحات عمیق نهادی نهفته است. راهحل در خرید فناوری چشم بسته نیست، بلکه در انجام کار دشوار و کم زرق و برق ساختن عمق نهادی است. فناوری نمیتواند جایگزین بلوغ نهادی شود؛ تنها میتواند آنچه را نهادها ساختهاند، تقویت کند. این شناخت باید سنگ بنای راهبرد توسعه صنعتی و اقتصادی هر کشور باشد. برای ایران و کشورهای مشابه در غرب آسیا، مسیر پیشرو روشن است: ساختن نهادهای کارآمد، تقویت ظرفیت اجرایی، ایجاد پاسخگویی عمومی و کاهش فساد. این مسیر دشوار است، اما تنها راه دستیابی به توسعهای پایدار و اصیل است که فراتر از ظواهر فریبنده فناوری، در عمق جامعه ریشه دوانده باشد.