-
صمت در گفت‌وگو با کارشناسان به بررسی روش‌های ذخیره باران پرداخت

کنترل آبی با سد یا مدیریت حوضه با آبخیزداری

کامیار فکور : مدیریت منابع آب در ایران سال‌هاست میان دو رویکرد اصلی «سدسازی» و «آبخیزداری» در نوسان است؛ گرچه تاکنون سدسازی و راهبردهای سازه‌محور غالب بوده است. در شرایطی که کشور با کاهش منابع آب زیرزمینی، افزایش تبخیر، تغییر الگوی بارش و خشکسالی‌های چندلایه مواجه است، این پرسش بیش از هر زمان دیگری اهمیت یافته است که کدام مسیر می‌تواند آینده امن‌تری برای منابع آب کشور رقم بزند. داده‌های هواشناسی نشان می‌دهد از اواخر آذرماه با ورود سامانه‌های بارشی، میانگین بارش در سطح کشور به محدوده نرمال و حتی در مقاطعی بالاتر از میانگین بلندمدت نزدیک شد؛ اما بارش‌ها به‌صورت نامتوازن توزیع شد و شمار قابل‌توجهی از استان‌ها همچنان با بی‌هنجاری منفی بارش نسبت به بلندمدت روبه‌رو بودند. تحقیقات اخیر نشان می‌دهد تغییرات اقلیمی شدت، مدت و توزیع مکانی بارش‌ها را دستخوش تغییر کرده و مناطقی که پیش‌تر کم‌بارش بودند، اکنون بارش بیشتری دریافت می‌کنند و برعکس. شدت بالای بارش‌های کوتاه‌مدت باعث می‌شود زمین فرصت کافی برای جذب آب نداشته باشد و بخش زیادی از منابع از دست برود. در این شرایط، سدها نقش حیاتی در تنظیم جریان‌های کوتاه‌مدت، ذخیره‌سازی آب و مقابله با خسارات سیلاب‌ها ایفا می‌کنند، در حالی که آبخیزداری با تمرکز بر مدیریت حوضه‌ای و نفوذ آب به سفره‌های زیرزمینی، هزینه کمتر و پایداری بیشتری دارد. همچنین برخی از کارشناسان می‌گویند بارش برف و ذوب تدریجی آن فرصت مناسبی برای تغذیه منابع آب زیرزمینی و قنات‌ها فراهم می‌کند، اما این منابع به‌تنهایی کفایت نمی‌کنند و کشور همچنان نیازمند برنامه‌ریزی بلندمدت، مدیریت یکپارچه و استفاده بهینه از ظرفیت‌های ذخیره‌سازی است تا اثر خشکسالی‌های چندساله جبران شود.

کنترل آبی با سد یا مدیریت حوضه با آبخیزداری

چالش‌های چندبعدی مدیریت آب

بحث مدیریت منابع آب در ایران در شرایط کنونی به مرحله‌ای رسیده است که دیگر نمی‌توان آن را با راهکارهای ساده، تک‌بعدی و مبتنی بر یک رویکرد واحد مدیریت کرد. تغییرات اقلیمی، کاهش میانگین بارش سالانه، افزایش دمای هوا، تشدید تبخیر و تغییر الگوی زمانی و مکانی نزولات جوی، مجموعه‌ای از چالش‌های پیچیده را پیش‌روی سیاست‌گذاران بخش آب قرار داده است. در چنین شرایطی، اختلاف‌نظر میان متخصصان بر سر اولویت‌بخشی به ابزارهای مدیریت آب، به یکی از محورهای اصلی بحث‌های کارشناسی تبدیل شده است.

در یک‌سوی این مناقشه، گروهی از کارشناسان حوزه منابع‌طبیعی و آب بر این باورند که راهبرد بنیادی و پایدار کشور، تمرکز بر آبخیزداری و آبخوانداری است. این رویکرد بر مدیریت یکپارچه حوضه‌های آبریز استوار است و با اقداماتی نظیر تقویت پوشش گیاهی، کنترل فرسایش خاک، کاهش حجم و سرعت رواناب و افزایش نفوذ آب به لایه‌های زیرین زمین، به احیای سفره‌های آب زیرزمینی کمک می‌کند. طرفداران این دیدگاه تاکید دارند که آبخیزداری، در مقایسه با پروژه‌های سازه‌ای بزرگ، هزینه سرمایه‌گذاری و نگهداری کمتری دارد و از نظر محیط‌زیستی نیز با ویژگی‌های اقلیمی سرزمین گرم و خشک ایران سازگارتر است. به‌اعتقاد آنان، ذخیره آب در سطح زمین، به‌ویژه در مخازن بزرگ سدها، همواره با تلفات قابل‌توجه ناشی از تبخیر، رسوب‌گذاری و کاهش تدریجی ظرفیت مخازن همراه است و در بلندمدت نمی‌تواند پاسخگوی بحران ساختاری منابع آب کشور باشد.

در مقابل، گروه دیگری از کارشناسان که با رویکرد مخالفت مطلق با سدسازی هم‌نظر نیستند، بر ضرورت تداوم نقش سدها در نظام مدیریت آب ایران تاکید می‌کنند. از نگاه این گروه، سدها همچنان یکی از ابزارهای کلیدی برای ذخیره‌سازی زمانی منابع آب، تنظیم جریان رودخانه‌ها و تامین نیازهای شرب، کشاورزی و صنعتی در دوره‌های کم‌بارش محسوب می‌شوند. علاوه بر این، سدسازی نقش تعیین‌کننده‌ای در مهار سیلاب‌های بزرگ و کاهش خسارات انسانی، اقتصادی و زیرساختی ایفا می‌کند؛ نقشی که به‌ویژه در مواجهه با بارش‌های حدی و سیلاب‌ها، قابل‌جایگزینی کامل با روش‌های غیرسازه‌ای نیست. از این منظر، اتکای صرف به آبخیزداری بدون در نظر گرفتن ظرفیت‌های کنترلی سدها، می‌تواند کشور را در برابر رخدادهای حدی اقلیمی آسیب‌پذیرتر کند.

آبخیزداری، کم‌خرج و بادوام

پرویز گرشاسبی، کارشناس آبخیزداری در گفت‌وگو با صمت بیان کرد: در حال ‌حاضر بارش‌های حدی قابل‌توجهی رخ نداده و میزان بارش کمتر از حد نرمال است. در هر صورت، چه بارش‌ها کمتر از نرمال باشد و چه به‌صورت حدی، اگر در اثر تغییر اقلیم و در یک بازه زمانی کوتاه اما با شدت بالا اتفاق بیفتد، آبخیزداری رویکردی اصولی‌تر از سدسازی است.

وی اضافه کرد: در آبخیزداری باید یک پهنه وسیع مدیریت شود؛ پهنه‌ای شامل مرتع، منابع‌طبیعی، جنگل، بیابان، اراضی کشاورزی، باغ‌ها و زراعت. اینکه بخواهیم تنها با روش سدسازی، آب را مدیریت کنیم، نتیجه موثری نخواهد داشت. اساسا میزان بارش‌های ما چقدر است؟ در حالی که ظرفیت مخازن سدهای ساخته‌شده حدود ۵۷ میلیارد متر مکعب است، در بهترین سال‌ها، بارش‌های کشور حتی به ۳۷ میلیارد مترمکعب نیز نرسیده و در نتیجه مخازن به‌طورکامل آبگیری نشده‌اند.

این کارشناس آبخیزداری گفت: در کشوری گرم و خشک مانند ایران، نگهداری آب در سطح زمین اساسا اقدامی نادرست است. هنر آبخیزداری و آبخوانداری در این است که آب را از روش‌های مختلف به زیر زمین هدایت می‌کند. در حال‌ حاضر، ایران با کمبود آب‌های زیرزمینی مواجه است. حجم استاتیک آب‌های زیرزمینی کشور حدود ۱۶۰ میلیارد مترمکعب است و سالانه نیز حدود ۱۵ تا ۲۰ میلیارد مترمکعب برداشت مازاد انجام می‌شود. خشکسالی‌ها، فرونشست زمین و تخریب سرزمین، در کنار یکدیگر، ضرورت استفاده از آبخیزداری و آبخوانداری را برای مدیریت بهتر شرایط دوچندان می‌کند. در سرزمینی گرم و خشک که هم تبخیر بالا است و هم برداشت زیادی از منابع آب زیرزمینی انجام گرفته است، قطعا باید آبخیزداری در رأس مدیریت منابع آب قرار گیرد.

وی تصریح کرد: در سیل سال ۱۳۹۸ در حوضه‌های پرآب کارون و کرخه، حدود ۲۰ میلیارد مترمکعب به حجم آب افزوده شد. از این میزان، تنها ۱۰ میلیارد مترمکعب ذخیره شد و ۱۰ میلیارد مترمکعب دیگر از دسترس خارج گردید. با این حال، همان ۱۰ میلیارد مترمکعب ذخیره‌شده نیز، موجب ورود حدود یک میلیارد مترمکعب رسوب به سدهای کارون و کرخه شد.

گرشاسبی ادامه داد: بنابراین نمی‌توان گفت که صرفا آب ذخیره‌شده، بلکه رسوب نیز وارد مخازن شده است. آیا بهتر نبود برای جلوگیری از این رسوب‌گذاری، احیای منابع‌طبیعی و اجرای آبخیزداری انجام می‌شد تا آب در کل حوضه به‌صورت متوازن توزیع شود؟ در شرایط بارش‌های حدی، مدیریت نقطه‌ای تا چه حد موفق بوده است؟ ما ۱۰ میلیارد مترمکعب آب را رها کردیم و در نتیجه، شاهد آسیب به چندین شهر، رسوب‌گذاری گسترده، وقوع سیلاب و تخریب پل‌ها و زیرساخت‌ها بودیم. بنابراین آبخیزداری به‌معنای مدیریت سطح حوضه است؛ یعنی مدیریت کل حوضه‌ای که در آن بارش رخ می‌دهد و توزیع عادلانه آب در آن از طریق آبخیزداری انجام  می‌شود.

وی اظهار کرد: روش‌هایی که امروز تحت‌عنوان آبخیزداری اجرا می‌شود، عمدتا روش‌های حفاظت آب و خاک هستند، نه مدیریت واقعی حوضه. مدیریت حوضه شامل روش‌های کم‌هزینه، پربازده، نرم‌افزاری، مبتنی بر آگاهی‌بخشی و مشارکت مردمی است؛ مانند قرق و حفاظت از مراتع و احیای مراتع و جنگل‌ها. اگر این منابع به‌درستی نگهداری شوند، حتی نیازی به اجرای گسترده سازه‌های آبخیزداری به شیوه‌های فعلی هم نخواهد بود. در واقع، حتی در آبخیزداری نیز باید به‌سمت روش‌های کم‌هزینه‌تر، پایدارتر و بادوام‌تر حرکت کرد.

آبخیزداری جای سد را نمی‌گیرد

محمدرضا جلیلی قاضی‌زاده، دبیر علمی و دانشیار دانشگاه شهید بهشتی در گفت‌وگو با صمت بیان کرد: نخست اینکه من شخصا با افرادی که به‌صورت مطلق با سدسازی مخالف هستند، موافق نیستم. اگر ما در کشور سد نداشتیم و اساسا سدسازی انجام نشده بود، امکان کنترل و مدیریت منابع آب وجود نداشت. اکنون که بارش‌ها به‌صورت حدی رخ می‌دهد، به این معناست که ما به ذخیره‌سازی زمانی آب نیاز داریم؛ یعنی مخازن را در مقطع زمانی مناسب پر کنیم تا در فصل تابستان از آن استفاده شود. بنابراین اینکه سدسازی به‌طورکامل منتفی دانسته شود، سخن درستی نیست. سدسازی، مانند هر فعالیت دیگری، دارای مزایا و معایبی است. ما باید تلاش کنیم معایب آن را کاهش دهیم و مزایای آن را به حداکثر برسانیم.

وی افزود: سیلاب حداکثر محتمل در رودخانه کارون حدود ۲۱هزار مترمکعب در ثانیه است. چنین سیلابی ممکن است هر صد سال یک‌بار رخ دهد، اما اینکه تصور کنیم هنگام وقوع چنین سیلابی، می‌توان تنها با روش‌های آبخیزداری جلوی آن را گرفت، سخن صحیحی نیست. بنابراین ما به سدها هم برای کنترل سیلاب و هم برای مدیریت منابع آب و تنظیم زمانی آن نیاز داریم. البته زمانی که سد ساخته می‌شود، تبخیر نیز وجود دارد. فرض کنید سدی ۱۰۰ واحد آب ذخیره می‌کند و 3واحد آن تبخیر می‌شود. منتقدان سدسازی معمولا به این تبخیر اشاره می‌کنند، اما به کارکردها و مزایایی که سد در مدیریت آب و کنترل سیلاب ایفا کرده است، توجهی نمی‌کنند.

وی بااشاره به اینکه در دهه‌های گذشته، به‌ویژه 30 تا 40 سال پیش، سیلاب‌هایی در کشور رخ می‌داد که هزاران نفر در ایران جان خود را از دست می‌دادند، گفت: امروزه دیگر کمتر خبری از چنین تلفات گسترده‌ای شنیده می‌شود، زیرا سدهایی وجود دارند که این سیلاب‌ها را کنترل می‌کنند. البته در برخی مناطق، باتوجه به شرایط زمین، شیب، نوع بارش و قابلیت‌های حوضه، امکان اجرای آبخیزداری وجود دارد و می‌توان از آن بهره گرفت. اما اتفاقا اکنون که بخش عمده‌ای از بارش برف در الگوی بارشی کشور به باران تبدیل شده است، نیاز به وجود سدها بیش از گذشته احساس می‌شود. جلیلی قاضی‌زاده گفت: در سد کرخه حدود ۶ میلیارد مترمکعب آب ذخیره می‌شود و سد گتوند نیز حدود ۳ میلیارد مترمکعب آب را در خود نگه می‌دارد. این حجم از ذخیره‌سازی را نمی‌توان با روش‌های آبخیزداری جایگزین کرد و انتظار داشت همان کارکرد را داشته باشد.

وی بااشاره به اینکه سدها، مانند هر سازه دیگری، به‌تدریج به دوران بازنشستگی می‌رسند و ممکن است به‌مرور از حیزانتفاع خارج شوند، گفت: علت خروج یک سد از مدار بهره‌برداری معمولا کاهش مقاومت سازه یا فرسودگی آن نیست. مشکل اصلی سدها در اغلب موارد، پرشدن مخازن آنها از رسوب است. هنگام طراحی سد، ظرفیتی برای رسوب‌گذاری در نظر گرفته می‌شود؛ برای مثال پیش‌بینی می‌شود که مخزن طی 50 یا 70سال از رسوب پر شود. این بازه زمانی طبیعتا سپری می‌شود و از سوی دیگر، ممکن است محاسبات اولیه با عدم‌قطعیت همراه بوده و پیش‌بینی‌ها کاملا دقیق نباشد. دانشیار دانشگاه شهید بهشتی گفت: در نتیجه، سد به‌تدریج رسوب می‌گیرد و بسته به نوع سد، رسوبات به ترازهای بالاتر و حتی دریچه‌ها می‌رسند و در نهایت سد دیگر کارآیی خود را از دست می‌دهد. در چنین شرایطی باید سد دیگری در بالادست یا پایین‌دست احداث شود، یا در مورد برخی سدها، روش‌های رسوب‌زدایی مورد بررسی و اجرا قرار گیرد.

وی تصریح کرد: به‌طورکلی، از آنجا که سدهای کشور چندان قدیمی نیستند و اغلب آنها در دهه‌های اخیر ساخته شده‌، هنوز به مرحله‌ای نرسیده‌ که بتوان گفت به‌طورکامل بازنشسته شده‌اند. البته سدهایی مانند شهید عباسپور که در سال ۱۳۵۵ ساخته شده‌اند، قدمت بیشتری دارند، اما سایر سدها مربوط به دهه‌های نزدیک‌تر هستند و دست‌کم چند دهه دیگر زمان لازم است تا به مرحله بازنشستگی برسند. در حال ‌حاضر، این سدها همچنان در مدار بهره‌برداری قرار دارند و مورداستفاده هستند.

سخن پایانی

مدیریت آب در ایران تصمیمی است میان استمرار یک مسیر پرهزینه و طراحی آینده‌ای متناسب با واقعیت‌های اقلیمی کشور. از یک‌سو، طرفداران آبخیزداری بر این باورند که نجات منابع آب ایران نه در سازه‌های بزرگ، بلکه در بازگرداندن تعادل به طبیعت نهفته است.

به‌اعتقاد آنها، مدیریت حوضه‌های آبریز، تقویت پوشش گیاهی و افزایش نفوذ آب به زمین، کم‌هزینه‌ترین و ماندگارترین راهی است که می‌تواند هم از سیلاب بکاهد و هم منابع زیرزمینی را احیا کند؛ راهکاری که با منطق سرزمین خشک ایران سازگارتر است و وابستگی کمتری به پروژه‌های پرخرج و نگهداری‌محور دارد. در مقابل، گروهی دیگر تاکید می‌کنند که نمی‌توان نقش سدها را در شرایط کنونی نادیده گرفت. آنها سدسازی را پاسخی عملی به واقعیت بارش‌های نامنظم و سیلاب‌های ناگهانی می‌دانند؛ ابزاری برای ذخیره آب در زمانی که بارش رخ می‌دهد و مصرف آن در دوره‌های خشکی. 

از این منظر، سدها همچنان ستون‌فقرات مدیریت بحران‌های آبی و سیلابی کشور محسوب می‌شوند و حذف آنها از معادله، به‌ویژه در حوضه‌های بزرگ، ریسک‌های جدی به‌همراه دارد.

دیدگاهتان را بنویسید

بخش‌های ستاره دار الزامی است
*
*

آخرین اخبار

پربازدیدترین