صنعت سریالسازی و تجربه بامداد خمار
داوود رحمانی(فعال رسانه)
برخلاف نگاه منفی بافان، سریال سازی در ایران نه تنها دارای صنعتی است که خوب یا بد از تلویزیون تا شبکه خانگی و پلتفرم ها را دربرگرفته بلکه هرازگاهی در این صنعت سریال سازی، آثاری خلق میشوند حاوی چشم اندازی روشن هم برای مخاطبان و هم برای فعالان سریال سازی.
سریال بامداد خمار یک سریال اقتباسی است که هم فصل اول آن از مخاطب، جواب گرفت و هم فصل دوم آن جزو سریالهای مردمی بوده است و یحتمل فصل سوم و چهارم هم اگر با همین ریتم پیش بروند باز مخاطب دارند.
اما چرا سریال بامداد خمار موفق میشود و چندین سریال رقیب-چه در تلویزیون و چه در پلتفرم- از جلب مخاطب، عاجزند؟ پاسخ در همان نگاه صنعتی سازندگان است. در نگاه صنعتی تولید محصول، اول باید به بازار و نیاز مخاطب نگاه کرد. بر فرض که بهترین محصول تکنیکی را تولید کنیم و داستان مخاطب پسند نداشته باشیم، معلوم است که سرمایه را تلف کرده ایم.
محمدحسین قاسمی تهیهکننده بامداد خمار، از نسل تهیه کننده هایی است که از اواخر نگاتیو وارد کار شد و در دیجیتال، رشد کرد و جلو رفت و در همه کارهایش-چه مستندهای اولیه و چه بعدتر فیلم و سریال- روی سوژه هایی دست میگذاشت که مخاطب داشته باشد.
نگاه کنید که همچنان یکی از بهترین کمدی سیاسی های تاریخ سینمای ایران -مصادره- را قاسمی تولید کرده و در کنار ش یکی از دیدنی ترین درام های سیاسی زندگینامه ای-شبی که ماه کامل شد- باز تولیدی اوست. قاسمی مخاطبشناس نسبتا خوبی است و میداند که وقتی یک رمان عامه پسند را محور تولید کند قطعا پتاسیل جلب مخاطبش بالا میرود.
این نگاه در تولید وقتی همراه میشود با رکن های دیگر مخاطب پسند- کارگردان باتجربه و آشنا با درام های زنانه، بازیگران متنوع و بازیهای یکدست و خلاقانه، لوکیشن های تر و تمیز و رویایی، طراحی لباس و گریمهای منطقی و...- نتیجه میشود سریال بامداد خمار که برای پلتفرم ارائه دهنده-شیدا- هم یک ارزش افزوده است. تقریبا هیچ سریالی در شبکه خانگی نبوده که فصل دوم آن همچون فصل اول، کیفیت را حفظ کرده باشد و بامداد خمار از این حیث، یک استثنای خوب است.
حرف زدن برای مردم، داستانهای مردمی میخواهد و ابزاری را نیاز دارد که مردم با آن خاطره دارند و سریال بامداد خمار هر دو را دارد و همین است که باعث خرسندی برای صنعت سریال سازی ایرانی است.