-

«بفرمایید تو» ۷ میلیون تومان آب می‌خورد!

روزگاری نه‌چندان دور، دری بود که همیشه به روی مهمان باز می‌ماند. سفره‌ای که با یک دیس برنج و یک قابلمه خورش،ده نفر را دور خودش جمع می‌کرد و کسی حساب و کتابش را نگه نمی‌داشت. مهمانی نه یک رویداد، که یک عادت بود. عادتی که پیوندهای فامیلی را زنده نگه می‌داشت، کدورت‌ها را آب می‌کرد و تنهایی را از خانه‌ها بیرون می‌راند.

«بفرمایید تو» ۷ میلیون تومان آب می‌خورد!

اما امروز در تیر ۱۴۰۵، همان سفره ساده پیش از پهن شدن، از صافی‌ ماشین‌حساب می‌گذرد. محاسبات بر پایه قیمت‌های رسمی بازار نشان می‌دهد یک شام کاملا معمولی برای ۱۰ مهمان زرشک‌پلو با مرغ، یک خورشت، سالاد، ماست، میوه و چای دست‌کم ۶ میلیون و ۷۶۹ هزار تومان هزینه دارد، یعنی ۶۷۷ هزار تومان به ازای هر مهمان، معادل ۴۵ درصد حداقل دستمزد یک کارگر و برابر با ۱۳ روز کار. حال رسم مهمانی آن‌قدر گران شده که دیگر کمتر کسی از پس زنده نگه داشتنش برمی‌آید.

روزهایی که مهمان، حبیب خدا بود

حافظه جمعی ایرانیان پر است از تصویرهایی که امروز بیشتر به خاطره شبیه‌اند تا واقعیت؛ عصرهای جمعه‌ای که بی‌خبر و بی‌دعوت، زنگ خانه‌ها به صدا درمی‌آمد و میزبان، بی‌آنکه ابرویی بالا بیندازد، یک دست بشقاب دیگر به سفره اضافه می‌کرد. در آن سال‌ها، پذیرایی نه به تجمل بود و نه به تنوع منو. یک آبگوشت ساده، یک قابلمه قیمه روی اجاق، یا حتی نان و پنیر و هندوانه کفایت می‌کرد تا شبی به خنده و گپ و گفت بگذرد. مهمانی ارزان‌ترین و در دسترس‌ترین نهاد اجتماعی ایرانیان بود، جایی که آشتی‌ها سر می‌گرفت، وصلت‌ها شکل می‌بست و پیرزن‌های تنها از انزوای آپارتمانی بیرون می‌آمدند. اما این نهاد کهن، طی سال‌های اخیر قربانی بی‌سروصدای تورم شده است. حذف مهمانی از سبد خانوار هیچ آمار رسمی‌ای ثبت نمی‌کند نه کالایی است که کمبودش صف بسازد و نه خدمتی که قطع شدنش خبرساز شود. اما نشانه‌هایش در همه‌جا پیداست؛ رفت‌وآمدهای فامیلی که به تماس تصویری تقلیل یافته، دورهمی‌هایی که به «هر کس غذای خودش را بیاورد» رسیده و تعارف‌هایی که دیگر پشتشان دعوتی نیست. برای فهم اینکه چرا، کافی است سری به بازار بزنیم.

اعدادی که میزبانی را ناممکن می‌کنند

قلب هر سفره مهمانی ایرانی، پروتئین است و قلب بازار پروتئین در تیر ۱۴۰۵، تند و نامنظم می‌زند. مرغ گرم کشتار روز در سطح شهر بین ۲۶۸ تا ۲۹۸ هزار تومان در هر کیلو دست به دست می‌شود. مرغ منجمد هم با۲۷۰ هزار تومان تفاوت محسوسی با آن ندارد. اما طنز تلخ ماجرا اینجاست: نرخ مصوب فروشگاهی مرغ ۳۴۸ هزار تومان اعلام شده یعنی قیمت تنظیمی از سقف بازار آزاد هم بالاتر ایستاده و سیاست قیمت‌گذاری دستوری، عملا به تابلویی بی‌خاصیت بدل شده است. گوشت قرمز اما دیگر از جنس کالای مصرفی نیست؛ به دارایی شبیه‌تر است. ران گوسفندی تازه بین یک میلیون و ۸۲۰ تا یک میلیون و ۸۸۰ هزار تومان معامله می‌شود. سردست گوسفندی یک میلیون و ۳۵۰ هزار تومان قیمت خورده است. ران گوساله تازه بین یک میلیون و ۵۵۰ تا یک میلیون و ۷۵۰ هزار تومان است و سردست گوساله از یک میلیون و ۴۳۰ هزار شروع می‌شود و به یک میلیون و ۶۰۰ هزار تومان می‌رسد. حتی گزینه‌های به‌اصطلاح اقتصادی هم دیگر اقتصادی نیستند. ران گوساله منجمد بین یک میلیون و ۲۰۰ تا یک میلیون و ۲۵۰ هزار تومان است و گوشت چرخ‌کرده مخلوط از یک میلیون و ۴۴۵ هزار تومان شروع می‌شود و به یک میلیون و ۶۶۰ هزار تومان می‌رسد. بوقلمون که روزی جایگزین «مقرون‌به‌صرفه» گوشت قرمز به حساب می‌آمد، حالا خودش بین۴۲۰ تا ۴۸۵ هزار تومان قیمت دارد وماهی قزل‌آلا هم با ۴۲۰ تا ۴۴۰ هزار تومان، هیچ راه فراری از گرانی باقی نگذاشته است.

اقلام پایه آشپزخانه نیز همین مسیر را رفته‌اند. برنج ایرانی درجه یک، ستون اصلی هر سفره مهمانی به کانال ۴۹۰ تا ۵۱۰ هزار تومان رسیده است. برنج هندی که روزگاری چاره نداری بود، کیلویی ۳۲۰ تا ۳۴۰ هزار تومان قیمت دارد. یک بطری روغن مایع ۹۰۰ سی‌سی بین ۳۵۰ تا ۳۷۰ هزار تومان می‌خواهد، روغن سرخ‌کردنی به۶۰۰ تا ۶۵۰ هزار تومان رسیده، شکر کیلویی ۱۲۵ هزار تومان است و یک قوطی رب گوجه بین ۱۵۰ تا ۲۲۰ هزار تومان قیمت خورده است. در میدان میوه و تره‌بار هم خبری از آرامش نیست.

گوجه‌فرنگی بین ۴۵ تا ۷۹ هزار تومان در نوسان است، خیار بین ۲۶ تا ۸۹ هزار تومان و سیب‌زمینی بین ۲۳ تا ۷۰ هزار تومان. میوه‌های تابستانی که زمانی سمبل پذیرایی ارزان ایرانی بودند، حالا خود به کالای نمایشی تبدیل شده‌اند؛ هلو تا ۳۸۰ هزار تومان و شلیل تا ۶۵۰ هزار تومان در هر کیلو قیمت خورده است. هندوانه که به تنها سمبل باقی‌مانده سفره تابستانی بدل شده همچنان در کانال ۲۸ تا ۳۵ هزار تومان است.

صورت‌حساب یک شام ۱۰ نفره

با این قیمت‌ها بنشینیم و برای یک دورهمی ۱۰ ‌نفره با متعارف‌ترین منوی ممکن خرید کنیم؛ نه غذای اضافه، نه دسر پیچیده، نه هیچ تجملی. فقط زرشک‌پلو با مرغ، یک خورشت قیمه با گوشت گوساله، سالاد فصل، ماست، دوغ، میوه و چای با شیرینی. این ساده‌ترین مهمانی چقدر می‌شود؟

برای ۲ و نیم کیلو برنج ایرانی درجه یک با نرخ ۵۱۰ هزار تومان، یک میلیون و ۲۷۵ هزار تومان از جیب می‌رود. ۳ کیلو مرغ گرم با نرخ ۲۹۸ هزار تومان، ۸۹۴ هزار تومان دیگر. یک کیلو سردست گوساله برای خورشت، یک میلیون و ۶۰۰ هزار تومان. یک ظرف ماست ۲ کیلویی ۳۰۰ هزار تومان. مخارج سالاد فصل از گوجه و خیار و کاهو حدود ۲۵۰ هزار تومان. روغن، رب، زرشک، زعفران، لپه و ادویه آشپزی روی هم۵۵۰ هزار تومان دیگر می‌خواهد. ۴ بطری دوغ و نوشیدنی ۲۰۰ هزار تومان. ۵ کیلو میوه فصل حدود یک میلیون تومان. شیرینی، چای و قند هم ۵۰۰ هزار تومان هزینه دارد.

جمع این اقلام، بی‌هیچ تعارف و اضافه‌کاری ۶ میلیون و ۷۶۹ هزار تومان است. در نتیجه هزینه هر مهمان حدود ۶۷۶ هزار و ۹۰۰ تومان می‌شود و این سناریوی حداقلی است. اگر میزبان به رسم قدیم خورشت را با گوشت گوسفندی بار بگذارد، صورت‌حساب از مرز هفت میلیون تومان عبور می‌کند. اگر پای باقالی‌پلو باماهیچه به میان بیاید، شام ۱۰ نفر به حوالی ۸ میلیون تومان هم می‌رسد؛ رقمی که تا چند سال پیش، اجاره یک ماه خانه بود.

یک شب مهمانی، ۱۳ روز کارگری

اعداد وقتی معنا پیدا می‌کنند که کنار جیب مردم گذاشته شوند. حداقل دستمزد مصوب سال۱۴۰۵، ماهانه حدود ۱۵ میلیون تومان است که روزانه می‌شود پانصد هزار تومان. شش میلیون و ۷۶۹ هزار تومان هزینه یک شب مهمانی، برابر با سیزده روز و نیم کار یک کارگر با حداقل حقوق است. به زبان ساده‌تر: کارگری که از اولماه تا ۱۳ام، هر روز سر کار رفته، تمام دستمزدش را جمع کرده و بدون خرج یک ریال برای خودش و خانواده‌اش کنار گذاشته، تازه به اندازه یک شب میزبانی ۱۰ نفر پول دارد. ۴۵ درصد حقوق ماهانه، برای یک شب. برای یک سفره، برای یک «بفرمایید تو».

این مقایسه اگر چیزی را آشکار کند، این است که هزینه مهمانی دیگر از جیب خرج جاری خانوار نمی‌آید باید از پس‌انداز آن هم اگر پس‌اندازی در کار باشد، برداشته شود. البته در خانوارهایی که لبه درآمد و هزینه روی هم می‌افتد، پس‌انداز کلمه‌ای از دنیایی دیگر است.

مهمانی لوکس شد

تورم در ایران هر چیزی را که لمس کرده، گران کرده است اما همه کالاها عکس‌العمل یکسانی به گرانی نشان نمی‌دهند. وقتی بنزین گران می‌شود، راننده مسیرش را کوتاه می‌کند. وقتی گوشت گران می‌شود، خانواده به مرغ پناه می‌برد. وقتی مرغ گران می‌شود، به تخم‌مرغ می‌رسد اما وقتی مهمانی گران می‌شود، جایگزین ندارد. نمی‌شود به‌جای مهمانی ۱۰ نفره، نصف مهمانی دعوت کرد. نمی‌شود ارتباط اجتماعی را به مدل اقتصادی‌تر تبدیل کرد. آنچه اتفاق می‌افتدساده‌تر و تلخ‌تر از این است: مهمانی حذف می‌شود.

و پشت این حذف، یک بحران اجتماعی خاموش در حال شکل گرفتن است. خانوارهایی که دیگر توانایی میزبانی ندارند، به تدریج از شبکه اجتماعی خود بریده می‌شوند. سالمندانی که دیدن فرزندان و نوه‌هایشان به دورهمی‌های فامیلی بند بود، روزهای بیشتری را تنها می‌گذرانند. جوانانی که دوستی‌هایشان را روی سفره خانگی ساخته بودند، به فضای مجازی رانده می‌شوند. بی‌شک انزوا ارزان است و مهمانی گران است.

در این میان، یک قشر جدید پدید آمده که مهمانی را به معنای واقعی به کالای لوکس تبدیل کرده است. رستوران‌های گران‌قیمت، فضاهای اجاره‌ای پارتی و کیترینگ‌های لوکس در حال رونق هستند؛ نه به این دلیل که جامعه پول‌دارتر شده، بلکه به این دلیل که کسانی که هنوز توان میزبانی دارند، به سراغ آن‌ها می‌روند و کسانی که ندارند، از دایره تعامل اجتماعی خارج می‌شوند.

سخن پایانی

روزی در فرهنگ ایرانی، حساب کردن برای مهمانی، نوعی بی‌ادبی به حساب می‌آمد. میزبانی که وسط آشپزی بنشیند و هزینه‌ها را بشمارد، در چشم دیگران سخاوتش زیر سوال می‌رفت. این قرارداد نانوشته، یکی از زیباترین ریشه‌های فرهنگ ایرانی بود. اما تورم این قرارداد را پاره کرده است. نه به این دلیل که مردم سخاوتشان را از دست داده‌اند بلکه به این دلیل که ماشین‌حساب دیگر خودش روی سفره می‌نشیند. کسی او را دعوت نکرده اما رفتنی هم نیست. ۶ میلیون و ۷۶۹ هزار تومان، هزینه یک دورهمی ۱۰ نفره است. این عدد نه درباره شام است، نه درباره مرغ و برنج و شیرینی. این عدد درباره یک نهاد اجتماعی است که داریم از دست می‌دهیم.

در آخر باید بگوییم «بفرمایید تو» روزگاری کلیدی‌ترین جمله فرهنگ ایرانی بود اما امروز با هر تکرارش یک فاتحه هم برای جیب میزبان خوانده می‌شود.

دیدگاهتان را بنویسید

بخش‌های ستاره دار الزامی است
*
*

آخرین اخبار

پربازدیدترین