ترویج فرهنگ کتابخوانی در عصر رسانه
شهرام شیرکوند، پژوهشگر اجتماعی در دوران توسعه فناوریهای ارتباطی و گسترش روزافزون رسانههای دیجیتال در زندگی روزانه، توجه به تربیت فرهنگی کودکان و نوجوانان بیش از پیش ضرورت یافته است. خانواده بهعنوان نخستین نهاد تربیتی جامعه، نقشی تعیینکننده در شکلگیری شخصیت، نگرشها، ارزشها و رفتارهای فرزندان دارد. در چنین بستری، رسانههای فرهنگی، بهویژه کتاب، با ارتقای آگاهی، تقویت قدرت تفکر و پرورش ارزشهای اخلاقی، مسیر رشد فکری و اجتماعی نسل آینده را هموار میسازند.
ترویج فرهنگ کتابخوانی راهکاری کارآمد برای افزایش دانش، تحکیم روابط خانوادگی، ایجاد تعادل در استفاده از ابزارهای دیجیتال و ارتقای امنیت فرهنگی خانواده است؛ مسیری که استمرار آن، ضامن بالندگی و سلامت فکری نسل جدید خواهد بود.
رسانه در مفهوم گسترده خود، ابزاری برای انتقال پیام، دانش، تجربه و ارزشهای انسانی است. در عصرکنونی، این ابزارها تنها به رادیو، تلویزیون، مطبوعات و اینترنت محدود نبوده، بلکه شامل کتابهای چاپی، الکترونیک، صوتی و دیگر عرصههای انتقال دانش نیز میشوند. رسانهها متناسب با محتوا و نوع بهکارگیری، بر نگرشها و رفتارهای افراد اثرگذارند و در شکلدهی فرهنگ عمومی سهم دارند. ازاینرو، گزینش آگاهانه رسانههای فرهنگی و بهرهگیری اصولی از ظرفیتهای آنها، بهویژه در دوران کودکی و نوجوانی، بسیارحائز اهمیت است.
در میان رسانههای فرهنگی، کتاب جایگاهی ممتاز دارد؛ زیرا مخاطب را به تأمل، تحلیل و مشارکت فعال ذهنی فرامیخواند. کودک یا نوجوان هنگام مطالعه با شخصیتها و رویدادها ارتباط برقرار میکند، پرسشهایی تازه میسازد و درباره موضوعات متنوع میاندیشد.
مطالعه مستمر، موجب تقویت مهارتهای زبانی، افزایش دامنه واژگان، بهبود توانایی نگارش، پرورش خلاقیت و ارتقای قدرت حل مسئله خواهد شد. آشنایی با داستانها، زندگینامهها و آثار علمی نیز فرصتی برای درک تجربههای متفاوت انسانی است و مفاهیمی همچون مسئولیتپذیری، همدلی، عدالت، احترام و همکاری را نهادینه میکند. کتاب از این منظر، ابزاری بیبدیل برای پرورش انسانهایی آگاه، اندیشمند و مسئولیتپذیر است.
فرهنگ و رسانه رابطهای دوسویه دارند؛ رسانهها از ارزشها و باورهای جامعه تأثیر میپذیرند و همزمان در انتقال و بازتولید آنها نقشآفرینی میکنند. هنگامی که کتابخوانی به بخشی از فرهنگ خانواده مبدل گردد، مطالعه از یک فعالیت آموزشی به تجربهای خوشایند و ماندگار تغییر شکل مییابد. کودکی که از سالهای نخست زندگی با کتاب، قصهگویی و فضای مطالعه آشنا میشود، آمادگی فزونتری برای حفظ علاقه به یادگیری و جستوجوی دانش در دوران نوجوانی و بزرگسالی خواهد داشت. شکلگیری این عادت به دسترسی به کتابهای مناسب، اختصاص زمان کافی، ترغیب داوطلبانه و حضور الگوهای کتابخوان در خانه وابسته است. والدینی که خود اهل مطالعه باشند، با رفتارشان اهمیت دانشاندوزی را به فرزندان نشان میدهند و در ایجاد انگیزه پایدار برای خواندن، تأثیرگذاری عمیقتری دارند.
یکی از دغدغههای نوظهور در کانون خانوادههای امروزی، فراگیری فزاینده استفاده کودکان و نوجوانان از رسانههای دیجیتال و شبکههای اجتماعی است. اگرچه دسترسی آسان به دانش و ارتباط با جهان از جنبههای مثبت این فناوریهاست، اما انتشار دادههای نادرست، احتمال مواجهه با محتواهای نامناسب، تبلیغات گمراهکننده و حضور مفرط در فضای مجازی، میتواند به کاهش تمرکز، افت تحصیلی و تضعیف روابط خانوادگی منجر شود.
در چنین شرایطی، کتابخوانی، زمینه بیشتری برای تقویت قدرت تشخیص و تحلیل فراهم میآورد. نوجوانی که به مطالعه منابع معتبر و مقایسه دیدگاهها خو گرفته باشد، با هوشمندی بیشتری پیامهای رسانهای را واکاوی کرده و برای راستیآزمایی ادعاها، به شواهد مستدل و قابل اعتماد تکیه میکند. البته کتابخوانی باید با آموزش سواد رسانهای همراه شود تا فرزندانمان شیوه ارزیابی اعتبار منابع، تفکیک اخبار واقعی از شایعات و صیانت از حریم خصوصی را بهدرستی فراگیرند.
خانواده، سهم بسزایی در پرورش علاقه و اشتیاق به مطالعه در کودکان دارد. اختصاص زمانی معین برای کتابخوانی، قصهگویی پیش از خواب، تبادلنظر پیرامون داستانها و اهدای کتاب در مناسبتها، اقداماتی ساده و کارآمد برای نهادینهسازی این علاقه بهشمار میآیند. والدین باید در انتخاب کتاب، به سن، نیازها، توانمندیها و علایق فرزندان توجه ویژهای داشته باشند. کتابهای تصویری و داستانهای کوتاه برای خردسالان، و رمانهای ویژه نوجوانان، زندگینامهها، آثار علمی و مهارتهای زندگی برای گروههای سنی بالاتر، گزینههایی جذاب و سازنده محسوب میشوند.
تأسیس کتابخانهای کوچک در خانه، حتی با تعداد اندکی کتاب، نمادی عینی از ارج نهادن به دانش و مطالعه برای فرزندان است. تجربه مطالعه نباید تنها به انجام تکالیف، مواجهه با استرس و پشت سر گذاشتن ارزیابیهای درسی محدود شود.
خانوادهها همچنین میتوانند با مدیریت زمان در بهرهگیری از ابزارهای هوشمند و شبکههای اجتماعی، فرصتهای مغتنمی برای مطالعه، فعالیتهای هنری و تعاملات خانوادگی خلق کنند.البته، هدف نفی فناوری نیست؛ بلکه تأکید بر ضرورت ایجاد تعادل میان بهرهگیری از امکانات دیجیتال و پرداختن به فعالیتهای فرهنگی، هنری و تعاملات خانوادگی است.
مدرسه، کتابخانهها و رسانههای جمعی نیز در بسط فرهنگ کتابخوانی مسئولیت خطیری دارند. معلمان میتوانند با معرفی آثار فاخر، تشکیل گروههای مطالعه، برگزاری نشستهای نقد و اختصاص زمانی برای خوانش آزاد، دانشآموزان را به این امر راغب سازند. کتابخانههای مدارس و مراکز عمومی باید محیطهایی پویا و دسترسپذیر باشند تا کودکان و نوجوانان بتوانند متناسب با علایق خود کتاب برگزینند و تجربیات مطالعاتیشان را با یکدیگر به اشتراک بگذارند. برگزاری کارگاههای قصهگویی، مسابقات، نشستهای معرفی آثار و برنامههای ویژه نوجوانان، به مطالعه، جلوهای نشاطآور و اجتماعی میبخشد.
از مهمترین راهکارهای گسترش فرهنگ کتابخوانی و توسعه عدالت فرهنگی، فراهم کردن دسترسی آسان و کمهزینه به کتاب، بهویژه برای خانوادههای کمبرخوردار، است.
رسانههای جمعی نیز با معرفی آثار ارزشمند، گفتوگو با نویسندگان و افراد موفق و کارآفرین، بازتاب فعالیتهای نوجوانان کتابخوان و تولید برنامههای جذاب پیرامون ادبیات و دانش، میتوانند جایگاه مطالعه را در جریان عمومی زندگی تقویت کنند. در این زمینه، بهرهگیری از کتابهای الکترونیکی، صوتی و محتوای تعاملی متناسب با نیازهای نسل جدید، پیوند میان فناوری و فرهنگ مطالعه را مستحکم میسازد. اگر رسانههای دیجیتال، عرصهای برای معرفی آثار مناسب و دسترسی آسانتر به آنها باشند، میتوانند در ترویج کتابخوانی نقشی اثرگذار داشته باشند.
در اندیشههای دینی، دانشپژوهی، خردورزی، جستوجوی حقیقت و پرهیز از داوریهای شتابزده، از ارکان اصیل تربیتی تلقی میشوند.
بنابراین، ترویج فرهنگ مطالعه در میان کودکان و نوجوانان، سرمایهگذاری راهبردی برای اعتلای فکری، اجتماعی و فرهنگی جامعه است. کتابخوانی، تقویتکننده تفکر انتقادی، خلاقیت، همدلی و آگاهی نسل آینده است؛ مهارتی که در همسویی با سواد رسانهای، آنان را برای رویارویی مسئولانه با ابعاد فضای دیجیتال تجهیز میکند. تحقق این مهم، مستلزم تعامل همافزای خانواده، مدرسه، کتابخانهها، رسانهها و سیاستگذاران فرهنگی است. جامعهای که مطالعه را به جزئی تفکیک ناپذیر از زیست کودکان و نوجوانان تبدیل کند، پرورش نسلی آگاه، مقتدر و مسئولیتپذیر را تضمین مینماید؛ نسلی که با خردورزی و گزینش هوشمندانه، از قابلیتهای رسانههای دیجیتال بهره جسته و در صیانت و ارتقای فرهنگ عمومی نقشآفرینی میکند.