زمستان گاز، از تابستان آغاز میشود
هر سال با نزدیکشدن به فصل سرد، مسئله تأمین گاز دوباره به یکی از دغدغههای اصلی اقتصاد ایران تبدیل میشود؛ اما واقعیت این است که بحران زمستانی انرژی، در روزهای سرد شکل نمیگیرد، بلکه نتیجه مجموعهای از تصمیمها و غفلتهایی است که ماهها پیش از آن رقم خوردهاند. کاهش ظرفیت تولید، فرسودگی بخشی از زیرساختها، رشد مصرف خانگی و ضعف بهرهوری در ساختمانها و صنایع، زنجیرهای از فشار را بر شبکه گاز ایجاد میکند که پیامد آن تنها در قبض خانوار یا افت فشار خلاصه نمیشود و میتواند به محدودیت سوخت نیروگاهها، کاهش تولید صنایع و افزایش هزینههای اقتصادی منجر شود. در چنین شرایطی، اتکا به مدیریت اضطراری در زمان اوج مصرف دیگر نمیتواند پاسخگوی ابعاد مسئله باشد. بازسازی زیرساختهای آسیبدیده اگر زمانبر باشد، مسیر اصلی برای عبور از زمستان پیشرو باید از کاهش مصرف غیرضروری و جلوگیری از اتلاف آغاز شود؛ آن هم با مشارکت واقعی بخش خصوصی و استفاده از ابزارهایی که بتوانند بدون کاهش رفاه مردم، مصرف انرژی را اصلاح کنند. اما آیا دولت فرصت باقیمانده تا آغاز فصل سرد را برای تبدیل مدیریت بحران به یک برنامه عملیاتی و پیشگیرانه مغتنم خواهد شمرد؟
زمستانی که باید پیش از رسیدنش مدیریت شود
تأمین گاز در فصل سرد تنها یک مسئله مربوط به گرم نگهداشتن خانهها نیست؛ گاز در ایران حلقهای تعیینکننده میان بخش خانگی، نیروگاهها و صنایع است. هرچه مصرف خانگی در ماههای سرد افزایش پیدا کند، فشار بیشتری بر منابع گاز وارد میشود و در صورت محدودیت عرضه، نخستین پیامدها میتواند متوجه نیروگاهها و واحدهای تولیدی شود. از همین رو، مدیریت ناترازی گاز باید پیش از رسیدن به نقطه اوج مصرف آغاز شود.
در شرایطی که بخشی از ظرفیت تولید گاز کشور آسیب دیده و بازگرداندن کامل آن به زمان نیاز دارد، سادهترین راهکار، افزایش عرضه در کوتاهمدت نیست. بخشی از راهحل در سمت مصرف قرار دارد؛ جایی که ساختمانهای کمبازده، عایقبندی نامناسب، تجهیزات گرمایشی فرسوده و موتورخانههای غیربهینه، حجم قابلتوجهی از انرژی را بدون ایجاد ارزش واقعی مصرف میکنند.
در این میان، شرکتهای کارور انرژی میتوانند به حلقه واسط میان دولت، شرکتهای گاز، مردم و بخش خصوصی تبدیل شوند. این شرکتها با شناسایی نقاط پراتلاف و اجرای اقداماتی مانند اصلاح موتورخانه، عایقکاری، سرویس تجهیزات و جایگزینی وسایل کممصرف، میتوانند کاهش مصرف را از یک توصیه عمومی به یک برنامه اجرایی تبدیل کنند.
نکته مهم آن است که مدیریت مصرف نباید صرفا از مسیر افزایش قیمت دنبال شود. فشار قیمتی فراگیر میتواند خانوارهای کمدرآمد را نیز تحتتأثیر قرار دهد، در حالی که هدف اصلی باید کنترل مصرفهای غیرمتعارف و کاهش اتلاف باشد. بنابراین، راه عبور از زمستان آینده، ترکیبی از بازسازی زیرساختها، اصلاح تدریجی الگوی مصرف، حمایت از خانوارها و فعالکردن ظرفیت بخش خصوصی است؛ اقدامی که اگر به تابستان محدود نماند، میتواند هزینه بحران زمستانی را برای اقتصاد و مردم کاهش دهد.
تأمین گاز زمستان نباید به روزهای سرد موکول شود
نایبرئیس کمیسیون اصل نود مجلس با اشاره به آسیب ۲۰ درصدی به تولید گاز پارس جنوبی، خواستار ورود شرکتهای کارور انرژی و برنامهریزی زودهنگام دولت برای زمستان شد. به گزارش خ مهر، نماینده مجلس شورای اسلامی با تأکید بر ضرورت آمادگی زود هنگام برای فصل سرد گفت: با توجه به کاهش ظرفیت تولید گاز و احتمال افت فشار یا قطعی در برخی استانها، دولت باید از ماه پایانی تابستان برای اجرای طرحهای بهینهسازی، فعالکردن شرکتهای کارور و حمایت هدفمند از مشترکان اقدام کند.
حسینعلی حاجیدلیگانی، نماینده مجلس شورای اسلامی، با اشاره به شرایط خاص کشور در حوزه انرژی اظهار کرد: آسیب واردشده به بخشهایی از تأسیسات گازی پارس جنوبی، براساس برآوردهای ارائه شده، حدود ۲۰ درصد از ظرفیت تولید روزانه گاز کشور را کاهش داده است. از سوی دیگر، ترمیم و بازیابی کامل این ظرفیت ممکن است دو تا سه سال زمان ببرد؛ بنابراین در کنار بازسازی تأسیسات، باید بهینهسازی مصرف و کاهش اتلاف انرژی با مشارکت مردم و بخش خصوصی به یک اولویت ملی تبدیل شود.
وی افزود: اکنون در ماه سوم فصل گرم قرار داریم و بخش عمده تابستان سپری شده است؛ ازاینرو، مسئله اصلی باید آمادگی برای تأمین گاز در زمستان پیشرو باشد. در فصل سرد، بهدلیل افزایش شدید مصرف خانگی، احتمال افت فشار و حتی قطعی گاز در برخی مناطق وجود دارد. این نگرانی بهویژه درباره استانهای واقع در انتهای شبکه انتقال، از جمله استان گلستان، جدیتر است و دولت نباید برنامهریزی برای مدیریت این وضعیت را به زمان آغاز سرما موکول کند.
حاجیدلیگانی با اشاره به ارتباط مستقیم گاز، برق و تولید کشور تصریح کرد: در زمستان، بخش قابلتوجهی از گاز طبیعی در بخش خانگی مصرف میشود و هم زمان نیروگاهها و صنایع عمده با محدودیت تأمین سوخت مواجه میشوند. حدود ۸۱ درصد برق کشور نیز در نیروگاههای حرارتی تولید میشود و بخش مهمی از سوخت این نیروگاهها گاز طبیعی است. بنابراین، ناترازی گاز فقط به گرمایش خانهها محدود نمیشود و میتواند تولید برق، فعالیت صنایع، اشتغال و روند تولید کشور را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
وی ادامه داد: براساس بررسیهای مرکز پژوهشهای مجلس، بخشی از مصرف بالای گاز خانگی ناشی از غیربهینهبودن ساختمانها و تجهیزات گرمایشی است. فرسودگی منازل، ضعف عایقبندی، استفاده از بخاریها و پکیجهای کمبازده و پایینبودن راندمان موتورخانهها، اتلاف قابلتوجهی ایجاد میکند. ازاینرو، نمیتوان همه مسئولیت ناترازی را متوجه رفتار مصرفی مردم دانست و تنها با افزایش تعرفه بهدنبال حل مسئله بود.
نماینده مجلس شورای اسلامی، استفاده از ظرفیت شرکتهای کارور انرژی را از راهکارهای عملی کاهش مصرف دانست و گفت: شرکتهای کارور میتوانند با همکاری شرکتهای گاز استانی، مشترکان و ساختمانهای دارای اتلاف بالا را شناسایی و اقداماتی مانند عایقبندی، اصلاح موتورخانهها، سرویس تجهیزات گرمایشی و جایگزینی وسایل کمبازده را اجرا کنند. این اقدامات میتواند بدون کاهش آسایش خانوار، مصرف گاز و هزینه قبوض را پایین بیاورد و زمینه مشارکت واقعی مردم و بخش خصوصی را در یک برنامه ملی صرفهجویی فراهم سازد.
وی افزود: فعالیت شرکتهای کارور نباید به بخش خانگی محدود بماند. صنایع، گلخانهها و واحدهای تولیدی نیز میتوانند با نوسازی تجهیزات فرسوده، استفاده از فناوریهای کممصرف و بهینهسازی فرایندهای حرارتی، هزینه انرژی خود را کاهش دهند. صرفهجویی در این بخشها علاوه بر کمک به پایداری شبکه گاز، از محدودیت تولید و آسیب به اشتغال جلوگیری میکند.
حاجیدلیگانی درباره اصلاح تعرفههای گاز گفت: مدیریت مصرف نباید با شوک قیمتی و آزادسازی ناگهانی قیمت حاملهای انرژی انجام شود. اصلاح قیمت، در صورت ضرورت، باید تدریجی، منطقی و معطوف به مشترکان بسیار پرمصرف باشد. گزارشهای کارشناسی نشان میدهد برخلاف برخی تصورات، میانگین مصرف گاز در دهکهای مختلف رفاهی تفاوت بسیار شدیدی ندارد و حتی مصرف دهک دهم تقریباً با میانگین مصرف دهک ششم برابری میکند؛ بنابراین افزایش عمومی و ناگهانی قیمت میتواند دهکهای کمدرآمد را نیز تحت فشار قرار دهد.
وی ادامه داد: جهتگیری اخیر به سمت هدفگیری مشترکان بسیار پرمصرف، نسبت به افزایش عمومی تعرفهها عادلانهتر است. مشترکان پله چهارم نزدیک به دو درصد کل مشترکان را تشکیل میدهند، اما حدود پنج درصد مصرف گاز را به خود اختصاص دادهاند. اعمال تعرفه بیشتر برای چنین مصارفی، ضمن ارسال علامت اصلاحی، اکثریت مردم را با فشار قیمتی مواجه نمیکند. در کنار آن، باید به همین مشترکان امکان استفاده از خدمات کارورها برای کاهش مصرف داده شود.
حاجیدلیگانی در پایان خاطرنشان کرد: مدیریت ناترازی گاز باید در قالب بستهای جامع شامل اصلاح تدریجی تعرفهها، حمایت از عموم مردم، هدفگیری مصارف غیرمتعارف و توسعه شرکتهای کارور دنبال شود. دولت باید پیش از آغاز فصل سرد، برنامهای روشن و زمانبندیشده برای تأمین گاز خانگی و جلوگیری از افت فشار ارائه کند؛ زیرا فرصت اقدام محدود است و تأمین پایدار گاز در زمستان، بهویژه در استانهایی مانند گلستان، نباید به روزهای اوج سرما موکول شود.
سخن پایانی
ناترازی گاز دیگر مسئلهای فصلی نیست که بتوان با رسیدن به پایان زمستان آن را کنار گذاشت و تا سال بعد منتظر ماند. آسیب به ظرفیت تولید، رشد تقاضا، فرسودگی زیرساختها و پایینبودن بهرهوری مصرف نشان میدهد که مسئله گاز به یکی از چالشهای ساختاری اقتصاد ایران تبدیل شده است؛ چالشی که مستقیما با برق، تولید صنعتی، اشتغال و حتی ثبات اقتصادی ارتباط دارد.
در چنین شرایطی، مهمترین تغییر باید در شیوه مواجهه با مسئله اتفاق بیفتد. مدیریت بحران در روزهای اوج مصرف، هرچقدر هم دقیق باشد، جای برنامهریزی پیشگیرانه را نمیگیرد. دولت باید از ماهها قبل مشخص کند که چه میزان ظرفیت تولید در دسترس است، کدام مناطق با ریسک افت فشار مواجهاند، چه صنایعی نیازمند برنامه سوخت جایگزین هستند و چه مقدار از مصرف را میتوان با اقدامات کمهزینه کاهش داد.
از سوی دیگر، مردم نباید تنها بهعنوان مصرفکننده و مخاطب افزایش تعرفه دیده شوند. اگر قرار است مصرف اصلاح شود، باید امکان اصلاح نیز فراهم باشد. توسعه شرکتهای کارور انرژی، نوسازی تجهیزات و ساختمانها و ارائه مشوق برای کاهش مصرف میتواند این مسیر را عملیاتی کند. زمستان آینده فرصتی برای آزمودن این رویکرد است؛ فرصتی که موفقیت در آن به این بستگی دارد که تصمیمگیری برای روزهای سرد، از همین حالا آغاز شده باشد.