-

تجارت بین المللی و چالش های ارزی آن

تجارت بین المللی و چالش های ارزی آن

در تجارت بین‌المللی، خریدار و فروشنده معمولاً با دو ارز متفاوت سروکار دارند. فروشنده ممکن است قیمت کالا را به ارز کشور خود یا یک ارز مرجع تعیین کند، در حالی که خریدار درآمد و سرمایه خود را به پول ملی کشورش در اختیار دارد. بنابراین، نرخ تبدیل ارز می‌تواند مستقیماً بر هزینه نهایی معامله و میزان سود آن تأثیر بگذارد.

به همین دلیل، محاسبه سود و زیان در یک معامله خارجی فقط به قیمت کالا، هزینه حمل و سایر هزینه‌ها بستگی ندارد. نرخ ارز در زمان پرداخت نیز اهمیت زیادی دارد. ممکن است یک قرارداد در زمان توافق سودآور به نظر برسد، اما تغییر نرخ ارز تا زمان پرداخت، هزینه معامله را افزایش دهد و سود مورد انتظار را کاهش دهد یا حتی از بین ببرد.

در ادامه، چهار چالش اصلی ارزی در تجارت بین‌المللی و نحوه تعیین قیمت ارزها در بازارهای جهانی را بررسی می‌کنیم.

چالش ارزی تجارت بین المللی از کجا شروع می شود?

ریسک ارزی از فاصله‌ی میان دو لحظه سرچشمه می‌گیرد. لحظه‌ی اول زمانی است که قرارداد بسته و قیمت نهایی توافق می‌شود و لحظه‌ی دوم زمانی است که پرداخت انجام می‌گیرد. هر تغییری در نرخ ارز در این فاصله، مستقیماً به حاشیه‌ی سود یا زیان معامله منتقل می‌شود.

این ریسک مخصوص بازرگانان ایرانی نیست و در همه‌ی اقتصادها وجود دارد. آنچه شرایط را در ایران دشوارتر می‌کند، دامنه‌ی بزرگ‌تر نوسان نرخ ارز و محدودیت ابزارهای متعارف پوشش ریسک است.

شکاف نرخ رسمی و آزاد

وجود چند نرخ برای یک ارز، محاسبه‌ی قیمت تمام‌شده را پیچیده می‌کند. بخشی از واردات با نرخ ترجیحی یا رسمی انجام می‌شود و بخش دیگری ناچار است ارز را از بازار آزاد تأمین کند.

پیامد عملی این شکاف در قیمت‌گذاری ظاهر می‌شود. بازرگانی که قیمت فروش خود را بر مبنای نرخ رسمی محاسبه کرده و در نهایت ارز را با نرخ آزاد تأمین کرده است، تفاوت این دو نرخ را از حاشیه‌ی سود خود پرداخت می‌کند. همین موضوع باعث می‌شود پیش‌بینی قیمت تمام‌شده در قراردادهای بلندمدت دشوار باشد.

فاصله زمانی میان قرارداد و پرداخت

در تجارت کالا، فاصله‌ی میان ثبت سفارش و پرداخت نهایی معمولاً چند هفته تا چند ماه است. این بازه شامل زمان تولید، حمل، ترخیص و تسویه می‌شود.

هرچه این بازه طولانی‌تر باشد، بازرگان در معرض نوسان بیشتری قرار می‌گیرد. قراردادی با تحویل سه ماهه، عملاً یک موقعیت ارزی سه ماهه هم برای خریدار ایجاد می‌کند، حتی اگر او هیچ قصدی برای فعالیت در بازار ارز نداشته باشد.

محدودیت روش های انتقال وجه و هزینه واسطه ها

انتقال وجه در معاملات خارجی مسیر مستقیمی ندارد و معمولاً از طریق واسطه‌ها انجام می‌شود. هر حلقه در این زنجیره هزینه‌ی خود را به معامله اضافه می‌کند.

این هزینه‌ها دو شکل دارند. بخشی کارمزد صریح است که در فاکتور دیده می‌شود و بخشی در اختلاف نرخ تبدیل پنهان می‌ماند. بخش دوم معمولاً بزرگ‌تر از بخش اول است و در محاسبات اولیه نادیده گرفته می‌شود.

مثال عددی از اثر نوسان نرخ ارز بر حاشیه سود

یک نمونه‌ی ساده ابعاد این ریسک را روشن می‌کند. فرض کنید یک قرارداد واردات به ارزش صد هزار یورو بسته شده و حاشیه‌ی سود پیش‌بینی‌شده‌ی آن هشت درصد، یعنی معادل هشت هزار یورو است. پرداخت نهایی سه ماه بعد انجام می‌شود.

اگر در این سه ماه نرخ تبدیل ارز پنج درصد افزایش پیدا کند، هزینه‌ی تأمین ارز پنج هزار یورو بیشتر می‌شود. این عدد بیش از شصت درصد کل حاشیه‌ی سود قرارداد را از بین می‌برد، در حالی که قیمت کالا، هزینه‌ی حمل و شرایط فروش هیچ تغییری نکرده‌اند.

همین محاسبه نشان می‌دهد چرا در قراردادهای بزرگ، نوسان ارز اهمیتی به‌اندازه‌ی خودِ قیمت کالا دارد.

بازار جهانی ارز، مرجع قیمت گذاری جفت ارزها

نرخ‌هایی که در معاملات بین‌المللی به کار می‌روند، در بازار جهانی ارز یا فارکس (Forex) تعیین می‌شوند. این بازار مکان فیزیکی ندارد و شبکه‌ای غیرمتمرکز از بانک‌ها، مؤسسات مالی و تأمین‌کنندگان نقدینگی است که قیمت یورو به دلار و سایر جفت‌ارزها از برخورد عرضه و تقاضای آنها ساخته می‌شود.

درک این سازوکار برای فعال حوزه‌ی تجارت کاربرد تحلیلی دارد. نرخ ارز در بازار داخلی تابع عوامل داخلی است، اما نسبت میان ارزهای جهانی مانند یورو و دلار در همین بازار مشخص می‌شود و بر بهای تمام‌شده‌ی کالاهایی که به یورو خریداری می‌شوند اثر می‌گذارد.

مدل اجرای ECN و معنای شفافیت قیمت

در بازار خرد این ارزها، شکل اجرای سفارش تعیین می‌کند که دارنده‌ی حساب معاملاتی با چه قیمتی روبه‌رو می‌شود. مدل ECN یکی از این شکل‌ها است و توضیح حساب ecn چیست به همین موضوع برمی‌گردد که بروکر سفارش‌ها را به شبکه‌ای از تأمین‌کنندگان نقدینگی ارسال می‌کند و قیمت از رقابت میان آنها در بازار جهانی ارز به دست می‌آید، نه از نرخی که واسطه اعلام می‌کند.

تفاوت عملی این مدل با روش‌های دیگر در ساختار هزینه است. در مدل ECN، اختلاف قیمت خرید و فروش به شکل خام منتقل می‌شود و کارمزد به‌صورت جداگانه و صریح محاسبه می‌شود. در مدل‌های دیگر، همان هزینه در قیمت اعلامی گنجانده می‌شود و برای معامله‌گر قابل تفکیک نیست.

تفاوت این بحث با مدیریت ریسک ارزی شرکت

نکته‌ای که باید به آن توجه داشت این است که آشنایی با سازوکار بازار جهانی ارز، یک بحث تحلیلی و در سطح فردی است و جایگزین ابزارهای رسمی مدیریت ریسک ارزی برای بنگاه‌ها به شمار نمی‌آید.

پوشش ریسک ارزی در سطح شرکت، چارچوب حقوقی و مقرراتی خودش را دارد و در ایران تابع ضوابط ارزی و بانکی داخلی است. هر تصمیمی در این سطح باید با مشاور حقوقی و مالی شرکت و در چارچوب مقررات جاری گرفته شود.

آنچه در قرارداد قابل کنترل است

بخشی از ریسک ارزی خارج از اختیار بازرگان است، اما بخش دیگری در متن قرارداد قابل مدیریت است. تعیین ارز مرجع، مشخص کردن سقف نوسان قابل قبول، کوتاه کردن فاصله‌ی میان توافق و پرداخت و پیش‌بینی سناریوی تغییر نرخ در قرارداد، چهار ابزاری هستند که هزینه‌ای برای طرفین ایجاد نمی‌کنند.

آنچه در نهایت تفاوت می‌سازد، محاسبه‌ی حاشیه‌ی سود با فرض نوسان ارز است، نه با فرض ثابت ماندن آن. قراردادی که فقط در سناریوی نرخ ثابت سودده باشد، در عمل یک قرارداد پرریسک محسوب می‌شود.

 

دیدگاهتان را بنویسید

بخش‌های ستاره دار الزامی است
*
*

آخرین اخبار

پربازدیدترین