همتی، فرزین و افغانستان
ناصر بزرگمهر: نویسنده و روزنامه نگار
![]()
به نام او که هرچه بخواهد همان میشود
افغانستان کشوری است که ظاهرا نظام ندارد، رئیسجمهوری ندارد، کشوری هم او را چندان به رسمیت نمیشناسد، هیچ مامور دولتی ندارد، هیچ درآمدی هم ندارد، هیچ بانکی فعال ندارد، هیچ پاسخگویی هم وجود ندارد، چیزی بهنام قانون هم نیست، هیچگونه نیروی نظامی رسمی و جدی هم ندارد، هیچ سفارتخانهای وجود ندارد، مدیر با مدرک دکتری معدل ۱۹ و ۲۰ ندارد، نفت ندارد، گندم و چای و برنج ندارد، کارخانه تولیدی و غذایی و صنعتی ندارد، خاویار ندارد، پسته و زعفران ندارد، بسیاری از منابع و معادن را ندارد، اما در حال حاضر گوشت بره تازه با ارز آزاد حدود ۳ دلار یعنی کیلویی ۴۵۰ هزارتومان به نرخ ایران دارد و ارزش پولش از پول ما بالاتر است، تورمش هم خیلی پایینتر ازکشور ماست، یک افغانی حدود ۲۲ هزار ریال است یعنی ارزش واحد پولش ۲۲ هزار برابر ارزش واحد پول ماست! راستی کرونا وآنفلوآنزا و همتی هم ندارند.
شاید در دنیای مجازی، شما هم این تصویر را دیدهاید که مردم با رئیس کل ما شوخی کرده بودند و عکس آقای محمد ادریس، رئیس بانک مرکزی طالبان و آقای محمد رضا فرزین را کنار هم گذاشته و چنین معرفی کرده بودند:
آقای ادریس، سوادش درحد خواندن و نوشتن و سابقه کاریاش گوسفندچرانی و کاشت خشخاش بوده، اما دستاورد ۳ سال خدمت او، رشد اقتصادی ۴.۱ درصدی افغانستان، رشد ۸۰ درصدی پول افغان نسبت به ریال ایران، تورم طی ۴ سال فقط ۵ درصد.
اما در بیوگرافی آقای فرزین، رئیس کل بانک مرکزی ایران با مدرک دکتری اقتصاد، چنین نوشته شده بود:
ـ رئیس کل بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران از سال ۱۴۰۱
ـ مدیرعامل بانک ملی ایران ۱۴۰۱ ـ ۱۴۰۰
ـ مدیرعامل بانک کارآفرین ۱۴۰۰ ـ ۱۳۹۸
ـ رئیس هیاتعامل صندوق توسعه ملی ۱۳۹۲ ـ ۱۳۹۱
ـ عضو شورای پول و اعتبار بانک مرکزی ۱۳۹۲ ـ ۱۳۹۱
ـ معاون وزیر در امور اقتصادی وزارت امور اقتصاد ۱۳۹۱ ـ ۱۳۸۸
ـ عضو هیاتمدیره بانک کشاورزی ۱۳۹۲ ـ ۱۳۸۹
ـ دبیر کارگروه طرح تحول نظام بانکی کشور ۱۳۹۲ ـ ۱۳۹۰
ـ دبیر کارگروه ارزشگذاری پول ملی ۱۳۹۰
ـ دبیر ستاد هدفمندکردن یارانهها نهاد ۱۳۹۲ ـ ۱۳۸۹
ـ دبیر کارگروه نظام توزیع کالا و خدمات ۱۳۸۸ ـ ۱۳۸۹
ـ دبیر کارگروه طرح تحول نظام مالیاتی ۱۳۹۰ ـ ۱۳۸۹
- سخنگوی طرح تحول اقتصادی ۱۳۹۲ ـ ۱۳۸۷
ـ عضو شورایعالی سیاستگذاری و برنامهریزی وزارت بازرگانی ۱۳۸۲ ـ ۱۳۸۱
ـ مدیرکل برنامهریزی وتوسعه وزارت بازرگانی ۱۳۸۲ ـ ۱۳۸۱
و دهها پست دیگر در یک زمان و دارای سوابق آموزشی درخشان که از جمله آنها میتوان به عضویت در هیاتعلمی دانشگاه علامهطباطبایی و تدریس دروس مختلفی مثل اقتصاد کلان و خرد، مالیه بینالملل، اقتصاد بینالملل، بانکداری بینالملل و سایر دروس در دانشگاههای مختلف، همزمان با مسئولیتهای بانکی اشاره کرد.
خب حالا نمیخواهیم سوال کنیم که چگونه چندین مسئولیت را میتوان همزمان داشت و تازه استاد دانشگاه هم بود؟ اما بدیهی است وقتی مدیران بهجای یک کار که مسئولیت آن را میپذیرند، به فکر درست کردن رزومه و انباشتن جیب خود باشند تا به قول خودشان به مادر و همسر و بقیه سکه هدیه بدهند، قطعا کار اصلی بر زمین میماند.
بهنظرم مقایسه همین رزومه رئیس بانک مرکزی ما با افغانستان را در همه حوزهها و همه اعضای دور میزنشین هیاتدولت میتوان ادامه داد و گریه کرد.
حضرت فرزین از جانشینی خاوری مشهور در بانک ملی به جانشینی صالحآبادی در بانک مرکزی دست پیدا کرد و یادمان نمیرود که چند ساعت بعد از گرفتن فرمان صدارت، در سیما حضور یافت و سخنانی عجیبتر از قبلیها به زبان راند و دلار را ۲۸ هزار و ۵۰۰ تومان، نه یک ریال کمتر و نه یک ریال بیشتر اعلام کرد و در طول 3 سال، ارزش پول ملی را به صفر رساند و با ۱۲۸هزار و ۵۰۰ تومان، تحویل رفیق و یار همیشگی خود داد و با آرامش به میز دیگری رفت.
حالا فرزین از این طرف به آن طرف رفته است و جایش را با همروح خود عوض کرده است و حضرت همتی با آن کارنامه اقتصادی در همه حوزهها از بیمه و بانک ملی و همین بانک مرکزی برگشته است. انتخاب و حضور دوباره حضرت همتی یک پیام روشن برای بازار فردوسی و سلطانهای سکه و ارز داشت که پاشنه در مثل سابق خواهد چرخید و شما مجازید که هرکاری مایلید با پول ملی انجام دهید.
در شرایطی که نرخ ارز کشور توسط سبزهمیدان و خیابان فردوسی و چهارراه استانبول و پاساژ افشار و تهران و شیراز و دوبی و هرات افغانستان و سلیمانیه کردستان، تعیین میشود، به نظر فقط یک راهحل وجود دارد و آن هم تکنرخی شدن همه ارزهایی است که با عناوین مختلف در این چهل و چند سال توسط خیابان میرداماد خلق شده است.
عناوین ارز دولتی، نیمایی، مبادلهای، ترجیحی، فردایی، صادراتی، وارداتی، سنایی، بانکی، صرافی، حوالهای، مسافرتی، اروپایی، کربلایی، جهانگیری، فرزینی، آزاد، آبی و سفید و.... بلایی است که سالهاست با مردم ما همراه شده و فقط جراح توانمندی میخواهد که آبرو و حیثیت خود را وسط میدان بگذارد و نرخ ارز را بدون پرکردن خزانه دولت برای پرداختهای روزمره، یک نرخ اعلام کند و حداقل یک سال پای آن بایستد.
کاری که شاید یک صراف پیادهرو خیابان فردوسی، توانایی اداره آن را بهتر از شرایط امروز بانک مرکزی داشته باشد.
آقای همتی بهتر میداند که اقتصاد ما با سیاست خارجی و ایدیولوژی داخلی چنان گره خورده است که امکان تفکیک بدون یک جراحی سخت و پیچیده و بدون اذن مقام معظم رهبری امکانپذیر نیست.
اقتصاد باید کار خودش را بتواند بهتنهایی انجام دهد و سیاست و ایدئولوژی دست از سرش بردارند.
امروز حداقل حقوق حدود ۱۵میلیونی یک کارمند به ۱۰۰دلار در ماه هم نمیرسد و بانک مرکزی، همهچیز را در حباب، بنبست و دشمنان میداند.
آقای همتی، شما وقتی کاندیدای ریاستجمهوری شدید، هزار ایراد به نرخ ارز گرفتید، مگر قرار نبود همتی از خود بروز دهید و مانع این تورم و آن نقدینگی شوید؟ بعد چه اتقاقی روی داد که وزیر اقتصاد شدید و نمایندگان مجلس هم بهصراحت گفتند که گرانفروشی ارز در خیابانها به همت بانک مرکزی و برای جبران کسری جیب دولت است.
بعد هم از راه نرسیده، فرمودید ارز را به زیر ۱۰۰ هزارتومان برمیگردانید، اما تا پشت میز نشستید، فعلا چندین هزار تومان به قیمتی که تحویل گرفتید، افزودید.
این بار صدای مردم را از کوچه و خیابان بازار بشنوید.