راز جسد دفن شده در فرمانیه برملا شد!
جوانی که دختر مورد علاقهاش را به قتل رسانده و متواری شده بود، با کمک اینترپل دستگیر شد.
ایران نوشت: حدود ۲ ماه قبل مرد میانسالی به اداره آگاهی رفت و از ناپدید شدن دخترش خبر داد و گفت: روز گذشته دخترم برای خرید از خانه خارج شد، اما دیگر بازنگشت. تلفن همراهش خاموش شده و دوستانش هم از او بیاطلاع هستند.
با شکایت مرد میانسال، تحقیقات به دستور بازپرس جنایی آغاز و در بررسیهای اولیه مشخص شد نوبهار با پسری به نام مراد که از همولایتیهایش است، ارتباط داشته است. بررسی پیامهای دختر جوان نیز نشان میداد که آخرین بار با او قرار ملاقات داشته است.
وقتی کارآگاهان جنایی به سراغ خانواده نوبهار رفتند، پدرش گفت: مراد خواستگار دخترم بود. آنها با هم در فضای مجازی آشنا شده بودند و دخترم به او علاقهمند شد و قرار ازدواج گذاشته بودند. اما ما با این ازدواج مخالف بودیم، برای اینکه مراد سرایدار ساختمانی در فرمانیه بود و نه خانواده درست و حسابی داشت و نه تحصیلات و شغل مناسبی.
با اطلاعات بهدستآمده، کارآگاهان جنایی به سراغ ساختمانی رفتند که مراد سرایدار آنجا بود، اما مدیر ساختمان گفت: مراد حدود ۷ سال سرایدار برج ما بود، اما اواسط آبان ناگهان کارش را ترک کرد و رفت.
فرار مرد جوان احتمال دست داشتن او در ناپدید شدن نوبهار را قوت بخشید. زمانی که کارآگاهان به سراغ دستگاه دی وی آر دوربینهای مداربسته ساختمان رفتند، مشخص شد که دستگاه توسط سرایدار ۳۵ ساله به سرقت رفته است.
با توجه به اینکه تنها مظنون پرونده فراری بود و احتمال داشت به کشورش برگشته باشد، بازپرس سالار صنعتگر دستور داد مکاتبات اداری توسط پلیس بینالملل با پلیس افغانستان صورت گیرد و متهم فراری شناسایی و بازداشت شود.
پس از انجام مکاتبات با اینترپل، پلیس هرات وارد عمل شد و متهم را که در زادگاهش مخفی شده بود، بازداشت کرد. مراد در تحقیقات اولیه به قتل نوبهار اعتراف کرد و گفت: نوبهار را دوست داشتم، اما خانوادهاش با این ازدواج مخالف بودند. من هم کینه به دل گرفتم و به او گفتم با هم فرار کنیم. وقتی مخالفت کرد، دعوایمان شد و او را کشتم. بعد هم جسدش را در باغچه ساختمانی که سرایدارش بودم دفن کردم و به هرات بازگشتم.
با اعترفات متهم، موضوع به بازپرس شعبه سوم دادسرای امور جنایی پایتخت اعلام شد و کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی جسد دختر جوان را در باغچه پیدا کردند.