۲۰ هزار کشته در جادهها؛ هر ساعت دو نفر قربانی میشوند!
تصادفات رانندگی در ایران دیگر یک حادثه تصادفی یا خطای انسانی صرف نیست؛ اینها جبهههای یک «جنگ خاموش» هستند که بیامان قربانی میطلبند.
تصادفات رانندگی سالهاست که از یک «حادثه مقطعی» فراتر رفته و به یکی از عمیقترین بحرانهای اجتماعی، انسانی و اقتصادی کشور تبدیل شده است؛ بحرانی خاموش که نه صدای انفجار دارد و نه تصویر ویرانیاش در قاب جنگها دیده میشود، اما هر روز و هر ساعت قربانی میگیرد و خانوادههایی را داغدار میکند. جادهها و خیابانهای کشور، بهویژه در کلانشهرها، به صحنه تکرار تراژدیهایی بدل شدهاند که ریشه آنها نهفقط در خطای انسانی، بلکه در ضعف زیرساختها، خلأهای فرهنگی، آموزش ناکافی و بیتوجهی مزمن به ایمنی شهری نهفته است.
آمارهای رسمی از جانباختن سالانه بیش از 20 هزار نفر در سوانح رانندگی حکایت دارد؛ عددی تکاندهنده که اگر از زاویه انسانی به آن نگاه شود، یعنی هزاران خانواده که یکباره با فقدان، بحران معیشتی، آسیبهای روانی و آیندهای مبهم روبهرو میشوند، کنار این، صدها هزار مجروح، مصدوم و معلول، بار سنگینی بر دوش نظام سلامت، اقتصاد و سرمایه انسانی کشور تحمیل میکنند، به همین دلیل، کارشناسان از تصادفات بهعنوان «جنگ خاموش» یاد میکنند؛ جنگی فرسایشی که بیوقفه ادامه دارد و مهار آن نیازمند عزم ملی و تغییر نگرش اجتماعی است.
در این میان، استان کرمانشاه بهدلیل ویژگیهای جمعیتی، ساختار معابر شهری، تمرکز بالای تردد در مرکز استان و برخی ضعفهای زیرساختی، با چالشهای جدی در حوزه تصادفات درونشهری مواجه است؛ چالشهایی که بیشترین قربانیان آن، عابران پیادهاند؛ شهروندانی که سهمی در بروز تخلف ندارند، اما بیشترین هزینه را میپردازند، این واقعیت تلخ، ضرورت بازنگری جدی در سیاستهای ایمنی شهری، طراحی معابر و فرهنگ ترافیک را بیش از پیش برجسته میکند.
پلیس راهور بهعنوان یکی از بازیگران اصلی مدیریت ترافیک، سالهاست در خط مقدم مقابله با این بحران قرار دارد؛ اما تجربه نشان داده است که برخورد صرفاً انتظامی و جریمهمحور، بهتنهایی قادر به مهار این معضل ریشهدار نیست. آنچه امروز بیش از هر زمان دیگری احساس میشود، نیاز به یک نگاه جامع، بینبخشی و فرهنگی است؛ نگاهی که از آموزش کودکان در مدارس آغاز شود، خانوادهها را درگیر کند، مدیریت شهری را مسئول بداند و رسانهها را به مطالبهگران ایمنی تبدیل کند.
در گفتوگوی با یکی از مسئولان پلیس راهور، تلاش شده است ابعاد مختلف این بحران، از آمارهای نگرانکننده تصادفات و نقش عامل انسانی گرفته تا تأثیر زیرساختهای شهری، تجربههای موفق اصلاح مهندسی معابر، ضرورت فرهنگسازی و نقش خانوادهها، بهصورت شفاف و کارشناسی واکاوی شود که از نظر خوانندگان میگذرد:
جناب سرهنگ، اگر بخواهیم از کلانمسئله تصادفات رانندگی شروع کنیم، امروز با چه وضعیتی در کشور مواجه هستیم؟
واقعیت این است که تصادفات رانندگی امروز به یکی از پیچیدهترین و پرهزینهترین معضلات اجتماعی کشور تبدیل شده است؛ معضلی که هم جان انسانها را میگیرد، هم منابع اقتصادی و هم آرامش روانی جامعه را فرسایش میدهد. در ایران سالانه بیش از 20 هزار نفر جان خود را در سوانح رانندگی از دست میدهند و بیش از 300 هزار نفر نیز مجروح میشوند. اگر این آمار را بهزبان سادهتر بیان کنیم، یعنی در هر ساعت حدود دو نفر کشته و نزدیک به 25 نفر مجروح میشوند، این اعداد صرفاً عدد نیستند؛ پشت هر کدام یک خانواده داغدار، یک آینده ازدسترفته و یک آسیب اجتماعی پنهان شده است، به همین دلیل از تصادفات بهعنوان یک «جنگ خاموش» یاد میکنیم؛ جنگی که بیسروصدا اما مستمر، قربانی میگیرد.
این جنگ خاموش چه پیامدهایی برای جامعه دارد؟
پیامدهای تصادفات بهمراتب فراتر از صحنه یک حادثه است. وقتی یک تصادف رخ میدهد، فقط یک خودرو آسیب نمیبیند، بلکه یک خانواده وارد بحران میشود. از دست دادن نانآور، هزینههای سنگین درمان، معلولیتهای دائمی، افسردگی و آسیبهای روانی از جمله پیامدهایی است که گاهی تا پایان عمر همراه خانوادهها باقی میماند. در سطح کلان نیز تصادفات بار مالی سنگینی به نظام سلامت و اقتصاد کشور تحمیل میکند و حتی میتواند سرمایه انسانی جامعه را تضعیف کند، به همین دلیل تصادف را باید یک مسئله جدی اجتماعی دانست، نه صرفاً یک تخلف یا حادثه ساده.
از نگاه کارشناسی، مهمترین عوامل بروز تصادفات چیست؟
بررسیهای تخصصی پلیس راهور نشان میدهد که عامل انسانی همچنان نقش محوری در بروز تصادفات دارد. رفتارهای پرخطر رانندگان مانند سرعت غیرمجاز، سبقتهای خطرناک، استفاده از تلفن همراه، خستگی و بیتوجهی به قوانین، سهم عمدهای در تصادفات دارد، البته این بهمعنای نادیده گرفتن سایر عوامل نیست. کیفیت خودروها، ایمنی راهها، طراحی غیراصولی معابر و حتی شرایط جوی همگی در بروز حوادث مؤثرند، اما اگر بخواهیم صادقانه قضاوت کنیم، اصلاح رفتار رانندگان کلید اصلی کاهش تصادفات است.
وضعیت تصادفات درونشهری در استان کرمانشاه چه تصویری را نشان میدهد؟
آمارها بسیار هشداردهنده است، حدود 86 درصد تصادفات درونشهری استان مربوط به شهر کرمانشاه است و فقط 14 درصد در سایر شهرستانها رخ میدهد، این تمرکز بالا نشان میدهد که مرکز استان نیازمند توجه ویژه و برنامهریزی جدیتر است، نکته نگرانکنندهتر این است که بیشترین قربانیان این تصادفات، عابران پیاده هستند؛ یعنی شهروندانی که کمترین نقش را در بروز حادثه دارند، اما بیشترین آسیب را میبینند، این وضعیت مشابه الگوی تصادفات در بسیاری از کلانشهرهای کشور است و نشاندهنده ضعف در ایمنی شهری است.
نقش زیرساختهای شهری در این مسئله چقدر پررنگ است؟
زیرساختهای شهری نقش بسیار تعیینکنندهای دارند. وقتی معابر بر اساس خودرو طراحی میشوند و عابر پیاده در اولویت نیست، طبیعی است که تصادفات افزایش یابد. نبود پلهای مکانیزه، گذرگاههای ایمن، روشنایی مناسب و طراحی استاندارد معابر، عابران را مجبور میکند از مسیرهای پرخطر عبور کنند. طبق آییننامهای که از سال 1399 توسط وزارت راه و شهرسازی تدوین شد، قرار بود طراحی معابر جدید با محوریت عابر پیاده انجام شود، اما متأسفانه در عمل هنوز در بسیاری از نقاط این نگاه اجرایی نشده است.
آیا تجربهای وجود دارد که نشان دهد اصلاحات مهندسی واقعاً مؤثر است؟
بله، نمونههای عینی و موفقی داریم، در بزرگراه امام(ره) کرمانشاه، در سال 1402 حدود 20 نفر بر اثر تصادفات جان خود را از دست دادند، اما با اجرای طرحهای آرامسازی ترافیک، اصلاح هندسی معبر و کنترل سرعت، این آمار در سال 1403 به یک نفر کاهش یافت، این کاهش چشمگیر بهخوبی نشان میدهد که اگر مدیریت شهری، پلیس و دستگاههای اجرایی هماهنگ عمل کنند، میتوان جان انسانها را نجات داد.
پلیس تا چهاندازه بهتنهایی قادر به اصلاح فرهنگ ترافیک است؟
پلیس نقش مهم و اثرگذاری دارد، اما واقعیت این است که فرهنگ ترافیک با جریمه و اعمال قانون بهتنهایی اصلاح نمیشود، فرهنگسازی یک کار بلندمدت و بینبخشی است. آموزش، رسانه، خانواده، مدرسه و حتی الگوهای رفتاری مسئولان همگی در این مسیر نقش دارند. پلیس میتواند قانون را اجرا کند، اما تغییر نگرش اجتماعی نیازمند مشارکت همه نهادهاست.
راهاندازی مدرسه ترافیک چههدفی را دنبال میکند؟
مدرسه ترافیک با این هدف راهاندازی شد که آموزش رفتار ترافیکی از سنین پایه آغاز شود. ما معتقدیم اگر کودکان از همان ابتدا با مفاهیم درست ترافیکی آشنا شوند، در آینده رانندگان و شهروندان قانونمدارتری خواهیم داشت. این طرح با همکاری آموزش و پرورش اجرا میشود و کارشناسان پلیس راهور بهصورت مستمر در مدارس حضور دارند و آموزشها را بهشیوهای جذاب و کاربردی ارائه میکنند.
نقش خانوادهها را چگونه میبینید؟
خانوادهها ستون اصلی فرهنگ ترافیک هستند، کودکان بیش از آنکه به آموزش رسمی توجه کنند، رفتار والدین را الگو قرار میدهند، اگر پدر و مادر قوانین را رعایت نکنند، انتظار رفتار صحیح از فرزند بینتیجه است. بر اساس تجربیات خدمتیام در استانهای مختلف، میتوانم بگویم استان کرمانشاه بیش از هر چیز به یک «جراحی فرهنگی» در حوزه رفتار ترافیکی نیاز دارد.
درباره پویش کاهش تصادفات توضیح میدهید؟
این پویش با مشارکت پلیس راهور و دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه در پنج شهرستان اجرا شده است. ما تلاش کردیم از ظرفیت رسانهها، فرهنگیان و فعالان اجتماعی استفاده کنیم و همایشهایی با حضور 500 تا 600 نفر برگزار شد، هدف این بود که پیام ایمنی ترافیک فقط از زبان پلیس مطرح نشود، بلکه به یک مطالبه اجتماعی تبدیل شود.
جمعبندی و پیام پایانی شما چیست؟
تصادف یک مسئله صرفاً انتظامی نیست؛ یک مسئله عمیق اجتماعی و فرهنگی است. اگر همه دستگاهها، از آموزش و پرورش و شهرداریها گرفته تا رسانهها و خانوادهها، کنار پلیس قرار بگیرند، میتوان امید داشت که تعداد قربانیان این جنگ خاموش کاهش یابد و جامعهای ایمنتر و آرامتر داشته باشیم.