تورهای شناور جانت اشلمن
جانت اشلمن دو دهه و نیم است که فضاهای گردهمایی از زاویه دیدی ناآشنا میسازد. او در هنرش بیشتر برای آویز کردن تورهای بزرگ از سقفها و سازههای بیرونی شناخته میشود که بیشتر سایههای رنگارنگ یا نور درخشانی را بر محیط پیرامون خود میاندازند. این چیدمانهای معمارگون که با وزش باد تکان میخورند، بینندگان را به درنگ و اندیشه درباره ی پیوند دو جانبه فرامی خواند. اکنون، آثار این هنرمند در یک مونوگرافی به نام «نرمی رادیکال: هنر واکنشی جانت اشلمن» گردآوری شده است.
این کتاب را انتشارات معماری پرینستون به چاپ رسانده و گلوریا ساتون آن را ویرایش کرده است. ویراستار سیر تکاملِ اشلمن را شرح میدهد و چگونگی چند رشته و مکتبی بودن همزمانِ کارهای او در زمینههای تاریخ هنر، مهندسی، فعالیتهای اقلیمی و مانند اینها را روشن میکند. همانگونه که از این فهرست پیداست، دامنهی کارهای او گسترده است و هر اثر، سیستمهای بزرگتری را که همه ما به آنها وابستهایم، چه سیاسی و زیستمحیطی و چه زیباییشناختی، به هم پیوند میدهد. اشلمن در دیباچه ی کتابش میگوید: «هنر من از انعطافپذیری و سازگاری خود نیرو میگیرد، نه از بیتفاوتی و بیرحمی، زیرا به جای نبرد با باد، اجازه میدهد باد از میان آن رد شود. فکر میکنم کتابم استعارهای از چگونگی زندگی در این روزگار است.»این کتاب که دارای طرحها، نمودارها و عکسهایی است که هم فرآیند و هم آثار نهایی را مستند میکنند، نگاهی فراگیر به همه ی فعالیتهای این هنرمند. همچنین پر است از گفتوگوها و مقاله هایی از تاریخ نگارهای هنر، کیوریتورها، مهندس ها، اندیشمندها و کسان دیگر که پروژههای اشلمن را در یک اکوسیستم پهناور در هم میآمیزد.

«ماده پویا» میکا روتنبرگ
هنگامی که مادهای سمی وارد اکوسیستمی میشود، میتواند جریان زندگی جاری در آنجا را نابود کند. برای نمونه، تاکهای تلخ و شیرینِ شمال ایالت نیویورک در نیمهی دوم سده ی نوزدهم در نبرد با فرسایش و همچنین نمای زیبای مارپیچی خود به این منطقه آورده شدند. این گیاهان سمی که بومی شرق آسیا هستند، به سرعت مهاجم شدند و دیگر نمونهها را خفه کردند و حتا درختها را از ریشه درآوردند. از نگاه میکا روتنبرگ، ماده دیگری هم در این دسته قرار میگیرد: پلاستیک. همتای تاکهای تلخ و شیرینی که انبوه جنگلهای نزدیک استودیوی او را از بین بردهاند، پلاستیکها به سیستمهای بیشماری نفوذ کردهاند، از اقیانوسها گرفته تا خانهها و ژرفنای بدن خودمان. در ویدئویی از هاوزر و ویرت، روتنبرگ چگونگی تبدیل شدن این دو ماده به پایه و اساس اثرش را بازگو میکند. نمایشگاه «مادهی پویا» که شعبه ی منورکای این گالری به نمایش گذاشته شده، نخستین نمایشگاه انفرادی این هنرمند آرژانتینی در اسپانیا است و مجموعهای از تندیسهای قارچهای درخشان به نمایش میگذارد. روتنبرگ میگوید: «من همیشه به همکاری با نیروهای طبیعت گرایش داشته ام اثر هنری برایم برابر است با چیزی که میکارید و برداشت میکنید.» تمرکز هنرمند روی تاکهای مهاجم در جنگلها و مواد یکبار مصرف که از سطلهای زباله و مراکز بازیافت محلی تهیه میشدند، زوم کرده است.قارچهای نورانی از پایهها جوانه زده و از سقف گالری آویزان هستند، رویههای پلاستیکی و تپنده ی آنها، پوششی سورئال به این شکلهای ارگانیک میافزاید. این پدیده تمایل پایدار بشریت نسبت به سم و مسمومیت را زیر سوال میبرد، آن هم درست هنگامی که دولتها با گنجاندن چنین مواد زیان آوری در زندگی ما جان میلیون انسان را به خطر میاندازند.هنرمند روزگاریست مدت که به مصرف گرایی و ماهیت لجامگسیخته سرمایهداری میپردازد. در کنار چندین چیدمان ویدیویی، تندیس هایش در نمایشگاه «ماده پویا» پرسشهایی را در مورد کنش گری و ضرورت بازآفرینی بازگو میکنند.

در جستوجوی «خود واقعی» خویشتن
یوشیتوشی کانماکی با احساسهای انسانی بیگانه نیست و تندیسهای بازیگوشانهاش را نه به یک، بلکه همزمان به چندین حالت عاطفی میآمیزد. این هنرمند توکیویی با تندیسهای چوبی «ایراد دار» شناخته میشود. او در مجموعه کنونی خود به نام «منشور» نیز، همچنان به کاوش در ماهیت اعوجاج، بازتاب و خودآگاهی ادامه میدهد. «منشور بینش»، نمایشگاه انفرادی این هنرمند، در بازگشاییای که به همین زودیها برگزار خواهد شد دو مفهوم پایه را دست میگیرد؛ نمودش ترکیب بندیهای تراش خورده ی چوبی ست و بینشش در پیوندی شگفت آور با یکدیگر. کانماکی میگوید: « واژه ی «بینش» به معنای دیدن گوهر چیزها با شفافیت است، در حالی که «منشور» استعاره ایست یادآور روشن کردن پیچیدگی هاست.» او از یک نقشمایه مثلثی تکهتکه، ویژگیهای تابخوردهای را برجسته میکند که میشکنند، جدا و سپس دوباره به هم وصل میشوند - بسیار شبیه به ماهیت همواره در حال تکامل آگاهی و آمد و شدهای اجتماعی آدمی. «منشور بینش» نخستین نمایشگاه انفرادی این هنرمند در دو سال گذشته است و بزرگترین تندیسی را که تاکنون در مجموعه «منشور» - نام نمایشگاه نیز از آن گرفته شده - ساخته، به نمایش میگذارد. کانماکی به نقشهای گوناگونی که همه ی ما در زندگی روزمره خود بازی میکنیم، میپردازد؛ همان هایی که بین نسخههای بسیار خودمان جابهجا میشوند تا با موقعیتها یا محیطهای متفاوت مقابله کند. او میگوید: اگرچه چنین تغییرهایی را میتوان یک شیوه ی اجتماعی ناگزیر برای روان نگه داشتن زندگی دانست، اما گاهی ما تصویر «خود حقیقی» خود را از دست میدهیم... ایده ی تندیسهای تازه ی من با این پرسش آغاز شد: جستوجوی «خود راستین» چگونه میتواند باشد؟

نوشته کیت موث
برگردان مهتاب خطیر
برگرفته از www.thisiscolossal.com