-

گفت‌وگو با زبان تصویر

عکس‌ها گفت‌وگو با زبان تصویر هستند که هنرمند انتخاب نموده تا با انتخابش، زبانش، گفتمانش را شکل دهد. نکته مهم در این خوانش‌ها نقش مخاطب و اتفاق مرگ مولف است که هنرمند آن را پذیرفته و به مخاطب نیز پیشنهاد داده است. گفت‌وگویی! غریب که هر گوینده‌ای بجز هنرمند صدای خودش را می‌شنود. در حقیقت هر مخاطبی جایگزین هنرمند شده و خوانش تازه خود را دارد و این خوانش هر چند تک نفره هست اما در بازتاب آنها می‌توانند در گستره مخاطبان گفت‌وگوها و نگاه‌های تازه را رقم زنند.

عکس چهار

عکاس: محمد حسن شورچی

عکس: رنگی، کادر افقی، مردی تکیه به ستون برق در کنار واژه عشق نوشته شده بر دیوار درحال نوشتن است.

 نقش رنگ قرمز و اندازه واژه عشق بر زمینه خاکستری چشمگیرترین نکته و نقطه عکس می‌باشد که این بخش هم برابر مثلث به‌وجود آمده از بخش‌های دارای رنگ سپید(ماشین، مستطیل درون کلمه عشق، و پیراهن و برگه یادداشت شخصیت نویسنده) شده است. رابطه ذهنی نوشتن بروی دسته چک و یا دفترچه توسط شخصیت اثر با نوشتار روی دیوار برقراری ذهنی جالبی است که در نزد بیننده نقش می‌بندد و این ارتباط غیر مرنبط می‌تواند مرتبط‌ترین رابط ذهنی بین این دو با همه فواصلشان برقرار گردد!. ذهن خوانی موردی است که هنرمند پیشاپیش ذهن مخاطبش را خوانده و درگیر نموده است. در حقیقت بیان دوگانه از مرگ مولف می‌باشد که خود مولف آن را اگاهانه و به قصد رقم زده است. البته که هر بیننده‌ای متن شخصی را با ذهنیت خود می‌خواند. همراهی این شخصی خوانی و داستان‌سازی عام و خصوصی در عین پیچیدگی‌های خوانشی با ساده‌ترین ترکیب‌ها به اجرا رسیده است. یک نوشته، یک تیر چراغ برق بعنوان مرز، ماشین هم مرز‌گذار و هم نقش ورودی و هدایت به کلمه عشق روی دیوار، اهمیت زبان و همکناری و همراهیش با تصویر در یک اثر دیداری و دیگر موارد مباحث تشکیل دهنده در این اثر چند وجهی شده‌اند. پنهان بودن بخشی از نوشتار و حضور سه نام از برابری یک با سه حکایت دارد حکایتی که همچنان ناتمام می‌ماند ناتمامی و سرگشتگی و هزار تویی.

محمد حسین شورجی

عکس دوم

عکاس: محمد محسنی

عکس: سیاه و سپید، کادر عمودی، تصویری از اشکال هندسی (نه ردیف مستطیل و انبوه مثلث‌ها در یک مستطیل بزرگ) و تضاد رنگ مهم‌ترین نقطه(مثلث خاکستری تیره) که عامل حرکت رو به پایین نیز شده است و سپیدی مستطیل عامل نگه دارنده و تعادل.

حرکت در اثر بخاطر مقوله اشکال هندسی و نوع قرار گیری شان و تفاوت‌های رنگی از نکات بسیار جالب این اثر و مهم هستند. شکل مثلث از پر تحرک‌ترین اشکال هندسی است که در اثر فوق نقش مهمش بخوبی قابل لمس است. اثر از مفهوم و ایده خاصی برخوردار نیست و رهایی انتزاعیش بیشتر از زمینه بی‌رنگ و یکواختش حاصل می‌شود. کادر بندی برابرمان نمایشی از حرکت برخاسته از چیدمان بی‌نهایت مثلث‌ها و مستطیل‌ها و سایر اشکال هندسی که مارپله‌ای بدون هدف را رقم می‌زند و در نهایت یک نقطه ما را فرا می‌خواند تا جهان را سرک کشیم و در این جهان بینهایت و بر گرفته از شیشه بر آن سر بخوریم و انعکاس جهان بی‌شکل را در ذهن شکل دهیم. همانگونه که مالویج نقاش مربعی سیاه را جاودانه ساخت اینک با مثلث‌ها و مستطیل‌های پرشمار فراوانی مواجه هستیم که ارائه دهنده آنها کس دیگریست و ما با کشف و انتخاب هنرمند مواجه هستیم همانگونه که نخستین هنرمند مفهومی مارسل دوشان این مسیر تازه مهم را با حاضر آماده هایش(نخستین شان چرخ) به جهان آغاز کرد. اینک در این اثر هم با یک انتخاب مواجه هستیم که اثر ساخته و پرداخته کس دیگریست و ما با عکسی از بخشی از آن مواجه هستیم. بخشی که نمایش نگاه تیز بین و دقیق هنرمند است. باری مثلث تیره پرسشیست دایمی که چرا باید متفاوت با دیگر مثلث‌ها باشد آنهم در مرکز؟.

محمپ محسنی

عکس سوم

عکاس: شهین صادقی، رنگی

عکس: کادر عمودی، چهره زن فروشنده در مثلث بر ساخته دست و بدن مردی.

 همردیفی دست‌ها و عکس و معکوس نمایش زنی از پهلو! مردی و نقش نقش‌ها و رنگ‌ها از سبدهای دست ساز همراه با رنگ‌ها و نقش‌های هندسی و انتزاعی که رابطه زنان و صنایع را مطرح می‌کند. بخش جالب عکس تضاد جنسیت‌ها از طریق دستی حلقه شده بر گردن زنی را به نمایش در آورده و نقطه پرگار اثر شده است. توازن و روانی گردش چشمی در سراسر تصویر به دلایل پیشین بسیار مناسب و با توجه به کادربندی و برش سر کارکتر مرد و پوشاندن دو سوم عمودی اتفاق افتاده است. تقابل بدن‌های مردانه و زنانه و دست‌ها یکی محصور‌کننده و دیگری رها در حقیقت اشاره نخستینی عکس هستند که چشم و ذهن را درگیر خود کرده است. نقش نقش‌های هندسی و انتزاعی لباس فرد پشت به ما و نقش خطوط روشن بر زمینه تیره اشارتی به اهمیت رنگ نیز دارد و نقش صنایع دستی قالیچه اشاره‌ای ظریف به تقابل جنسیت‌ها دارد. فیگور فکورانه چهره کارکتر اصلی و نمادهای اطراف او تفکر و انتزاع را بهم پیوند داده و ذهن مخاطب را نیز درگیر نکات درون تصویر می‌گرداند. محلی بودن از طریق پوشش‌ها و عام شدن نکته بنیادی اثر است که هنر شناسان و حتی جامعه شناس و فیلسوفی چون کارل مارکس در مورد هنر چنین می‌گوید: هر اثر هنری که امر خاص(شخصی) را به امر عام مبدل کند هنر قابل تامل و ارزشمندی است. آنچه که در اثر فوق با تمامی مینیمال بودنش نظر را جلب می‌کند گفت‌وگو با کمترین عناصر موجود و نقش‌پذیری فرم چه رنگ و چه خطوط و سایر اشکال هندسی همچون نگین انگشتری انسان را نگه داشته و در محاصره جادوی آن جلوه داری می‌کند.

شهین صادقی

عکس نخست

عکاس: حسن زاده

عکس: سیاه سپید، کادر عمودی، پایه‌ای پلکانی خالی از مجسمه،

نام اثر: کلاغی که یک لحظه قبل از شات پرید.

عنوان اثر در حقیقت اجازه ورود تام اختیار به اثر و خیال پردازی آزادانه او می‌باشد. اینکه کلاغ کی پریده(بحث زمان)، در کجا نشسته بود(بحث مکان و جا)، چه شکلی و اینکه چه سنی و سایر پرسش‌ها و نکات متعدد را پیش کشیده و ذهن را به چالش و خلق بی‌نهایتی را رقم می‌زند. با این موضوع هر عکسی از هر مکانی(البته سکو و پایه بودن مهم است) می‌تواند جایگزین این عکس گردد. در حقیقت ما بایک اثر مفهومی مواجه هستیم تا یک عکس ثبت شده از یک موضوع و فیگور و شکل خاص. اهمیت عنوان نوشته عکس بگونه ایست که تمامی اثر را به سیطره خویش فرا خوانده و فهم و خوانش یکنفره را جایگزین خوانش همگانی و عام نموده است. در این میان نقش‌های متفاوت اثر و هنرمند و مخاطب با آنچه در برابر دوربین و جهان واقع گذشته هر یک را ماجرایی و داستانی است که در نقطه ظریف هر لحظه گسسته اثر متصل و جدا می‌شوند. پرسش هایی از قبیل آنکه کلاغی در کار بوده یا فقط این یک امر خیالی و ذهنی هنرمند بوده است نیز می‌تواند به پرسش‌ها و چرایی قبل بپیوندد. در ادامه نکته قبل که این نوشتار فقط یک تصور ذهنی بوده است چرا این خیال انگیزی را گستره تاریخی و توهمی زیباتری به آن ندهیم مثلا اینکه سیمرغی(فیلی، دایناسوری، فرشته‌ای یا هر موجودی واقعی یا افسانه ای) که یک لحظه قبل از شات پرید(رفت). باری اثر از یک نمی‌دانیم چیست که اساس آن بر جمله خبری(تقابل تصویر و زبان) در برابر واقعیت شکل گرفته و مخاطب را بر همین مدار نگه می‌دارد باشد و ابهام است که ما را همچنان راغب به گفت‌وگو و پیگیری اثر باشیم.

حسن زاده

سخن پایانی

چهار تصویر و خوانش‌های بینهایت آنهم در چنین عکس‌های خلوت و مینیمالی با تکیه بر امر زبانی و هر کس از ظن خود شد یار من در برابر ماست تا بخوانیم و ببینیم آنچه را در برابر ماست.

دیدگاهتان را بنویسید

بخش‌های ستاره دار الزامی است
*
*

آخرین اخبار

پربازدیدترین