از مصر باستان تا معادن بریتانیا
اعتصاب، فقط توقف کار نیست، گاهی یک کشور را از حرکت میاندازد، گاهی یک دولت را به عقبنشینی وادار میکند و گاهی هم مسیر تاریخ را عوض میکند.
در حافظه سیاسی و اجتماعی جهان، بعضی اعتصابها صرفا یک اعتراض صنفی نبودند و به نقطه عطفی بدل شدند که مناسبات میان کار، قدرت، سرمایه و جامعه را از نو تعریف کرد. از کارگران مصر باستان که برای جیره معوقه دست از کار کشیدند تا میلیونها کارگری که در فرانسه، لهستان، هند و بریتانیا اقتصاد را فلج کردند.
نخستین اعتصاب ثبتشده
در بسیاری از منابع تاریخی قدیمیترین اعتصاب ثبتشده جهان به مصر باستان و حدود سال ۱۱۵۲ پیش از میلاد برمیگردد.
کارگران دیرالمدینه که بر روی مقبرههای سلطنتی کار میکردند در اعتراض به تاخیر در دریافت جیره و دستمزد، کار را متوقف کردند. شاید تعداد دقیق آنها روشن نباشد اما اهمیت ماجرا در عدد شرکتکنندگان نیست بلکه در این است که حتی در کهنترین دولتهای متمرکز تاریخ هم کارگران، وقتی معاششان به خطر افتاد، زبان اعتراض جمعی را پیدا کردند. همین واقعه امروز در تاریخنگاری کارگری، نقطه آغاز یک سنت طولانی تلقی میشود؛ اینکه نیروی کار هرچقدر هم زیر سلطه باشد، میتواند با توقف تولید یا خدمات، قدرت خود را نشان دهد.
شیکاگو ۱۸۸۶؛ اعتصابی که به تقویم جهان راه یافت
در دنیای مدرن، یکی از مشهورترین و اثرگذارترین اعتصابها به جنبش ۸ ساعتکار در امریکا مربوط است. در سال ۱۸۸۶ صدها هزار کارگر در نقاط مختلف امریکا با خواسته کاهش ساعات کار به خیابان آمدند و شیکاگو به کانون اصلی این اعتراضها تبدیل شد. برآوردها از مشارکت حدود ۳۰۰ تا ۵۰۰ هزار نفر حکایت دارد. ماجرای هیمارکت که در پی این اعتراضها رخ داد به سرکوب، خشونت و محاکمههای جنجالی انجامید اما نتیجه تاریخی آن فراتر از شکست مقطعی بود. این موج اعتراضی یکی از مهمترین پایههای مطالبه ۸ ساعت کار شد و در حافظه جهانی کارگران، به شکلی مستقیم با روز جهانی کارگر گره خورد.
امریکا؛ از هومستد و پولمن تا نان و گل سرخ
پایان قرن نوزدهم در امریکا دوره درگیریهای خشن میان سرمایهداران صنعتی و اتحادیهها بود. اعتصاب هومستد در سال ۱۸۹۲ در صنعت فولاد با حدود ۳۸۰۰ کارگر به یکی از خونینترین منازعات کارگری زمان خود تبدیل شد.
۲ سال بعد، اعتصاب پولمن در ۱۸۹۴ هرچند از حدود ۴ هزار کارگر آغاز شد اما به دلیل تحریم راهآهن و اختلال سراسری در حملونقل به بحرانی ملی بدل شد و با مداخله دولت فدرال پایان یافت.
در سال ۱۹۱۲، اعتصاب کارگران نساجی لورنس در ماساچوست، که با عنوان معروف «نان و گل سرخ» شناخته میشود، چهره دیگری از اعتراض کارگری را نشان داد. حدود ۲۰ تا ۲۵ هزار کارگر، عمدتا مهاجر، علیه کاهش دستمزد و شرایط دشوار کار اعتصاب کردند. این اعتصاب نه فقط برای افزایش مزد، بلکه برای شان انسانی کارگران اهمیت پیدا کرد، همان مفهومی که در شعار نمادین نان و گل سرخ خلاصه شد: «زندگی فقط معاش نیست، کرامت هم هست.»
۱۹۱۹؛ سالی که اعتصاب عمومی به واژهای جهانی بدل شد
پس از پایان جنگ جهانی اول، موج نارضایتیهای اجتماعی در کشورهای صنعتی بالا گرفت. در همین بستر ۲ اعتصاب عمومی مهم در امریکای شمالی رخ داد. نخست، اعتصاب عمومی سیاتل در امریکا با مشارکت حدود ۶۵ هزار نفر که برای ۵ روز شهر را عملا متوقف کرد.
دوم، اعتصاب عمومی وینیپگ در کانادا در همان سال که با حدود ۳۰ هزار شرکتکننده و ۶ هفته دوام به یکی از نقاط عطف تاریخ کارگری کانادا تبدیل شد. هر دو اعتصاب با سرکوب و فضای ضدچپ مواجه شدند اما نشان دادند که اعتصاب دیگر فقط ابزار یک کارخانه یا یک صنف نیست بلکه میتواند ساختار زندگی یک شهر و حتی یک کشور را مختل کند.
بریتانیا ۱۹۲۶؛ وقتی یک کشور برای ۹ روز ایستاد
اعتصاب عمومی بریتانیا در سال ۱۹۲۶ یکی از کلاسیکترین نمونههای اعتصاب سراسری در تاریخ جهان است. حدود ۱.۷ میلیون کارگر در حمایت از معدنچیان وارد اعتصاب شدند.
موضوع اصلی کاهش دستمزد و افزایش ساعات کار در معادن بود اما دامنه اعتراض به سرعت فراتر رفت. حملونقل، چاپ، صنعت و خدمات تحت تاثیر قرار گرفتند و کشور برای ۹ روز با بحرانی بیسابقه روبهرو شد. هرچند اعتصاب در نهایت بدون تحقق خواستههای اصلی پایان یافت اما از همان زمان به عنوان یکی از مهمترین نمایشهای قدرت طبقه کارگر در اروپا ثبت شد.
فرانسه؛ از پیروزی ۱۹۳۶ تا انفجار اجتماعی ۱۹۶۸
فرانسه ۲ بار در قرن بیستم شاهد اعتصابهایی بود که در مقیاس جهانی برجسته شدند. نخست در سال ۱۹۳۶، زمانی که حدود ۲ میلیون کارگر بسیاری با اشغال کارخانهها، در موجی کمسابقه دست از کار کشیدند.
نتیجه توافقات معروف ماتینیون بود؛ افزایش دستمزد، به رسمیت شناخته شدن حقوق اتحادیهای، هفته کاری ۴۰ ساعته و ۲ هفته مرخصی باحقوق. این اعتصاب از معدود نمونههایی است که در آن میتوان بهروشنی از یک پیروزی تاریخی کارگران سخن گفت.
اما اعتصاب فرانسه در مه ۱۹۶۸ از حیث ابعاد حتی بزرگتر بود. آمارها از مشارکت ۸ تا ۱۰ میلیون نفر سخن میگویند. رقمی که آن را در ردیف بزرگترین اعتصابهای تاریخ قرار میدهد. اینبار ماجرا فقط کارگری نبود؛ دانشجویان، روشنفکران و گروههای اجتماعی دیگر هم به صحنه آمدند. کشور عملا فلج شد. هرچند بحران سیاسی بهتدریج کنترل شد اما اثر این اعتصاب بر دستمزدها فرهنگ سیاسی و مناسبات اجتماعی فرانسه ماندگار بود.
امریکا در دهه ۱۹۳۰؛ اعتصابهایی که اتحادیهها را ساختند
در بحبوحه رکود بزرگ، اعتصابهای کارگری امریکا وارد مرحله تازهای شد. اعتصاب بنادر و ساحل غربی در سال ۱۹۳۴ با حضور ۳۰ تا ۴۰ هزار کارگر به ویژه پس از «پنجشنبه خونین» سانفرانسیسکو، به یکی از نقاط عطف سازمانیابی کارگران بندری بدل شد.
کمی بعد، اعتصاب نشستن در کارخانههای جنرال موتورز در فلینت در سالهای ۱۹۳۶ و ۱۹۳۷، با حضور مستقیم حدود ۲ تا ۳ هزار کارگر، اثری بسیار فراتر از اندازه ظاهری خود گذاشت. نتیجه نهایی، به رسمیت شناخته شدن اتحادیه UAW از سوی جنرال موتورز بود. پیروزیای که برای اتحادیهگرایی صنعتی امریکا حکم یک نقطه عطف تعیینکننده را داشت.
هند، ایتالیا، اسپانیا؛ اعتصاب به مثابه نیروی اجتماعی بزرگ
در آسیا، اعتصاب سراسری راهآهن هند در سال ۱۹۷۴ از بزرگترین اعتصابهای قرن بیستم بود. حدود ۱.۷ میلیون کارگر راهآهن درگیر آن شدند. خواستهها عمدتا معیشتی و صنفی بود: دستمزد، ساعات کار و شرایط شغلی.
اما پاسخ حکومت سرکوب شدید و بازداشت گسترده بود. همین تقابل، آن اعتصاب را به یکی از مهمترین رویدادهای تاریخ کارگری آسیا تبدیل کرد.
در ایتالیا، «پاییز داغ» ۱۹۶۹ با حضور میلیونها کارگر در صنعت، خودروسازی و فلزکاری، توازن قوا را در روابط کار تغییر داد. در اسپانیا نیز، بهویژه در اعتصاب عمومی ۱۹۸۸، میلیونها نفر وارد میدان شدند و دولت را ناچار به عقبنشینی از بخشی از سیاستهایش کردند. در هر دو کشور، اعتصاب نه فقط ابزار فشار اقتصادی، بلکه زبان بازتعریف قرارداد اجتماعی بود.
لهستان ۱۹۸۰؛ اعتصابی که از کارخانه فراتر رفت
اگر قرار باشد یک اعتصاب را نام ببریم که اثرش از محیط کار فراتر رفت و به تغییرات عمیق تاریخی انجامید، بدون تردید باید از لهستان ۱۹۸۰ یاد کرد. اعتصاب کارگران کشتیسازی گدانسک، با حدود ۱۷ هزار کارگر، جرقهای بود که خیلی زود به موجی ملی تبدیل شد. اتحادیه «همبستگی» شکل گرفت و در مدتی کوتاه، شمار اعضا و حامیانش به حدود ۱۰ میلیون نفر رسید. این فقط یک خواست صنفی نبود؛ مطالبه حق تشکل مستقل، آزادیهای مدنی و کرامت اجتماعی در دل آن قرار داشت. حکومت با اعلام وضعیت فوقالعاده و فشار امنیتی واکنش نشان داد، اما این جنبش در نهایت از عوامل کلیدی تغییرات بزرگ بعدی در اروپای شرقی شد.
بریتانیا ۱۹۸۴؛ شکست بزرگ، اثر ماندگار
در سوی دیگر ماجرا بعضی اعتصابها با شکست پایان یافتند اما همین شکستها تاریخساز شدند. اعتصاب معدنچیان بریتانیا در سالهای ۱۹۸۴ و ۱۹۸۵ از این دست است. حدود ۱۴۲ هزار معدنچی در اعتراض به تعطیلی معادن و از دست رفتن مشاغل اعتصاب کردند. این نبرد یکساله با بازداشت بیش از ۱۱ هزار نفر و درگیریهای گسترده به یکی از سختترین رویاروییهای دولت و اتحادیهها در اروپای معاصر بدل شد. اعتصاب در نهایت شکست خورد، اما پیامدش بسیار فراتر از معادن بود و به تضعیف سازمانیافتگی اتحادیهها و تغییر توازن قدرت به سود دولت و بازار انجامید.
افریقای جنوبی؛ از دوربان تا ماریکانا
در افریقای جنوبی، اعتصابهای دوربان در ۱۹۷۳ با مشارکت بیش از ۶۰ هزار کارگر نقطه جهش مهمی برای اتحادیههای سیاهپوستان در دوران آپارتاید بود. دههها بعد در سال ۲۰۱۲، اعتصاب معدنچیان ماریکانا چهرهای خونینتر و تکاندهندهتر از بحران کار در جهان معاصر را آشکار کرد. حدود ۳ هزار معدنچی درگیر اعتصاب بودند که با تیراندازی پلیس، ۳۴ نفر از آنها کشته شدند.
ماریکانا به سرعت به نمادی جهانی تبدیل شد. نماد این واقعیت که حتی در دوران معاصر، نزاع بر سر دستمزد، امنیت شغلی و کرامت کارگران، هنوز میتواند به خشونتی مرگبار ختم شود.
سخن پایانی
مرور مهمترین اعتصابهای کارگری جهان نشان میدهد که اعتصابها را نمیتوان فقط با معیار توقف کار سنجید. برخی به قانون کار شکل دادهاند، برخی به تقویت یا تضعیف اتحادیهها انجامیدهاند، برخی دولتها را عقب راندهاند و برخی حتی بر تحولات سیاسی یک قاره اثر گذاشتهاند. از مصر باستان تا فرانسه ۱۹۶۸، از راهآهن هند تا گدانسک و از معادن بریتانیا تا ماریکانا، یک خط مشترک دیده میشود: هرجا کارگران توانستهاند به صورت جمعی و سازمانیافته مداخله کنند، توازن قوا تغییر کرده است. گاه به نفع آنها، گاه علیه آنها اما همیشه با اثری که از محیط کار فراتر رفته است.
در نهایت، مهمترین اعتصابهای جهان را باید نه فقط در شمار شرکتکنندگان یا مدت زمان آنها بلکه در ردپایی که بر تاریخ اجتماعی و سیاسی گذاشتهاند سنجید. بعضی اعتصابها شاید کوتاه بودهاند، بعضی سرکوب شدهاند و بعضی شکست خوردهاند اما همانها هم در بسیاری موارد آغازگر فصل تازهای در رابطه میان کار و قدرت بودهاند.
همچنین لازم به ذکر است که هیچ فهرست کاملا قطعی و نهاییای وجود ندارد. با این حال، برخی اعتصابها به دلیل گستردگی، اثر سیاسی، دستاوردهای حقوقی یا شدت سرکوب، در همه روایتهای معتبر تاریخی جای ثابتی دارند و روزنامه صمت صرفا از بعد تاریخی به مناسبت روز جهانی کارگر به این موضوع پرداخت.