-
صمت از چشم‌انداز اقتصاد ایران گزارش می‌دهد

ثبات اقتصادی؛ کلید طلایی عبور از بن‌بست

در رویارویی تهران و واشنگتن، آنچه تعیین‌کننده شد، نه برتری نظامی، بلکه ایستادگی استراتژیک ایران بود؛ موضوعی که درک رایج از قدرت نظامی سخت‌افزاری را به چالش می‌کشد.

ثبات اقتصادی؛ کلید طلایی عبور از بن‌بست

 ایران با ترکیبی از انسجام نهادی و هوشمندی ژئوپلیتیک، تنگه هرمز را نه به‌عنوان یک آبراه، بلکه به‌مثابه گلوی اقتصاد جهانی در مشت گرفت و درگیری نظامی را به معادله‌ای چندمجهوله برای بازارهای انرژی و زنجیره‌های تأمین بدل کرد. اما این توانمندی، همچون پارادوکس تاب‌آوری، حقیقتی تلخ را پنهان نمی‌کند: اقتصادی که سال‌ها در کوران تحریم ضربه دیده و ظرفیت گسترش بین‌المللی خود را از دست داده، دیگر نمی‌تواند بدون پیشرفت ملموس اقتصادی به رشدی رقابتی متناسب با واقعیت‌های امروز دست یابد. به‌گفته بیشتر تحلیلگران داخلی و خارجی، امریکا این جنگ را به ایران باخت. اما برنده ژئوپلیتیک به‌تنهایی جیب خالی را پر نمی‌کند و تداوم وضعیت فعلی اقتصاد ایران در دوران نه جنگ و نه صلح، دستاوردهای راهبردی را نیز به‌تدریج تضعیف خواهد کرد. لحظه کنونی برای ایران یک بزنگاه واقعی است که در آن جهان وارد عصر چندبحرانی شده و حکمرانی سنتی، کارآیی خود را از دست داده‌اند. برای ایران، ترجمه دستاورد میدان به قدرت اقتصادی، نیازمند بازآرایی جدی در سیاست‌گذاری کلان، رشد اقتصادی و ایجاد اطمینان برای جذب سرمایه‌گذاری داخلی و خارجی است. صمت در این گزارش نگاهی دارد به چشم‌انداز اقتصاد ایران در شرایط بحرانی کنونی که در ادامه می‌خوانید.

عدم‌قطعیت، بزرگ‌ترین مانع شکوفایی اقتصاد ایران

آیا ایران از دل بحران‌های اخیر ضعیف‌تر بیرون خواهد آمد یا مقاوم‌تر؟ اقتصاد ایران در دوره پساجنگ چه صورتی به خود خواهد گرفت و آیا غرب آسیا به سوی آرامش می‌رود یا دور تازه‌ای از تنش؟ پاسخ به این پرسش‌ها ساده نیست، اما یک نکته را می‌توان با اطمینان بیشتری مطرح کرد: بزرگ‌ترین مانع شکوفایی ایران، پیش و پس از بحران‌های اخیر، تداوم عدم‌قطعیت اقتصادی است.

رشد صنعتی و توسعه پایدار به آرامش اقتصادی مستمر، مهار تورم، اصلاح تدریجی یارانه‌ها و تقویت سرمایه‌گذاری نیاز دارد. هیچ‌یک از این اهداف بدون جذب سرمایه داخلی و خارجی دست‌یافتنی نیست و بزرگ‌ترین دشمن سرمایه‌گذاری، نااطمینانی است. هرجا آینده اقتصادی مبهم باشد، سرمایه عقب می‌نشیند، تولید فرسوده می‌شود و زنجیره‌های ارزش، بی‌ارزش می‌شوند.

رویارویی‌های اخیر میان ایران و امریکا برنده‌ای همه‌جانبه نداشت. واشنگتن به اهداف اعلامی خود نرسید و تهران نیز توانست بخش قابل‌توجهی از ظرفیت بازدارندگی و نفوذ نامتقارن خود را حفظ کند، اما با هزینه‌ای سنگین. این امر نشان می‌دهد توازن قدرت در غرب آسیا هنوز در حال تغییر است و آرایش آینده قدرت در سطح منطقه و بین‌الملل همچنان مبهم مانده است.

به گفته آشوک سوئین، استاد دپارتمان مطالعات صلح دانشگاه اوپسالا، جنگ‌ها فقط با حجم آتش و برتری تسلیحاتی داوری نمی‌شوند و ایران این موضوع را در تنش‌های اخیر به‌وضوح نشان داد. معیار اصلی پیروزی، میزان تحقق اهداف سیاسی است و از این منظر، ایران توانست با حفظ انسجام نهادی و استمرار ظرفیت تصمیم‌گیری، از بازدارندگی خود برای کنترل مهاجم بهره ببرد. تجربه اخیر بار دیگر ثابت کرد اتکای صرف به فشار نظامی، لزوما یک دولت را به تسلیم وادار نمی‌کند. با این حال، توان بقا با توان توسعه یکسان نیست؛ توانمندی در میدان نبرد، مادامی‌که با ظرفیت‌سازی اقتصادی پساجنگ همراه نشود، ماندگار نخواهد بود.

چشم‌انداز مبهم ژئوپلیتیک جهانی

در همین راستا علی میرزایی‌سیسان، پژوهشگر حوزه صنعت در پاسخ به پرسشی درباره وضعیت آینده اقتصاد به صمت گفت: در وضعیت نه صلح، نه جنگ، چشم‌انداز سریع شکوفایی اقتصادی فقط یک خوش‌خیالی خطرناک است. حتی با شکل‌گیری تفاهم‌های مقطعی میان ایران و امریکا، تا زمانی که نظام مالی جهانی زیر سلطه امریکاست، ریسک‌های اقتصادی برای ایران پابرجا خواهند ماند. صادرات نفت نیز در سایه تحریم‌های پیوسته، همچنان به بازارهای محدود و تخفیف‌های قابل‌ملاحظه وابسته می‌ماند. همسایگان جنوبی خلیج‌فارس با وجود احتیاط بیشتر در برابر واشنگتن، هنوز تا دوستی راهبردی با تهران فاصله زیادی دارند.

اقتصاد تحت‌تأثیر تحولات جهانی

میرزایی‌سیسان، پژوهشگر حوزه صنعت در ادامه به وضعیت اقتصاد جهان پرداخت و افزود: در سطح جهانی تحولات عمیقی در جریان است. امریکا تمرکز خود را بر مهار چین معطوف خواهد کرد و بعد از تجربه با ایران، احتمالا تمایل چندانی به مداخلات بیشتر در غرب آسیا نخواهد داشت؛ هرچند به مسلح کردن متحدان منطقه‌ای خود ادامه می‌دهد. اروپا درگیر ضعف‌های سیاسی و بحران‌های ساختاری است و روسیه نیز تماما بر جنگ اوکراین متمرکز مانده است. چین اگرچه منافع مادی روشنی در ثبات ایران به‌عنوان تأمین‌کننده انرژی دارد، اما رویکردی کاملا محتاطانه پیش گرفته و به جای کمک به امنیت غرب آسیا، صرفا به خرید نفت ارزان بسنده می‌کند! سیاست سیال چین، زمینه را برای استمرار مداخلات قهری غیرکلاسیک امریکا، مانند خرابکاری‌های اقتصادی، همچنان فراهم می‌سازد.

عصر چندبحرانی و تغییر هندسه اقتصاد جهانی

وی ادامه داد: جهان امروز در دوره‌ای بی‌سابقه از هم‌افزایی بحران‌ها قرار دارد. حتی در شرایطی فارغ از جنگ، فشارهای پیش‌بینی‌ناپذیر اقتصادی، نوسانات ساختاری در بازارهای انرژی، ضعف یا بی‌ثباتی تقاضا، مازاد ظرفیت در برخی بازارهای جهانی و محیط مقرراتی روزبه‌روز پیچیده‌تر، فضای نوینی را رقم زده‌اند که از آن به چندبحرانی تعبیر می‌شود. این ترکیب هم‌زمانی بحران‌های طبیعی و غیرطبیعی دارای ویژگی‌هایی است که آن را از بحران‌های کلاسیک متمایز می‌سازد: تأثیرات تشدیدزا میان حوزه‌های مختلف، بازگشت‌ناپذیری برخی پیامدها و ناتوانی الگوهای سنتی حکمرانی در ارائه پاسخ‌های بسنده.

جابه‌جایی صنعت و تولید؛ عامل تغییرات اقتصادی

پژوهشگر حوزه صنعت به عوامل تغییرات اقتصادی پرداخت و گفت: ظهور جغرافیاهای جدید اقتصادی و تولیدی، افول قطب‌های سنتی نوآوری (مانند اروپا) و تغییر در مزیت‌های رقابتی نشان می‌دهد که منطق رقابت جهانی دیگر مجالی برای تعلل باقی نگذاشته است. در این شرایط، بهبود اقتصاد مستلزم افزایش ظرفیت تولید، ارتقای بهره‌وری منابع، حفظ کیفیت پایدار محصول و تقویت تاب‌آوری است؛ مؤلفه‌هایی که دیگر انتخاب‌هایی اختیاری نیستند، بلکه شرط بقا و تداوم به‌شمار می‌روند. آنچه این دوره را از دوره‌های پیشین متمایز می‌سازد، نه صرفا شدت اختلال‌ها، بلکه هم‌زمانی، ترکیب‌پذیری و درهم‌تنیدگی آنهاست.

میرزایی‌سیسان افزود: در چنین فضایی، مسئله اصلی سیاست‌گذاران صرفا بهبود عملکرد اقتصادی در معنای سنتی آن نیست، بلکه موضوع محوری حفظ قدرت ابتکار عمل در محیطی است که به‌طور مداوم دستخوش اختلال می‌شود. این قدرت ابتکار تنها زمانی شکل می‌گیرد که نظام حکمرانی بتواند میان اهدافی که در ظاهر متعارض به نظر می‌رسند، توازن برقرار کند. بر این اساس، ارتقای اقتصاد نیازمند بازآرایی رویکردهای کلاسیک حکمرانی است؛ رویکردهایی که عمدتا بر پایه تقسیم‌بندی‌های مجزای بخشی بنا شده‌اند. گذر از این الگوهای سنتی، حتی برای کشورهای پایدار نیز چالشی عمیق محسوب می‌شود؛ چه رسد به کشوری که به‌طور مستمر زیر سایه تحریم و تنش قرار دارد.

وی ادامه داد: در اقتصاد ایران، هم‌زمانی بحران‌های جهانی با ناترازی‌های بنیادین داخلی، وضعیت را پیچیده‌تر کرده است. در چنین فضایی، تاب‌آوری اقتصادی و صنعتی به پایین‌ترین حد خود می‌رسد. اقتصادی که سال‌ها در وضعیت دور زدن تحریم‌ها زیسته، به‌ناچار به سمت شبکه‌های غیررسمی سوق پیدا می‌کند و این مسیر، زمینه گسترش فساد اقتصادی را نیز فراهم می‌سازد. سرمایه‌گذار در این بستر، بیش از آنکه به فکر نوآوری باشد، در پی حفظ ارزش دارایی خود در برابر تورم افسارگسیخته است. عدم‌قطعیت در این معنا، صرفا یک بحران موقتی پساجنگ نیست، بلکه بیماری مزمنی است که رمق تولید و صنعت را می‌کشد. اگر شکاف‌های درون ساختار حکمرانی عمیق‌تر شود، احتمال غلبه منطق امنیتی بر منطق توسعه افزایش می‌یابد؛ چرخه‌ای ناکارآمد که اقتصاد را هر روز از بازسازی واقعی دورتر می‌کند.

عبور از اقتصاد مدیریت بحران به توسعه منسجم

پژوهشگر حوزه صنعت در ادامه خاطرنشان کرد: تجربه جنگ‌های اخیر نشان داده که فشار خارجی می‌تواند حس همبستگی ملی را موقتا تقویت کند، اما تاب‌آوری سیاسی هرگز جایگزین سلامت اقتصاد کلان نمی‌شود. تورم، فرسودگی ماشین‌آلات، افت زیرساخت‌ها، کاهش قدرت خرید و تضعیف افق سرمایه‌گذاری، هزینه‌هایی واقعی و جبران‌ناپذیرند که در دوران پساجنگ سنگینی خود را بیشتر نشان می‌دهند.

میرزایی‌سیسان ادامه داد: انضباط مالی، ثبات مقرراتی و امنیت سرمایه‌گذاری اکنون برای ایران یک ضرورت حیاتی است. اقتصاد با فرمان‌های مقطعی، قیمت‌گذاری دستوری و سیاست‌های روزمره احیا نمی‌شود. در این میان، تنگه هرمز همچنان یک اهرم راهبردی است که تهدید اختلال در آن می‌تواند بازارهای جهانی را تحت‌تأثیر قرار دهد کند؛ و ایران می‌تواند از موقعیت ژئوپلیتیک آن بهره ببرد، ولی ایران می‌تواند از مزیت‌های اقتصادی در شبکه‌های لجستیک و ترانزیت جهانی استفاده کند و هم از آن به‌عنوان ابزار استراتژیک بهره‌برداری کند.

از استقامت نظامی به ثبات اقتصادی

میرزایی‌سیسان در پایان با اشاره به اینکه وضعیت فعلی به معنای بن‌بست محتوم برای اقتصاد ایران نیست، تاکید کرد: اگر ایران بخواهد از استقامت نظامی خود بهره برده و آن را به ثبات اقتصادی تبدیل کند، باید از منطق رشد کوتاه‌مدت فعلی عبور کرده و وارد فاز توسعه هوشمند شود. این پرسش که آیا باید اول اقتصاد را ثبات داد تا صنعت رشد کند، یا اول صنعت را رشد داد تا اقتصاد جان بگیرد، پرسشی است که پاسخ آن نه در انتخاب یکی از این دو، بلکه در برنامه‌ریزی هم‌زمان و هماهنگ آن‌هاست. در دوران نه جنگ و نه صلح، حکمرانان باید این دو مسیر را نه به‌صورت متوالی، بلکه به‌صورت موازی و با اولویت‌بندی دقیق پیش ببرند. در عرصه دیپلماسی، کاهش تنش با همسایگان، گسترش همکاری‌های اقتصادی شبکه‌ای و تعریف منافع مشترک تجاری می‌تواند ریسک ژئوپلیتیک را به میزان قابل‌توجهی کاهش دهد. در عرصه داخلی نیز تثبیت قواعد بازی، توقف تصمیم‌گیری‌های ناگهانی، حمایت واقعی از استقلال بخش خصوصی، مهار کسری بودجه مزمن و هدایت هدفمند منابع به سمت زیرساخت‌ها و فناوری‌های نوین، گام‌هایی اجتناب‌ناپذیرند.

سخن پایانی

ایران برای عبور از این دوران خطیر، بیش از هر چیز به ثبات اقتصادی نیاز دارد. ثبات فقط به معنای نبود جنگ نیست؛ ثبات در معنای واقعی کلمه یعنی کاهش نااطمینانی، روشن شدن اولویت‌های حکمرانی و ایجاد افقی پیش‌بینی‌پذیر برای بازیگران اقتصادی. دست برتر فعلی ایران در میدان‌های ژئوپلیتیک، به‌تنهایی نمی‌تواند نیروگاه بسازد، ناترازی انرژی را جبران کند، تکنولوژی صنعتی را ارتقا دهد یا ارزش پول ملی را حفظ کند. این دستاوردها تنها در بستر یک حکمرانی اقتصادی کارآمد و یکپارچه محقق می‌شوند. بنابراین، پرسش کلیدی امروز دیگر صرفا این نیست که ایران تا کجا می‌تواند زیر بار فشارهای تحریمی تاب بیاورد؛ بلکه مسئله حیاتی این است که آیا سیاست‌گذاران می‌توانند این مقاومت پرهزینه را به نظمی باثبات، اقتصادی تاب‌آور و آینده‌ای روشن و پیش‌بینی‌پذیر برای جامعه ترجمه کنند؟ در دوره پیش‌رو، عبور از نگاه‌های محدود و جزیره‌ای و بازتعریف اولویت‌های توسعه بر مبنای درک شرایط چندبحرانی، مهم‌ترین رسالت سیاست‌گذاران است. تنها از مسیر این دگردیسی هوشمندانه است که می‌توان امیدوار بود دستاوردهای راهبردی و امنیتی کشور، سرانجام به رفاه ملموس اجتماعی و قدرت بلامنازع اقتصادی در ایران فردا پیوند بخورد. با این حال، واقع‌بینی ایجاب می‌کند که در دام ساده‌انگاری و خوش‌بینی‌های کاذب نیفتیم. نباید فراموش کرد که رقبای منطقه‌ای سال‌هاست با برنامه‌ریزی‌های چندلایه برای تضعیف جایگاه کشورمان در تلاش‌اند. در میان این طوفان تحولات پرشتاب منطقه‌ای و جهانی، موفقیت اقتصادی و خلق آینده‌ای باثبات، نیازمند کارزاری بی‌وقفه، اراده‌ای ملی و نقش‌آفرینی فعالانه در تمامی عرصه‌هاست؛ مسیری که اگرچه پر فراز و نشیب و پرمخاطره است، اما با تدبیر و تلاش، کاملا دست‌یافتنی خواهد بود.

دیدگاهتان را بنویسید

بخش‌های ستاره دار الزامی است
*
*

آخرین اخبار

پربازدیدترین