نشستهای اقلیمی و ناکامی در عبور از وعده به اقدام
نشست سیام کنفرانس احزاب توافقنامه چارچوب سازمان ملل درباره تغییر اقلیم COP۳۰ که از ۱۰ تا ۲۱ نوامبر ۲۰۲۵ در بلم، برزیل برگزار شد، با شعار «تبدیل وعدهها به اقدامات عملی» برگزار شد و تلاش داشت فاصله میان تعهدات نظری و اجرای واقعی سیاستهای کاهش گرمایش زمین را پر کند. این اجلاس با حضور نمایندگان بیش از ۱۹۴ کشور و هزاران فعال، دانشمند و دیپلمات، در حاشیه آمازون که نماد حفظ جنگلهای بارانی در برابر پیامدهای گرمایش جهانی است، پیامهای علمی و سیاسی مهمی را برجسته کرد. طرح اقدام جهانی COP۳۰ با معرفی بیش از ۱۱۷ برنامه عملی شامل کاهش انتشار گازهای گلخانهای، توسعه انرژیهای پاک و تقویت سازگاری کشورها، مهمترین دستاورد اجلاس بود، اما بسیاری از کارشناسان آن را ناکافی و فاقد مکانیسمهای الزامآور دانستند. دادههای علمی نشان میدهند حتی با اجرای کامل تعهدات فعلی، جهان در مسیر عبور از آستانه ۱.۵ درجه سانتیگراد قرار دارد و هر تأخیر در اقدام، هزینههای انسانی، اقتصادی و محیط زیستی سنگینی به همراه خواهد داشت. مقاله علمی اخیر «اقدام مشترک جهانی برای تغییر اقلیم اجتنابناپذیر است، اما زمان در حال از دست رفتن است» تأکید میکند که بدون همکاری جدی بین کشورها، فرصت جلوگیری از پیامدهای شدید تغییر اقلیم به سرعت در حال بسته شدن است و شکاف میان علم و سیاست همچنان بزرگ باقی مانده است.
COP۳۰؛ نقطه عطفی در بحران اقلیم
نشست ۳۰ ام کنفرانس احزاب توافقنامه چارچوب سازمان ملل درباره تغییر اقلیم COP۳۰ از ۱۰ تا ۲۱ نوامبر ۲۰۲۵ در بلم، برزیل برگزار شد، با شعار تبدیل وعدهها به اقدامات عملی و تمرکز ویژه بر اجرای توافقنامه پاریس که 10 سال پیش تصویب شده بود. این اجلاس با حضور نمایندگان بیش از ۱۹۴ کشور و هزاران نفر از فعالان، دانشمندان و دیپلماتها در حاشیه آمازون برگزار شد، جایی که وجوه نمادین حفظ جنگلهای بارانی در برابر پیامدهای گرمشدن زمین، پیامهای سیاسی و علمی متعددی را برجسته کرد.
COP۳۰ با این هدف کلیدی پا پیش گذاشت که از بحثهای نظری و تعهدات سطح بالا به عملگرایی و اجرایی شدن اقدامات عبور کند و تفاوت بین اعلام هدف و اجرای واقعی برنامههای کاهش گرمایش جهانی پر شود. با این وجود، پایان این اجلاس با توافقی که بسیاری آن را «ناتمام» یا «فاقد جسارت کافی» توصیف کردند، نشان داد که شکاف میان علم و سیاست هنوز عمیق است.
مقالهای با عنوان «اقدام مشترک جهانی برای تغییر اقلیم اجتنابناپذیر است، اما زمان در حال از دست رفتن است» به قلم تونگ جیانگ، بودا سو، زبیگنیو و. کوندزویچ و ویجی ژائو در نشریه «National Science Review»، در ماه جاری نوشته شده است که با اتکا به دادههای علمی و ارزیابی نتایج نشست COP۳۰، تصویری از وضعیت کنونی بحران اقلیم ارائه میکنند. نویسندگان نشان میدهند که بدون اقدام هماهنگ و مشترک جهانی، مهار گرمایش زمین عملاً غیرممکن خواهد بود. مقاله تأکید میکند که پنجره زمانی برای جلوگیری از بدترین پیامدهای تغییر اقلیم به سرعت در حال بسته شدن است و تأخیر در تصمیمگیری و اجرا، هزینههای انسانی، اقتصادی و محیطزیستی سنگینی به همراه خواهد داشت؛ هشداری که با یافتههای اخیر علم اقلیمشناسی همخوانی کامل دارد.
دادهها و واقعیتهای غیرقابلانکار
مطالعات گسترده اقلیمی در دهه اخیر تصویری کمابهام از مسیر کنونی زمین ارائه میدهند: جهان با سرعتی بیش از آنچه در اهداف توافق پاریس پیشبینی شده بود، بهسمت عبور از آستانه گرمایش ۱.۵ درجه سانتیگراد نسبت به عصر پیشاصنعتی حرکت میکند؛ حتی در سناریوهایی که اجرای کامل تعهدات فعلی کشورها مفروض گرفته میشود. این روند نشان میدهد شکاف معناداری میان وعدههای سیاسی و واقعیتهای فیزیکی سیستم اقلیم وجود دارد. دادههای ثبتشده از ایستگاههای هواشناسی، ماهوارهها و مدلهای اقلیمی همگی بر این نکته تأکید دارند که سرعت افزایش دما در دهه گذشته بیسابقه بوده و بسیاری از سالهای اخیر در فهرست گرمترین سالهای ثبتشده تاریخ قرار گرفتهاند. در همین بازه زمانی، غلظت دیاکسیدکربن در جو زمین به سطوحی رسیده است که از منظر زمینشناسی، طی میلیونها سال گذشته سابقه نداشته است. دیاکسیدکربن بهعنوان مهمترین گاز گلخانهای حاصل از فعالیتهای انسانی، نقشی کلیدی در به دام انداختن گرما در جو ایفا میکند و افزایش مداوم آن به معنای تشدید عدم تعادل انرژی در سامانه زمین است. این عدمتعادل نهتنها به افزایش میانگین دمای جهانی منجر میشود، بلکه فراوانی و شدت پدیدههای حدی مانند موجهای گرما، خشکسالیهای طولانیمدت، بارشهای سیلآسا و طوفانهای مخرب را نیز افزایش میدهد.
یافتههای علمی همچنین نشان میدهند که تأخیر در اقدام، صرفاً بهمعنای جابهجایی بحران به آینده نیست، بلکه بخشی از توان بشر برای جلوگیری از پیامدهای شدید تغییر اقلیم را بهطور برگشتناپذیر از بین میبرد. هر سال تعلل، به انباشت بیشتر گازهای گلخانهای، قفل شدن مسیرهای پرخطر اقلیمی و افزایش هزینههای سازگاری و جبران خسارت منجر میشود؛ هزینههایی که بهویژه برای جوامع آسیبپذیر سنگینتر و گاه غیرقابلتحمل خواهند بود.
علم و سیاست روبهروی هم قرار گرفتند
در نشست COP۳۰، یکی از پررنگترین محورهای گفتوگو تمرکز بر «اجرای واقعی» تعهدات اقلیمی بود؛ مفهومی که ناظر بر عبور از مرحله بیانیهها و توافقهای کلی و حرکت به سمت اقداماتی قابلاندازهگیری، زمانبندیشده و قابلپیگیری است. برگزارکنندگان این اجلاس تلاش کردند نشان دهند که دوره وعدههای کلی به پایان رسیده و اکنون زمان پاسخگویی درباره نحوه اجرای تعهدات فرا رسیده است. در همین چارچوب، «طرح اقدام جهانی COP۳۰» بهعنوان یکی از دستاوردهای اصلی اجلاس معرفی شد؛ طرحی که بیش از ۱۱۷ برنامه و راهکار عملی را در حوزههایی مانند کاهش انتشار گازهای گلخانهای، توسعه انرژیهای تجدیدپذیر، تأمین مالی پروژههای پاک و تقویت سازگاری کشورها با پیامدهای تغییر اقلیم در بر میگیرد.
با وجود این، ارزیابیهای علمی و تحلیلهای منتشرشده پس از اجلاس، از جمله مقاله مورد بحث، نشان میدهد که فاصله معناداری میان حجم این ابتکارات و سطح اقداماتی که علم اقلیمشناسی ضروری میداند وجود دارد. بسیاری از برنامههای ارائهشده در قالب طرح اقدام جهانی، ماهیتی داوطلبانه دارند و فاقد مکانیسمهای الزامآور حقوقی یا سازوکارهای تنبیهی در صورت عدم اجرا هستند. علاوه بر این، بخش قابلتوجهی از کشورها هنوز موفق نشدهاند برنامههای ملی تعیینشده خود را بهروزرسانی کنند یا آنها را به سطحی از هدفگذاریها برسانند که با هدف محدود کردن گرمایش جهانی همخوانی داشته باشد.
مقاله تأکید میکند که بدون تقویت چارچوبهای اجرایی، شفافیت در گزارشدهی و ایجاد سازوکارهای پاسخگویی، حتی پرشمارترین فهرست اقدامات نیز نمیتواند مسیر کنونی گرمایش زمین را بهطور معنادار تغییر دهد. از منظر نویسندگان، آنچه در COP۳۰ مطرح شد، گامی رو به جلو محسوب میشود، اما در غیاب تعهدات الزامآور و افزایش جدی سطح اقدام ملی کشورها، این تلاشها همچنان با فاصلهای نگرانکننده از الزامات علمی مواجهاند.
«عمل مشترک» چه معنایی دارد؟
اصطلاح «عمل مشترک جهانی» که در عنوان مقاله آمده، در عمل به چند مفهوم کلیدی اشاره دارد؛ هماهنگی پیشرفته در سیاستهای کاهش انتشار، سرمایهگذاری منسجم در فناوریهای پاک و سازگاری و آمادگی در برابر پیامدها.
به عقیده نویسندگان برای رسیدن به اهداف ۱.۵ تا ۲ درجه سانتیگراد، این میزان کاهش باید بهصورت جمعی و متعهدانه بین کشورها تقسیم شود. طرحهای ملی باید نه فقط در حد قول، بلکه در حد اقدام ملموس باشند و با هم سنجیده شوند تا پیشرفت کلی قابل اندازهگیری باشد. مقاله تأکید میکند که تنها یک کشور یا گروهی از کشورها نمیتوانند جهان را نجات دهند؛ موضوعی که بارها از سوی دانشمندان در تحلیلهای مختلف تکرار شده است. همچنین در حالی که فناوریهای تجدیدپذیر پیشرفت کردهاند، مقاله تأکید میکند که سرمایهگذاری جهانی هدفمند برای انتقال سریعتر انرژی پاک و کاهش وابستگی به سوختهای فسیلی حیاتی است. این موضوع در COP۳۰ نیز بازتابی عملی داشته، با اعلام سرمایهگذاریهای مشترک و برنامههای چندکشوری برای انتقال انرژی.
علاوه بر کاهش انتشار، سازگاری با پیامدهای بالفعل تغییر اقلیم ـ شامل سیلابها، خشکسالیها، افزایش دما و محرومیتهای زیستی ـ باید یک کار جمعی باشد تا کشورها، بهویژه کشورهای در حال توسعه، بتوانند مقاومت خود را افزایش دهند.
ناکامی در محدود کردن گرمایش
یکی از مسائل محوری که در گزارشها و ارزیابیهای متعدد سازمانهای مستقل بینالمللی بارها تأیید شده، شکاف جدی میان اهداف توافقهای اقلیمی و روند واقعی کاهش انتشار گازهای گلخانهای است. پیشبینیها نشان میدهند که با اجرای تعهدات فعلی کشورها، دمای جهانی تا پایان قرن احتمالاً بین ۲ تا ۲.۷ درجه سانتیگراد افزایش خواهد یافت، که این میزان فراتر از سقف ۱.۵ درجهای تعیینشده در توافق پاریس است. این فاصله، نهتنها تهدیدی برای تحقق اهداف اقلیمی محسوب میشود، بلکه نشاندهنده خطرات جدی اقتصادی، محیطزیستی و اجتماعی است که بدون اقدام سریع و هماهنگ، جهان با آن مواجه خواهد شد. کارشناسان هشدار میدهند که ادامه مسیر کنونی میتواند اثرات غیرقابلجبران بر اکوسیستمها، جوامع آسیبپذیر و امنیت غذایی به همراه داشته باشد.
این شکاف میان «هدف مطلوب» و «واقعیت تعهدات موجود» نشان میدهد که حتی با برگزاری COP۳۰ و معرفی بیش از ۱۱۷ برنامه و راهکار عملی در قالب طرح اقدام جهانی، اقدامات کنونی هنوز برای محدود کردن گرمایش زمین به سطح ایمن کافی نیستند. بسیاری از این برنامهها فاقد مکانیسمهای الزامآور برای اجرای دقیق و پایش مستمر هستند و برخی کشورها نیز نتوانستهاند برنامههای ملی تعیینشده خود (NDC) را به سطح بلندپروازی لازم برای رسیدن به اهداف ۱.۵ درجه ارتقا دهند. مقاله علمی مورد بحث بهطورواضح به این نکته اشاره میکند که بدون افزایش سطح اقدام، بهبود شفافیت، و ایجاد سازوکارهای پاسخگویی، حتی فهرست بلندبالای برنامهها نمیتواند مسیر گرمایش زمین را بهطور معناداری اصلاح کند. به عبارتی جهان همچنان در مسیر گرمایش خطرناکتر از آنچه علم اقلیمشناسی هشدار داده، حرکت میکند و تأکید میکند که زمان برای اقدام هماهنگ و مؤثر رو به پایان است و هر تأخیر جدید، پیامدهای گستردهتر و پرهزینهتری به همراه خواهد داشت.
چالشهای سیاسی و اقتصادی پشت پیامدها
علاوه بر دادههای علمی، بررسیها و تحلیلهای مربوط به COP۳۰ نشان میدهند که عوامل سیاسی و اقتصادی نیز یکی از بزرگترین موانع در مسیر اقدام سریع و مؤثر اقلیمی هستند. برخی کشورها که اقتصادشان بهشدت به سوختهای فسیلی وابسته است، از توافقهای الزامآور فاصله گرفتهاند؛ این فاصلهگیری هم از طریق مقاومت در مذاکرات و هم با عقبنشینی از توافقات قبلی صورت گرفته است. همچنین، شکاف میان کشورهای توسعهیافته و در حال توسعه در تأمین مالی پروژههای کاهش انتشار و تقویت سازگاری با تغییر اقلیم، یکی از نقاط اصلی اختلاف و مانع بزرگی برای پیشبرد برنامهها است.
علاوه بر این، نابرابری در دسترسی به فناوریهای پاک و حمایتهای مالی باعث شده تا بسیاری از کشورها نتوانند برنامههای پیشرفتهتر و مؤثرتری ارائه دهند. این چالشها صرفاً علمی نیستند و به قدرت، منافع اقتصادی و سیاست جهانی نیز مربوط میشوند؛ عواملی که سرعت اجرای سیاستهای اقلیمی را بهطورچشمگیری کند کردهاند. مقاله مورد بحث تأکید میکند که بدون حل این موانع سیاسی و اقتصادی، حتی برنامهها و تعهدات فعلی نیز نمیتوانند تأثیر قابلتوجهی بر کاهش گرمایش زمین داشته باشند و اقدام اقلیمی مؤثر، به تعویق خواهد افتاد.
پیامدهای عملی عقبنشینی از عمل مشترک
با بررسی دادهها و تحلیلهای علمی، روشن میشود که ادامه مسیر کنونی انتشار گازهای گلخانهای و فقدان اقدام سریع، میتواند پیامدهایی ایجاد کند که دیگر قابلجبران نیستند. یکی از مهمترین این پیامدها، افزایش فراوانی و شدت رویدادهای شدید اقلیمی است. این رویدادها شامل موجهای گرمای بیسابقه، سیلابهای مخرب، خشکسالیهای طولانیمدت و توفانهای شدید میشوند و همه نشانههایی از تجمع انرژی گرمایی در سیستم زمین هستند که پیامدهای مستقیم و گستردهای بر زندگی انسانها و اکوسیستمها دارد. همزمان، سازگاری با تغییر اقلیم نیز پیچیدهتر و پرهزینهتر میشود. هرچه دمای زمین بالاتر رود، کشورها بهویژه کشورهای کمدرآمد و آسیبپذیر برای محافظت از زیرساختها، منابع آبی، کشاورزی و جوامع انسانی، نیازمند سرمایهگذاریهای بیشتری خواهند بود. در کنار این، هزینههای اقتصادی مستقیم و غیرمستقیم تغییر اقلیم نیز به شکل قابلتوجهی افزایش مییابد و میلیاردها دلار در سال بر اقتصادهای آسیبدیده تحمیل میکند.
علاوه بر این، نابرابری جهانی تشدید میشود؛ کشورهایی که سهم کمی در انتشار گازهای گلخانهای داشتهاند، بیشترین خسارات را متحمل میشوند. علم تغییر اقلیم بارها این واقعیت را تأیید کرده است که پیامدهای بحران اقلیمی نه تنها فاجعهبار هستند، بلکه نابرابریها را نیز عمیقتر میکنند و فشارهای اجتماعی، اقتصادی و محیطزیستی را بهشدت افزایش میدهند.
سخن پایانی
COP۳۰ نشان داد که جهان در بحران اقلیم نهتنها با چالشهای علمی، بلکه با محدودیتهای سیاسی و اقتصادی روبهروست. بدون تعهدات الزامآور، شفافیت در گزارشدهی و افزایش سطح اقدام کشورها، هیچ برنامهای نمیتواند مسیر گرمایش زمین را بهطور معنیدار تغییر دهد. زمان برای عمل جمعی و هماهنگ محدود است و هر تأخیر جدید، هزینههای انسانی، اقتصادی و محیطزیستی بیشتری به بار میآورد.