سرمایهگذاری در معدن ؛ محور توسعه اقتصاد ملی
شهرام شیرکوند، پژوهشگر صنعت
در عصر حاضر، قدرت اقتصادی کشورها در توانایی آنها برای «تنوع بخشی به منابع درآمدی» و «کاهش وابستگی به یک محصول خاص» تعریف میشود نه در حجم ذخایر فسیلی آنها. ایران برای عبور از چرخه اقتصاد تک محصولی و رهایی از نوسانات ناپایدار بازار نفت، نیازمند یک تغییر راهبردی در اولویتهای سرمایهگذاری است. بخش معدن، دقیقا همان حلقه مفقودهای است که میتواند از یک صنعت استخراجی ساده، به یک «زنجیره ارزش تولید» تبدیل شود؛ زنجیرهای که از استخراج شروع شده، با فرآوری صنعتی ادامه مییابد و در نهایت با تولید محصولات با ارزش و صادراتی پایان مییابد. سرمایهگذاری هوشمندانه در این حوزه، علاوه بر افزایش درآمدهای ارزی به ایجاد زیرساختهای صنعتی، تقویت بازارهای سرمایه و تبدیل منابع زیرزمینی به ثروتهای ماندگار و قابل اتکا منجر میشود. لذا توسعه صنایع معدنی میتواند موجب رشد پایدار در تمامی لایههای اقتصادی کشور تبدیل شود.
ایران دارای منابع معدنی بینظیری است که هنوز تمام ظرفیت آن به اقتصاد کشور معرفی نشده است. در حالی که نگاههای استراتژیک اغلب به درآمدهای ناپایدار نفت معطوف هستند، بخش معدن و صنایع وابسته به آن، فرصتی بیبدیل برای تحول اقتصادی، ایجاد اشتغال پایدار و تقویت بازارهای مالی فراهم میکند. این تحول، در وهله نخست با بازآفرینی نقشِ معدن به عنوان یکی از ارکان مهم بازارهای مالی آغاز میشود.
امروزه صنایع معدنی یکی از ارکان قدرتمند بازار سرمایه هستند. توسعه این بخش، فراتر از استخراجِ صرف، به معنای افزایش ارزش شرکتهای بورسی و ایجاد جریان نقدینگی پایدار است. وقتی از استخراجِ سنگ به سمت تولید محصولات نهایی و باارزش حرکت میکنیم، سرمایهگذاران هوشمند جذب بازار میشوند و افزایش عمق بازار را تجربه میکنیم. همچنین تثبیت ارزش اقتصادی و توان رقابتی پول ملی نیز در بازارهای جهانی ارتقاء خواهد یافت.
این جریان اقتصادی، مستقیما با آبادانی و اشتغالزایی در مناطق محروم عجین شده است. برخلاف بسیاری از صنایع دیگر، معادن به دلیل موقعیت و ماهیت جغرافیاییشان، ظرفیت بالایی برای تغییر چهرهی مناطق دورافتاده دارند. توسعه زنجیره ارزش در بخش معدن، با ایجاد طیف وسیعی از مشاغل تخصصی (مهندسان، زمینشناسان و کارشناسان دیجیتال و لجستیک) علاوه بر رونق اشتغال و کاهش بیکاری در مناطق کم برخوردار، با ایجاد زیرساختهای جدید، مانع از مهاجرت متخصصان به کلانشهرها میشود و به توسعه متوازن و عدالت اقتصادی کشور کمک شایانی مینماید.
علاوه بر این، سرمایهگذاری در این بخش، سدی مقاوم در برابر تکانههای اقتصادی و نوسانات جهانی ایجاد میکند. بدیهی است صنعتی که ریشه در خاک و منابع بومی خود داشته باشد، در برابر تحریمها و طوفانهای اقتصادی، تابآوری بسیار بالایی نشان میدهد. اما برای دستیابی به این سطح از پایداری، باید از مدیریت سنتی و استخراج خام، به سوی مدیریت هوشمند و صنعتگرایی معدنمحور حرکت کنیم؛ به این معنا که از مدلهای مبتنی بر سودهای کوتاه مدت و سفته بازی به سمت مدلهای مبتنی بر «بهینهسازی زنجیره ارزش» و توسعه سرمایه انسانی گام برداریم.
در این میان، تحقق این تحول ساختاری بدون ایفای نقش رسانهها در ترویج فرهنگ صنعتگرایی امکانپذیر نیست. در این رابطه رسانهها نباید صرفا به گزارش اعداد و ارقام اکتشافی بسنده کنند؛ بلکه میبایست با ارائه تصویری شفاف از ظرفیتهای تولید، «فرهنگ ارزشافزوده» را در جامعه و میان سرمایهگذاران نهادینه کنند. در واقع رسانهها باید صدای متخصصان باشند و ذهنیت عمومی را از «اقتصاد خام فروشی» به سمت «اقتصاد دانشبنیان و تولیدات صنعتی » سوق دهد. تنها با هم پوشانی اراده مدیریتی، سرمایهگذاری جسورانه و ترویج فرهنگی رسانههاست که میتوان معادن را به محور اصلیِ پیشرفت و پایداری کشورتبدیل کرد و به سوی توسعه اقتصاد ملی گام برداشت.