اجبار واردات با ضعف سیاستگذاری و تحریم
مجید رئوفی پژوهشگر حوزه انرژی
![]()
سیاستگذاریهای پیشین در حوزه مصرف و چالشهای تولید سبب شده اکنون با مقام دومین دارنده ذخایر گاز جهان، برای تامین نیاز داخل به واردات گاز روی بیاوریم.
ما اکنون در ماههای زیادی از سال که براساس آخرین آمارها به یکسوم طول سال رسیده، درگیر کمبود گاز هستیم، اما این معضل در زمستان بهدلایلی چون افزایش نیاز نیروگاه و بخش خانگی و در کنار آنها وابستگی شدید صنایع به این سوخت، شدت بیشتری پیدا میکند.
اگر خاطرتان باشد در زمستان سال گذشته با اولویت قرار گرفتن تامین گاز خانگی، هم صنایع در تامین گاز موردنیاز خود به مشکل خوردند و هم ظرفیت تولید نیروگاهها کاهش پیدا کرد که در نتیجه این اتفاق شاهد قطعی برق نیز بودهایم. با این توضیح بهطور قطع تامین گاز از راههای موجود الزامی ناگزیر است.
در موضوع واردات گاز نکته موردتوجه این است که واردات گاز برای تامین نیاز داخل اتفاق و رویکردی جدید نیست. ما تا سال ۱۳۹۵ از ترکمنستان گاز وارد میکردیم که با راهاندازی فازهای ابتدایی پارس جنوبی این واردات متوقف شد و نمیتوان گفت تولید گاز داخل تاحدودی پاسخگوی نیاز بوده، اما در چند سال اخیر بهدلایلی دچار معضل ناترازی تولید و مصرف شدیم؛ بر همین اساس واردات از روسیه در برنامه قرار گرفت. اگر گاز روسیه به نرخ مناسبی به ایران داده شود که احتمال آن بهدلیل قطع صادرات گاز سالانه حدود ۱۰۰ میلیاردمکعبی این کشور به اروپا و مازاد تولید بالای آن، کم نیست، واردات برای تامین نیاز داخل بهویژه در بخش صنعت و تولید اقدامی مطلوب خواهد بود.
البته این انتقاد تاحدودی پذیرفتنی است که ما چرا باوجود برخورداری از دومین ذخیرگاه گاز جهان، واردکننده این ماده شدهایم، اما این راهکاری است که اکنون پیش روی ما قرار دارد و برای کاهش مشکلات متاثر از کمبود گاز ناچار به اجرای آن هستیم؛ در غیر این صورت آسیبهایی بهمراتب بدتر از ناحیه توقف تولید و صنعت به اقتصادمان وارد خواهد شد.
ناترازی گازی فعلی از یک سو محصول سیاستگذاری حوزه انرژی بهویژه در حوزه مصرف و ازسوی دیگر محدودیتها و چالشهایی که تحریم در بخش تولید ایجاد کرده، است.
فراموش نکنیم که اکنون تحریم و محدودیتهای ناشی از آن مهمترین مانع بخش تولید گاز است. در حدود یک دهه اخیر تحریم از چند جهت تولید گاز را تحت تاثیر قرار داده است؛ نخست اینکه با جلوگیری از جریان ورود سرمایه توسعه میادین فعلی و راهاندازی میادین جدید ممکن نبوده و همین امر زمینهساز کاهش تولید شده است. از جهتی دیگر دسترسی ما به فناوری نوین جهانی بهدلیل تحریم بسیار مشکل بوده، این در حالی است که میادین گاز بعد از چند سال بهرهبرداری نیازمند فشارافزایی با فناوری خاص و روزآمد هستند تا بتوان دستکم سطح تولید را حفظ کرد؛ فناوریهایی که در اختیار کشورهایی خاص است و تحریم سبب شده ما نه سرمایه کافی برای تامین آن داشته باشیم و نه کشورهای دیگر اصلا تمایلی به واگذاری آن به ایران داشته باشند. نتیجه این محدودیتها وضعیتی است که اکنون شاهد هستیم.
در کنار تحریم، سیاستگذاریهای حوزه انرژی بهویژه در بخش مصرف نیز دیگر مسئلهای است که در شکلگیری وضعیت کنونی نقش ایفا کرده است. ما تقریبا گاز را به تمام نقاط کشور رساندیم و آن را به سوخت غالب تبدیل کردیم، این در حالی است که باید سرمایهگذاریمان را در دیگر حوزههای انرژی افزایش میدادیم.
از طرف دیگر قیمتی که برای این سوخت تعیین شده بهگونهای است که نه در مصرفکننده انگیزهای برای بهینهسازی مصرف ایجاد میکند و نه برای تولیدکننده انگیزه توسعه و سرمایهگذاری در این بخش. در یک کلام ضعف سیاستگذاری در حوزه انرژی بسیار عمیق بوده و بخش زیادی از شرایط امروز را باید محصول این ضعف دانست.