خبرنگار نخستین قربانی چرخه بحران رسانه
مرتضی کاردر ـ عضو هیاتمدیره انجمن صنفی روزنامهنگاران
![]()
این تازه آغاز ماجراست و بهنظر میرسد جامعه مطبوعاتی ایران درگیر این مسئله باقی بماند. مدیران رسانه، بحران اقتصادی و پاس نشدن چکهای بخش بازرگانی روزنامه را علت این تعدیل میدانند. حالا در این چرخه بحران، کسی از در بیرون میرود که کوچکترین عضو اما اثربخشترین بوده است.
خانهنشینی اهالی مطبوعات در این روزها میتواند معنایی متفاوت داشته باشد. همانهایی که در خط اول اطلاعرسانی ایستادند، از جان کوشیدند که خبرها در آتش نسوزند و از بین نروند، حالا که شعله جنگ فروکش کرده، خانهنشین اجباری شدند. البته جنگ تشدیدکننده وضعیت بد رسانهها بود. خبرهایی که در این مدت از رسانهها میشنیدیم، نشان میداد تعدیل دوسوم کارمندان و خبرنگاران در برخی رسانهها اتفاق افتاده و این در حالی است که سامانه توزیع مختل شده بود، بهدلیل شرایط جنگی ماشینها بهراحتی حرکت نمیکردند و هواپیماها هم امکان تردد نداشتند که روزنامهها را به شهرستانها برسانند و همان نظام نیمبند توزیع هم از بین رفته بود. توزیع حداقلی در ادارات، نهادها، سازمانها و دکهها هم به صفر رسیده بود. در نهایت مدیران مطبوعات به این نتیجه رسیدند که ادامه این شرایط منجر به تعدیل نیروهایشان میشود. او از مسکوتماندن این موضوع بر اثر برخی رایزنیها خبر میدهد: اما من فکر میکنم دیر یا زود این اتفاق بهشکلی خواهد افتاد.
در پاسخ به این سوال که انجمن برای این مسئله چه راهکاری را میتواند در پیش بگیرد، باید گفت؛ انجمن در گام اول تنها کاری که میتواند بکند، گفتوگو با مدیران بنگاههای مطبوعاتی است که تا اطلاع ثانوی برای تعدیل صبر کنند. در عین حال میتوانیم با برخی نهادها و صندوقها هم گفتوگوهایی داشته باشیم که حمایتهایی از مطبوعات را صورت دهند. البته تمام این راهکارها، راهکارهایی موقتی است. وضعیت مطبوعات بهگونهای است که برخی از این تعدیلها اجتنابناپذیر است.
برخی از بنگاههای بزرگتر مطبوعاتی بهویژه در بخشهای دولتی، در برخی دورهها بیش از اندازه بزرگ شدند. در زمانی که شرایط معمولی بود، این موضوع را بهشکلی سپری میکردند اما در زمان بحران، فربگی خودش را نشان میدهد. ممکن است در یک بنگاه مطبوعاتی هسته مرکزی بخش فنی، توزیع و بازرگانی چندینبرابر بیش از حد نیاز باشد. در شرایط بحران این مسئله مهمتر میشود و تعدیلها رخ میدهد. در این شرایط حمایت از روزنامهنگارانی که اینروزها خانهنشین شدند، آن چیزی است که از نهاد صنفیشان طلب میکنند و این درحالی است که حمایتها در شرایط فعلی، حمایتهای موقتی و کوتاهمدت است و برای حمایتهای بلندمدت باید فکری کرد. همچنین نهادهای صنفی مانند انجمن، باید در تعامل و گفتوگو با معاونت مطبوعاتی یا اداره کل مطبوعات داخلی، این مسئله را بررسی کنند که حمایتها از مطبوعات به چه مطبوعاتی اختصاص داده شده و آنها اساساً چقدر بدنه و نیروی واقعی دارند؟ وقتی وارد تحریریهها میشویم، متوجه میشویم که بسیاری از آنها تحریریه ندارند و تنها برای جذب آگهی دولتی یا سهمیه کاغذ وارد مطبوعات شدند.
اینها مواردی است که باید به آن پرداخت و این بودجهها باید به اهالی واقعی مطبوعات اختصاص داده شود. اگر این موضوع مشخص شود، میتوان بخشی از حمایتها را به نیروهایی که در شرایط فعلی بیکار شدند، اختصاص داد. این مسئله بهدلیل حلنشدن مشکلاتی مانند زیرساختها، نحوه تخصیص یارانهها و بسیاری مشکلات دیگر، همچنان حلنشده باقیمانده و وارد مسیری شده است که در نتیجه آن، با تعداد زیادی عنوان و روزنامه مواجهیم.
از سوی دیگر، جنگ بهانهای شد که ما به این وضعیت بپردازیم اما پیش از این هم بسیاری از همکاران ما که در انجمن هستند بهدلیل شرایط نامناسب اقتصادی در مطبوعات، مجبور شدند به روابطعمومیها یا شرکتهای دیگر کوچ کنند که شرایط بهتری دارند. آنها هم بهنوعی تعدیل و کوچ از مطبوعات است؛ به همین دلیل هم آمار واقعی تعدیل، بسیار بیشتر است.
این در حالی است که این روزها جامعه بیش از گذشته به اهمیت حضور روزنامهنگاران بهعنوان راویان و ثبتکنندگان وقایعی که از سرشان گذشته، پی برده، اما بهنظر میرسد راه دشوار روزنامهنگار ماندن، همچنان برای اهالی مطبوعات پابرجاست.