جهان در آستانه بحران اقتصادی بزرگ
عبور یکپنجم نفت جهان از هرمز، هر اختلالی را به تهدیدی برای رشد جهانی تبدیل کرده است.
در دهههای اخیر اقتصاد جهانی بارها با بحرانهای مالی، انرژی و ژئوپولیتیک روبهرو شده است، اما تحولات اخیر در خاورمیانه و جنگی که آمریکا و اسرائیل علیه ایران آغاز کردهاند، میتواند زمینهساز بحرانی عمیقتر در اقتصاد جهان باشد.
با شدتگرفتن درگیریها در منطقه و ورود تنشها به فاز فرسایشی، حالا دیگر تنها معادلات نظامی نیستند که تیتر اول رسانهها را میسازند؛ نبض اقتصاد جهانی نیز تحتتأثیر این بحران، نامنظمتر از همیشه میزند.
واقعیت این است که اقتصاد بینالملل که هنوز زخمهای دوران همهگیری و تنشهای شرق اروپا را بر تن دارد، اکنون با واقعیتی تلختر روبهرو شده است مبنی بر احتمال مسدود ماندن شریانهای اصلی انتقال انرژی و بازگشت به عصر بحرانهای نفتی دهه هفتاد میلادی.
در حالی که بازارهای مالی در پایتختهای بزرگ جهان با تردید به تابلوهای قرمز بورس نگاه میکنند، دادههای میدانی نشان میدهد که کشورهای بزرگ آسیایی از جمله هند و چین، بیش از هر زمان دیگری نگران امنیت انرژی خود هستند.
وابستگی شدید این اقتصادهای نوظهور به نفت خاورمیانه باعث شده است کوچکترین نوسان در مسیرهای دریایی، بهسرعت در قیمت تمامشده کالاها و کاهش رشد صنعتی آنها منعکس شود.
این فشار اقتصادی تنها به غولهای صنعتی محدود نمیماند؛ از نساجیهای بنگلادش گرفته تا معادن نیکل در اندونزی، همگی تحتتأثیر اختلال در زنجیره تأمین و افزایش هزینههای سوخت، با کاهش ظرفیت تولید روبهرو شدهاند.
در این میان، پل کروگمن، اقتصاددان برجسته و برنده نوبل اقتصاد هشدار میدهد که بحران فعلی فراتر از یک نوسان قیمتی ساده است. بهباور او، اگر اختلال در گلوگاههای راهبردی مثل تنگه هرمز طولانی شود، جهان با یک «محدودیت فیزیکی» در عرضه انرژی مواجه خواهد شد که هیچ جایگزین سریعی برای آن وجود ندارد.
او معتقد است در چنین شرایطی، بهخلاف بحرانهای پولی، تنها راه باقیمانده برای تعادل بازار، کاهش اجباری تقاضا از مسیر «رکود» است؛ وضعیتی دردناک که در آن فعالیتهای اقتصادی بهحدی کند میشوند تا مصرف انرژی با عرضه محدود سازگار شود.
پیامدهای این وضعیت برای اقتصادهای غربی نیز کمتر از آسیا نیست. در ایالات متحده و اروپا، تحلیلگران نگراناند که ناتوانی در مهار قیمت انرژی، موج تازهای از تورم مقاوم را ایجاد کند که با سیاستهای انقباضی بانکهای مرکزی هم مهار نشود،
این یعنی اقتصاد جهان در آستانه ورود به دالان تاریک «رکود تورمی» قرار دارد؛ جایی که قیمتها بالا میروند، اما چرخهای تولید از حرکت میایستند.
فراتر از بازار نفت، این جنگ در حال تغییر دادن توازن قدرت اقتصادی است. در حالی که منابع مالی و لجستیکی غرب درگیر این بحران فرساینده میشود، برخی قدرتهای رقیب تلاش میکنند از این بیثباتی برای تقویت جایگاه خود در نظم نوین اقتصادی استفاده کنند.
تضعیف قدرت خرید خانوارها، کاهش رمیتنسها یا همان حوالههای پولی کارگران مهاجر و افت اعتماد سرمایهگذاران، همگی قطعات پازلی هستند که نشان میدهند شعلههای جنگی که ترامپ در ایران بهراه انداخته، سفرههای مردم را در دورترین نقاط جهان نیز هدف گرفته است و آنطور که کارشناسان اذعان دارند جهان باید خود را برای یک دهه سخت اقتصادی آماده کند.