-
بررسی صمت از تاثیر حضور نظامی امریکا در خلیج‌فارس بر مبادلات

تجارت زیر سایه ناوها

کیمیا ملکی: خلیج فارس در هفته‌ای که گذشت، کانون رایزنی‌های دیپلماتیک، مانورهای نظامی و تحلیل‌های اقتصادی بود. در حالی که ششمین کنفرانس بین‌المللی اقیانوس‌شناسی خلیج‌فارس با حضور مقامات عالی‌رتبه کشوری و لشکری در بندرعباس برگزار شد، پیام واحدی از سوی سیاست‌گذاران ایرانی به جهان مخابره گردید؛ امنیت و تجارت در این آبراه استراتژیک، دو روی یک سکه هستند. همزمان با تاکید فرماندهان نظامی بر امنیت پایدار و بومی منطقه، کارشناسان اقتصادی نسبت به عقب‌ماندگی زیرساختی بنادر ایران در رقابت با همسایگان جنوبی هشدار دادند. آمارهای رسمی نشان می‌دهد که بیش از ۶۰ درصد تجارت خارجی کشور همچنان وابسته به بندرعباس و تنگه هرمز است، اما سایه سنگین ریسک‌های سیاسی و حضور نیروهای فرامنطقه‌ای، در کنار فرسودگی تجهیزات بندری، هزینه مبادلات تجاری را افزایش داده است. صمت در این گزارش ضمن بررسی آخرین تحولات امنیتی و اقتصادی خلیج‌فارس به این موضوع می‌پردازد که چگونه معادله حضور ناوهای نظامی و دیپلماسی اقتصادی، سرنوشت تجارت خارجی ایران را در سال ۱۴۰۴ رقم می‌زند و آیا بندر چابهار به‌عنوان سوپاپ‌اطمینان اقیانوسی، می‌تواند موازنه را به‌نفع ایران تغییر دهد؟

تجارت زیر سایه ناوها

گلوگاه استراتژیک

تنگه هرمز تنها یک کانال آبی نیست، بلکه شریان حیاتی اقتصاد جهانی است که هرگونه اختلال در آن، حکم ایست قلبی برای بازارهای انرژی را دارد. براساس جدیدترین آمارهای منتشرشده از سوی موسسه کپلر برای سال ۲۰۲۴ که در تحلیل‌های هفته اخیر مورداستناد قرار گرفت، وابستگی جهان به این آبراهه خیره‌کننده است؛ ۳۴.۶ درصد از کل تجارت دریایی نفت خام جهان و ۲۵.۷ درصد از میعانات گازی از این گلوگاه عبور می‌کند. این ارقام زمانی نگران‌کننده می‌شود که بدانیم ۲۰.۲ درصد از تجارت LNG (گاز طبیعی مایع) و ۱۶.۵ درصد از کودهای شیمیایی جهان نیز وابسته به امنیت این باریکه آبی است.

تحلیلگران اقتصادی بر این باورند که حضور پررنگ ناوهای نظامی خارجی و افزایش ترافیک نظامی در منطقه، حتی اگر به درگیری مستقیم منجر نشود، ضریب ریسک تجارت را بالا می‌برد. بازارهای جهانی به‌شدت به سیگنال‌های ناامنی حساس هستند و هر خبری مبنی بر تنش در خلیج‌فارس، بلافاصله در قالب افزایش حق بیمه کشتی‌های نفتکش و باری نمود پیدا می‌کند. این افزایش هزینه‌ها مستقیما بر نرخ تمام‌شده کالاهای وارداتی و صادراتی ایران تاثیر می‌گذارد. به‌ویژه آنکه طبق آمار، ۱۴.۷ درصد از واردات محصولات غذایی منطقه (شکر، قهوه و غلات) نیز از همین مسیر انجام می‌شود. بنابراین، هرچند فرماندهان نظامی از امنیت کامل سخن می‌گویند، اما از منظر اقتصادی، تراکم نظامی در یک شاهراه تجاری، خود به‌تنهایی می‌تواند عامل بازدارنده‌ای برای تردد کشتی‌های تجاری بین‌المللی و پهلوگیری آنها در بنادر شمالی خلیج‌فارس باشد.

رقابت نابرابر

در آن سوی خلیج‌فارس، جایی که دیپلماسی اقتصادی بر تنش‌های نظامی چربیده است، بندر جبل‌علی امارات با سرعتی سرسام‌آور در حال بلعیدن سهم ایران از ترانزیت منطقه است. گزارش‌های منتشرشده در تاریخ 8 بهمن ۱۴۰۴ حاکی از آن است که ضعف زیرساختی بنادر جنوبی ایران، به‌ویژه در جزیره قشم و بندرعباس، باعث شده تا خطوط کشتیرانی بزرگ، بنادر امارات را به‌عنوان هاب اصلی توزیع بار انتخاب کنند. بندر جبل‌علی با سرمایه‌گذاری‌های کلان، امکان ‌پذیرش کشتی‌های کانتینری فوق‌سنگین را فراهم کرده و با لجستیک قدرتمند، زمان تخلیه و بارگیری را به‌حداقل رسانده است؛ فاکتورهایی که در تجارت مدرن، اهمیتی هم‌سنگ با امنیت فیزیکی دارند. این در حالی است که سواحل ایران باوجود برخورداری از موقعیت ژئوپلتیک برتر، از کمبود سرمایه‌گذاری رنج می‌برند. کارشناسان هشدار می‌دهند که عدم‌فعال‌سازی پروژه بانکرینگ در قشم و فقدان عمق مناسب در اسکله‌ها برای پهلوگیری کشتی‌های نسل جدید، درآمدهای میلیاردی ترانزیت را به جیب رقبای جنوبی سرازیر کرده است. وقتی یک کشتی تجاری مجبور است برای تخلیه بار خود به‌جای بندرعباس، ابتدا به جبل‌علی برود و کالا با کشتی‌های کوچک‌تر به ایران حمل شود، عملا هزینه نهایی واردات برای مصرف‌کننده ایرانی افزایش می‌یابد. این وضعیت نشان می‌دهد که ناامنی تنها ناشی از توپ و تانک نیست، بلکه ناامنی سرمایه‌گذاری و عقب‌ماندگی تکنولوژیک، تهدیدی به‌مراتب خطرناک‌تر برای جایگاه تجاری ایران در خلیج‌فارس محسوب می‌شود.

روایت اقتدار در برابر واقعیت بازار

اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه در حاشیه نمایشگاه «ایران جان» در هرمزگان، با تاکید بر اینکه امنیت پایدار باید درون‌زا باشد، حضور نیروهای فرامنطقه‌ای را عامل اصلی بی‌ثباتی دانست. او بااشاره به اینکه ۶۰ درصد واردات و صادرات کشور از هرمزگان انجام می‌شود، امنیت این استان را گره‌خورده با امنیت ملی توصیف کرد. همزمان، دریادار شهرام ایرانی، فرمانده نیروی دریایی ارتش، در کنفرانس اقیانوس‌شناسی اعلام کرد که هم‌اکنون ۱۰۰ فروند شناور ایرانی در دریا فعال هستند و وضعیت امنیتی نسبت به دهه ۶۰ بسیار بهتر است. او بازگرداندن 2 شناور تجاری به مالکان‌شان را نشانه اقتدار دریایی ایران دانست.

 اما در لایه‌های زیرین این اقتدار نظامی، یک چالش اقتصادی نهفته است. فرزانه صادق، وزیر راه و شهرسازی حمل‌ونقل دریایی را شریان اصلی تجارت نامید و بر لزوم مدیریت هوشمندانه و علمی پهنه آبی تاکید کرد. نکته کلیدی اینجاست که بازار تجارت جهانی به احساس امنیت بیش از تجهیزات امنیتی بها می‌دهد. اگرچه ایران توانسته با اتکا به نیروی دریایی خود، امنیت فیزیکی را تامین کند، اما تنش‌های سیاسی و حضور ناوهای خارجی که ایران آنها را مخل امنیت می‌داند، فضایی را ایجاد کرده است که شرکت‌های بین‌المللی با احتیاط بیشتری به بنادر ایران نزدیک می‌شوند. دیپلماسی اقتصادی وزارت خارجه که بقایی بر آن تاکید دارد، زمانی موفق خواهد بود که بتواند تصویر منطقه جنگی را از خلیج‌فارس بزداید و آن را به‌عنوان یک منطقه آزاد تجاری امن به جهان معرفی کند؛ هدفی که با تداوم حضور نظامی بیگانگان و تنش‌های ژئوپلتیک، دور از دسترس به نظر می‌رسد.

چابهار؛ تنفس‌گاه اقیانوسی خارج از گلوگاه

در شرایطی که تنگه هرمز زیر فشار تراکم نظامی و ریسک‌های ژئوپلتیک قرار دارد، بندر چابهار به‌عنوان یک سوپاپ‌اطمینان استراتژیک رخ‌نمایی می‌کند.

محمدسعید اربابی، مدیرعامل منطقه آزاد چابهار در اظهاراتی این منطقه را دروازه اتصال ایران به اقتصاد جهانی نامید. مزیت طلایی چابهار، موقعیت جغرافیایی آن در خارج از خلیج‌فارس و تنگه هرمز است؛ ویژگی‌ که آن را از نوسانات امنیتی و نظامی داخل خلیج مصون می‌دارد و مسیری امن برای دسترسی به بازارهای هند، چین و آسیای میانه فراهم می‌کند. الحاق منطقه منفصله ریمدان و بنادر شهید بهشتی و کلانتری به منطقه آزاد، وسعت مانور تجاری این بندر را به ۸۲ هزار هکتار رسانده است.

آنچه چابهار را به رقیبی جدی برای بنادر منطقه تبدیل می‌کند، بسته‌های تشویقی جسورانه آن است. اربابی از معافیت مالیاتی ۲۰ساله، امکان تملک ۱۰۰ درصدی سهام توسط اتباع خارجی و آزادی کامل ورود و خروج ارز و سرمایه خبر داده است. این مشوق‌ها دقیقا همان ابزارهایی هستند که برای خنثی‌سازی ریسک‌های سیاسی موردنیاز هستند. 

چابهار با ظرفیت تبدیل شدن به قطب صنایعی نظیر فولاد، پتروشیمی و اتصال به شبکه ریلی، می‌تواند وابستگی ۶۰ درصدی تجارت کشور به گلوگاه هرمز را کاهش دهد. اگر ناامنی و حضور ناوها در خلیج‌فارس یک تهدید است، چابهار فرصتی است برای تغییر زمین بازی؛ جایی که تجارت می‌تواند فارغ از سایه جنگ‌افزارها، نفس بکشد و ایران را به چهارراه واقعی ترانزیت تبدیل کند.

سخن پایانی

مرور رویدادهای هفته اخیر و تحلیل داده‌های آماری نشان می‌دهد که اقتصاد ایران در یک دوراهی سرنوشت‌ساز دریایی قرار گرفته است. از یک‌سو، وابستگی ۳۵ درصدی جهان به نفت عبوری از هرمز، اهرم فشاری قدرتمند در دست ایران است، اما از سوی دیگر، همین وابستگی باعث شده تا خلیج‌فارس به پارکینگ ناوهای جنگی تبدیل شود؛ وضعیتی که دود آن مستقیما به چشم بازرگانان و اقتصاد ملی ایران می‌رود. واقعیت تلخ این است که امنیت در ادبیات تجاری قرن بیست و یکم، تنها به‌معنای نبودن دزدان دریایی یا عدم‌شلیک موشک نیست؛ امنیت یعنی ثبات قوانین، سرعت در لجستیک و پایین بودن ریسک سرمایه‌گذاری. در حالی که ایران بر امنیت درون‌زا و اقتدار نظامی تاکید دارد، رقبایی مانند امارات با ارائه امنیت تجاری و زیرساخت‌های مدرن، سهم بازار را می‌ربایند. راهکار برون‌رفت از این بن‌بست، پیگیری یک استراتژی دووجهی است؛ نخست، استفاده از دیپلماسی فعال برای کاهش تنش در خلیج‌فارس و کاستن از هزینه‌های بیمه و ریسک تردد و دوم، شتاب بخشیدن به توسعه چابهار به‌عنوان یک ریه تنفسی خارج از قفس تنگه هرمز. بدون این اقدامات، ایران باوجود داشتن طولانی‌ترین سواحل در خلیج‌فارس، ممکن است تنها نگهبان امنیت کالاهایی باشد که سود تجارت‌شان به جیب دیگران می‌رود.

دیدگاهتان را بنویسید

بخش‌های ستاره دار الزامی است
*
*

آخرین اخبار

پربازدیدترین