رنج تولید؛ از ناترازی انرژی تا بیثباتی قوانین
صنعت ایران در نقطهای حساس ایستاده است؛ در جایی که هزاران کارخانه همچنان روشن هستند، اما در عینحال، چالشهای عمیق و ساختاری بر پیکر تولید نشستهاند که هر کدام میتوانند مسیر رشد پایدار را به فرسایش تبدیل کنند.
ناترازی انرژی، از خاموشی برق تا محدودیت گاز، نهفقط خط تولید را متوقف میکند، بلکه اعتماد سرمایهگذار را نیز فرسوده میسازد. بیثباتی قوانین و تصمیمها، جایی که عمر برخی بخشنامهها از عمر برنامهریزی یک کارخانه کوتاهتر است، سرمایه در گردش تولید را از بین میبرد و بنگاههای صنعتی را از برنامهریزی بلندمدت بازمیدارد. از سوی دیگر، قیمتگذاری دستوری نهفقط سود صنعتگر را محدود کرده، بلکه سود واقعی را از مسیر تولید خارج کرده و به جیب واسطهگری و رانت برده است. زنجیره تأمینی که همیشه مطمئن نیست، دانشگاهی که هنوز فاصلهاش با کارخانه زیاد است و تحقیق و توسعهای که هنوز هزینه تلقی میشود، نه سرمایهگذاری، نشان میدهد که دانش و فناوری هنوز بهسرعت به محصول تبدیل نمیشود. صمت در این گزارش به بهانه دهم تیر ماه روز صنعت و معدن نگاهی دارد به چالشهای حوزه صنعت کشور که در ادامه میخوانید.
صنعت ایران؛ میان چالشهای عمیق و نیاز به اصلاحات ساختاری
صنعت ایران در برابر چالشهای عمیق و ساختاری قرار گرفته که هر کدام میتوانند مسیر رشد پایدار را به فرسایش تبدیل کنند. به اعتقاد کارشناسان ناترازی انرژی، از خاموشی برق تا محدودیت گاز، نهفقط خط تولید را متوقف میکند، بلکه اعتماد سرمایهگذار را نیز فرسوده میسازد. در چنین شرایطی، حتی کارخانههایی که سرپا نگه داشته شدهاند، با بهرهوری پایین و فناوری قدیمی، در مرز رقابتپذیری جهانی قرار میگیرند. بیثباتی قوانین و تصمیمها، یکی از چالشهای دیگر است؛ جایی که عمر برخی بخشنامهها از عمر برنامهریزی یک کارخانه کوتاهتر است. این بیثباتی، سرمایه در گردش تولید را فرسوده میکند و بنگاههای صنعتی را از برنامهریزی بلندمدت بازمیدارد. از سوی دیگر، قیمتگذاری دستوری نهفقط سود صنعتگر را محدود کرده، بلکه سود واقعی را از مسیر تولید خارج کرده و به جیب واسطهگری و رانت برده است. زنجیره تأمینی که همیشه مطمئن نیست، از مواد اولیه تا ثبت سفارش، یکی دیگر از چالشهای عمیق صنعت است. دانشگاهی که هنوز فاصلهاش با کارخانه زیاد است و تحقیق و توسعهای که هنوز هزینه تلقی میشود، نه سرمایهگذاری، نشان میدهد دانش و فناوری هنوز بهسرعت به محصول تبدیل نمیشود. امنیت سرمایهگذاری، که به ثبات، پیشبینیپذیری و اعتماد نیاز دارد، در شرایط کنونی بهشدت آسیب پذیرفته است. اگر این چالشها درمان نشوند، صنعت ایران نهفقط از رشد پایدار بازمیماند، بلکه به مرز فرسایش و از دست رفتن ظرفیتهای تولیدی نزدیک خواهد شد.
استراتژی صنعتی گمشده بزرگ صنعت
مهرداد آلان، کارشناس حوزه صنعت با بیان اینکه هر کارخانهای که امروز روشن است، داستانی از فراز و نشیبهایی دارد که طی کرده و در ترازنامهها دیده نمیشود به صمت گفت: داستان شبهایی که مدیر کارخانه، به جای خوابیدن، نگران پرداخت حقوق کارگران بود؛ روزهایی که برق رفت و خط تولید از حرکت ایستاد؛ هفتههایی که مواد اولیه نرسید؛ ماههایی که مطالبات پرداخت نشد؛ و سالهایی که ماشینآلات، به جای نوسازی، با هزار زحمت سرپا نگه داشته شدند.

کارشناس حوزه صنعت با تأکید بر اینکه با تمام مشکلات و چالشها، صنعت ایران ایستاده، اظهار کرد: اگر امروز هنوز هزاران کارخانه در این سرزمین تولید میکنند، اگر میلیونها نفر از صنعت نان میخورند و اگر بخش بزرگی از نیازهای کشور در داخل تأمین میشود، بیش از هر چیز مدیون صنعتگرانی است که در سختترین سالها، ماندند و تسلیم نشدند.
وی با بیان اینکه احترام به صنعتگر، فقط با برگزاری همایش و اهدای لوح تقدیر و روز صنعت محقق نمیشود، افزود: احترام واقعی، شناختن دردهای تولید و درمان زخمهایی است که سالهاست بر پیکر صنعت نشستهاند. بعضی دردها را باید ثبت کرد. نه برای آنکه در گذشته بمانیم، بلکه برای آنکه فراموش نکنیم از کجا آمدهایم و آیندگان بدانند صنعت ایران در تیرماه ۱۴۰۵ با چه مسائلی روبهرو بوده تا روزی بتوانند قضاوت کنند که کدام زخم درمان شد و کدام زخم همچنان باقی ماند.
کارشناس صنعت با بیان اینکه این زخمها فقط درد صنعت نیستند، خاطرنشان کرد: هر کدام از این زخمها و چالشها مستقیما بر اشتغال، رفاه مردم، قدرت اقتصادی، درآمد دولت و امنیت ملی اثر میگذارند.
وی با شمردن چالشهای بزرگ صنعت ایران، افزود: استراتژی صنعتی گمشده بزرگ صنعت کشور است. صنعت ما هنوز بر سر مقصد خود اجماع ندارد. بیثباتی قوانین و تصمیمها صنعت را اسیر کرده، جایی که عمر برخی بخشنامهها از عمر برنامهریزی یک کارخانه کوتاهتر است. ناترازی انرژی چالش دیگر تولید است. واقعیت این است که خاموشی برق و محدودیت گاز، فقط خط تولید را متوقف نمیکند، اعتماد به سرمایهگذاری را نیز فرسوده میکند.
کارشناس صنعت ادامه داد: میلیاردها تومان از سرمایه تولید در حساب شرکتهای بزرگ و دولتی قفل میشود، در حالی که تولیدکننده باید حقوق، بیمه، مالیات و مواد اولیه را نقدی بپردازد. در این میان بانکها، تولید را با تجارت یکسان میبینند و حامی تولید نیستند. واقعیت این است که تولید، صبر و سرمایهگذاری بلندمدت میخواهد.
آلان با اشاره به اینکه سالها قیمتگذاری دستوری در اقتصاد رانت ساخت، نه توسعه، اظهار کرد: سیاست قیمتگذاری دستوری فقط سود صنعتگر را محدود نکرد، این سیاست در بسیاری از موارد، سود واقعی را از مسیر تولید خارج کرد و به جیب واسطهگری، رانت، بازارهای موازی، ارز، سکه و داراییهای غیرمولد برد. سودی که میتوانست صرف نوسازی خطوط تولید، تحقیق و توسعه، افزایش کیفیت و توسعه صادرات شود، به جای ماندن در صنعت، از چرخه تولید خارج شد.
فعال حوزه صنعت با بیان اینکه ماشینآلاتی که امکان نوسازی پیدا نکردند، یکی دیگر از مشکلات صنعت است، افزود: سالها محدودیت، ممنوعیت یا دشواری در واردات ماشینآلات و فناوری، هزینهای پنهان بر بهرهوری و رقابتپذیری صنعت تحمیل کرده است. کارشناس صنعت با اشاره به مشکلات ارزی کشور، گفت: ارز کشور، حاصل فروش منابعی است که یکبار مصرف میشوند؛ نفت، گاز و منابع طبیعی که متعلق به همه نسلهای ایران هستند. وقتی این ارز به ماشینآلات، فناوری، مواد اولیه تولید و خطوط صنعتی تبدیل شود، برای سالها اشتغال، کیفیت، صادرات و ارزشافزوده میسازد، اما وقتی همین ارز صرف واردات مصرفی یا خودروهای کمکیفیت و مونتاژی شود، در واقع سهم آینده را خرج امروز کردهایم.
آلان با بیان اینکه مالیاتی که پیش از دریافت اصل مطالبات پرداخت میشود، یکی از تلخترین زخمهای تولید است، افزود: بنگاه صنعتی گاهی باید مالیات، بیمه، حقوق و هزینههای جاری را پیش از آن بپردازد که اصل مطالباتش را از شرکتهای بزرگ، دولتی یا شبهدولتی دریافت کرده باشد. در چنین شرایطی متاسفانه مالیات دیگر فقط سهم دولت از فعالیت اقتصادی نیست، فشاری است که سرمایه در گردش تولید را فرسوده میکند.
وی با اشاره به مشکلات تولید در حوزه تأمین اجتماعی گفت: تامین اجتماعی باید شریک توسعه باشد، نه صرفا دریافتکننده حق بیمه. در این بخش با بروکراسی فرساینده مواجه هستیم جایی که زمان، پشت در امضاها و مجوزها هدر میرود. ضمن اینکه زنجیره تأمین از مواد اولیه تا ثبت سفارش همیشه برای صنعتگر دردسرساز است و ثبات ندارد.
آلان با بیان اینکه فاصله دانشگاهها از صنعت بسیار زیاد است، افزود: دانش باید سریعتر به محصول و فناوری تبدیل شود تا تاثیر گذار باشد و متاسفانه در کشور ما اینگونه نیست. بدتر اینکه تحقیق و توسعه هنوز هزینه تلقی میشود، نه سرمایهگذاری.
کارشناس صنعت با اشاره به فرار سرمایهها و نخبگانی که از تولید فاصله گرفتهاند، گفت: هر سرمایه و متخصصی که میرود، بخشی از آینده صنعت نیز با او میرود. وی با اشاره به اینکه بازارهای جهانی میتوانستند مقصد کالاهای ایرانی باشند، افزود: متاسفانه سهم ما در بازارهای جهانی در مقایسه با توان کشور ضعیف باقی مانده است.
وی با اشاره به ضرورت امنیت سرمایهگذاری، گفت: سرمایه بیش از هر چیز به ثبات، پیشبینیپذیری و اعتماد نیاز دارد و متاسفانه ما در حال حاضر شاهد بیثباتی اقتصاد هستیم که تاثیر زیادی بر سرمایهگذاری در بخش تولید میگذارد.
این فعال حوزه صنعت افزود: شاید آخرین و عمیقترین زخم صنعت این باشد که فراموش کردهایم صنعت، فقط کارخانه نیست و میراث نسلهاست، کارخانهای که امروز ساخته میشود، فقط برای امروز تولید نمیکند؛ میتواند دههها اشتغال، دانش، فناوری، مالیات، صادرات و رفاه بیافریند. همانگونه که رفاه بسیاری از کشورهای صنعتی، حاصل تصمیمهایی است که نسلهای قبل برای توسعه صنعت گرفتند.
آلان در پایان با اشاره به اینکه شاید نسلهای آینده این بیست زخم را بخوانند و با تعجب بپرسند: واقعا صنعت ایران با همه این دردها هم ایستاد؟، گفت: اگر پاسخ این پرسش «آری» باشد، باید به صنعتگر ایرانی افتخار کرد. و اگر آن روز بیشتر این زخمها درمان شده باشند، آنگاه روز صنعت و معدن، فقط روز تقدیر از گذشته نخواهد بود؛ روز جشن گرفتن آیندهای خواهد بود که با تصمیمهای درست ساخته شد.
سخن پایانی
در نهایت اینکه برشمردن چالشهای صنعت ایران، بیشتر از آنکه فهرست مشکلات باشد، نشانههایی از مرز بین مقاومت و فرسایش ادامه حیات تولید است. هر کارخانه، نهفقط یک واحد تولیدی، بلکه نماد ایستادگی صنعتگرانی است که در سختترین سالها، تسلیم نشدند. اما احترام واقعی به این صنعتگران، در درمان این دردهاست؛ نه در همایشها و بزرگداشتهای صوری. صنعت، میراث نسلهاست؛ کارخانهای که امروز ساخته میشود، میتواند دههها اشتغال، دانش، فناوری و رفاه بیافریند و صنعتگر به معنای واقعی سرباز اقتصاد کشور است.