اینترنت، فضای مجازی و ضرورت بازنگری در شیوه حکمرانی دیجیتال
اینترنت و فضای مجازی امروز دیگر یک ابزار لوکس یا حاشیهای نیست؛ بخشی جداییناپذیر از زندگی فردی، اجتماعی، اقتصادی و حتی امنیتی کشورهاست. بنابراین، نحوه دسترسی، مدیریت و قانونگذاری در این فضا، موضوعی صرفاً شخصی نیست که بتوان آن را فقط به انتخاب فرد واگذار کرد. همانطور که آزادی مطلق در فضای واقعی وجود ندارد، فضای مجازی نیز نمیتواند بدون قاعده، قانون و مسئولیتپذیری رها شود.
بدون تردید، حضور افراد در جامعه واقعی مستلزم رعایت بایدها و نبایدهایی مشخص است. اگر کسی در خیابان با سرعت غیرمجاز رانندگی کند، جریمه میشود؛ اگر به دیگری آسیب بزند، پاسخگوست؛ اگر مرتکب توهین، تهدید یا تخلف شود، قانون با او برخورد میکند. این قواعد پذیرفته شدهاند، چون شفاف، مشخص و مبتنی بر مسئولیت فردیاند. پرسش اساسی اینجاست: چرا همین منطق در فضای مجازی بهدرستی اجرا نمیشود؟
امروز شاهد آن هستیم که بهجای تنظیمگری هوشمندانه، شفاف و پاسخگو، راهحل اصلی به محدودسازی، فیلترینگ گسترده و انسداد خلاصه شده است. این رویکرد، اگرچه ممکن است در کوتاهمدت ظاهراً کنترل ایجاد کند، اما در بلندمدت نهتنها کارآمد نیست، بلکه باعث بیاعتمادی عمومی، گسترش ابزارهای دور زدن محدودیتها و شکلگیری رفتارهای پرریسکتر میشود.
پیشنهاد منطقیتر و پایدارتر، حرکت از «کنترل کور» به سمت مسئولیتپذیری شفاف است. بهجای فیلتر کردن فضا برای همه، میتوان هر فرد را در فضای مجازی احراز هویت واقعی کرد؛ همانگونه که هر شهروند در دنیای واقعی دارای کد ملی و هویت مشخص است. داشتن شناسه معتبر دیجیتال به این معنا نیست که آزادی افراد سلب شود، بلکه به این معناست که هر کس بداند در برابر رفتار، گفتار و عملکرد خود پاسخگوست.
در کنار احراز هویت، وجود شیوهنامهها و مقررات شفاف، کارشناسیشده و مورد پذیرش عموم جامعه ضروری است. قوانینی که نه سلیقهای باشند، نه ابزاری برای اعمال نظر یک گروه خاص. قانون در فضای مجازی باید:
• روشن و قابل فهم باشد
• برای همه یکسان اجرا شود
• مبتنی بر منافع عمومی و حقوق شهروندی باشد
• و میان «نقد، بیان نظر و آزادی بیان» با «تخریب، توهین و سوءاستفاده» مرز مشخصی ترسیم کند
قانونی که از دل کارشناسی بیرون نیامده و پشتوانه اجتماعی نداشته باشد، حتی اگر بهصورت رسمی تصویب شود، در عمل یا اجرا نمیشود یا با مقاومت عمومی مواجه خواهد شد.
اگر فضای مجازی بهدرستی مدیریت شود، میتواند به یک فرصت ملی تبدیل شود؛ بستری برای رشد اقتصادی، آموزش، شفافیت، گفتوگو و حتی افزایش سرمایه اجتماعی. اما اگر این فضا همچنان با تصمیمهای مقطعی، سلیقهای و غیرشفاف اداره شود، بیتردید در آیندهای نهچندان دور با چالشها و بحرانهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی عمیقتری مواجه خواهیم شد.
امروز شاید هنوز زمان انتخاب باشد؛ اما فردا، این انتخاب ممکن است به یک اجبار پرهزینه تبدیل شود. حکمرانی هوشمند در فضای مجازی نه با بستن، بلکه با قانونگذاری عادلانه، شفاف و پاسخگو محقق میشود .
محمود فرهادی نسب
مدیریت گروه مهندسی و پیمانکاری ماهکو