-

بورس تهران پس از ۸۰ روز نفس‌کشیدن، قرمزپوش شد؛ حمایت ۳۰ درصدی در راه است

سهامداران خرد نفس‌شان را حبس کردند؛ صف‌های فروش میلیاردی در مقابل وعده سود ۳۰ درصدی

​بورس تهران بعد از ۸۰ روز تعطیلی، سرانجام امروز سه‌شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ باز شد. اما نه با آن شور و شوق همیشگی. درست است که بعضی از سهامدارها از خوش‌خبری‌ها جان گرفته‌اند، اما خیلی‌ها هم دل خوشی از این بازگشایی ندارند. حقیقت این است که تقریباً همه منتظر بودند ببینند بالاخره پس از این همه درگیری و بحران، سرِ بورس چه بلایی می‌آید. نتیجه‌اش شد آن چیزی که خیلی‌ها ازش می‌ترسیدند: صف‌های فروش سنگین، دل‌های لرزان و شاخصی که با خیال آسوده پا به جای نگذاشت.

بورس تهران پس از ۸۰ روز نفس‌کشیدن، قرمزپوش شد؛ حمایت ۳۰ درصدی در راه است

چرا ۴۲ غول بزرگ بورس هنوز غایب هستند؟

بیایید از همان اول صاف و صریح حرف بزنیم. قرار نبود که همه چیز روبهراه باشد. عملاً نزدیک به دو ماه و نیم بود که سهامدارها دستشان به سهامشان نمی‌رسید. جنگ که شروع شد، سازمان بورس ترجیح داد درهای تالار شیشه‌ای را ببندد تا بلکه از ضرر و زیان بیشتر جلوگیری کند.  این تصمیم شاید در همان روزهای اول منطقی به نظر می‌رسید، اما بعد از مدتی، این «حبس شدن» نقدینگی، خودش تبدیل به یک معضل بزرگ شد.

آمارها نشان می‌دهد از مجموع ۷۹۳ نمادی که قرار بود معامله شوند، امروز تنها ۳۴۰ نماد اجازه ورود به تالار را پیدا کردند.  مشکل از کجاست؟ سازمان بورس اعلام کرده که ۴۲ نماد بزرگ و حیاتی (که حدود ۳۵ تا ۳۶ درصد ارزش کل بازار را تشکیل می‌دهند)، به دلیل «آسیب‌دیدگی مستقیم در جنگ» یا «وابستگی شدید به شرکت‌های آسیب‌دیده»، فعلاً تعلیق هستند. 

این یعنی غول‌های فولاد و پتروشیمی که همیشه لیدر بازار بودند (مثل فولاد مبارکه، فولاد خوزستان و پتروشیمی‌های بزرگی مثل مبین و بفجر)، هنوز در بلاتکلیفی کامل به سر می‌برند. مدیران سازمان بورس گفته‌اند که این شرکت‌ها باید اول وضعیت تولید و میزان خسارت‌هایشان را شفاف‌سازی کنند و افشای اطلاعات بدهند، بعد اجازه ورود پیدا می‌کنند.  در واقع، تا وقتی که معلوم نباشد این کارخانه‌ها تا کی تعطیل هستند یا چه میزان از تجهیزاتشان منهدم شده، پایشان به معاملات باز نمی‌شود.

صف‌های فروش و ترس از آینده؛ سهامدار خرد پا به فرار گذاشت؟

حالا که پای غول‌ها به میان نبود، فضا برای بقیه سهامدارها خیلی سنگین بود. طبق پیش‌بینی کارشناسان، در روز اول فشار فروش خیلی زیاد بود. دلیلش هم واضح است: خیلی از سهامدارها برای اداره زندگی در این دو ماه و نیم به پول نقد نیاز پیدا کرده‌اند. وقتی بازار بسته است، آدم نمی‌تواند سهامش را بفروشد، اما حالا که درها باز شده، طبیعی است که با جان و دل می‌دوند تا پولشان را نقد کنند. 

ارقام این قضیه را تأیید می‌کند. در ساعات ابتدایی بازار، ارزش صف‌های فروش (فشار فروش) به حدود ۱۰ هزار میلیارد تومان رسید، در حالی که ارزش سفارش‌های خرید فقط ۱۵۷۵ میلیارد تومان بود.  این یعنی فروشنده‌ها دست بالا را داشتند. خیلی از سهامدارهای حقیقی از ترس اینکه مبادا جنگ دوباره شروع شود، یا از ترس اینکه تورم بیشتر از این بلند شود، ترجیح دادند با کمترین ضرر ممکن از بازار خارج شوند.

اما در این میان، همه چیز کاملاً ناامیدکننده نبود. صنایعی مثل غذایی، دارویی و سیمانی عملکرد خیلی بهتری داشتند. چرا؟ چون در این مدت جنگ، قیمت محصولاتشان بالا رفته بود.  به قول کارشناسان، تورم که اوج گرفته بود، خیلی از تولیدکننده‌ها توانستند محصولاتشان را گران‌تر بفروشند. بنابراین، سهام این شرکت‌ها برای خریداران جذابیت داشت و صف‌های خرید قابل توجهی برایشان تشکیل شد.

طرح «هموطن»: بیمه ۳۰ درصدی، چسب زخم یا درمان قطعی؟

درست در روزهایی که همه نگران بودند، سازمان بورس یک برگ برنده رو کرد: طرح «هموطن». -3 این طرح خیلی شبیه به یک بیمه نامه برای سهام است. به زبان ساده، اگر شما سهامدار حقیقی باشید و ارزش سبد سهام شما تا تاریخ ۶ اسفند ۱۴۰۴ کمتر از ۱ میلیارد تومان بوده باشد، می‌توانید در این طرح شرکت کنید. شرطش هم این است که سهام خود را تا شهریور سال آینده (حدود ۱۵ ماه دیگر) نفروشید.

اگر ارزش سهام شما تا آن موقع، کمتر از ۳۰ درصد رشد کند، صندوق تثبیت بازار سرمایه مابه‌التفاوت را به شما پرداخت می‌کند. اگر هم رشد کرد که دیگر نیازی به حمایت نیست.  این یک سیگنال خیلی قوی بود که متولیان بازار نمی‌خواهند سهامدار خرد تنها بماند.

البته، خیلی از تحلیلگران نسبت به این طرح بدبین هستند. آنها می‌گویند در شرایطی که تورم بالای ۵۰ درصد است، قول ۳۰ درصد سود در یک سال و نیم، واقعاً چنگی به دل نمی‌زند و سهامدار را برای نگهداری سهام ترغیب نمی‌کند.  اما از طرف دیگر، این طرح حداقل از سقوط آزاد بازار جلوگیری کرد. نشانه‌اش هم این بود که در میانه معاملات امروز، اوضاع کمی بهتر شد؛ ارزش صف‌های خرید به حدود ۵۵۰۰ میلیارد تومان رسید و ۱۷۲ نماد در صف خرید نشستند، در حالی که تعداد نمادهای صف فروش به ۱۴۴ تا رسید. 

چشم انداز پیش رو؛ بورس در انتظار صلح یا جنگ؟

واقعیت این است که بورس تهران این روزها مثل یک بیمار است که از روی تخت عمل بلند شده. خیلی ضعیف است و نفس‌نفس می‌زند. تصمیم امروز و فردای بازار خیلی به این بستگی دارد که چه خبری از مذاکرات سیاسی می‌رسد. کارشناسان می‌گویند اگر آتش‌بس به صلح دائمی تبدیل شود و تحریم‌ها برداشته شود، بورس ظرفیت رشد ۱۰۰ درصدی را دارد. ولی اگر دوباره جنگ شروع شود، اوضاع خیلی بدتر از امروز خواهد شد. 

در این بین، خود سازمان بورس هم تلاش می‌کند با افزایش سقف اعتبارات کارگزاری‌ها و ارائه تسهیلات، از سهامداران حمایت کند.  اما این حمایت‌ها تا وقتی که «خطر جنگ» از سر مردم کم نشود، نمی‌تواند چندان مؤثر باشد.

خلاصه اینکه، تالار شیشه‌ای امروز را با تنش به پایان رساند، اما امیدها به روزهای آینده بسته است. سهامداران خرد حالا باید تصمیم سختی بگیرند: یا بمانند و به وعده سود ۳۰ درصدی دل خوش کنند، یا فرار کنند و حداقل دارایی فعلی‌شان را حفظ کنند. این انتخاب، در روزهای پیش رو، داستان اصلی بورس خواهد بود.

 

دیدگاهتان را بنویسید

بخش‌های ستاره دار الزامی است
*
*

آخرین اخبار

پربازدیدترین