گوشت هست، پول نیست!
اقتصاد ایران در سالهای اخیر یکی از پرتنشترین دورههای خود را پشت سر گذاشته است؛ از فشار تحریمها گرفته تا نوسانات شدید ارزی و در نهایت تبعات مستقیم و غیرمستقیم تنش منطقهای که نهتنها زیرساختهای اقتصادی، بلکه روان بازار و رفتار مصرفکنندگان را نیز دستخوش تغییر کرد. در چنین شرایطی، بازار کالاهای اساسی بهویژه مواد غذایی، به آیینهای شفاف از وضعیت معیشتی مردم تبدیل شده است.
در این میان، گوشت قرمز به عنوان یکی از مهمترین اقلام سبد مصرفی خانوار، جایگاهی ویژه دارد؛ کالایی که همواره شاخصی برای سنجش قدرت خرید مردم بوده است. اما آنچه امروز در بازار گوشت ایران رخ میدهد، تنها به نرخ این کالا محدود نمیشود، بلکه بازتابی از یک بحران عمیقتر در ساختار اقتصادی و معیشتی جامعه است. وضعیتی که در آن حتی ثبات نسبی قیمتها نیز نمیتواند نشانهای از بهبود باشد.
ثباتی که به معنای دسترسی نیست
بررسی روند نرخ گوشت در ماههای اخیر نشان میدهد که برخلاف دورههای گذشته، بازار با جهشهای ناگهانی و شوکهای قیمتی شدید مواجه نبوده است. سیاستهای کنترلی، مدیریت عرضه و تا حدی کاهش تقاضا، باعث شده قیمتها در یک بازه نسبتاً محدود نوسان کنند. با این حال، این ثبات ظاهری، واقعیتی متفاوت را در دل خود پنهان کرده است.
واقعیت این است که ثبات نرخ زمانی معنا پیدا میکند که قدرت خرید مصرفکننده نیز حفظ شده باشد. در شرایطی که تورم عمومی بهطور مداوم در حال افزایش است و درآمد خانوارها رشد متناسبی ندارد، حتی ثابت ماندن قیمتها نیز به معنای کاهش دسترسی است. به بیان دیگر، مردم نه به این دلیل که قیمتها جهش داشته، بلکه به این دلیل که درآمدشان عقب مانده، از خرید گوشت بازماندهاند.
نقطه اوج فشار معیشتی
سال ۱۴۰۵ را میتوان یکی از سختترین سالها از نظر فشار اقتصادی بر خانوارها دانست. افزایش هزینههای زندگی در بخشهای مختلف، از مسکن و حملونقل گرفته تا مواد غذایی، باعث شده سهم بیشتری از درآمد خانوار صرف هزینههای ضروری شود. در این میان، کالاهایی مانند گوشت که در اولویتهای پایینتر قرار میگیرند، بهتدریج از سبد مصرفی حذف میشوند.
گزارشهای میدانی نشان میدهد که بسیاری از خانوارها مصرف گوشت قرمز را به حداقل رسانده یا به طور کامل کنار گذاشتهاند. برخی به خرید گوشتهای ارزانتر یا با کیفیت پایینتر روی آوردهاند و برخی دیگر جایگزینهایی مانند مرغ یا حتی منابع پروتئینی گیاهی را انتخاب کردهاند. این تغییر الگوی مصرف، نشانهای روشن از کاهش رفاه اقتصادی است.
زنگ خطری برای سلامت جامعه
کاهش مصرف گوشت تنها یک مسئله اقتصادی نیست، بلکه تبعات گستردهتری نیز به همراه دارد. گوشت قرمز منبعی غنی از پروتئین، آهن، روی و ویتامینهای ضروری است که نقش مهمی در سلامت بدن ایفا میکنند. حذف یا کاهش شدید آن از رژیم غذایی میتواند در بلندمدت پیامدهای جدی برای سلامت عمومی داشته باشد.
کارشناسان حوزه تغذیه هشدار میدهند که کاهش مصرف گوشت بهویژه در میان کودکان، نوجوانان و زنان میتواند منجر به افزایش کمخونی، ضعف سیستم ایمنی و کاهش رشد جسمی شود. این مسئله در بلندمدت حتی میتواند هزینههای نظام سلامت را افزایش دهد و به یک چالش ملی تبدیل شود.
تأثیر جنگ و پسلرزههای اقتصادی آن
جنگ، حتی پس از پایان، اثرات خود را برای مدتها بر اقتصاد کشورها باقی میگذارد. در ایران نیز این قاعده مستثنا نبوده است. اختلال در زنجیره تأمین، افزایش هزینههای حملونقل، محدودیتهای ارزی و فشار بر بودجه دولت، همگی از عواملی هستند که به طور غیرمستقیم بر بازار گوشت تأثیر گذاشتهاند.
از سوی دیگر، افزایش هزینههای تولید برای دامداران، از جمله نرخ نهادههای دامی، انرژی و خدمات، باعث شده حاشیه سود تولیدکنندگان کاهش یابد. این در حالی است که به دلیل کاهش تقاضا، امکان افزایش نرخ نیز محدود شده است. در نتیجه، بازار در یک وضعیت دوگانه قرار گرفته؛ جایی که نه تولیدکننده رضایت دارد و نه مصرفکننده توان خرید.
شکاف عمیق میان درآمد و هزینه
یکی از مهمترین ویژگیهای اقتصاد ایران در سالهای اخیر، افزایش فاصله میان درآمد و هزینههای خانوار بوده است. در حالی که نرخ کالاها و خدمات بهطور مستمر افزایش یافته، درآمدها با همان سرعت رشد نکردهاند. این شکاف، فشار مضاعفی بر خانوارها وارد کرده و آنها را ناچار به حذف یا کاهش مصرف برخی اقلام کرده است.
گوشت قرمز در این میان، به نمادی از این شکاف تبدیل شده است؛ کالایی که زمانی بهطور منظم در سفره خانوارها حضور داشت، اکنون برای بسیاری به یک انتخاب نادر و محدود تبدیل شده است. این تغییر، نه تنها از نظر اقتصادی، بلکه از نظر اجتماعی نیز قابل تأمل است.
بازار در رکود تقاضا؛ وقتی مشتری نیست
یکی از ویژگیهای بارز بازار گوشت در شرایط فعلی، رکود در سمت تقاضاست. فروشندگان از کاهش محسوس تعداد مشتریان و حجم خریدها خبر میدهند. بسیاری از آنها میگویند که مشتریان قدیمی دیگر مانند گذشته خرید نمیکنند و برخی حتی به طور کامل از بازار خارج شدهاند. این کاهش تقاضا، تأثیر مستقیمی بر کل زنجیره تأمین دارد. از دامداران گرفته تا کشتارگاهها و فروشندگان، همه از این وضعیت متأثر شدهاند. در چنین شرایطی، حتی اگر عرضه به اندازه کافی وجود داشته باشد، نبود تقاضا میتواند بازار را در رکود نگه دارد.
تغییر الگوی مصرف
یکی دیگر از پیامدهای شرایط اقتصادی، تغییر در الگوی مصرف خانوارهاست. اگر در گذشته تنوع در سبد غذایی به عنوان یک انتخاب مطرح بود، امروز این تنوع به شدت کاهش یافته و بسیاری از خانوارها ناچار به سادهسازی رژیم غذایی خود شدهاند.
مصرف گوشت قرمز به صورت هفتگی یا حتی ماهانه برای بسیاری از خانوادهها به یک هدف دشوار تبدیل شده است. در برخی موارد، گوشت تنها در مناسبتهای خاص یا به مقدار بسیار محدود مصرف میشود. این تغییر، نشاندهنده حرکت از انتخاب به اجبار در الگوی مصرف است.
اشتباه بزرگ دولت در حذف ارز ترجیجی
بازار گوشت و مرغ در ماههای اخیر با پدیدهای متناقض و نگرانکننده روبهرو بوده است. در حالی که نرخ این دو کالای اساسی پروتئینی طی حدود شش ماه گذشته ثبات نسبی داشته و افزایش چشمگیری را تجربه نکرده، مصرف سرانه به شکل محسوسی کاهش یافته است. فعالان این صنعت این وضعیت را زنگ خطری جدی میدانند که ریشه در کاهش قدرت خرید مردم و برخی سیاستگذاریهای کلان اقتصادی دارد.
در همین راستا، مسعود رسولی، دبیر انجمن صنعت گوشت و مواد پروتئینی کشور، در گفتوگویی با صمت به بررسی دلایل این رکود تقاضا، پیامدهای حذف ارز ترجیحی و وضعیت تولید و واردات پرداخت.
گوشت از اولویت سبد خرید مردم خارج شد
رسولی در ابتدای سخنان خود با اشاره به شرایط فعلی بازار اظهار کرد: نکته قابل توجه این است که گوشت و مرغ از معدود کالاهایی هستند که در پنج تا شش ماه گذشته افزایش نرخ چندانی نداشتهاند. با این حال، مصرف به شدت کاهش یافته است.
وی علت اصلی این وضعیت را کاهش توان اقتصادی خانوارها دانست و افزود: به نظر من، مهمترین دلیل این است که مردم با توجه به شرایط اقتصادی، اولویتهای خود را تغییر دادهاند و متأسفانه گوشت و مرغ از اولویتهای ابتدایی سبد خرید آنها خارج شده است.
او در پاسخ به پرسشی درباره فروش اقساطی گوشت نیز گفت: من به طور مشخص در جریان فروش اقساطی گوشت و مرغ نیستم، اما میدانم برخی فروشگاههای زنجیرهای کالاهای خود را به صورت اقساطی عرضه میکنند که احتمالاً شامل مواد پروتئینی نیز میشود.
انتقاد از حذف ارز ترجیحی
دبیر انجمن صنعت گوشت در ادامه با انتقاد از سیاستهای اقتصادی دولت تصریح کرد: بزرگترین ایراد و اشتباه راهبردی دولت، حذف ارز ترجیحی از گوشت و مرغ بود. دولت باید این موضوع را مدیریت میکرد، نه اینکه به طور کامل آن را حذف کند.
وی در تشریح راهکار جایگزین افزود: دولت میتوانست با استفاده از کالابرگ الکترونیکی، شرایطی فراهم کند که مردم همچنان توانایی خرید گوشت و مرغ را داشته باشند. این موضوع اهمیت زیادی دارد، زیرا در غیر این صورت خطر سوءتغذیه پروتئینی بهویژه برای اقشار ضعیف جامعه افزایش پیدا میکند.
تولید داخلی در برابر تقاضای کاهشیافته
رسولی درباره وضعیت واردات و تولید نیز توضیح داد: درحالحاضر واردات انجام میشود، اما محدود است. با توجه به سطح فعلی تقاضا، نیازی به واردات گسترده وجود ندارد، زیرا تولید داخلی پاسخگوی میزان مصرف فعلی کشور است.
وی در پایان با اشاره به رفتار تولیدکنندگان گفت: یکی از دلایل اصلی اینکه تولیدکنندگان در ماههای اخیر قیمتها را افزایش ندادهاند، همین کاهش شدید مصرف است. وقتی تقاضا تا این اندازه پایین باشد، افزایش نرخ منطقی نخواهد بود.
چشمانداز پیشرو
با توجه به روندهای موجود، چشمانداز بازار گوشت در کوتاهمدت چندان امیدوارکننده به نظر نمیرسد. اگرچه احتمال جهش شدید قیمتها در صورت تداوم سیاستهای کنترلی پایین است، اما ادامه تورم و کاهش قدرت خرید میتواند وضعیت را برای مصرفکنندگان دشوارتر کند.
در صورتی که سیاستهای مؤثری برای افزایش درآمد واقعی خانوارها، کنترل تورم و حمایت از تولید اتخاذ نشود، احتمال دارد کاهش مصرف به یک روند پایدار تبدیل شود. این موضوع نه تنها بازار گوشت، بلکه سایر بخشهای اقتصاد را نیز تحت تأثیر قرار خواهد داد.
سخن پایانی
آنچه امروز در بازار گوشت ایران مشاهده میشود، تنها یک مسئله قیمتی نیست، بلکه روایتی از تغییرات عمیق در زندگی روزمره مردم است. ثبات نسبی قیمتها، در غیاب قدرت خرید، نمیتواند نشانهای از بهبود باشد. بلکه در بسیاری موارد، این ثبات تنها پردهای است بر واقعیتی تلختر؛ کاهش دسترسی و کوچکتر شدن سفرهها.
اگرچه کنترل قیمتها اقدامی ضروری است، اما کافی نیست. آنچه بیش از هر چیز اهمیت دارد، بازگرداندن تعادل به اقتصاد و افزایش توان خرید مردم است. در غیر این صورت، حتی اگر بازارها آرام به نظر برسند، فشار معیشتی همچنان ادامه خواهد داشت و کالاهایی مانند گوشت، بیش از پیش از سفرهها فاصله خواهند گرفت.
در نهایت، آینده این بازار نه فقط به قیمتها، بلکه به سیاستهای کلان اقتصادی، سطح رفاه عمومی و توان بازسازی اعتماد در اقتصاد بستگی دارد؛ عواملی که تعیین میکنند آیا گوشت بار دیگر به یک کالای در دسترس تبدیل خواهد شد یا همچنان در فهرست آرزوهای بسیاری از خانوارها باقی میماند.