وقتی پای جنگ در تنگه هرمز به کمد لباسها هم میرسد
سیمین ثقفی-فعال رسانه و گردشگری
هرچه تنگه هرمز روزهای بیشتری را در شرایط جنگی میگذراند، کمبود نفت خام، تبعات گوناگونتری برای کشورها و جنبههای مختلف زندگی مردم به همراه دارد؛ از تولیدکنندگان چای و قهوه در کنیا تا مصرفکنندگان ظروف پلاستیکی در ژاپن هرکدام به نوعی با چالشهای این کمبود روبهرو شدهاند. اما به نظر میرسد این تاثیرات، یک سویهی امیدوارکننده نیز داشته و آن یک حرکت اجباری به سوی یک مصرف پایدار است.
برای مثال در ژاپن با آن بستهبندیهای خاص و متنوع، بخش موادغذایی تقریباً یک سوم از مصرف سالانه پلاستیک این کشور را به خود اختصاص میدهد؛ یعنی بیش از ۸ میلیون تن، اما برای مقابله با آسیب این کمبودها و افزایش قیمتها، برخی از فروشگاهها شروع به ارائه مزایایی به مشتریانی کردهاند که کیسه، بشقاب یا ظروف خود را همراه میآورند.
براساس دادههای انجمن صنایع پتروشیمی ژاپن، تولید پلیاتیلن مورد استفاده در کیسههای خرید و زباله در ماه مارس امسال در مقایسه با سال ۲۰۲۵، با یک کاهش ۶۲ درصدی روبهرو شده و این کاهش در دیگر تولیدات پلاستیکی نیز دیده شدهاست. حالا خردهفروشان ژاپنی که از سال ۲۰۲۰ موظف به دریافت هزینه برای کیسههای خرید پلاستیکی بودند، در راستای فرهنگ خدمات به مشتری، تحت فشار بیشتری قرار گرفتهاند، این روزها با کاهش موجودی روبهرو هستند. چراکه لایههای متعدد بستهبندی و لفافبندی پلاستیکی روی محصولات همچنان در ژاپن متداول است و به عنوان بخشی از فرهنگ خدماترسانی دیده میشود. این چالش تا آنجا پیش رفته که برخی از سوپرمارکتها را وادار کرده تا از ارائه میوهها و سبزیجات در کیسههای پلاستیکی تکی؛ آنچنان که همیشه متداول بوده، خودداری کنند.
هرچند این کمبود در بخشهایی مثل استفاده از دستکشهای پلاستیکی برای برداشتن خوراکیها یا جمعآوری زباله شهری مشکلاتی در زمینه بهداشت و جداسازی زبالهها هم بهوجود آورده است.
آیا جنگ در هرمز، فستفشن را به نقطه تغییر رسانده است؟
اما بلومبرگ به تازگی در گزارشی به جنبه دیگری از تاثیر محدودیت صادرات نفت در اثر جنگ در تنگه هرمز اشاره کرده؛ تولید لباس و اینکه چطور لباسهایی با الیاف پلاستیکی که تا به حال خیلی سریع و ارزان تولید میشدند حالا با هر حمله، میتوانند نرخ بالاتری پیدا کنند چراکه برای ساخت پلیاستر به نفت نیاز است.
برخی ممکن است راهحل را استفاده بیشتر از لباسهای نخی و پنبهای که البته در دنیای فشن اغلب با بهای بالاتری از محصولات فست فشن (فست فشن یا مد سریع، بر تولید انبوه، سریع و ارزان لباس بر اساس آخرین ترندها تکیه دارد) عرضه میشوند، بدانند اما اثرگذاری جنگ تا آنجا هم پیش رفته و حتی لباسهای ساخته شده از پنبه هم دیگر نمیتوانند جایگزین مناسبی باشند چون تولیدکنندگان پنبه هم برای تهیه کود به نفت نیاز دارند و این باز نرخ بالای لباسهای پنبهای را افزایش میدهد.
اما یک نقطه روشن و امیدوارکننده در این مسئله وجود دارد و آن برجسته شدن محصولاتیست که قابلیت بازیافت دارند. حالا برندهایی مثل "زارا" یا "اچ اندام" که در تولید محصولاتشان به محیطزیست و جامعه هم توجه دارند، با وجود الیاف بازیافتی دارای این مزیت میشوند که در این شرایط بیشتر موردتوجه قرار بگیرند.
و به این ترتیب در جنگی که فقط بازار انرژی را به هم نریخته بلکه صنعت مد را هم تحتتأثیر قرارداده، بازیافت لباسهای قدیمی و تبدیل شدنشان به الیاف جدید برای ساخت محصولات نو، نهتنها وابستگی این صنعت را به نفت کمتر میکند بلکه ضایعات را هم کاهش میدهد و در این میان شرکتهای نوآور در حال توسعه فناوریهایی هستند که لباسهای دورریختنی را به مواداولیه باکیفیت برای تولید پوشاک جدید تبدیل میکنند؛ گامی مهم به سوی اقتصاد چرخشی که در آن، پایان عمر یک لباس، آغاز تولید لباسی دیگر است؛ یک تولید پایدار.
اما به نظرمیرسد بزرگترین اثر جنگ بر صنعت مد، فقط گرانتر شدن لباسها نباشد؛ سوق دادن این صنعت به بازنگری در شیوه تولید و مصرف شاید قادر باشد شیوه زندگی، سفر یا حتی آینده گردشگری را هم دگرگون کند، به این ترتیب هتلها میتوانند در انتخاب منسوجات موردنیاز سبزتر عمل کنند یا از منسوجات بازیافتی استفاده کنند، در مقاصد سفر محصولات محلی بیشتری عرضه و گردشگران تشویق به خرید مسوولانه شوند، حتی انتخاب نوع لباسهای عرضهشده برای سفر هم میتواند نسل جدیدی از گردشگری پایدار را رقم بزند. انگار جنگ به آدمها میآموزد تا در سیطره نیستی، پایدارتر زندگی کنند.