-

شرط احیای صنعت خودرو در شرایط جنگی

امیرحسن کاکایی، کارشناس صنعت خودرو

شرط احیای صنعت خودرو در شرایط جنگی

صنعت خودروی ایران امروز در یکی از حساس‌ترین و پیچیده‌ترین مقاطع خود قرار گرفته است؛ مقطعی که دیگر نمی‌توان با تکیه بر الگوها، سیاست‌ها و شیوه‌های مدیریتی گذشته آن را اداره کرد. شرایط اقتصادی کشور، تحولات بیرونی و فشارهای چندلایه‌ای که بر بخش تولید وارد شده، فضایی را رقم زده که بسیاری از تحلیلگران از آن با عنوان «اقتصاد در وضعیت جنگی» یاد می‌کنند؛ وضعیتی که در آن، قواعد بازی متفاوت از شرایط عادی است و نیازمند تصمیم‌گیری‌های سریع، هماهنگ و در عین حال راهبردی است.

در سال‌های اخیر، فشارها صرفاً به حوزه نظامی محدود نمانده و به‌صورت مستقیم و غیرمستقیم، بخش‌های اقتصادی و صنعتی را نیز هدف قرار داده است. این روند باعث شده زیرساخت‌های تولید، زنجیره‌های تامین و حتی نظام تصمیم‌گیری اقتصادی با چالش‌های جدی مواجه شوند. در چنین شرایطی، طبیعی است که بخشی از توان تولیدی کشور دچار افت شود و برخی صنایع، از جمله صنعت خودرو، با مشکلات انباشته‌تری نسبت به گذشته روبه‌رو شوند. بنابراین نخستین گام در مواجهه با این وضعیت، پذیرش واقعیت‌های جدید و فاصله گرفتن از تحلیل‌های مبتنی بر شرایط عادی است.

یکی از مهم‌ترین ضعف‌های ساختاری در صنعت خودرو، تداوم نگاه کوتاه‌مدت در سیاستگذاری است. در سال‌های گذشته، تصمیم‌گیری‌ها عمدتاً بر اساس حل مسائل روزمره انجام شده و کمتر به آینده این صنعت و تحولات جهانی آن توجه شده است. این رویکرد باعث شده که صنعت خودرو نه‌تنها از رقابت‌پذیری باز بماند، بلکه در مواجهه با بحران‌ها نیز آسیب‌پذیرتر شود. در حالی که شرایط کنونی ایجاب می‌کند سیاستگذاری‌ها با نگاه بلندمدت، مبتنی بر سناریوهای مختلف و هماهنگ با واقعیت‌های اقتصادی و صنعتی کشور انجام شود.

در این میان، نقش دولت و میزان حضور آن در اقتصاد، یکی از مسائل کلیدی به شمار می‌رود. سهم بالای دولت در اقتصاد، که در برخی برآوردها به حدود ۸۰ درصد نیز می‌رسد، عملاً فضا را برای نقش‌آفرینی موثر بخش خصوصی محدود کرده است. ساختارهای دولتی، به‌طور طبیعی از انعطاف‌پذیری و سرعت تصمیم‌گیری کمتری برخوردارند و در بسیاری از موارد، نمی‌توانند خود را با تغییرات سریع بازار تطبیق دهند. همین موضوع باعث شده که صنعت خودرو، به‌عنوان یک صنعت پویا و رقابتی، در چارچوب‌های دولتی با چالش‌های متعددی مواجه شود.

تجربه‌های اخیر نیز نشان می‌دهد که بنگاه‌هایی که به بخش خصوصی واگذار شده‌اند، در مقایسه با شرکت‌های دولتی عملکرد بهتری داشته‌اند. افزایش تولید، بهبود مدیریت منابع و واکنش سریع‌تر به تغییرات بازار، از جمله مزایایی است که در این بنگاه‌ها مشاهده شده است. در مقابل، شرکت‌های دولتی همچنان با مشکلاتی نظیر بروکراسی پیچیده، عدم شفافیت در تصمیم‌گیری و محدودیت در جذب سرمایه مواجه هستند. این تفاوت عملکرد، ضرورت بازنگری در مدل حکمرانی صنعت خودرو را بیش از پیش آشکار می‌کند.

بر این اساس، واگذاری امور به بخش خصوصی باید به‌عنوان یک راهبرد جدی و نه صرفاً یک شعار، در دستور کار قرار گیرد. البته این واگذاری به معنای کنار رفتن کامل دولت نیست، بلکه دولت باید نقش خود را از تصدی‌گری به سیاستگذاری و نظارت تغییر دهد. ایجاد بسترهای مناسب برای فعالیت بخش خصوصی، تدوین قوانین شفاف و پایدار و نظارت بر حسن اجرای سیاست‌ها، از جمله وظایفی است که دولت همچنان باید بر عهده داشته باشد.

یکی دیگر از چالش‌های مهم، نبود هماهنگی میان نهادهای مختلف تصمیم‌گیر و مجری است. در بسیاری از موارد، سیاست‌ها و برنامه‌ها در سطح کلان تدوین و ابلاغ می‌شوند، اما در مرحله اجرا با موانع متعددی روبه‌رو می‌شوند. نمونه‌هایی مانند عدم اجرای کامل تسهیلات حمایتی در شبکه بانکی یا تفاوت در اجرای سیاست‌ها در استان‌های مختلف، نشان‌دهنده شکاف جدی میان تصمیم‌گیری و اجراست. این ناهماهنگی، به‌ویژه در شرایط بحرانی، می‌تواند اثرگذاری سیاست‌ها را به‌شدت کاهش دهد.

در چنین فضایی، حمایت هدفمند از بنگاه‌های تولیدی اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند. این حمایت‌ها باید به‌گونه‌ای طراحی شوند که ضمن حفظ تاب‌آوری صنایع، امکان تداوم تولید و حتی توسعه آن را فراهم کنند. سیاست‌های ارزی، مالیاتی، بیمه‌ای و گمرکی، هر یک به‌تنهایی می‌توانند بر عملکرد بنگاه‌ها تاثیرگذار باشند و در صورت عدم هماهنگی، به عاملی برای تشدید مشکلات تبدیل شوند. بنابراین، لازم است این سیاست‌ها در قالب یک بسته منسجم و هماهنگ طراحی و اجرا شوند.

از سوی دیگر، مدیریت منابع ارزی و تمرکز بر اولویت‌های تولیدی، یکی از الزامات اساسی در شرایط فعلی است. محدودیت منابع ارزی، ایجاب می‌کند که تخصیص این منابع با دقت و بر اساس نیازهای واقعی صنعت انجام شود. بسیاری از مشکلات موجود در تامین مواد اولیه، از جمله فولاد، می‌تواند با مدیریت صحیح منابع و برنامه‌ریزی دقیق، در بازه‌ای نسبتاً کوتاه برطرف شود. این موضوع نشان می‌دهد که بخشی از چالش‌ها، بیش از آنکه ناشی از کمبود مطلق منابع باشد، به نحوه مدیریت آن‌ها بازمی‌گردد.

در نهایت، باید پذیرفت که مسیر احیای صنعت خودرو، مسیری دشوار اما قابل دستیابی است. راهکارها تا حد زیادی شناخته شده‌اند، اما آنچه اهمیت دارد، اراده برای اجرای آن‌ها و عبور از موانع ساختاری است. صنعت خودرو برای بازگشت به مسیر رشد، نیازمند تغییر رویکردی اساسی است؛ تغییری که در آن، نقش بخش خصوصی تقویت شود، دولت به وظایف حاکمیتی خود بازگردد و سیاست‌ها بر اساس واقعیت‌های اقتصادی و صنعتی کشور تدوین شوند.

بدون تردید، ادامه مسیر گذشته نمی‌تواند آینده‌ای متفاوت را رقم بزند. آنچه امروز مورد نیاز است، تصمیم‌گیری‌های جسورانه، هماهنگی در سطح کلان و حرکت به سمت یک الگوی جدید حکمرانی صنعتی است؛ الگویی که بتواند در شرایط خاص اقتصاد ایران، زمینه‌ساز پایداری، رقابت‌پذیری و رشد صنعت خودرو باشد.

 

دیدگاهتان را بنویسید

بخش‌های ستاره دار الزامی است
*
*

آخرین اخبار

پربازدیدترین