۲۰۲۶؛ سالی در انتظار صعود آرام زنجیره آهن و فولاد
حسام مقدمعلی ـ کارشناس حوزه معدن و صنایعمعدنی ایران
![]()
سنگآهن بهعنوان دومین کامودیتی مهم پس از نفت در جهان شناخته میشود که در جایگاه یک ماده معدنی پراهمیت، در تولید فولاد خام که بزرگترین بازار فلزی دنیا نیز بهشمار میرود، مورداستفاده قرار میگیرد. از آنجایی که امروز میزان تولید و مصرف فولاد به یکی از شاخصهای توسعهیافتگی جوامع مختلف تبدیل شده است، بنابراین بررسی و تحلیل بازار زنجیره آهن و فولاد شامل صنایع بالادستی (استخراج و بهرهبرداری معادن و کارخانجات کنسانترهسازی، گندلهسازی و احیا مستقیم)، صنایع میانی (کارخانجات فولادسازی) و صنایع پاییندستی (کارخانجات نورد) به ضرورتی مهم تبدیل شده است که باید توجه ویژهای به آن صورت پذیرد.
نگاهی به وضعیت بازار زنجیره آهن و فولاد در سال گذشته میلادی، حاکی از آن است که باوجود تمامی نوسانات و افتوخیزهای موجود، روند افزایش نرخ کماکان دنبال شد و بهنوعی میتوان گفت که نرخ در یک تراز مشخص قرار گرفت؛ بهنحویکه نرخ سنگآهن چین در هفته منتهی به ۳۱ دسامبر ۲۰۲۵، به حدود ۱۱۰ دلار رسید. در واقع، افزایش نرخ سنگآهن به حدود ۷۸۰ یوآن در هر تن در سال ۲۰۲۵ را میتوان متاثر از عواملی همچون کاهش تولید این کامودیتی توسط برخی تولیدکنندگان اصلی و افت تقاضای فلزات آهنی در بازارهای جهانی دانست. علاوهبراین، در سال گذشته میلادی شاخص کامودیتی بلومبرگ رشد ۳.۴۲ درصدی و شاخص موزون انرژی و فلزات رشد ۳.۸۸ درصدی را بهثبت رساند که این آمارها نیز نشان از روند صعودی بازار کامودیتیها، بهویژه سنگآهن و زنجیره آهن و فولاد در جهان دارد. با نگاهی به روندهای کلی حاکم بر بازار زنجیره آهن و فولاد در سال گذشته میلادی، میتوان گفت که بازار این کامودیتیها یک ثبات نسبی را همزمان با رشد ملایم تجربه کرد و پیشبینی میشود که در سال ۲۰۲۶ میلادی نیز همین مسیر در بازار مذکور طی شود.
بر این اساس انتظار میرود که بازار زنجیره آهن و فولاد، رشدی آرام نه جهشی را در سال ۲۰۲۶ تجربه کند و نرخ سنگآهن با توجه به اقدامات حمایتی دولت چین از زنجیره آهن و فولاد، بهویژه در راستای عرضه و تقاضا و همچنین بهبود روابط تجاری دولت این کشور با ایالات متحده امریکا به حدود ۱۱۰دلار برسد.
از طرفی، پیشبینیها بر این است که بیشترین تقاضا در این بازار معطوف به فولادهای صنعتی، انرژیهای بادی و دریایی و معادن و لجستیک سنگین باشد و فرصتهای مناسبی را پیشروی فعالان زنجیره آهن و فولاد دنیا قرار دهد.
در این بین، درباره وضعیت بازار زنجیره آهن و فولاد ایران نیز باید گفت که از ابتدای فروردین ماه تا پایان آذر ماه ۱۴۰۴، زنجیره آهن و فولاد کشور با یک روند صعودی پایدار همراه بوده است و بهنظر میرسد این بازار زیر سایه رویکرد بهشدت انقباضی لحاظشده در بودجه سال ۱۴۰۵، تورم نقطهبهنقطهای حدود ۵۰درصد، احتمال روند صعودی نرخ دلار طی ماههای باقیمانده از امسال و سال آینده و همچنین تشدید سختگیریهای مالیاتی دچار نوساناتی شود.
نگاهی به بازار زنجیره آهن و فولاد کشور در هفته منتهی به ۳۰آذرماه امسال، نشان از روند صعود نسبی قیمتهای کنسانتره سنگآهن، گندله، آهن اسفنجی و شمش همگام با ادامه ثبات شرایط در بازار دارد و بهنظر میرسد باتوجه به سیاستهای احتمالی در بازار ارز مبنی بر احتمال تکنرخی کردن نرخ ارز، سیر صعودی ملایم و باثبات زنجیره آهن و فولاد ادامه پیدا کند. در مقایسه نرخ فعلی محصولات زنجیره با روزهای ابتدایی سال ۱۴۰۴، هماکنون شاهد نسبت ۱۶ درصدی کنسانتره به بیلت، ۲۳ درصدی گندله به بیلت و ۵۱.۷ درصد آهناسفنجی به بیلت هستیم که نشان از صعود نسبی و حفظ ثبات در بازار دارد.
در چنین شرایطی و در حالی که بازیگران اصلی زنجیره آهن و فولاد دنیا بهدنبال ایجاد ثبات و پایداری بیشتر در بازار جهانی ضمن ایجاد ظرفیتهای هوشمند تنظیم بازار هستند، ضرورت دارد که فولادسازان داخلی بهمنظور پایداری در فروش صادراتی خود، برنامهریزیهای جامعتر و دقیقتری در زمینه رد پای کربن تا سال 20۳۵-۲۰۳۰ داشته باشند تا بتوانند ضمن غلبه بر بحرانهای موجود، هم محصولات فولادی خاص و مهندسیشده با کیفیت بالاتری را تولید و در بازارهای جهانی عرضه کرده و هم ضمن تحقق ردپای کربن پایین در تولید این محصولات، رقابتپذیری خود را در بازارهای بینالمللی حفظ کنند. علاوه بر آنچه گفته شد، بهینهسازی مصرف انرژی دیگر مقوله مهمی بهشمار میآید که باید در دستور کار فعالان زنجیره آهن و فولاد داخلی قرار گیرد که خوشبختانه اقدامات مناسبی نیز در این زمینه توسط برخی صنایعمعدنی، بهویژه فولادسازان انجام شده است.
طبق برآوردهای انجامشده و براساس آمار و دادههای موجود در حوزه انرژی کشور، صنایع معدنی و فلزی وضعیت بهمراتب دشوارتر و جدیتری را از لحاظ کمبود منابع انرژی و ناترازی موجود در سال ۱۴۰۵ نسبت به سالیان قبل تجربه خواهند کرد و تنها راهکار حل این معضل در میانمدت، کاهش مصرف انرژی در زنجیره فلزات، بهویژه آهن و فولاد خواهد بود.
بهجرأت میتوان گفت که این مهم با تکیه بر دانش فنی و تجارب بالای نیروهای انسانی متخصص و کارشناس در بخش معدن و صنایع معدنی و همچنین ارائه ایدههای خلاقانه برای جایگزینی برخی از سوختها با گاز و بازتخصیص گاز حاصل از صرفهجویی در این صنایع به صنایع دیگر امکانپذیر است و میتواند زمینهساز بهینهسازی مصرف انرژی در بدنه کل صنعت کشور شود. در همین راستا، میتوان به تجربه ارزشمند یکی از پژوهشکدههای معدنی و صنعتی کشور در زمینه جایگزینی زغالسنگ حرارتی با گاز در کارخانجات تولید سیمان اشاره کرد. بر این اساس و باتوجه به ذخایر قطعی کشفشده حدود ۸۰۰ میلیون تنی زغالسنگ حرارتی در ایران، اگر ما بتوانیم تنها بخشی از این ذخایر را به اجرای طرح فوق اختصاص دهیم، مصرف حدود ۴.۸ میلیارد مترمکعب گاز در صنعت سیمان آزاد خواهد شد و به دنبال آن میتوان این حجم از گاز را به صنایع مختلف اعم از فولاد، پتروشیمی و… تخصیص داد. در حال حاضر خوشبختانه راهکارهای نوآورانه بسیاری در راستای بهینهسازی مصرف انرژی ارائه شده و امید است این راهکارها در ادامه با جدیت و سرعت بیشتری نسبت به قبل عملیاتی شوند.