عناصر خاکی محور اقتصادی قرن آینده
مدت زمان بسیاری است که صحبتهایی از جایگزینی معدن به جای نفت شنیده میشود و شاید آینده اقتصاد جهانی، معدنمحور باشد. اما، آیا اگر جهان بهسمت اقتصاد معدنی حرکت کند، ایران میتواند خود را در میان کشورهای برتر ببیند؟ ایران دارای معادن سرشار است و اگر بتواند از این ظرفیتها بهدرستی استفاده کند، شاهد آن خواهیم بود که در صورت حرکت جهان بهسمت و سوی اقتصاد معدنی، ایران هم جزو چند کشور برتر جهان باشد.
نفت ستونفقرات اقتصاد جهانی قرن گذشته
در حالی که نفت خام بر قرن گذشته تاثیر گذاشت، اما عناصر خاکی کمیاب ممکن است قرن بعدی را شکل دهند. با برقی شدن اقتصادها و گسترش هوشمصنوعی، کنترل بر مواد حیاتی در حال تبدیل شدن به منبع جدیدی از قدرت جهانی است.
در بیشتر قرن گذشته، نفت ستونفقرات اقتصاد جهانی بوده است. این ماده سوخت کارخانهها، حملونقل و تجارت را تامین میکرد و به تعیین اینکه کدام کشورها ثروتمند شدند و کدام کشورها وابسته ماندند، کمک میکرد. کنترل به جریانهای نفت خام اغلب به اهرمی برای تورم، تولید صنعتی و در لحظات بحرانی، نتیجه جنگها تبدیل میشد. این نفوذ از بین نرفته است. نرخ نفت همچنان قدرت برهمزدن اقتصادها را دارد. افزایش ناگهانی نرخ آن میتواند بهسرعت به تورم دامن بزند، تصمیمات بانک مرکزی را پیچیده کند و بر امور مالی عمومی فشار وارد کند. برای دولتها، امنیت انرژی همچنان یک نگرانی مکرر است، بهویژه هنگامی که تنشهای ژئوپلتیکی افزایش مییابد.
با این حال، پایههای قدرت جهانی در حال تغییر است. با برقی شدن اقتصادها و گسترش فناوریهای دیجیتال در هر لایه از تولید، نوع متفاوتی از منبع در کانون توجه قرار میگیرد.
نقش نفت در اقتصاد جهانی هنوز به پایان نرسیده
نقش نفت در اقتصاد جهانی هنوز به پایان نرسیده است. مصرف جهانی هنوز بیش از ۱۰۰میلیون بشکه در روز است و بیشتر پیشبینیها نشان میدهد که تقاضا تا دهه ۲۰۳۰، حتی باوجود پیشرفت ناهموارگذار انرژی، همچنان قوی خواهد ماند.
بازارهای نفت برای مقیاسپذیری و انعطافپذیری ساخته شدهاند. نفت خام را میتوان از طریق اقیانوسها حمل کرد، در ذخایر استراتژیک ذخیره کرد و از طریق شاخصها معامله کرد. هنگامی که عرضه مختل میشود، سیستم معمولا میتواند خود را تنظیم کند، گاهی اوقات بهسختی، اما اغلب بهسرعت این اتفاق میافتد.
عناصر خاکی کمیاب جایگاه کاملا متفاوتی دارند. آنها برای انرژی سوزانده نمیشوند یا در حجمهای عظیم روزانه معامله نمیشوند. در عوض، آنها در قلب فناوریهایی که زیربنای برقرسانی، اتوماسیون و زیرساختهای دیجیتال هستند، جاسازی شدهاند. آهنرباهای دائمی ساختهشده از عناصر خاکی کمیاب، اجزای حیاتی در موتورهای خودروهای برقی، توربینهای بادی، رباتیک، سیستمهای هوافضا و سختافزارهای پیشرفته نظامی هستند.
همچنین اهمیت آنها برای مراکز داده و زیرساختهای مرتبط با هوشمصنوعی بهطورفزایندهای افزایش مییابد.
در کنفرانس «معادن، آهنرباها و موتورهای عناصر خاکی کمیاب» (REMM&M) در اکتبر ۲۰۲۵ در تورنتو، لاوسون ویندر، تحلیلگر کالاهای بانک امریکا، موارد نوظهور را تشریح کرد. دادههای ذکرشده توسط بانک امریکا نشان میدهد که تقاضا برای آهنربای نئودیمیوم جهانی که یکی از مفیدترین انواع عناصر خاکی کمیاب بهشمار میرود، میتواند تا سال ۲۰۳۵ با نرخ ترکیبی سالانه تقریبا ۹ درصد رشد کند.
پیشبینی میشود خودروهای برقی سواری رشدی حدود ۱۱درصد در سال داشته باشند. تقاضای رباتیک میتواند نزدیک به ۲۹ درصد افزایش یابد.
در امریکا، این اعداد حتی تندتر هستند. پیشبینی میشود تقاضای آهنربا تا سال ۲۰۳۵ تقریبا با نرخ رشد سالانه ۱۸درصد، 5 برابر شود، تقاضای اروپا میتواند در مدت مشابه حدود 2.5 برابر افزایش یابد.
در مقایسه، پیشبینی میشود رشد تقاضای جهانی نفت در همین افق، سالانه به زیر یک درصد کاهش یابد.
تقاضا بسیار جلوتر از عرضه است
در حالی که تقاضا برای عناصر خاکی کمیاب در حال افزایش است، اروپا عملا هیچ تاسیسات استخراج یا فرآوری عناصر خاکی کمیاب داخلی ندارد. بانک امریکا انتظار دارد که کمبود عرضه در این منطقه ادامه یابد و با افزایش تقاضا از پایهای که از قبل بالا بوده، کمبودها افزایش یابد.
چین تقریبا ۹۰ درصد از تولید اکسید عناصر خاکی کمیاب در نئودیمیوم و پراسئودیمیوم، تقریبا تمام تولید اکسید عناصر خاکی کمیاب سنگین در دیسپروزیم و تربیوم و همچنین حدود ۸۹ درصد از تولید آهنربای عناصر خاکی کمیاب را بهطورکلی به خود اختصاص داده است.
درباره ظرفیت فرآوری، بانک امریکا تخمین میزند که چین تقریبا ۸۷ درصد از ظرفیت جهانی برای تبدیل مواد معدنی به محصولات جداشدهای را که تولیدکنندگان میتوانند از آنها استفاده کنند، در اختیار دارد.
وقتی صحبت از مواد فرآورینشده میشود، چین حدود ۴۹درصد از ذخایر اکسید عناصر خاکی کمیاب جهان را در اختیار دارد و تقریبا ۶۹ درصد از تولید جدانشده جهانی را تولید میکند.
گلوگاه واقعی در فرآوری، پالایش و تولید آهنربا نهفته است؛ مراحلی از زنجیره تامین که از نظر فنی پیچیده و از نظر زیستمحیطی، چالشبرانگیز و سرمایهبر هستند.
کنترلهای صادراتی چین که در آوریل ۲۰۲۵ معرفی شدند، این موضوع را آشکار کردند. چین اکنون برای صادرات چندین عنصر خاکی کمیاب متوسط و سنگین، مجوزها و افشای اطلاعات مربوط به کاربرد نهایی را الزامی کرده است.
هوشمصنوعی فیزیکی، اهمیت مواد را برجسته کرد
بهباور جوردی ویسر، رئیس تحقیقات کلان در شرکت «توئنتی تو وی ریسرچ» (۲۲V Research)، عناصر خاکی کمیاب، بخشی از یک داستان گستردهتر ساخت «هوشمصنوعی فیزیکی» هستند. او در یادداشتی اخیر گفت: «ساخت هوشمصنوعی فیزیکی وابستگی شدیدی به کالاها ایجاد میکند؛ جایی که چین بر زنجیرههای تامین جهانی تسلط دارد.»
هوشمصنوعی فقط نرمافزار و مراکز داده نیست و شامل سختافزارهایی مانند رباتها، حسگرها، موتورها، باتریها و سیستمهای قدرت میشود.
او هشدار داد؛ حتی باوجود اینکه امریکا و اروپا برای ساخت زیرساختهای هوشمصنوعی رقابت میکنند، از نظر ساختاری به ظرفیت فرآوری چین وابسته هستند. این یک آسیبپذیری استراتژیک است که نمیتوان آن را در جدول زمانی موردنیاز فناوری جای داد.
رقابت برای کربنزدایی از اقتصاد جهانی
باوجود رقابت برای کربنزدایی از اقتصاد جهانی، نفت همچنان ضروری است. نرخ آن انتظارات تورمی را تعیین میکند و همچنان موازنههای تجاری جهانی را شکل میدهد.
اما در عصر صنعتی نوظهور که با اتوماسیون، برقیسازی و هوشمصنوعی تعریف میشود، عناصر خاکی کمیاب بهطورفزایندهای تعیین میکنند که چه چیزی و توسط چه کسی میتواند ساخته شود.
ویندر گفت: «این امر هم فرصتهای عظیمی برای تولیدکنندگان و هم چالشهای عظیمی برای دولتها و کاربران نهایی که بهدنبال تضمین زنجیره تامین هستند، ایجاد میکند.»
براساس گزارش یورونیوز، در این جهان، تسلط کمتر شبیه کنترل سوخت و بیشتر شبیه کنترل محدودیتها بهنظر میرسد. نفت هنوز هم زمان حال را بهحرکت در میآورد، اما عناصر خاکی کمیاب بهطورفزایندهای تصمیم میگیرند که چه کسی میتواند آینده را بسازد.
برخی از مقامات ارشد بخش تولید و تجارت کشور همواره اعلام کردهاند که بخش معدن و صنایعمعدنی قادر است جایگزین درآمدهای نفتی در اقتصاد ایران شود یا اینکه درآمدی ارزی در حد و اندازههای آن را برای کشور بهارمغان آورد.
کسانی که با ارقام حسابهای ملی آشنا هستند و سهم بخشهای مختلف اقتصادی در تولید ناخالص داخلی و ارزشافزوده را مطالعه میکنند، طبیعتا از این اظهارنظر مسئولان متعجب شده و خواهند گفت، چگونه سهم یک درصدی معدن در تولید ناخالص داخلی میتواند چنین رشدی را بهوجود آورد؟
افرادی که میگویند معدن میتواند جایگزین نفت شود، حتما اقتصاد ایران را میشناسند و صرفا با تکیه بر تعصبهای بخشی چنین اظهاراتی را بیان نمیکنند.
قاعدتا منظور این افراد از معدن شامل زنجیره ارزشافزوده این بخش از پیجویی و اکتشافات مقدماتیست تا محصول نهایی. یعنی وقتی از سنگآهن سخن میگویند، منظور فرآیند اکتشافات این ماده معدنی است تا محصولی مانند میلگرد، نبشی، تیرآهن و ورق. پس درآمد حاصل از صادرات هر بخش از این زنجیره چه بهصورت فرآوریشده و چه محصول نهایی قادر است بخش قابلتوجهی از درآمدهای نفتی را پوشش دهد، بهطوریکه درآمد حاصل از صادرات مواد معدنی و صنایع حاصل از آن آنقدر زیاد باشد که جای درآمدهای حاصل از صادرات نفت خام را بگیرد.
معدن بهجای نفت؟چگونه؟
معدن بهجای نفت یعنی اینکه سالانه دستکم ۵۰ میلیارد دلار مواد معدنی و محصولات وابسته به آن به کشورهای دیگر صادر شود. برای رسیدن به چنین رقمی در مقابل ۶میلیارد دلار صادراتی که هماکنون در بخش معدن و صنایع وابسته انجام میگیرد، نیازمند سرمایهگذاری بزرگی در این بخش است. اما تامین مالی لازم برای رسیدن به صادرات ۵۰ میلیارد دلاری در بخش معدن و صنایعمعدنی چگونه باید انجام شود؟
آیا رسیدن به چنین رقمی در حد و اندازههای بخش معدن ما که اکنون برای حمل مواد معدنی در داخل معادن، قادر نیست تایر ماشینآلات خود را تامین کند و از تکنولوژیهای روز کمبهره مانده، ممکن است؟
طبیعتا لازمه رسیدن به چنین هدفی سرمایهگذاری کلان داخلی و خارجی و بهرهمندی از فناوریهای روز دنیا را میطلبد.
اقتصاددانان معتقدند؛ توسعه معدن الزاما به توسعه کشور منتهی نمیشود، اما اگر بخش معدن توسعه نیابد، حتما کشور توسعه نخواهد یافت.
دنیا نیازمند مواد معدنی بهویژه فلزات اساسی است. ایران نیز از نظر ذخایر این مواد بسیار مستعد است و میتواند با سرمایهگذاری کلان در بخش اکتشافات معدنی و معدنکاری فراسرزمینی به یکی از قطبهای تولید فلزات اساسی نظیر سرب، روی، مس، فولاد، طلا، منیزیم، منگنز و کروم تبدیل شود.
در ایران ۵ بخش نفت، صنعت، معدن، کشاورزی و خدمات در افزایش رشد اقتصادی سهیم هستند. اما دیده میشود که هرکدام از آنها نگاهی جزیرهای به توانمندی خود دارند، بهگونهایکه این بخشها با تفسیر آمار به نفع خود، سایر بخشها را نادیده گرفته و عنوان میکنند که اگر نبودند، چرخ اقتصاد نمیچرخید. یکی از نفت سخن بهمیان میآورد، دیگری صنعت خودرو را منجی اقتصاد میداند، افرادی از برق سخن میگویند و خلاصه اینکه هر کس در هر رشتهای که تحصیل کرده یا مشغول بهکار است، آن رشته را منجی اقتصاد معرفی میکند.
در این میان، بدون هیچ تعصبی میتوان گفت که بخش معدن و صنایعمعدنی یکی از ناجیان اقتصاد کشور بوده که میتواند در کنار توسعه سایر بخشها به رشد اقتصادی و ایجادِ اشتغال پایدار کمک کند.
البته برخی از تحلیلگران باتوجه به سهم یک درصدی معدن در اقتصاد، این بخش را قابل چشمپوشی میدانند. اگر قرار باشد بهصورت وزنی به معدن و صنایع وابسته نگاه کنیم و بگوییم این بخش چون سهم کمی در تولید ناخالص داخلی دارد، پس میتوان آن را نادیده گرفت، مثل آن میماند که بگوییم چون خون جاری در رگهای یک فرد در بدنی ۷۰کیلوگرمی، به ۵ لیتر بیشتر نمیرسد، پس میتوان آن را حذف کرد.
معدن خون جاری در رگهای صنعت است. بهتر آن است که گفته شود یکی از راههای توسعه کشور آن است که معادن توسعه یابند. توسعه معادن به آن معناست که زیرساختهای لازم برای تامین انرژی، آب، حملونقل و... ایجاد و سیاستگذاریها بهنحوی تدوین شود که تجارت تسهیل شده و تصمیمگیریها در نظام کلان اقتصادی بهسمتی رود که معدن، از آن منتفع شود.
سخن پایانی
باید در نظر داشته باشیم که نفت در آیندهای نزدیک تمام میشود و شعار جایگزینی معدن بهجای نفت باید محقق شود. ایران میتواند در این امر، کاملا موفق ظاهر شود و معادن غنی و سرشار، حکایت از این موضوع دارد. نیاز است برای محقق شدن این شعار، ورود ماشینآلات جدید و همچنین تکنولوژی به کشور تسهیل شود.