صنعت روزبهروز خالیتر از سرمایه
شهناز صفایی : در حالی به ماههای پایانی سال نزدیک میشویم که این امسال را بهنام سرمایهگذاری برای تولید آغاز کردیم که میتوانست نقطهعطفی برای توسعه صنعتی کشور باشد. در امسال هم تولید با مشکلات به ارث رسیده از سالهای قبل و نوسانات شدید ارزی و دردسرهای تامین انرژی در فشار مضاعف بود. به باور کارشناسان در شرایط کنونی با وجود تحریمهای خارجی و داخلی نگاه یکپارچه به تولید میتواند ضامن بقای آن باشد. از یکسو کشور در شرایط سختی است و از سوی دیگر، تولید شریان حیاتی اقتصاد است و در برابر چالشهای متعدد تولیدکننده برای بقا میجنگد. در این میان برداشتن گامهایی هر چند کوچک اما یکپارچه برای جذب سرمایه میتواند تاثیر بسیاری خوبی بر تابآوری صنایع داشته باشد. صمت در این گزارش نظر کارشناسان حوزه صنعت را درباره وضعیت جذب سرمایه در تولید جویا شده که در ادامه میخوانید.
جای تنگ سرمایه در میان چالشهای متعدد
مسعود بختیاری، صنعتگر و کارشناس این حوزه صنعت با اشاره به مشکلات متعدد تولید، دلیل اصلی فرار سرمایه از صنعت را همین چالشها دانست و درباره وضعیت جذب سرمایه به تولید به صمت گفت: افزایش چشمگیر بهای مواد اولیه، عدمتامین نقدینگی و در دسترس نبودن سرمایه در گردش، معضلات مربوط به واردات مواد اولیه، قوانین خلقالساعه، تصمیمگیریهای پیدرپی و متضاد نهادهای گوناگون، عدمتخصیص ارز موردنیاز برای واردات مواد اولیه، پیچیدگیهای مربوط به حوزه صادرات، مشکل بزرگ رفع تعهد ارزی که دست صادرکنندگان را بهمعنای واقعی بسته و مقررات دستوپاگیر و ضدصادرات، تنها بخشی از مشکلاتی است که تولید در یکی دو سال گذشته با آنها درگیر بوده است. مشکلات صنعت بهویژه در سالهای اخیر بیشمار بوده که بهنوعی سرمایهها را از این بخش فراری میدهد.
عدماطمینان بازگشت سرمایه
بختیاری با اشاره به اینکه فضای کسبوکار نامناسب هم منجر به عدمسرمایهگذاری در اغلب صنایع شده در ادامه اظهار کرد: براساس آمارها، ضریب استهلاک سرمایه از میزان سرمایهگذاری، در چند سال اخیر از هم پیشی گرفته؛ یعنی شاهد استهلاک کارخانجات هستیم، درحالیکه سرمایهگذاری برای ایجاد واحدهای جدید و بروزرسانی واحدهای موجود، کاهش بسیار چشمگیری داشته است. این وضعیت نشان از عدماطمینان بازگشت سرمایه دارد و از سویی هم مانع جذب سرمایه جدید به این بخش میشود. مشکلات گوناگون هر کدام در جایگاه خود باعث فرار سرمایه از تولید شدهاند. در این میان، یکی از بزرگترین مشکلات پیشروی صنعت، قیمتگذاری دستوری است. اینکه برخی از کالاهای مهم مشمول قیمتگذاری پیشینی شدهاند، چالشی است که در دو سه سال اخیر صنعت را سردرگم و دچار مشکلات زیادی کرده است. گرچه برخی محصولات از شمولیت قیمتگذاری دستوری خارج شده و دولت و متولیان امر این اقدام اشتباه را اصلاح کردهاند، اما بهجرأت میتوان گفت تا مدتها آسیبهای این عملکردهای اشتباه برجا خواهد ماند که خود به مانعی برای جذب سرمایه تبدیل شده است.
فعال حوزه صنعت افزود: مشکلات صنعت و عدماطمینان به فضای کلی آن از جایی شروع شد که دولت بدون توجه به نظرات کارشناسان و فعالان صنایع گوناگون درباره آنها تصمیمات مختلف گرفت و در قالب بخشنامه و ابلاغیه منتشر کرد. این روند همچنان ادامه دارد و در نهایت هم تصمیمات اخذشده نهتنها هیچ کمکی به بهبود شرایط و کاهش تورم نمیکنند و به نفع مصرفکننده نیستند، بلکه گاه به ضدخودشان تبدیل میشوند و پیامدهای فراگیری دارند که جبران و ترمیم آسیبهای آنها زمانبر و هزینهبر است. سرمایهگذار در فضای باثبات بهدنبال سود مشخص است و در این فضا تمایل به سرمایهگذاری دارد نه در شرایطی که هر لحظه تصمیمات جدید و گاها متناقضی اخذ میشود.
برهه سخت تولید
کارشناس حوزه صنعت با اشاره به اینکه تولید در شرایط سختی است، گفت: در این برهه سخت برای تولید و صنعت کشور، از دولت و متولیان امر درخواست داریم پیش از اخذ هر تصمیمی از تشکلهای تخصصی مربوطه دعوت به عمل بیاورند و دیدگاهها و نظرات آنها را بشنوند و بهکار بگیرند. البته این موضوع نص صریح قانون بهبود فضای کسبوکار بوده و در ماده ۲ و ۳ این قانون آمده است. تنها انتظار این است که دولت به قانون عمل کند. وقتی قانون تاکید بر استفاده از نظرات بخش خصوصی دارد، دولت باید در تصمیمگیریها، تدوین دستورالعملها و چارچوبها این موضوع را در نظر داشته باشد و از تصمیمگیریهای خلقالساعه و جزیرهای پرهیز کند، چراکه باعث افزایش بیثباتی و عدماطمینان میشود و سرمایهگذاران را از این بخش فراری میدهد.
ضرورت تغییر نگاه
بختیاری در پایان راه نجات صنعت را تلاش برای رفع مشکلات کلان آن دانست و گفت: طی سالها شاهد بودهایم که تصمیمسازان اقتصاد کلان با هم دیدگاههای مشترکی ندارند و هر کدام از زاویه دید وزارتخانه و ماموریتهای سازمانی خود به موضوع ورود میکنند. وقتی یک نگاه فراگیر ملی نداریم، بهطبع هیچکدام از قوانین نمیتوانند ابعاد گوناگون یک موضوع را در نظر بگیرند و با نگاه بخشی درصدد رفع موانع هستند؛ غافل از اینکه در ابعاد دیگری، مشکلات بهمراتب بزرگتری ایجاد میشود. همین موضوع خود عامل بزرگ فرار بخش زیادی از سرمایههایی است که میتوانستند جذب بخش تولید و صنعت کشور شوند. این مشکلات در کنار فضای کاری نامناسب و نوسانات نرخ مواد اولیه و ارز و... باعث شده صنعت روزبهروز خالیتر از سرمایه شود و صنعت بدون سرمایه هم راه به جایی نمیبرد.
سرمایه گریزان از تولید
احسان فدایی، پژوهشگر حوزه صنعت درباره دلایل فرار سرمایه از تولید با اشاره به اینکه تولید از هر سویی با بحران مواجه است و یکی از بحرانهای آن به موضوع جذب و نگهداشت سرمایه برمیگردد، به صمت اظهار کرد: در سالهای اخیر، بحث فرار سرمایه از ایران به یکی از موضوعات کلیدی و چالشبرانگیز در عرصه اقتصادی کشور تبدیل شده است. درحالیکه در گذشته تأکید عمده بر فرار نخبگان و سرمایههای انسانی بود، اکنون این پدیده به لایههای گوناگون جامعه گسترش یافته و به یک بحران جدی تبدیل شده است. شرایط بحرانی کنونی، ناشی از اضمحلال اقتصادی و اجتماعی در حوزههای مختلف فرهنگی، سیاسی و حتی ورزشی، فشارهای زیادی به طبقات مختلف جامعه وارد کرده و تمایل به خروج از کشور را در میان اقشار گوناگون افزایش داده است.
پیامد بیثباتی اقتصادی
فدایی با اشاره به اینکه متاسفانه شرایط نه تنها سرمایه که افراد را هم به نوعی فرار داده و اکثرا تمایل دارند د رجایی غیر از تولید سرمایهگذاری کنند و حتی اگر شرایط فراهم شود مهاجرت کنند، اظهار کرد: یکی از نشانههای بارز این تمایل، افزایش چشمگیر کلاسهای آموزش زبان است. افراد در ردههای سنی مختلف، از جوانان تا میانسالان، بهطورجدی در حال یادگیری زبانهای خارجی هستند؛ این موضوع نشاندهنده نیاز به مهاجرت و خروج از کشور است. حتی خانوادهها و افراد مسن نیز در این مسیر قرار گرفتهاند و بهدنبال یادگیری زبان برای فراهم کردن شرایط مهاجرت هستند. این وضعیت نهتنها بهدلیل نیاز زبانی در داخل کشور نیست، بلکه به وضوح نشاندهنده ناامیدی و عدماطمینان نسبت به آینده است. پیامدهای این پدیده بسیار عمیق و نگرانکننده است. در گذشته، با اعتماد به منابع انسانی ارزان و متخصص، تصور میشد که ایران قادر است سرمایهگذاران خارجی را جذب کند. اما با تداوم مدیریت ناکارآمد و پوپولیستی، اکنون شاهد خروج گسترده نیروی انسانی هستیم. هرم سنی جمعیت که شامل متولدین دهه ۶۰ و ۷۰ میشود، اکنون به سن میانسالی رسیده و بخش زیادی از این افراد یا ازدواج نکردهاند یا فرزند ندارند. این امر میتواند منجر به بحران نیروی انسانی در آینده نزدیک شود.
مشکلات هر روز بیشتر از دیروز
فدایی با بیان اینکه وضعیت در بخشهای گوناگون نگرانکننده است، ادامه داد: علاوه بر این، کاهش منابع انرژی و مشکلات مربوط به استحصال نفت و گاز نیز بر وخامت اوضاع افزوده است. آنچه زمانی بهعنوان مزیت انرژی ارزان شناخته میشد، اکنون به یک چالش بزرگ تبدیل شده است. این وضعیت بهگونهای است که حتی در صورت بهبود شرایط دیپلماتیک، هیچ ارزشی برای سرمایهگذاران خارجی باقی نمانده است. ما با مرگ خاموش سرمایهگذاری در کشور روبهرو هستیم. همان رویکرد غلط، اشتباه و منحرف که بارها درباره آن صحبت کردهام باعث شده حتی اگر در روابط بینالملل و دیپلماسی خارجی هم بتوانیم موفقیتهایی داشته باشیم هم به جرأت میتوان گفت چیزی به اسم ارزشافزوده برای سرمایهگذار خارجی نخواهیم داشت نه نیروی متخصص و ارزانی داریم، چراکه در این بخش داریم به بحران نزدیک میشویم و این روند میتواند ما را دوباره به شرایطی برساند که در دهههای گذشته شاهد آن بودیم؛ یعنی جذب نیروی متخصص از کشورهای دیگر. از سوی دیگر مزیت منابع و انرژی را هم براساس ناترازیهایی که شاهد آن هستیم دیگر نداریم.
فدایی در پایان فرار سرمایه را دارای ابعاد گوناگون دانست و با تاکید بر جدی بودن این موضوع اظهار کرد: باید توجه داشت که فرار سرمایه نهتنها یک مشکل اقتصادی، بلکه یک بحران اجتماعی و انسانی است که نیازمند توجه و اقدام فوری مسئولان و سیاستگذاران کشور است. اگر این روند ادامه یابد، پیامدهای آن میتواند بهشدت بر آینده اقتصادی و اجتماعی ایران تأثیر بگذارد. این روند صنعت را به حاشیه برده و اقتصاد را زمینگیر میکند و در نهایت بر تمام ابعاد زندگی اجتماعی ما تاثیرگذار خواهد بود.
سخن پایانی
بنا براین گزارش، شرایط صنعت سخت است و با توجه به نوسانات ارزی و مشکلات در تامین انرژی وضعیت آن سختتر خواهد شد و به تبع سرمایههای کمتری راهی این بخش از اقتصاد خواهند شد. با جذب سرمایه به بازارهایی مانند ارز و طلا و مسکن صنعت بهتدریج از سرمایه تهی خواهد شد.
این بحران ساختاری است ضرورت دارد سیاستگذاران به جای تصمیمات جزیرهای و مقطعی، برنامهریزی بلندمدت و راهبردی در حوزه اقتصاد و صنعت پیاده کنند.
توجه ویژه به توسعه بازارهای داخلی، تسهیل روند سرمایهگذاری، تقویت ارتباط میان بخش خصوصی و دولت و رفع موانع اداری و بروکراسیهای پیچیده، کلید بازگرداندن اعتماد سرمایهگذاران است. بدون این اقدامات، فرار سرمایه ادامه خواهد یافت و صنعت فرصتهای طلایی رشد و توسعه را برای همیشه از دست خواهد داد.