اما و اگرهای واقعیسازی نرخ سوخت
یکی از مهمترین چالشهای اقتصادی ایران در دهه اخیر، به عدمواقعی بودن قیمتهای انرژی مربوط میشود. نوسانات ارزی و افزایش ارزش دلار در مقابل ریال، منجر به افزایش نرخ حاملهای انرژی در بازار داخلی شده است. کاهش تولید داخلی سوختهایی مانند بنزین، دیزل و گازوئیل، وابستگی کشور به واردات این محصولات را افزایش داده و در نتیجه نرخ آنها نیز بهطورمداوم بالا رفته است.

علاوه بر این، عوامل بازار و شرایطی مانند افزایش تقاضا در فصلهای گرم، افزایش ترافیک در شهرها و تعطیلی موقتی کارخانهها نیز میتوانند به افزایش نرخ حاملهای انرژی دامن بزنند. باتوجه به این عوامل، افزایش نرخ حاملهای انرژی در ایران یک مسئله چندوجهی است که بهدلیل تاثیرات گستردهاش بر بازار، بهعنوان یکی از مشکلات اساسی در تمامی زمینههای اقتصادی و اجتماعی بهشمار میآید.
پرداخت یارانه انرژی در کشورهای مختلف به شیوههای متفاوتی انجام میگیرد. در برخی کشورها، دولت بهطورمستقیم به خانوارهایی که توانایی پرداخت هزینههای خود را ندارند، یارانه میدهد. در کشورهای دیگر، این یارانهها بهصورتغیرمستقیم ارائه میشود. همچنین، برخی دولتها برای کاهش مصرف انرژی و حفاظت از محیطزیست، یارانههایی را به افراد و شرکتها اختصاص میدهند تا به صرفهجویی در مصرف انرژی کمک کنند. بههرحال، دولت باید در راستای هدفمندی یارانهها اقدام کرده و چالشهای موجود را با برنامهریزی منظم و با در نظر گرفتن زیرساختهای موجود، حل کند.
واقعیسازی نرخ سوخت در ایران: چالشها و پیامدها
در سالهای اخیر، بحث واقعیسازی نرخ سوخت در ایران همواره یکی از موضوعات مهم اقتصادی و اجتماعی بوده است. دولتها برای کاهش فشار یارانهای بر بودجه کشور، مدیریت مصرف انرژی و جلوگیری از قاچاق سوخت، بهدنبال افزایش تدریجی نرخ سوخت و نزدیک کردن آن به قیمتهای جهانی هستند. با این حال، اجرای این سیاست چالشهای متعددی بههمراه دارد که نیازمند بررسی دقیق است. یکی از اصلیترین دلایل افزایش نرخ سوخت، هزینه بالای یارانههای انرژی است که بار مالی زیادی بر دوش دولت میگذارد. در حال حاضر، ایران یکی از کشورهایی است که ارزانترین بنزین را در سطح جهان ارائه میدهد، که این موضوع نهتنها باعث مصرف بیرویه شده، بلکه زمینه قاچاق گسترده سوخت به کشورهای همسایه را نیز فراهم کرده است. از سوی دیگر، پایین بودن نرخ سوخت منجر به افزایش آلودگی هوا و استفاده بیش از حد از خودروهای شخصی شده است که مشکلات زیستمحیطی نیز بهدنبال دارد. باوجود مزایای بالقوه، افزایش نرخ سوخت با چالشهای اجتماعی و اقتصادی گستردهای همراه است. یکی از مهمترین چالشها، افزایش تورم و تاثیر آن بر هزینههای زندگی مردم است. بسیاری از کالاها و خدمات، بهویژه حملونقل، بهطورمستقیم تحتتاثیر نرخ سوخت قرار دارند. بنابراین، هرگونه افزایش نرخ سوخت میتواند باعث رشد تورم و کاهش قدرت خرید مردم شود. از سوی دیگر، اجرای نادرست این سیاست ممکن است موجب نارضایتی عمومی و اعتراضات اجتماعی شود، همانطور که در گذشته نیز نمونههایی از آن مشاهده شده است. برای اجرای موفق واقعیسازی نرخ سوخت، دولت باید یک برنامه جامع و تدریجی تدوین کند. ارائه یارانه نقدی یا حمایتهای معیشتی به اقشار آسیبپذیر، توسعه حملونقل عمومی و استفاده از کارتهای هوشمند سوخت برای کنترل مصرف، از جمله راهکارهایی است که میتواند به کاهش اثرات منفی این سیاست کمک کند. همچنین، اطلاعرسانی شفاف و مشارکت عمومی در تصمیمگیریها میتواند از بروز تنشهای اجتماعی جلوگیری کند. واقعیسازی نرخ سوخت در ایران امری ضروری است، اما نحوه اجرای آن اهمیت زیادی دارد. دولت باید با در نظر گرفتن شرایط اقتصادی و اجتماعی کشور، راهکارهای مناسبی برای کاهش تبعات منفی این سیاست اتخاذ کند. مدیریت صحیح این فرآیند میتواند به کاهش مصرف بیرویه، جلوگیری از قاچاق سوخت و بهبود وضعیت اقتصادی کشور کمک کند.
رشد نرخ بنزین بر هزینههای زندگی تاثیر مستقیمی میگذارد
عبدالرسول دشتی، کارشناس حوزه انرژی و عضو افتخاری باشگاه اقتصاد انرژی درباره واقعیسازی نرخ سوخت در کشور به صمت توضیح داد: معیشت بخش بزرگی از مردم با نرخ حاملهای انرژی در ارتباط است و رشد نرخ بنزین بر هزینههای زندگی تاثیر مستقیمی میگذارد. اینکه یکباره بخواهیم نرخ سوخت را واقعی سازیم، مردم را با یک شوک بزرگ مواجه میکند، اما اگر این افزایش نرخ بهطورمنطقی بالا رود، حلال خیلی از مشکلات میشود. گاهی این گلایه پیش میآید که ارزانی سوخت در کشور باعث شده است تا بیشتر خودروهای شهر، تکسرنشین باشند؛ بنابراین از نظر اقتصادی منطقی است که شهروندان با وسایل نقلیه عمومی نظیر مترو رفتوآمد کنند، اما همیشه و برای همه مقدور نیست که بخواهند از این طریق ایاب و ذهاب کنند. برای مثال در روزهای بسیار شلوغ یا بارانی ترجیح بر این است که با ماشین شخصی تردد شود. در نتیجه ما هرچقدر که بر استفاده از وسایل نقلیه عمومی تاکید داریم، باید همانقدر هم به گسترش آن فکر کنیم. اکنون جمعیت تهران زیاد شده و این تعداد واگن، اتوبوس و... جوابگوی رفتوآمد مردم نیست.
وی در ادامه بیان کرد: زمانی میتوانیم از رانت در تولید سوخت صحبت کنیم که ارزان بخریم و گران بفروشیم. از اینرو شرکتها اگر سوخت تولیدی دارند، مستقیما به خزانه مملکت و بانک مرکزی منتقل میشود و رانت و سوءاستفادهای وجود ندارد. اتفاقا هزینههای سوخت تولیدشدهای که بهدست مردم میرسد، بسیار زیاد است و سوبسیدهای این بخش در رتبههای بالایی قرار دارد. یک زمانی بخشی از بنزین تولیدشده بهصورت مازاد باقی میماند و بهشکل قانونی صادر میشد. البته در آن زمان هم ایراداتی به این طرح گرفته شد، اما بهنظر بنده ایرادی نداشت، چراکه منبع درآمد مناسبی برای کشور بهشمار میآمد؛ بنابراین اینکه فکر کنیم در پالایشگاهها رانت وجود دارد، بههیچوجه درست و منطقی نیست.
دستگاههای نظارتی قاچاق سوخت را پیگیری کنند
این تحلیلگر مسائل انرژی به صمت توضیح داد: ممکن است یک تغییر کوچک در ریز فرآورده سوخت از نظر مرجع فنی قاچاق شناسایی شود و شرکت تولیدکننده را جریمه کنند، اما اینکه مجموعه نفت یا پالایشگاه به جایی یا شخصی بنزین رانتی یا ارزان میدهد، بنده باتوجه به ۸ سال سابقه کاری که در این سازمانها داشتم، نه شنیدم و نه تجربه کردم و این موضوع را بههیچوجه تایید نمیکنم. اینکه سوخت قاچاق میشود، باید با دستگاههای نظارتی پیگیرش باشند. ما باید ببینیم که ایراد از کجا نشأت میگیرد و مستقیم بهسراغ آن برویم. متهم کردن نهاد یا سازمانی که هیچ نقشی در تخلف ندارد، کار درستی نیست و هیچکس از آن نفع نمیبرد.
دشتی در خاتمه عنوان کرد: من بهشخصه امیدوارم که با تلاش و همدلی میتوانیم دست بهدست بدهیم تا مشکلات را از پیشرو برداریم. الان زمان بحرانی را سپری میکنیم و زنگ خطر کمبود گاز بهصدا درآمده است. شما نگاه کنید که چگونه شهرهایی که در انتهای لولههای گازرسانی هستند، با مشکلات فشار و قطعی گاز مواجهند. هرچقدر که ما در مصرف خود صرفهجویی کنیم، این نعمت الهی بهتر و بیشتر به سایر شهرهای ما میرسد. تکتک ما باید احساس مسئولیت کنیم و قدر این سرمایه ملی را بهنحو احسن بدانیم.
قیمت بنزین یک عامل کلیدی در تعیین هزینهها
مرتضی بهروزیفر، کارشناس انرژی در گفتوگو با صمت اظهار کرد: جامعه ما با چالشهای گوناگونی مواجه است و نمیتوانیم بگوییم که انرژی را فقط براساس قیمتهای جهانی عرضه میکنیم. در حال حاضر، نرخ بسیاری از کالاهای اساسی برای مردم بالاتر از نرخ جهانی است و هیچ اعتراضی در این زمینه مطرح نمیشود.
وی همچنین اشاره کرد، دولت با مشکلات مالی زیادی مواجه است و یکی از راههای جبران این کسری بودجه، افزایش نرخ بنزین است. اما این ادعا که افزایش نرخ بنزین منجر به کاهش مصرف و افزایش استفاده از حملونقل عمومی میشود، کاملا نادرست است و در سالهای اخیر بارها این موضوع بهاثبات رسیده است. بهعنوانمثال، در دوره دولت دهم، نرخ بنزین تا ۷ برابر افزایش یافت، اما مصرف بنزین تنها در ۲ تا ۳ ماه اول تغییراتی داشت و سپس با افزایش تورم و کاهش ارزش پول ملی، وضعیت به حالت قبلی بازگشت و حتی بدتر شد. بهروزیفر اظهار کرد: باید به این نکته توجه داشت که نرخ بنزین بهعنوان یک عامل کلیدی در تعیین هزینه نهایی برخی کالاهای ضروری برای مردم عمل میکند و میتواند منجر به افزایش تورم شود. این موضوع بهویژه برای اقشار کمدرآمد و طبقات پایین جامعه، شرایط اقتصادی را دشوارتر میسازد. بهنظر میرسد بهتر است دولت بهجای افزایش نرخ حاملهای انرژی، بر تولید داخلی تمرکز بیشتری داشته باشد تا بتواند هزینههای معوقه را تسویه کرده و از افزایش تورم در آینده جلوگیری کند.
تاثیر افزایش نرخ بنزین بر تورم
این کارشناس افزود: یک مثال ساده از تاثیر افزایش نرخ بنزین بر تورم این است که در کشور ما هنوز با مشکلاتی در زمینه نرخ کالاهای اساسی و افزایش تورم مواجهیم. پیشنهاد میشود برای کاهش وابستگی به صادرات نفت و کاهش واردات، توجه بیشتری به توسعه صنایع و تولیدات داخلی شود. همچنین، باید بر اهمیت اصلاح سیستم حملونقل عمومی و تشویق به استفاده بیشتر از آن تاکید کرد تا مصرف سوختهای فسیلی کاهش یابد و محیطزیست حفظ شود. وی در پایان اظهار کرد: پیش از افزایش نرخ بنزین، لازم است که تاثیرات این اقدام بر جامعه و گروههای مختلف بهدقت بررسی شوند و گزینههای جایگزین نیز مدنظر قرار گیرند. همچنین باید به این نکته توجه کرد که افزایش نرخ بنزین تنها یک راهکار موقتی است و برای حل مشکلات اقتصادی، نیاز به پیشنهاد راهکارهای سازنده و بلندمدت داریم. باید اقداماتی انجام شود که تاثیرات آن بر جامعه را در نظر گرفته و به گزینههای جایگزین و سازنده توجه کند. این رویکرد میتواند به حل مشکلات اقتصادی کمک کند و نهتنها مسئله کمبود بودجه را برطرف کند، بلکه به بهبودی پایدار نیز منجر شود.
سخن پایانی
باوجود نظرات متفاوت، بهنظر میرسد که در آینده نزدیک هیچ برنامهای برای افزایش نرخ سوخت وجود ندارد. دولت و مجلس در حال ارزیابی و تحلیل وضعیت فعلی هستند و سعی دارند با بهینهسازی مصرف سوخت، بخشی از ناترازی انرژی را جبران کنند. اما در بلندمدت، اگر ناترازی انرژی ادامه یابد، احتمال تغییر قیمتها به یک نیاز اقتصادی تبدیل خواهد شد.