-

آمار؛ قطب‌نمای برنامه‌ریزی برای آینده

عاطفه خسروی- مدیر مسئول برنامه‌ریزی برای آینده، پیش از هر چیز به شناخت واقعیت‌های امروز نیاز دارد؛ شناختی که نه با حدس و گمان، نه با برداشت‌های شخصی و نه صرفاً با ارزیابی‌های مقطعی، بلکه با اتکا به آمار معتبر و تحلیل علمی امکان‌پذیر می‌شود. آمار، زبان سنجش واقعیت و یکی از مهم‌ترین ابزارهای سیاست‌گذاری است؛

آمار؛ قطب‌نمای برنامه‌ریزی برای آینده

 

ابزاری که به دولت‌ها کمک می‌کند منابع محدود را هدفمند تخصیص دهند، اولویت‌های اقتصادی و اجتماعی را تشخیص دهند و پیامد تصمیم‌های خود را ارزیابی کنند.

در اقتصادی مانند ایران که با مسائلی چون تورم، نوسانات سرمایه‌گذاری، اشتغال، نابرابری منطقه‌ای، تغییرات جمعیتی، بحران آب و محدودیت منابع مالی روبه‌روست، اهمیت آمار بیش از آن است که صرفا به انتشار گزارش‌های دوره‌ای محدود شود. آمار باید در قلب نظام تصمیم‌گیری قرار گیرد؛ از تدوین بودجه و طراحی سیاست‌های حمایتی گرفته تا برنامه‌ریزی برای توسعه صنعتی، تامین امنیت غذایی، مدیریت انرژی و اصلاح نظام رفاهی.

کارکرد آمار تنها اعلام وضعیت روز اقتصاد یا تغییر یک شاخص نسبت به سال گذشته نیست. ارزش واقعی داده‌ها زمانی آشکار می‌شود که بتوان با استفاده از آنها روندها را شناسایی کرد، سناریوهای مختلف را سنجید و برای شرایط پیش‌رو تصمیم گرفت.

برای مثال، آمارهای جمعیتی زمانی در برنامه‌ریزی مؤثر خواهند بود که به پیش‌بینی نیاز آینده به مدرسه، دانشگاه، مسکن، شغل و خدمات درمانی منجر شوند. داده‌های بازار کار زمانی ارزش سیاستی پیدا می‌کنند که علاوه بر نرخ بیکاری، وضعیت اشتغال ناقص، کیفیت مشاغل، مشارکت اقتصادی و تفاوت‌های استانی را روشن کنند. همچنین، آمار تورم زمانی به ابزار موثر سیاست‌گذاری تبدیل می‌شود که تغییر هزینه زندگی گروه‌های مختلف درآمدی را نشان دهد و امکان ارزیابی قدرت خرید خانوارها را فراهم سازد.

در حوزه بودجه نیز آمار می‌تواند مشخص کند کدام برنامه‌های حمایتی بیشترین اثربخشی را دارند، منابع عمومی در کدام بخش‌ها با اتلاف روبه‌رو هستند و چه مناطقی به سرمایه‌گذاری بیشتری نیاز دارند. بدون چنین اطلاعاتی، سیاست‌گذار ممکن است منابع را بر اساس فشارهای مقطعی یا برآوردهای ناقص توزیع کند و در نهایت نتواند اثر واقعی تصمیم خود را اندازه بگیرد.

بنابراین، فاصله میان تولید آمار و استفاده از آن در تصمیم‌گیری باید به حداقل برسد. انتشار داده به‌تنهایی نشانه تصمیم‌گیری مبتنی بر شواهد نیست؛ مسئله اصلی آن است که داده‌ها چگونه به سیاست تبدیل می‌شوند و آیا نتایج اجرای سیاست‌ها دوباره اندازه‌گیری و ارزیابی می‌شوند یا خیر.

از سوی دیگر ایران از ظرفیت‌های نهادی و تخصصی قابل‌توجهی در حوزه آمار برخوردار است. مرکز آمار ایران، بانک مرکزی و دستگاه‌های اجرایی هر یک در تولید بخشی از داده‌های اقتصادی، جمعیتی و اجتماعی نقش دارند. بنابراین مسئله مهم برای نظام آماری ایران، تنها افزایش حجم داده‌های تولیدشده نیست و برعکس یکی از الزامات اساسی، تقویت هماهنگی میان نهادهای تولیدکننده آمار و شفاف‌سازی روش‌های محاسبه شاخص‌هاست.

در بررسی آمارهای روز اقتصاد بسیار پیش می‌آید که با اعداد متفاوتی از سوی مراکز مختلف آماری مواجه شویم. مثلا بانک مرکزی یک عدد را برای نرخ تورم اعلام می‌کند و مرکز آمار عدد دیگری را. هنگامی که دو مجموعه آماری درباره یک موضوع، ارقام متفاوتی منتشر می‌کنند، توضیح تفاوت در جامعه آماری، دوره زمانی، روش نمونه‌گیری یا تعریف شاخص برای حفظ اعتماد عمومی ضروری است. ذکر این نکته هم الزامی است که اختلاف آماری لزوما به معنای نادرستی یکی از داده‌ها نیست؛ اما نبود توضیح روشن درباره منشأ اختلاف نظر و الگوهای آمارگیری، می‌تواند استفاده از آمار را دشوار کند.

در نهایت اینکه ؛ آینده را نمی‌توان با قطعیت پیش‌بینی کرد، اما می‌توان با داده‌های دقیق‌تر، سناریوهای واقع‌بینانه‌تر و برنامه‌ریزی پاسخ‌گوتر برای آن آماده شد.

آمار دقیق و قابل اتکا، زیربنای تصمیم‌گیری آگاهانه در اقتصاد و یکی از مهم‌ترین ابزارهای سیاست‌گذاران برای شناخت واقعیت‌های اقتصادی، تعیین اولویت‌ها و تخصیص بهینه منابع محدود است.

 تصمیم‌گیران اقتصادی برای تدوین بودجه، کنترل تورم، سیاست‌گذاری پولی و مالی، مدیریت بازار کار، حمایت از اقشار آسیب‌پذیر و برنامه‌ریزی برای رشد و سرمایه‌گذاری، به داده‌هایی منسجم، به‌روز و قابل مقایسه نیاز دارند.

نبود آمار معتبر یا وجود داده‌های متناقض می‌تواند به تشخیص نادرست مسائل، اتخاذ سیاست‌های ناکارآمد و تحمیل هزینه‌های اضافی به دولت، بنگاه‌ها و خانوارها منجر شود.

از سوی دیگر، آمار تنها برای توصیف وضعیت موجود کاربرد ندارد؛ بلکه با آشکارکردن روندها، شناسایی ریسک‌ها و امکان ارزیابی نتایج سیاست‌ها، به تصمیم‌گیران کمک می‌کند پیش از تشدید مشکلات، مسیر اقدامات خود را اصلاح کنند. در واقع، هرچه کیفیت آمار، شفافیت روش‌های تولید آن و هماهنگی میان نهادهای آماری بیشتر باشد، امکان تصمیم‌گیری مبتنی بر شواهد، پاسخ‌گویی در برابر نتایج و برنامه‌ریزی واقع‌بینانه برای آینده اقتصاد نیز افزایش می‌یابد.

این ساختار مهم‌ترین پیوند میان آمار و توسعه است؛ پیوندی که اهمیت روز ملی آمار و برنامه‌ریزی را از یک مناسبت نمادین به ضرورتی برای حکمرانی بهتر تبدیل می‌کند.

دیدگاهتان را بنویسید

بخش‌های ستاره دار الزامی است
*
*

آخرین اخبار

پربازدیدترین