از ورسک بدون میلگرد تا B۱ پنجاهمتری
کیمیا ملکی ۲۷مهرماه در گاهشمار جهانی، روز ادای احترام به نبوغی است که درهها را درهم میشکند و شریانهای حیات بشر را به یکدیگر پیوند میزند: روز جهانی پل. اما امسال این مناسبت برای ایرانیها طعم متفاوتی دارد؛ نه از جنس جشنهای نمادین روبانکشی، بلکه از جنس حسرت و بهت. در روزگاری که شاهکارهای کهن این سرزمین از نبرد ساروج و آب در سیوسهپل اصفهان تا قوس بدونآرماتور ورسک سوادکوه همچنان سرپا ماندهاند،
مدرنترین و بلندپروازانهترین سازه مهندسی خاورمیانه یعنی «ابرپل B1 کرج» سرنوشتی تراژیک پیدا کرد. پروژهای که با دهانه ۱۷۶ متری و ارتفاع ۱۳۶ متریاش قرار بود نماد اقتدار مهندسی تمامایرانی در گرهگشایی از ترافیک فلات مرکزی باشد، در سیزدهم فروردین و تنها چند روز مانده به افتتاح رسمی، زیر باران آتش و هدفگیری مستقیم کابلهای کششیاش قرار گرفت. زخمی عمیق بر تن زیرساخت غیرنظامی کشور که حالا بازسازیاش به میدانی از ارقام نجومی و نبردهای پیچیده ژئوتکنیکی بدل شده است.
شناسنامهای به دیرینگی هزارهها
برای درک سنگینی آنچه بر سر پل B1 آمد، باید نخست تاریخ پلسازی در فلات ایران را بازخوانی کرد. این خاک هرگز با سازههای معمولی پیوند نخورده است. اگر به جنوبغرب کشور و دزفول سفر کنید، هنوز پایههای کهنترین پل استوار جهان را میبینید که ساسانیان با ملات مرموز ساروج بر بستر خروشان رودخانه بنا نهادند تا در برابر طغیانهای فصلی زاگرس خم به ابرو نیاورد.
چند قرن بعد در دوران صفوی، اصفهان تعریفی نوین از پل ارائه داد. سیوسهپل با ۳۰۰ متر طول و ۳۳ دهانه طاقی، تنها معبری برای گذر کاروانها از چهارباغ عباسی به جلفا نبود بلکه پیریزی آن بر بستری وابسته به رطوبت طراحی شد که ملاتش در تماس دائمی با جریان آب، خود را بازسازی و تحکیم میکرد. کمی پایینتر، شاهکار معماری هیدرولیکی «پل خواجو» متولد شد؛ سازهای ۱۳۳ متری با ۲۴ دهانه که هوشمندانهترین سد آببند زمانه خود به شمار میرفت. خواجو جریان زایندهرود را تنظیم میکرد، دریاچهای مصنوعی برای تلطیف اقلیم شهر میساخت و در طبقه فوقانی و عمارت شاهنشینش، بستری برای زیست شبانه و مراودات اجتماعی خلق میکرد، تعریفی از پل به مثابه یک نهاد شهری چندمنظوره که معماری غرب قرنها بعد به آن رسید.
معجزه ورسک و رنسانس شهری پل طبیعت
با گذر از دوران کهن و ورود به عصر آهن و سیمان، خطوط راهآهن سراسری شمال در سال ۱۳۱۵ شاهد خلق یکی از درخشانترین برگهای تاریخ مهندسی شد: «پل ورسک». این سازه بتنی در ارتفاع ۱۱۰ متری از دره عمیق سوادکوه و با دهانه قوسی ۶۶ متری، بدون بهکارگیری حتی یک شاخه میلگرد و آرماتور در قوس اصلی ساخته شد. ورسک توانست سنگینترین قطارهای مهمات متفقین را در جنگ دوم جهانی عبور دهد تا عنوان تاریخی «پل پیروزی» را بر پیشانی خود ببیند؛ رکوردی که نامش را در گینس و فهرست آثار ملی ماندگار کرد.
در عصر معاصر نیز ایران نشان داد که خلاقیت فرمی را از یاد نبرده است. افتتاح «پل طبیعت» در مهرماه ۱۳۹۳ برفراز بزرگراه مدرس تهران، چرخش بزرگی در فلسفه سازههای معاصر بود. این سازه خرپایی سهبعدی ۲۰۰۰ تنی که با الهام از شاخههای درهمتنیده درختان توسط مهندسان جوان داخلی طراحی شد، جوایز بینالمللی متعددی همچون جایزه معماری آقاخان ۲۰۱۶ را به ارمغان آورد و ثابت کرد پلی که برای پیادهها ساخته شده، میتواند پاتوق مدرن یک کلانشهر خسته از آهن و دود باشد.
اما تمام این افتخارات تاریخی، صحنه را برای ورود بازیگری بسیار جسورتر و فنیتر در کرج آماده میکرد: هیولای خفتهای به نام B1.
ابرپل B1
برای بررسی فنی B1، باید از هیجانات فاصله گرفت و سراغ اعداد رفت. در امتداد پروژه ۱۸.۶ کیلومتری آزادراه شمالی کرج (بزرگراه شهید سلیمانی)، گرهی وجود داشت که باز کردن آن بدون یک جهش بزرگ مهندسی غیرممکن مینمود. رودخانه و دره عمیق بیلقان در ورودی جاده چالوس مانعی بزرگ بود. تصمیم مدیران و مهندسان شجاعانه بود: احداث بلندترین پل غرب آسیا و خاورمیانه به روش اکسترادوز؛ ترکیبی پیشرفته و هایتک از پلهای تیرجعبهای بتنی پیشتنیده و پلهای کابلی.
طبق دادههای موجود، پل B1 مجموعهای است به طول بیش از ۱۰۵۰ متر (شامل عرشه و رمپهای متصلکننده) که سازه اصلی اکسترادوز آن به تنهایی ۵۳۰ متر طول دارد. دهانه میانی این پل با طول ۱۷۶ متر بر فراز رودخانه به پرواز درآمد؛ بدون آنکه حتی یک پایه میانی در بستر آب قرار گیرد. پایههای بتنی این غول سازهای ارتفاعی معادل ۱۳۶ متر از کف دره داشتند. برای اجرای این ارتفاع سرگیجهآور، از روش قالببندی لغزنده و بتن فوقمقاوم با مقاومت فشاری چشمگیر بالغ بر ۵۴۰ کیلوگرم بر سانتیمتر مربع استفاده شد و برای نخستین بار در تاریخ پروژههای کشوری، فونداسیون گسترده رادیه در ابعاد ۲۸ در ۳۲ متر بدون شمعکوبی در کف بستر مهار گردید.
پل B1 تبلور استقلال فنی بود؛ سازهای که طبق گزارشهای رسمی وزارت راه، صفر تا صد طراحی سازهای، محاسبات آیرودینامیک در برابر بادهای قیفی دره بیلقان، کابلکشیهای پسکشیده و قطعهریزیهای پیشساخته طرهای آن توسط شرکتها و مهندسان مشاور ایرانی و بدون حضور حتی یک کارشناس خارجی به سرانجام رسید. تا پایان سال گذشته، این پروژه با پیشرفت فیزیکی فراتر از ۹۶ درصد آماده میشد تا انتهای اتوبان همت را به آزادراه کرج-قزوین بدوزد و گره کور ترافیک میلیونی پایتختنشینان به سمت غرب و شمال کشور را برای همیشه باز کند. همهچیز مهیای افتتاح تاریخی در بیستم فروردین بود اما تقویم مسیر دیگری رفت.
تلخترین سیزدهم فروردین
در ظهر سیزدهم فروردین و همزمان با ایام روز طبیعت، جریان رویدادها ناگهان نظامی شد. طی دو موج پیاپی، این سازه عظیم ترانزیتی و غیرنظامی هدف اصابت موشکهای هدایتشونده و پهپادهای تهاجمی ائتلاف آمریکایی قرار گرفت؛ اتفاقی که حتی ترامپ نیز در اظهاراتی مدعی تخریب آن شد.
بر پایه آمارهای رسمی اعلامشده از سوی مدیران وزارت راه و شهرسازی و رسانهها، این حمله کور در بخش کارگاهی و پیرامونی پل به شهادت ۱۳ تن و مجروحیت نزدیک به ۹۵ نفر انجامید؛ تلفاتی که جامعه مهندسی و کارگری کشور را در سوگی عمیق فرو برد. نقطه تمرکز این حملات، بر خلاف تصور عمومی، تخریب کلی پایههای بتنی حجیم نبود؛ بلکه نقطهزنی تخصصی روی سیستمهای کابلی و گرههای حساس پسکشیدگی در بخش کنسولی صورت گرفت. بر اثر انفجارهای مهیب، بخش عظیمی از عرشه طرهای معلق در هوا شکسته شد و بیش از ۵۰ درصد عرشه بتنی در بخشهای شمالی، میانی و جنوبی فرو ریخت یا دچار گسست کامل گشت.
بحران پساحمله
بخش جنجالی و کمتر شنیدهشده ماجرا که در ماههای اخیر محافل تخصصی را به خود مشغول کرد، پدیدهای بود که کارشناسان آن را آسیب دینامیکی نامتقارن نامیدند. پس از فرو ریختن قطعات ۵۰ تنی عرشه، بیش از ۶۰ متر از پیشآمدگی سازه بتنی در ارتفاع سرسامآور بدون مهار کابلهای کششی در هوا رها شد. این اتفاق، توزیع بارهای ثقلی را به هم زد. همانطور که رئیس کمیسیون عمران شورای شهر کرج در هشدارهای رسانهای بازتاب داد، پایه اصلی دچار بار نامتقارن وحشتناکی شد؛ بهطوریکه گزارشهایی از تغییر شکل و انحراف نزدیک به ۱۰ سانتیمتری در محور فوقانی ستون ثبت گردید؛ هشداری که اگر فورا با مهاربندهای موقت و تزریق کابلهای جایگزین کنترل نمیشد، میتوانست کل پایه را به ورطه خستگی ساختاری و تخریب کامل بکشاند.
تیمهای مهندسی با همکاری ۱۱ شرکت مشاور برجسته کشور و با پاکسازی آوار و بتنشکنی در شعاع ۲۰ متری محلهای اصابت، عملیات تثبیت را کلید زدند. بررسیهای دقیق نشان داد هرچند کابلها باید به طور کامل تعویض و بازسازی شوند، اما به لطف عیار بالای بتن و پیریزی خارقالعاده، هسته ستونهای اصلی توانستهاند موج انفجار را دفع کنند و نیازی به تخریب بنیادین کل سازه نیست.
چالش اعتبارات
اما ماجرای B1 فقط نبرد بتن و آهن نبود؛ پای پول در میان بود. برآوردهای اولیه خسارت از ارقام ۲ تا ۳.۵ هزار میلیارد تومانی خبر میداد. سرانجام با بررسیهای فنی، قرارداد بازسازی با رقمی در حدود ۲۷۰۰ میلیارد تومان و با بازه زمانی یکساله منعقد شد تا پیمانکار قبلی بتواند سازه را احیا کند.
با این حال، چالشی که در راهروهای پارلمان شهری کرج غوغا به پا کرد، محل تأمین این بودجه سنگین بود. بر اساس الحاقیههای پیشین، آزادراه شمالی کرج پروژهای مشارکتی با سهم ۵۰ درصدی دولت (وزارت راه و شهرسازی) و ۵۰ درصدی شهرداری کرج تعریف شده بود. با وجود سرمایهگذاری چند ده هزار میلیارد تومانی مدیریت شهری در طول سالها، عدم تحقق بهموقع تعهدات نقدی دولتی در ماههای پس از حمله، شایعاتی پیرامون کندی بازسازی به راه انداخت؛ موضوعی که البته با تاکیدات فنی شورای عالی فنی و تعریف منابع جایگزین، در مسیر اجرایی قرار گرفت تا نگذارد این شریان حیاتی ملی در باتلاق بروکراسی زمینگیر شود.
سخن پایانی
پلها در حافظه تاریخی ملتها، صرفا تودههای بههمپیوسته سنگ و فلز نیستند؛ آنها شناسنامه پایداری، بلندپروازی و نماد غلبه بر ناممکنها هستند. اگر روزگاری پل ورسک در دل جنگ جهانی دوم لقب پل پیروزی گرفت و نقشه ژئوپلیتیک منطقه را دگرگون کرد، امروز پل B1 کرج تجسم زخمی ملی است که به آزمونی تاریخی برای توان فنی و عزم مهندسی ایران معاصر بدل شده است. فروریختن کابلهای این ابرسازه هرچند افتتاحی تاریخی را به تعویق انداخت و بهای گزافی از خون و سرمایه بر دوش کشور نهاد، اما نبرد شبانهروزی برای بازآفرینی دهانه ۱۷۶ متری آن نشان داد که دانش فنی بومی را نمیتوان با موشک نقطهزن از جغرافیای این سرزمین حذف کرد. بیستوهفتم مهر، بیش از آنکه صرفاً روزی در تقویم باشد، یادآور این حقیقت است که اراده انسان برای ساختن، همواره از قدرت تخریب سلاحها نیرومندتر بوده است.