زلزله خاموش در ایران؛ فرونشست دیگر یک بحران منطقهای نیست
زمینشناسی و اکتشافات معدنی را میتوان یکی از مهمترین پایههای توسعه اقتصادی و صنعتی کشور دانست؛ حوزهای که از یکسو مسئول شناسایی منابع و ظرفیتهای معدنی و از سوی دیگر متولی مطالعه و پایش بخشی از مهمترین مخاطرات طبیعی کشور است. در شرایطی که تأمین پایدار مواد اولیه صنایع معدنی، کاهش وابستگی به درآمدهای نفتی و حرکت به سمت اقتصاد مبتنی بر منابع داخلی بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته، نقش سازمان زمینشناسی و اکتشافات معدنی کشور نیز اهمیت بیشتری پیدا کرده است.
سیدمحمود فاطمیعقدا، رئیس سازمان زمینشناسی و اکتشافات معدنی کشور، در تشریح رویکردهای جدید این سازمان، از تلاش برای تغییر مدل اکتشاف، حرکت به سمت حکمرانی مشارکتی، استفاده گستردهتر از ظرفیت بخش خصوصی، توسعه اکتشافات عمقی و هوایی، شناسایی عناصر نادر خاکی و تقویت مطالعات مربوط به مخاطراتی همچون فرونشست خبر داده است؛ مجموعهای از برنامهها که نشان میدهد سازمان زمینشناسی در حال عبور از مدل سنتی فعالیتهای اکتشافی و حرکت به سمت تولید داده، کاهش ریسک سرمایهگذاری و مشارکت بیشتر بخش غیردولتی است.
حکمرانی مشارکتی؛ از تجربه گذشته تا مدل جدید
حرکت سازمان زمینشناسی به سمت حکمرانی مشارکتی، موضوعی کاملاً جدید نیست. این سازمان طی سالهای گذشته نیز تجربههایی از مشارکت با دانشگاهها و در برخی موارد بخش خصوصی داشته است، اما تفاوت رویکرد جدید در این است که قرار است بخش خصوصی نقش پررنگتری در تولید دادههای پایه و اجرای عملیات اکتشافی داشته باشد.
در مدلهای گذشته، بخش عمده فعالیتها با اتکا به ظرفیتهای دولتی و حمایتهای حاکمیتی انجام میشد. دانشگاهها در اجرای برخی طرحها به کار گرفته شدند و بخش خصوصی نیز در مواردی در پروژهها حضور داشت، اما هنوز تجربه گستردهای از اینکه بخش خصوصی بهعنوان پیمانکار اصلی سازمان، مسئولیت تولید دادههای پایه و اجرای بخش مهمی از عملیات اکتشافی را برعهده بگیرد، در کشور شکل نگرفته است.
فاطمیعقدا بر این باور است که محدودیت منابع مالی و اجرایی دولت از یکسو و گستردگی پهنههای ناشناخته معدنی کشور از سوی دیگر، ادامه این مسیر را دشوار میکند. بنابراین اگر قرار است اکتشافات کشور با سرعت و گستره بیشتری دنبال شود، استفاده از ظرفیت سرمایه و توان اجرایی بخش خصوصی دیگر یک انتخاب صرف نیست، بلکه به یک ضرورت تبدیل شده است.
البته این تغییر مدل با ملاحظات خاصی همراه است. بخش خصوصی برای ورود به حوزه اکتشاف به اطلاعات معتبر، ریسک قابل مدیریت و چشمانداز اقتصادی روشن نیاز دارد. اکتشاف ذاتاً فعالیتی پرریسک است و سرمایهگذار نمیتواند بدون برخورداری از دادههای پایه مناسب، منابع قابل توجهی را وارد پروژهای کند که نتیجه آن از ابتدا مشخص نیست.
از همین رو، نقش سازمان زمینشناسی در مدل جدید صرفاً واگذاری محدودههای اکتشافی نخواهد بود، بلکه تولید اطلاعات پایه، شناسایی پهنههای امیدبخش، کاهش ریسک اولیه و فراهم کردن شرایط ورود سرمایهگذار، بخش مهمی از این رویکرد را تشکیل میدهد.
اکتشاف؛ حلقهای که به سرمایه نیاز دارد
یکی از چالشهای مهم حوزه معدن در کشور، سهم پایین اکتشاف و تولید دادههای پایه از جریان سرمایهگذاری است. در سالهای گذشته بازارهای مختلفی مانند ارز، طلا و حتی بازار سرمایه توانستهاند بخش قابل توجهی از منابع مالی کشور را به خود جذب کنند، اما حوزه اکتشاف معدنی و تولید دادههای پایه هنوز سهم متناسبی از این منابع ندارد.
این در حالی است که آینده بخش معدن بهشدت به توسعه اکتشاف وابسته است. ذخایر شناختهشده کشور در نهایت محدود هستند و اگر اکتشافات جدید، بهویژه اکتشافات عمقی و پنهان، توسعه پیدا نکند، صنایع معدنی در سالهای آینده با چالش تأمین خوراک مواجه خواهند شد.
در چنین شرایطی، سازمان زمینشناسی تلاش دارد با تعریف بستههای سرمایهگذاری و ایجاد پروژههای مشخص، مسیر ورود سرمایههای جدید به حوزه اکتشاف را هموار کند.
در طرح جدید، حدود ۶ بسته سرمایهگذاری در فاز نخست تعریف شده و حجم سرمایه مورد نیاز برای اجرای این بستهها بیش از ۵۰ همت برآورد شده است. یکی از مهمترین اهداف این برنامه نیز اجرای بیش از ۲.۵ میلیون کیلومتر برداشت ژئوفیزیک هوایی است؛ اقدامی که میتواند حجم قابل توجهی اطلاعات جدید درباره ساختار زمین و پتانسیلهای معدنی کشور تولید کند.
برداشتهای ژئوفیزیک هوایی از این جهت اهمیت دارند که امکان بررسی مناطق گسترده را در مدت زمان کوتاهتر فراهم میکنند و میتوانند مناطق امیدبخش را برای مطالعات دقیقتر مشخص کنند. در واقع، دادههای حاصل از این مطالعات میتواند نخستین گام برای کاهش ریسک سرمایهگذاری باشد.
داده پایه؛ محصولی برای کاهش ریسک
یکی از نکات مهم در مدل جدید سازمان زمینشناسی، نگاه به دادههای پایه بهعنوان یک زیرساخت اقتصادی است. سرمایهگذار زمانی میتواند با اطمینان بیشتری وارد یک محدوده شود که اطلاعات زمینشناسی، ژئوفیزیکی و زمینشناسی اقتصادی آن محدوده تا حد قابل قبولی در دسترس باشد.
در این مدل، سازمان زمینشناسی قرار نیست تمام مراحل اکتشاف را خود انجام دهد، بلکه تلاش میکند با تولید اطلاعات اولیه و شناسایی پتانسیلهای معدنی، بخشی از ریسک مرحله ابتدایی را کاهش دهد و سپس زمینه را برای ورود بخش خصوصی به اکتشافات تفصیلی و سرمایهگذاری فراهم کند.
فاطمیعقدا نیز تأکید کرده است که مطالعات سازمان میتواند به شناسایی پتانسیلهای معدنی منجر شود، اما تعیین دقیق حجم، کیفیت و ارزش اقتصادی ذخیره نیازمند اکتشافات تفصیلی است. بنابراین فاصله میان «شناسایی پتانسیل» و «اثبات ذخیره اقتصادی» باید در فرآیند سرمایهگذاری مورد توجه قرار گیرد.
در این میان، سازمان میتواند در کنار سرمایهگذار قرار گیرد و از تجربه چند دههای خود در اجرای مطالعات زمینشناسی و اکتشافی استفاده کند. هدف نهایی آن است که سرمایهگذار با اطلاعات بیشتر و ریسک کمتر وارد مرحله حفاری و توسعه ذخیره شود.
۷۵۰ پروژه اجرا شده؛ اکتشاف در مقیاس بزرگ
حرکت جدید سازمان بر بستر مجموعهای از مطالعات و پروژههای اجراشده در سالهای گذشته شکل گرفته است. در قالب طرح تحول، حدود ۷۵۰ پروژه در حوزههای زمینشناسی، زمینشناسی اقتصادی و ژئوفیزیک اجرا شده و ۴۴ پروژه نیز در دست اجرا قرار دارد.
برای سال آینده نیز حدود ۲۴۵ پروژه برنامهریزی شده است. این حجم پروژه نشان میدهد که توسعه دادههای پایه و شناخت ظرفیتهای زمینشناسی کشور همچنان یکی از محورهای اصلی فعالیت سازمان است.
در ادامه این مسیر، هدفگذاری شده است که تا پایان سال حداقل دو یا سه بلوک از بلوکهای اکتشافی به مرحله اختتام برسند و اطلاعات حاصل از آنها در اختیار سرمایهگذاران حوزه معدن قرار گیرد. چنین رویکردی میتواند به تدریج فاصله میان مطالعات حاکمیتی و سرمایهگذاری بخش خصوصی را کاهش دهد.
اکتشافات عمقی؛ رفتن به لایههای ناشناخته
یکی دیگر از محورهای مهم برنامه سازمان زمینشناسی، توسعه اکتشافات عمقی است. شناخت بخش زیادی از ذخایر سطحی کشور طی دهههای گذشته انجام شده، اما بخش قابل توجهی از ظرفیتهای زیرسطحی همچنان ناشناخته باقی مانده است.
اکتشاف در اعماق زمین البته به فناوری، سرمایه و دادههای دقیقتری نیاز دارد و نمیتوان با روشهای سنتی بهسادگی به ذخایر پنهان دست یافت. استفاده از روشهای ژئوفیزیکی، برداشتهای هوایی و فناوریهای جدید میتواند امکان شناسایی ساختارهای معدنی در عمق را افزایش دهد.
بر اساس اعلام رئیس سازمان زمینشناسی، در یکی از پروژههای اکتشاف هوایی بیش از ۶۶۰ هزار کیلومتر خطی برداشت انجام شده و بیش از ۶۹۰ محدوده و نقطه امیدبخش معدنی شناسایی شده است. این آمار نشان میدهد که توسعه روشهای نوین اکتشافی میتواند به شناسایی ظرفیتهایی منجر شود که با روشهای سنتی کمتر قابل دسترسی هستند.
عناصر نادر خاکی؛ از شناسایی تا ارزشآفرینی
در کنار اکتشافات عمومی، عناصر نادر خاکی و راهبردی نیز جایگاه ویژهای در برنامههای جدید سازمان پیدا کردهاند. اهمیت این عناصر در سالهای اخیر به دلیل کاربرد آنها در فناوریهای پیشرفته، صنایع نوین و بسیاری از حوزههای راهبردی افزایش یافته است.
بررسیهای انجامشده در استانهای مختلف کشور از جمله یزد، همدان، آذربایجان شرقی و غربی، زنجان و خراسان شمالی نشان داده است که در برخی مناطق، ظرفیتهایی برای عناصر نادر خاکی وجود دارد.
در استان زنجان مطالعاتی در این زمینه انجام شده و این استان از جمله مناطق امیدبخش معرفی شده است. در استان اردبیل نیز دو محدوده دارای پتانسیل عناصر نادر خاکی مورد بررسی قرار گرفتهاند. در البرز مرکزی نیز مطالعات مرتبط ادامه دارد.
با این حال، شناسایی یک پتانسیل معدنی به معنای دستیابی فوری به یک ذخیره اقتصادی نیست. این مطالعات باید در مراحل بعدی با اکتشافات دقیقتر، ارزیابی حجم و کیفیت ذخیره و بررسی امکان استحصال همراه شوند. بنابراین میتوان وضعیت فعلی عناصر نادر خاکی در کشور را آغاز یک مسیر جدید دانست؛ مسیری که در صورت تداوم مطالعات و ورود سرمایه میتواند در آینده به یکی از بخشهای مهم اقتصاد معدنی کشور تبدیل شود.
فرونشست؛ هزینه پنهان برداشت از آبهای زیرزمینی
در کنار مأموریت اکتشاف، سازمان زمینشناسی وظیفه مهم دیگری نیز دارد و آن مطالعه مخاطرات طبیعی و زمینشناسی است. در میان این مخاطرات، فرونشست زمین به یکی از جدیترین مسائل سرزمینی کشور تبدیل شده است.
فرونشست در بسیاری از مناطق کشور صرفاً یک پدیده طبیعی نیست، بلکه نتیجه مستقیم فعالیتهای انسانی و بهویژه برداشت بیرویه از منابع آب زیرزمینی و مدیریت نادرست منابع آبی است. به همین دلیل، برخلاف بسیاری از مخاطرات طبیعی که امکان پیشبینی یا کنترل محدودی دارند، در مورد فرونشست بخش مهمی از راهکار در حوزه مدیریت انسانی و سیاستگذاری قرار میگیرد.
این پدیده از نظر گستره و میزان خسارت گاهی با زلزلههای بزرگ مقایسه شده و از آن بهعنوان «زلزله خاموش» یاد میشود؛ چراکه ممکن است بدون ایجاد یک حادثه ناگهانی، به تدریج زیرساختها، ساختمانها، راهها و اراضی را تحت تأثیر قرار دهد.
بررسیهای انجامشده نشان میدهد از حدود سال ۱۴۰۰ روند فرونشست در بسیاری از مناطق کشور تشدید شده است. گستره مناطق درگیر نیز از حدود ۱۰ هزار کیلومتر مربع به نزدیک ۱۰۰ هزار کیلومتر مربع رسیده است؛ یعنی وسعت این پدیده حدود ۱۰ برابر شده است.
تهران و استانهای درگیر فرونشست
فرونشست تنها محدود به مناطق کویری کشور نیست. جنوب تهران و دشتهای شهریار و ورامین از جمله مناطقی هستند که با این پدیده مواجهاند. در کنار تهران، استانهای کرمان، اصفهان، خراسان رضوی، فارس، گلستان، البرز و قزوین نیز از جمله مناطق دارای نرخهای بالاتر فرونشست هستند.
در برخی مناطق نرخ فرونشست از چند سانتیمتر آغاز میشود و در مواردی به حدود ۲۰ سانتیمتر میرسد. تفاوت این ارقام در مناطق مختلف نشان میدهد که شدت بحران تابع شرایط زمینشناسی، میزان برداشت از منابع آب زیرزمینی، وضعیت سفرهها و نحوه مدیریت منابع آبی است.
از این منظر، مطالعات زمینشناسی میتواند تصویری دقیقتر از گستره و شدت این پدیده در اختیار دستگاههای مسئول قرار دهد، اما مقابله با آن صرفاً با ابزارهای زمینشناسی امکانپذیر نیست. کنترل برداشت از منابع آب، مدیریت مصرف، اصلاح الگوی کشاورزی و هماهنگی دستگاههای مختلف، بخش مهمی از راهکار مقابله با فرونشست را تشکیل میدهد.
از معدن تا مدیریت سرزمین
آنچه از مجموعه برنامهها و مأموریتهای سازمان زمینشناسی برمیآید، این است که نقش این سازمان دیگر تنها به شناسایی ذخایر معدنی محدود نمیشود. دادههای زمینشناسی امروز هم برای کشف منابع و تأمین خوراک صنایع اهمیت دارد و هم برای شناخت مخاطرات و مدیریت بهتر سرزمین.
از یک سو، کشور برای توسعه اقتصاد معدن نیازمند سرمایهگذاری گسترده در اکتشاف است و از سوی دیگر، برای جلوگیری از خسارتهای ناشی از مخاطراتی مانند فرونشست، نیازمند دادههای دقیق و بهروز است. این دو مأموریت در نهایت به یک نقطه مشترک میرسند: شناخت دقیقتر زمین.
مدل جدید حکمرانی مشارکتی نیز در همین چارچوب معنا پیدا میکند. دولت و سازمانهای حاکمیتی به تنهایی منابع کافی برای پاسخگویی به تمام نیازهای اکتشافی کشور ندارند و بخش خصوصی نیز بدون دسترسی به دادههای معتبر و کاهش ریسک، انگیزه کافی برای ورود به پروژههای پرریسک اکتشافی نخواهد داشت.
بنابراین میتوان انتظار داشت مدل آینده، بر تقسیم نقش میان دولت، سازمان زمینشناسی، دانشگاهها و بخش خصوصی استوار باشد؛ دولتی که زیرساخت و داده پایه تولید میکند، سازمان زمینشناسی که مرجع علمی و حاکمیتی و همراه پروژههاست، دانشگاهی که دانش و فناوری تولید میکند و بخش خصوصی که سرمایه و توان اجرایی خود را وارد فرآیند اکتشاف میکند.
اگر این تقسیم نقش بهدرستی طراحی و اجرا شود، میتوان بخشی از سرمایههای سرگردان کشور را به سمت فعالیتی هدایت کرد که نتیجه آن تنها سود یک سرمایهگذار نیست، بلکه کشف ذخایر جدید، تأمین خوراک صنایع، ایجاد اشتغال و افزایش ثروت ملی است.
سخن پایانی
آینده اکتشاف معدنی ایران بیش از هر زمان دیگری به کیفیت داده، فناوری و سرمایه وابسته است. تجربه سالهای گذشته نشان داده که اتکا به منابع محدود دولتی نمیتواند پاسخگوی گستردگی ظرفیتهای ناشناخته کشور باشد. از همین رو، حرکت به سمت حکمرانی مشارکتی و ورود جدیتر بخش خصوصی، در کنار توسعه اکتشافات هوایی و عمقی، میتواند مسیر تازهای برای شناخت ثروتهای پنهان زمین باز کند.
در سوی دیگر، فرونشست یادآوری میکند که شناخت زمین تنها برای کشف معدن نیست؛ بلکه برای حفظ سرمایههای موجود و جلوگیری از خسارتهای آینده نیز ضرورت دارد. اگر دادههای زمینشناسی بهموقع تولید و در اختیار تصمیمگیران قرار گیرد، هم میتوان ریسک سرمایهگذاری در معدن را کاهش داد و هم برای مخاطراتی مانند فرونشست، پیش از تبدیل شدن به بحرانهای بزرگتر چارهاندیشی کرد.
در نهایت، موفقیت این رویکرد به میزان همکاری میان دولت، بخش خصوصی، دانشگاه و سایر دستگاههای مسئول بستگی دارد. اکتشاف گسترده، شناسایی عناصر راهبردی و مدیریت مخاطرات سرزمینی، سه ضلع مسیری هستند که میتواند جایگاه علوم زمین را از یک فعالیت تخصصی به یکی از پایههای اصلی سیاستگذاری اقتصادی و توسعه پایدار کشور تبدیل کند.