تبعید به زیر خط فقر
در فاصله تنها یک سال، از اردیبهشت ۱۴۰۴ تا فروردین ۱۴۰۵ نرخ مجموعهای از کالاهای اساسی خوراکی چنان جهشی را تجربه کرده که امروز بسیاری از خانوادهها حتی با درآمد ثابت متوسط، توان تامین همان مایحتاج معمول و همیشگی را از دست دادهاند.
مقایسه ساده قیمتها، تصویر روشنی از کوچکشدن سفره ایرانی ارائه میدهد: برنج ایرانی که تا همین یک سال پیش کیلویی ۱۹۷ هزار تومان فروخته میشد، اکنون به حدود ۴۹۴ هزار تومان رسیده یعنی بیش از ۲ برابر. گوشت گوسفند طی همین بازه زمانی از ۷۴۲ هزار تومان به یکمیلیون و ۵۴۰ هزار تومان جهش کرده افزایشی که مصرف پروتئین را برای بسیاری از خانوارهای شهری و روستایی به یک انتخاب لوکس تبدیل کرده است. تورم در گروه خوراکیها که مستقیما با معیشت و سلامت مردم در ارتباط است، نه فقط یک شاخص اقتصادی، بلکه نشانهای از تغییر الگوی مصرف و فشار روانی بر خانوارهاست. امروز بسیاری از خانوادهها برای خرید سادهترین مواد غذایی ناچارند میان گزینههای ضروری انتخاب کنند. حال شکاف عمیق میان درآمدها و هزینههای جاری، دیگر تنها به معنای کاهش رفاه یا حذف تفریحات نیست؛ بلکه زنگ خطر سقوط دستهجمعی اقشار متوسط به دهکهای پایین درآمدی را به صدا درآورده است. وقتی تامین حداقل کالری مورد نیاز روزانه به یک دغدغه فرساینده تبدیل میشود، خط فقر دیگر یک عدد در گزارشها نیست بلکه باتلاقی است که هر روز خانوادههای بیشتری را به درون خود میکشد. این پدیده دردناک را میتوان نوعی تبعید ناخواسته نامید؛ تبعید به زیر خط فقر.
صمت در این گزارش با بررسی تفاوت قیمتهای رسمی از مرکز آمار، روند کاهش قدرت خرید مردم و آثار آن بر سفره خانوار ایرانی را بررسی میکند.
کالایی که روزی پایه سفره ایرانی بود
برنج بهویژه برنج ایرانی، همواره یکی از پایههای اصلی سفره ایرانیها بوده است. اما در یک سال گذشته این کالای استراتژیک بیش از هر زمان دیگری از دسترس بخش قابلتوجهی از جامعه فاصله گرفته است. دادهها نشان میدهد نرخ هر کیلو برنج ایرانی درجه یک از ۱۹۷ هزار تومان به ۴۹۳ هزار و ۸۰۰ تومان رسیده یعنی افزایشی بیش از ۱۵۰ درصد. این در حالی است که در همین مدت، درآمد بخش بزرگی از خانوارها یا افزایشی نداشته یا بسیار کمتر از این میزان بوده است. نتیجه چنین شکافی، کاهش مصرف برنج باکیفیت و جایگزینی آن با انواع ارزانتر، یا حتی حذف آن از وعدههای غذایی ثابت برخی خانوادهها است.
اما جهش نرخ تنها محدود به برنج ایرانی نیست. نرخ برنج خارجی که تا اردیبهشت ۱۴۰۴ حدود ۸۲ هزار تومان برای هر کیلو بود، اکنون به ۲۵۱ هزار و ۹۰۰ تومان رسیده رقمی که نشان میدهد حتی گزینههای جایگزین نیز دیگر ارزان نیستند. این افزایش سفره اقشار کمدرآمد را بهشدت تحت تاثیر قرار داده است چراکه بسیاری از آنها پس از حذف گوشت و مرغ از مصرف روزانه به برنج خارجی بهعنوان تنها غذای قابل اتکا تکیه کرده بودند.
در کنار برنج، ماکارونی نیز بهعنوان یکی از جایگزینهای ارزانقیمت، جهشی از ۲۴ هزار تومان به بیش از ۴۲ هزار تومان را تجربه کرده است. افزایش همزمان نرخ این ۳ کالای پایه نشان میدهد که بار اصلی تورم خوراکیها بر دوش خانوارهایی افتاده که گزینه چندانی برای جایگزینی ندارند. سفرهای که روزی با برنج، ماکارونی و نان پر میشد حالا برای بسیاری به انتخابهای محدود و کمکیفیت تقلیل یافته است.
پروتئین دستنیافتنی
افزایش نرخ پروتئین در سال گذشته شاید تکاندهندهترین بخش تغییرات سبد غذایی باشد. گوشت گوسفند که تا یک سال پیش کیلویی ۷۴۲ هزار تومان نرخ داشت، اکنون از مرز یکمیلیون و ۵۴۰ هزار تومان عبور کرده است یعنی بیش از ۲ برابر. این جهش نه تنها مصرف ماهیانه گوشت را برای بسیاری از خانوادهها به یک رویداد نادر تبدیل کرده بلکه موجب تغییر عمیق الگوی تغذیه شده است. در بسیاری از خانوارهای شهری حتی در طبقه متوسط مصرف گوشت گوسفند جای خود را به مرغ داده بود اما مرغ نیز از این روند تورمی مستثنا نماند. نرخ مرغ تازه از ۹۲ هزار تومان به ۲۸۶ هزار تومان رسیده است؛ رقمی که تا چند سال پیش تنها برای گوشت قرمز تصور میشد.
کاهش مصرف پروتئینهای حیوانی تنها یک مسئله اقتصادی نیست و پیامدهای مستقیم بر سلامت عمومی دارد. کاهش دریافت پروتئین باکیفیت میتواند در بلندمدت آثار قابلتوجهی بر کودکان، نوجوانان، سالمندان و گروههای آسیبپذیر بگذارد. در کنار گوشت و مرغ، نرخ کنسرو ماهی تن نیز از ۹۴ هزار تومان به ۱۶۶ هزار تومان رسیده افزایشی که آخرین گزینه پروتئینی ارزان را نیز از دسترس بسیاری خارج کرده است.
این شرایط باعث شده بسیاری از خانوادهها به سهمیهبندی خانگی روی بیاورند، یعنی مدیریت دقیق مصرف پروتئین در طول ماه. بررسیهای میدانی سوپرمارکتها و فروشگاهها نشان میدهد که حجم خرید ماهیانه گوشت و مرغ در برخی مناطق تا ۶۰ درصد کاهش یافته است. سفرهای که زمانی با سهمی از پروتئین تکمیل میشد حالا بیشتر بر نشاسته، نان، برنج ارزان و غذاهای سبکتر تکیه دارد.
حذف تدریجی اقلامی که دیگر ضروری تلقی نمیشوند
گروه لبنیات که براساس توصیههای تغذیهای باید یکی از مصرفهای ثابت روزانه باشد، در سال گذشته با رشدی مواجه شده که بسیاری از خانوادهها را ناچار به کاهش مصرف کرده است. نرخ شیر پاستوریزه از ۴۵ هزار تومان به ۱۱۰ هزار تومان رسیده یعنی بیش از ۲ برابر. ماست پاستوریزه نیز از ۶۲ هزار تومان به حدود ۱۳۴ هزار تومان رسیده است. در چنین شرایطی، خانوادههایی که معمولا چند بطری شیر یا چند ظرف ماست در هفته مصرف میکردند، اکنون خرید خود را به حداقل رساندهاند و برخی حتی مصرف روزانه را به مصرف هفتگی یا چندروزه تبدیل کردهاند.
تخممرغ، که زمانی جایگزین ارزان پروتئین محسوب میشد، از ۶۵ هزار تومان به ۱۹۹ هزار تومان رسیده یعنی تقریبا ۳ برابر. این افزایش بهویژه برای خانوادههایی که کودکان خردسال دارند چالشبرانگیز است چراکه تخممرغ همواره یکی از منابع اصلی پروتئین قابل دسترس بوده است.
در کنار لبنیات و پروتئین ارزان، روغن مایع نیز با جهشی بسیار بالا روبهرو شده است. نرخ روغن ۹۰۰ گرمی از حدود ۷۶ هزار تومان به ۳۰۱ هزار تومان رسیده؛ افزایشی که نه تنها هزینه پختوپز را سنگینتر کرده، بلکه بسیاری از خانوارها را به خریدهای کوچکتر، استفاده کمتر از روغن یا جایگزینی با روشهای پخت متفاوت سوق داده است.
مجموع این تغییرات نشان میدهد سفره ایرانی نه فقط کوچک شده بلکه دچار کاهش تنوع نیز شده است. در واقع، مواد غذایی که زمانی جزو ضروریات روزمره محسوب میشدند، اکنون برای بسیاری به اقلامی تبدیل شدهاند که باید درباره خریدشان تصمیمگیری و اولویتگذاری شود.
سخن پایانی
آنچه در یک سال گذشته بر نرخ کالاهای خوراکی گذشته تغییر سبک زندگی، تغییر الگوی تغذیه و تقلیل توان خرید خانوارهاست. سفرهای که روزی ترکیبی از پروتئین، لبنیات، غلات و اقلام متنوع بود، امروز بیشتر به حداقلهای لازم برای ادامه روز خلاصه شده است. نقش تورم در این کوچکشدن سفره غیرقابلانکار است و مقایسه ساده قیمتها نشان میدهد بسیاری از اقلام حیاتی دیگر در دسترس بخش بزرگی از جامعه نیست. در چنین شرایطی، اهمیت بررسی مستمر قیمتها، پایش اثرات تورمی بر معیشت بیش از گذشته احساس میشود. آگاهی از روندهای واقعی بازار میتواند به تصمیمگیری بهتر خانوارها، برنامهریزی برای مدیریت مصرف و درک روشنتری از وضعیت اقتصادی کمک کند. واقعیت این است که سفره خانواده ایرانی در سال گذشته نه بهصورت تدریجی بلکه با سرعتی قابل توجه کوچک شده و اگر روندها ادامه یابد، الگوی تغذیهای مردم بیش از پیش تحت تاثیر قرار خواهد گرفت.
صمت در این گزارش تلاش کرد تصویری از تغییرات قیمتها ارائه دهد. تصویری که شاید بیش از هرچیز نشان میدهد چگونه اعداد در ظاهر ساده، در زندگی واقعی مردم به واقعیتهایی قابل لمس تبدیل میشوند.