قربانیان خاموش جنگهای مدرن
تخریب میراث فرهنگی در جنگهای معاصر، پدیدهای تلخ و رو به گسترش است که نه تنها بناهای تاریخی، بلکه حافظه جمعی و هویت ملتها را نشانه میرود. از پلهای نمادین تا کتابخانههای هزارساله، از مجسمههای باستانی تا شهرهای ثبت جهانی، آثار بیجان تاریخ در آتش درگیریهای مسلحانه خاکستر میشوند.
این گزارش، با استناد به منابع بینالمللی و داخلی، به بررسی موردی تخریبهای گسترده میراث فرهنگی در جنگهای چند دهه اخیر میپردازد. جنگ بوسنی، سلطه طالبان، ظهور داعش، جنگ داخلی سوریه و یمن، درگیریهای قفقاز و جنگهای یوگسلاوی، هر یک فصلی خونین در تاریخ تخریب فرهنگی نوشتهاند. در کنار اینها، گزارشهای جدید از آسیبدیدگی دهها اثر تاریخی در ایران در جریان درگیریهای اخیر نیز جای تامل دارد. صمت در این گزارش روایتگر نابودی بخشی از تمدن بشری است که شاید بازسازی فیزیکی برخی از آنها ممکن باشد، اما هرگز جای خالی اصل اثر پر نخواهد شد.
بوسنی؛ فروپاشی نماد همزیستی
جنگ بوسنی ۱۹۹۲-۱۹۹۵ یکی از تاریکترین فصلهای تخریب عمدی میراث فرهنگی در اروپای پس از جنگ جهانی دوم بود. در ۹ نوامبر ۱۹۹۳، پل ستاری موست در موستار، شاهکار مهندسی عثمانی از قرن شانزدهم، پس از تحمل دو روز گلولهباران مستقیم توسط نیروهای شورای دفاع کرواسی فرو ریخت. این پل نه تنها یک گذرگاه، بلکه نماد پیوند جامعه چندقومیتی بوسنی بود. کمتر از یک سال قبل از آن، در شب ۲۵ اوت ۱۹۹۲، کتابخانه ملی و بایگانی سارایوو که در بنایی نئوموریش با بیش از دو میلیون جلد کتاب و اسناد تاریخی میدرخشید، طی محاصره سارایوو توسط نیروهای صرب بوسنی هدف گلولههای آتشزا قرار گرفت و در آتش سوخت. این دو حادثه، که هر دو توسط دادگاه بینالمللی کیفری یوگسلاوی سابق مورد بررسی قرار گرفت، نمونهای بارز از پاکسازی فرهنگی بودند؛ استراتژیای که هدفش محو آثار ملموس تاریخ و هویت رقیب بود. بازسازی پل موستار با کمک جامعه بینالمللی و افتتاح آن در سال ۲۰۰۴، پیامی از امید و مقاومت بود.
افغانستان؛ انفجار بوداهای خاموش بامیان
در مارس ۲۰۰۱ و در آستانه حمله امریکا به افغانستان، رژیم طالبان با انتشار فرمانی، تمامی تندیسهای غیراسلامی در کشور را محکوم به نابودی کرد. این حکم، مرگ دو غول سنگی تاریخ را رقم زد: بوداهای بامیان، با ارتفاع ۵۵ و ۳۸ متر، که برای قرنها در دل صخرههای دره بامیان ایستاده بودند. این مجسمههای عظیم، یادگار قرن ششم میلادی و نماد تلفیق هنر یونانی و بودایی در مسیر جاده ابریشم محسوب میشدند. نیروهای طالبان ابتدا با شلیک توپهای ضد هوایی و خمپارهانداز به آنها آسیب زدند و سپس با کارگذاری مواد منفجره، آنها را به کلی ویران کردند. این اقدام که با محکومیت گسترده جهانی از جمله از سوی کشورهای اسلامی همراه بود، بر اساس تفسیر ایدئولوژیک طالبان از شریعت اسلام توجیه میشد. تخریب بامیان، ضربهای جبرانناپذیر به میراث فرهنگی بشریت وارد کرد و بحثهای داغی را درباره حفاظت از میراث در برابر افراطگرایی برانگیخت. حفرههای خالی این مجسمهها امروز همچون زخمی بر چهره تاریخ افغانستان باقی است.
عراق و سوریه؛ وحشت فرهنگی داعش
با ظهور گروه موسوم به دولت اسلامی در سال ۲۰۱۴، موج جدیدی از تخریب سیستماتیک میراث فرهنگی خاورمیانه آغاز شد. در عراق، موزه موصل و محوطه باستانی نینوا در سال ۲۰۱۴-۲۰۱۵ صحنه نمایش ویدئوهای تبلیغاتی دهشتانگیزی شد که در آن مبارزان داعش با پتک و دریل به جان مجسمههای آشوری هزارساله میافتادند. دروازه مشکی نینوا نیز در سال ۲۰۱۶ با بولدوزر ویران شد. در سوریه، شهر تاریخی پالمیرا، مروارید بیابان و محل تلاقی تمدنهای ایران و روم، از سال ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۷ زیر سلطه داعش قرار گرفت. معابد بل و بعلشمین، تاق نصرت و بخشهایی از تئاتر رومی این شهر با دینامیت منفجر شدند. این تخریبها که اغلب به صورت فیلمبرداری شده و برای ایجاد رعب و نمایش قدرت انجام میگرفت، برآمده از ایدئولوژی بنیادگرایانه این گروه بود که هر آنچه را که به باورشان بت یا نماد دوران جاهلیت میدانستند، محکوم به نابودی میکرد. این حملات، خسارتی غیرقابل محاسبه به تاریخ مشترک بشری وارد آورد.
یوگسلاوی و قفقاز؛ ترکشهای ملیگرایی
جنگهای بالکان در دهه ۱۹۹۰ و درگیری قفقاز در سال ۲۰۰۸ نیز میراث فرهنگی را قربانی کردند. در کرواسی، مرکز تاریخی دوبروونیک، شهر موزه قرون وسطایی ثبت شده در یونسکو، در سال ۱۹۹۱-۱۹۹۲ طی محاصره و گلولهباران شدید توسط ارتش مردمی یوگسلاوی آسیب دید و چندین ساختمان مهم آن در آتش سوخت. در کوزوو، دهها کلیسا و صومعه ارتدوکس صرب، از جمله صومعه، در فاصله سالهای ۱۹۹۹ تا ۲۰۰۴ در جریان درگیریهای قومی به آتش کشیده یا منفجر شدند. در جنگ کوتاهمدت روسیه و گرجستان در سال ۲۰۰۸، مناطق باستانی در نگریکوویچا و دیگر نقاط گرجستان از ترکشهای درگیری آسیب دیدند. این تخریبها اغلب ریشه در منازعات قومی-ملی داشت و هدف از آن، محو نمادهای تاریخی حضور و هویت گروه رقیب در سرزمین مورد مناقشه بود. دادگاه بینالمللی کیفری یوگسلاوی در برخی پروندهها، تخریب عمدی اموال فرهنگی را به عنوان جنایت جنگی مورد پیگرد قرار داد.
یمن و ایران؛ میراث در خط آتش
درگیریهای معاصر در یمن و گزارشهای اخیر از ایران نیز نشان میدهد که میراث فرهنگی همچنان در معرض تهدید است. شهر تاریخی صنعا، پایتخت یمن با خانههای آسمانخراش چندصدساله خشتی خود که در فهرست میراث جهانی ثبت شده، از سال ۲۰۱۵ به بعد بارها هدف حملات هوایی ائتلاف به رهبری عربستان سعودی قرار گرفته و آسیبهای جدی دیده است. بر اساس گزارشهای اخیر منتشر شده توسط رسانههای داخلی ایران، در جریان درگیریهای نظامی از اسفند ۱۴۰۴ تا فروردین ۱۴۰۵، شمار قابل توجهی از بناها و آثار تاریخی در ۱۸ استان ایران گزارش شده که دچار آسیب شدهاند. بر اساس این گزارشها، تهران با بیش از ۶۰ اثر، بیشترین آسیب را متحمل شده که از جمله آنها میتوان به کاخ گلستان، مجموعه سعدآباد، برج آزادی، کاخ مرمر و مسجد سپهسالار اشاره کرد. استانهای اصفهان، خوزستان، کردستان و دیگران نیز با تخریب یا آسیبدیدگی آثاری مانند میدان نقش جهان، پادگان دژ خرمشهر و قلعه فلکالافلاک مواجه شدهاند. این گزارشها حاکی از گستردگی خسارات احتمالی به میراث ملی در مناطق درگیر است.
در پایان به آخرین آمار آثار تاریخی آسیبدیده در حملههای هوایی به تهران میپردازیم.
همچنین ١١ اثر واجد ارزش در تهران نیز از آسیبهای جنگ در امان نماندهاند که وزارت میراث فرهنگی فهرست آن را به این ترتیب به ایسنا اعلام کرد: خانه احمد مصدق، عمارت باغ وثوقالدوله، دانشگاه افسری امام علی، ساختمان کاخ سفید (موزه نگارستان سابق)، پردیس حکومتی، ساختمان ژاندارمری سابق، کلانتری بازار، سینما شکوفه، ورزشگاه آزادی، ساختمان مجاور کلانتری نواب، ساختمان مجاور کلانتری انقلاب و تالار حوزه هنری. اصفهان نیز دومین استان کشور است که پس از تهران بیشترین میزان آسیبدیدگی را با ٢٣ اثر داشته است: کارخانه ریسندگی نوین، مسجد مریم بیگم، کاخ موزه چهلستون، موزه هنرهای تزیینی (عمارت رکیب خانه)، مسجد جامع عباسی، مجموعه بناهای میدان نقش جهان (مسجد شیخ لطفالله، کاخ عالی قاپو، سردر قیصریه)، تالار اشرف، جبه خانه، تالار تیموری، مجموعه توحیدخانه (دانشگاه هنر)، خانه امین، کاخ هشت بهشت، خانه جبارزاده، خانه مشکی، تکیه میرزا رفیعا نایینی، بقعه بابا رکنالدین، تکیه مادر شاهزاده، حمام جارچی باشی، موزه خصوصی خط و کتابت (پیدنی)، مسجد جامع خوانسار، خانه تاریخی ابهر و مسجد رئیسان در خوانسار. در خوزستان نیز ١٣ اثر تاریخی در اثر حملات نظامی دچار آسیب شدهاند. گفته شده است که مکانهایی که ثبت ملی دفاع مقدس هستند نیز مورد حمله قرار گرفته است، که به دلیل نظامی بودن سایتها و بناها امکان بازدید و ارزیابی خسارت تا این لحظه برای وزارت میراث فرهنگی وجود نداشته است. اما طبق گزارشهای اولیه احتمال آسیب در پادگان دژ خرمشهر، پایگاه چهارم شکاری دزفول، هوانیروز مسجد سلیمان، پادگان میشداغ هویزه، تپههای اللهاکبر در محدوده تپههای باستانی، ساختمان گلف اهواز، پادگان حمیدیه، یادمان شهید تندگویان، ساختمان ستاد فرماندهی لشکر ۹۲ زرهی، محوطه یادمان شلمچه، حمام تاریخی کرناسیون دزفول (موزه مردمشناسی)، موزه راهآهن (اندیمشک)، موزه بیمارستان صحرایی شهید مخبری ارتش (شوش) داده شده است. همچنین در استان کردستان ١٣ اثر تاریخی در اثر حملات نظامی آسیب دیدهاند، از جمله خانه حبیبی، عمارت سالار سعید (موزه باستانشناسی)، عمارت آصف وزیری (خانه کرد ـ موزه مردمشناسی)، عمارت خسروآباد، منزل آیتالله مجتهدی، مسجد و امامزاده پیرعمر، مسجد جامع، عمارت ملکالتجار، منزل صحرایی، منزل امینالاسلام، منزل نصرت نوری، منزل متوسل، حمام دو خزینه. در کرمانشاه نیز مسجد ابوتراب، تکیه بیگلربیگی (موزه خط و کتابت و موزه پارینه سنگی)، دبیرستان کزازی (موزه آموزش و پرورش) و خانه سوری دچار آسیبدیدگی شدهاند.
همچنین مجموعه فلکالافلاک و موزه مردمشناسی و باستانشناسی آن، مسجد توسلی، خانه آخوند ابو (موزه زبان و فرهنگ لرستان)، قلعه مظفری در استان لرستان در اثر موجهای انفجارها آسیب دیدهاند. افزون بر اینها، کانون فرهنگی فاطمه الزهرا (س) (بلدیه قدیم) در فارس، آرامگاه باباطاهر در همدان، قلعه صمصام، کاخ سلیمانیه - موزه در البرز، حسینیه اعظم - بخش اداری در زنجان و کاخ میانپشته بندر انزلی (موزه نیروی دریایی) در گیلان، در استان بوشهر، عمارت سبز آباد (موزه منطقهای) و خانه وایت هاوس، و در استان قم مسجد جامع و مدرسه جهانگیرخان، کاخ صفی آباد در استان مازندران، موزه سنجش در آذربایجان شرقی، موزه باستانشناسی دره شهر در ایلام، محوطه کوه خواجه در سیستان و بلوچستان، موزه مردمشناسی مهاباد در آذربایجان غربی نیز در حملات نظامی امریکا و رژیم صهیونیستی آسیب دیدهاند.