دومینوی گرانی در بشقابهای خالی
اگر کسی فقط یکبار قیمت کالاهای اساسی را در خرداد ۱۴۰۴ دیده باشد و بار دیگر در اردیبهشت ۱۴۰۵ به همان فهرست نگاه کند احتمالا تصور میکند با ۲ اقتصاد متفاوت روبهرو است.
فاصله این ۱۲ ماه فقط فاصله چند فصل و چند عدد روی کاغذ نیست و فاصلهای میان یک الگوی مصرف معمولی و یک سبک زندگی اجباری تعدیلشده است. دادههای مربوط به قیمت ۸ قلم کالای پرمصرف نشان میدهد بازار خوراکیها در این مدت عملا با شتابی نگرانکننده از دسترس بخش بزرگی از خانوارها دور شده است. برنج ایرانی از ۲۱۹ هزار تومان به بیش از ۵۱۵ هزار تومان رسیده، گوشت قرمز از کانال ۷۰۰ هزار تومان عبور کرده و تا مرز یکونیم میلیون تومان بالا رفته، مرغ و تخممرغ هم که زمانی پناه سفرههای کوچکتر بودند حالا خودشان به نشانههای فشار تورمی تبدیل شدهاند. صمت در این گزارش بازاری را بررسی میکند که در آن تقریبا هیچچیز آرام نمانده و هر ماه خبر تازهای برای کوچکتر شدن سفرهها داشته است.
پس از ۱۲ ماه هیچچیز ثابت نماند
مرور قیمت کالاهای اساسی در فاصله خرداد ۱۴۰۴ تا اردیبهشت ۱۴۰۵ نشان میدهد که تورم در بازار خوراکیها نه مقطعی بوده، نه محدود و نه قابلچشمپوشی. تقریبا در همه اقلام مورد بررسی روند عمومی صعودی است و در برخی کالاها، جهشها آنقدر شدید است که دیگر نمیتوان از افزایش قیمت حرف زد و باید از تغییر سطح قیمت صحبت کرد. یعنی بازار وارد پله تازهای از گرانی شده است.
در این میان مهمترین نکته آن است اصلیترین رشد قیمتها در اجزای سفره خانوار است از برنج و گوشت گرفته تا مرغ، تخممرغ، شیر و ماکارونی. این یعنی فشار تورمی مستقیم به هسته مصرف روزانه مردم اصابت کرده است. وقتی کالاهای پایه همزمان گران میشوند خانوار دیگر فقط بین کمتر خریدن و حذف کردن یکی را انتخاب میکند.
ارقام مورد بررسی در جدول مرکز آمار نشان میدهد که از میانه سال به بعد آهنگ گرانی تندتر شده است. بسیاری از کالاها در پاییز رشد داشتهاند اما جهش اصلی در زمستان و سپس ورود به بهار ۱۴۰۵ رخ داده است. بازار در نیمه دوم سال وارد فاز ملتهبتری شده و نتیجهاش در قیمت نهایی کالاها کاملا پیداست. به زبان ساده اگر خرداد ۱۴۰۴ شروع یک شیب افزایشی بود اردیبهشت ۱۴۰۵ پایان یک سراشیبی تند برای قدرت خرید مردم است.
حال در ادامه گزارش به بررسی قیمت کالاها در این بازه زمانی خواهیم پرداخت.
برنج؛ متهم ردیف اول گرانی
در میان اقلام بررسیشده در جداول مرکز آمار، برنج یکی از واضحترین نمونههای جهش قیمتی است. برنج ایرانی درجه یک از ۲۱۹ هزار و ۷۹ تومان در خرداد ۱۴۰۴ به ۵۱۵ هزار و ۲۱۸ تومان در اردیبهشت ۱۴۰۵ رسیده است. این یعنی رشد حدود ۱۳۵ درصدی در کمتر از یک سال. بازار برنج ایرانی در این بازه تقریبا در همه ماهها صعودی بوده و هیچ دوره تنفس واقعی نداشته است. قیمت برنج در سال گذشته به ترتیت ۲۸۰ هزار تومان تیر ماه ، ۳۱۵ هزار تومان مهر ماه، ۳۸۴ هزار تومان دی ماه، ۴۳۷ هزار تومان بهمن ماه بوده و در نهایت عبور از نیممیلیون تومان در اردیبهشت ۱۴۰۵ را ثبت کرده است.
وضعیت برنج خارجی درجه یک هم گرچه از نظر سطح قیمت پایینتر است اما از نظر روند نگرانکنندهتر به نظر میرسد. این کالا از ۸۴ هزار و ۶۰۴ تومان به ۲۶۶ هزار و ۵۲۷ تومان رسیده و رشد حدود ۲۱۵ درصدی را تجربه کرده است. بررسی قیمتها نشان میدهد جهشهای سنگین آذر، دی و بهمن در این قلم کاملا قابلتوجه است، قیمت برنج از ۱۱۳ هزار تومان در آبان به ۱۴۴ هزار تومان در آذر ماه رسیده و سپس ۱۹۸ هزار تومان در دی و ۲۲۹ هزار تومان در بهمن را به ثبت رسانده است. در نتیجه بازار نهتنها کالای اصلی را گران کرده بلکه راهفرار مصرفکننده به سمت گزینه ارزانتر را هم بسته است.
جهش به منطقه ممنوعه قیمت
گوشت گوسفند در خرداد ۱۴۰۴، ۷۵۷ هزار و ۳۶۰ تومان بوده و در اردیبهشت ۱۴۰۵ به ۱ میلیون و ۵۸۴ هزار و ۱۱۲ تومان رسیده است یعنی افزایش حدود ۱۰۹ درصدی اما آنچه این روند را نگرانکنندهتر میکند، سرعت جهش در ماههای پایانی سال است. قیمت گوشت گوسفند از ۹۰۳ هزار تومان در آذر به بیش از ۱ میلیون و ۴۰ هزار تومان در دی رسیده، بعد در بهمن به ۱ میلیون و ۳۹۰ هزار تومان جهش کرده و در اسفند تا ۱ میلیون و ۴۷۹ هزار تومان بالا رفته است.
گوشت گاو یا گوساله هم تقریبا همین مسیر را طی کرده است. این کالا از ۶۱۹ هزار و ۵۱۳ تومان در خرداد ۱۴۰۴ به ۱ میلیون و ۵۶۵ هزار و ۱۶۳ تومان در اردیبهشت ۱۴۰۵ رسیده و رشد حدود ۱۵۳ درصدی را تجربه کرده است.
عبور هر دو نوع گوشت از مرز یکونیم میلیون تومان یعنی بخش بزرگی از خانوارها ناچار شدهاند مصرف گوشت قرمز را یا بهشدت کاهش دهند یا به مناسبتهای خاص محدود کنند. در این وضعیت گوشت دیگر کالای هفتگی بسیاری از خانوادهها نیست به کالایی با خرید حسابشده، محدود و گاهی حذفشده تبدیل شده است.
مرغ و تخممرغ؛ سنگرهای آخر هم فرو ریختند
در سالهایی که گوشت قرمز از دسترس خارج میشد، معمولا مرغ و تخممرغ بهعنوان پناهگاه مصرفی خانوارها عمل میکردند اما جدول قیمتها نشان میدهد این سنگرها هم دیگر امن نماندهاند. مرغ ماشینی از ۱۰۲ هزار و ۵۲۱ تومان در خرداد ۱۴۰۴ به ۳۵۸ هزار و ۲۶۷ تومان در اردیبهشت ۱۴۰۵ رسیده است و یعنی حدود ۲۴۹ درصد رشد. این عدد بهتنهایی نشان میدهد که مرغ یکی از شدیدترین جهشهای قیمتی را در بین کالاهای اساسی تجربه کرده است.
بخش مهم این جهش در نیمه دوم سال رخ داده است. مرغ از ۱۴۹ هزار تومان در آذر به ۱۹۲ هزار تومان در دی رسیده، سپس ۲۱۳ هزار تومان در بهمن، ۲۵۸ هزار تومان در اسفند و ۲۸۶ هزار تومان در فروردین ۱۴۰۵ را ثبت کرده و در اردیبهشت به ۳۵۸ هزار تومان رسیده است.
تخممرغ ماشینی هم وضعیتی مشابه دارد. قیمت این کالا از ۸۳ هزار و ۳۶ تومان به ۲۸۹ هزار و ۱۱۰ تومان رسیده یعنی حدود ۲۴۸ درصد افزایش. تخممرغ البته در میانه مسیر نوسانهایی داشته و حتی در تیر و مرداد نسبت به خرداد کمی پایین آمده، اما از پاییز به بعد وارد مدار جهش شده است. رشد از ۱۲۷ هزار تومان در آذر به ۱۸۹ هزار تومان در دی و سپس پرش تا ۲۸۹ هزار تومان در اردیبهشت نشان میدهد کالایی که همیشه ارزانترین منبع پروتئین تلقی میشد حالا خودش به عامل فشار معیشتی تبدیل شده است.
جهش قیمت لبنیات و اقلام بهظاهر کمهزینه
در تحلیل بازار کالاهای اساسی معمولا تمرکز روی اقلام پرسروصدایی مثل گوشت و برنج است اما گاهی اثر واقعی تورم در کالاهایی دیده میشود که هر بار خریدشان کوچک به نظر میرسد. شیر پاستوریزه از ۴۸ هزار و ۵۳۰ تومان در خرداد ۱۴۰۴ به ۱۰۷ هزار و ۴۲۸ تومان در اردیبهشت ۱۴۰۵ رسیده یعنی تجربه حدود ۱۲۱ درصد رشد.
ماکارونی ۵۰۰ گرمی هم از ۲۶ هزار و ۱۷۹ تومان به ۴۵ هزار و ۸۷۲ تومان رسیده و حدود ۷۵ درصد گران شده است. در مقایسه با سایر کالاها، ماکارونی کمترین رشد را داشته اما وقتی ارزانترین و اقتصادیترین گزینههای سفره هم از موج گرانی در امان نماندهاند یعنی خانواری که از گوشت به مرغ، از مرغ به تخممرغ و از آنجا به ماکارونی و غذاهای سادهتر پناه میبرد در نهایت با بازاری روبهرو میشود که همان گزینههای کمهزینه را هم گران کرده است.
این همان بخش پنهانتر بحران است فشار اصلی دقیقا از جایی وارد میشود که خرید آن تکرارشونده، ناگزیر و مستمر است. از شیر صبحانه تا ماکارونی آخر ماه همهچیز گرانتر شده و جمع این افزایشها چیزی نیست جز تحلیل رفتن آرام اما مداوم توان خرید.
زمستانی که قیمتها را به جلو هل داد
در بسیاری از کالاها جهش اصلی دقیقا در ۳ ماهه پایان سال رخ داده است. برنج خارجی در دی و بهمن پرش قابلتوجهی دارد. گوشت قرمز در همین بازه از کانالهای قبلی عبور میکند. مرغ و تخممرغ هم در همین ماهها وارد فاز افزایش شتابدار میشوند. به بیان ساده زمستان ۱۴۰۴ برای بازار کالاهای اساسی فصل تغییر فاز قیمتها بود.
اهمیت این موضوع در آن است که جهشهای زمستانی بهار ۱۴۰۵ را هم تحت تاثیر قرار دادهاند. یعنی فروردین و اردیبهشت بهجای بازگشت یا آرامش نسبی ادامه همان سطح بالای قیمت را تثبیت کردهاند. وقتی بازار روی سطوح بالا تثبیت میشود مشکل این است که مبنای خرید ماههای بعد هم گرانتر شده است.
از این زاویه اردیبهشت ۱۴۰۵ جمعبندی یک سالی است که در آن بخش زیادی از کالاهای اساسی هم رکورد زدهاند و هم از مرزهای قبلی عبور کردهاند. این وضعیت برای خانوار به معنی بازنویسی کامل سبد مصرف است نه از سر انتخاب بلکه از سر اجبار.
عقبنشینی اجباری سفرهها
وقتی برنج ایرانی ۵۱۵ هزار تومان، گوشت گوسفند ۱.۵ میلیون تومان، گوشت گوساله ۱.۵۶ میلیون تومان، مرغ ۳۵۸ هزار تومان و تخممرغ ۲۸۹ هزار تومان میشود دیگر بحث فقط تورم رسمی یا درصدهای آماری نیست. بحث بر سر این است که خانوار برای زنده نگه داشتن تعادل دخل و خرج از کدام بخش سفره عقب مینشیند. دادههای این ۱۲ ماه نشان میدهد بازار کالاهای اساسی به شکلی فشرده و همزمان گران شده و این همزمانی خطرناکترین بخش ماجراست.
در گذشته اگر یک کالا گران میشد، مصرفکننده به کالای دیگری پناه میبرد. اگر گوشت بالا میرفت، مرغ میخرید. اگر برنج ایرانی گران میشد، سراغ برنج خارجی میرفت. اگر پروتئین حیوانی گران میشد تخممرغ و ماکارونی راهحل موقت بودند اما حالا مسئله این است که تقریبا همه این پلههای جایگزین با هم بالا رفتهاند. یعنی بازار فقط قیمت را زیاد نکرده، راههای سازگاری را هم محدود کرده است.
سخن پایانی
آنچه در فاصله خرداد ۱۴۰۴ تا اردیبهشت ۱۴۰۵ بر بازار کالاهای اساسی گذشته فقط یک رشته افزایش قیمت پراکنده نیست این یک بازآرایی کامل در هزینههای روزمره خانوار است. در این بازه برنج، گوشت، مرغ، تخممرغ، شیر و حتی ماکارونی هر کدام به شکلی بخشی از فشار را به دوش مردم گذاشتهاند و حاصل نهایی کوچکتر شدن مستمر سفرهها بوده است. این تغییرات قیمتی یک روایت زنده از عقبنشینی اجباری است. از حذف گوشت قرمز تا کاهش مصرف لبنیات و پناه بردن به اقلامی که آنها هم دیگر ارزان نیستند.