-
کارشناس حوزه صنعت در گفت‌وگو با صمت تاکید کرد

کمبود برق گره کور صنعت

ناترازی برق در ایران به یک بحران ساختاری تبدیل شده که دیگر با راهکارهای موقت و ناکارآمد قابل حل نیست. صنایع بزرگ که ستون فقرات تولید کشورند، با قطع‌های مکرر برق و کاهش راندمان، با تهدیدی جدی برای بقا روبه‌رو هستند.

کمبود برق گره کور صنعت

در این میان، احداث نیروگاه‌های اختصاصی توسط خود صنایع، اگرچه به‌عنوان یک راهکار بومی مطرح است، اما با موانع عظیمی ازجمله تامین سوخت، مجوزهای پیچیده و هزینه‌های سرسام‌آور مواجه است. آیا این راهکار واقعا پاسخگو است یا تنها حبابی دیگر در چاه ناترازی؟ بررسی چالش‌ها و راه‌حل‌های پایدار برای نجات صنعت از تاریکی، نیازمند نگاهی عمیق‌تر به زیرساخت‌ها و سیاست‌گذاری‌های کلان است. صمت در این زمینه با امیرحسن کاکایی، عضو هیات علمی دانشگاه علم و صنعت گفت‌وگویی داشته که در ادامه می‌خوانید.

آیا احداث نیروگاه‌های اختصاصی توسط صنایع، با توجه به کمبود گاز و سوخت، واقعا راهکاری پایداری برای تامین برق است یا فقط مشکل را جابه‌جا می‌کند؟

متاسفانه دولت‌های ما گرفتار یک تفکر پوپولیستی شده‌اند که میراث شش دهه پیش و البته تاکید آن در زمان انقلاب بود؛آب و برق مجانی. اصولا انقلاب بزرگ اسلامی در همان اوایل با انحرافات کمونیستی روبه‌رو شد و البته خیلی زود خوردیم به جنگ؛ جنگی که هشت سال از بهترین سال‌های عمر ما را تلف کرد و البته جان عزیز خیلی‌ها را هم گرفت. بعد از جنگ (دهه شصت) هم ما تحت تفکرات افراطی کاپیتالیستی و تنش‌های ناشی از سازندگی (دهه هفتاد) و بعد هم تنش‌های ناشی از افزایش شدید نرخ نفت و عود بیماری هلندی (دهه نود) قرار گرفتیم. دهه نود هم که با بزرگ‌ترین تحریم‌های تاریخ شروع شد و دولت‌ها بعدش دیگر جرأت نکردند تفکرات پوپولیستی سوسیالیستی را کنار بگذارند. لذا نرخ انواع حامل انرژی و آب بسیار پایین نگه داشته شد. این موضوع باعث ایجاد انواع ناترازی ازجمله ناترازی آب و انرژی و از آن مهم‌تر ناترازی تجاری و ارزی شده است. نتیجه این روند هم تورم شدیدی است که سال‌هاست ادامه یافته و امروز واقعا کمرشکن شده است. پس کلا این وضعیت بسیار خطرناک است و مانند آدم سرطانی است که دائما در حال تزریق کورتون است تا دردش را کمتر حس کند. در حالی که سرطان دارد او را از درون می‌خورد. از حدود سه سال پیش دولت قبلی و بعدا در ادامه دولت جدید روش غلطی را پیشنهاد دادند تا مشکلات پایه را از سر خود واکنند. نخستین آن استفاده از دیزل ژنراتورها بود که همان زمان اکثریت کارشناس اخطار دادند. این حرکت که به طرز عجیبی همراه بود با عرضه بالای دیزل ژنراتورهای دست دوم خارجی در بازار، هم مصرف سوخت را بالا برد و هم آلایندگی را و هم هزینه تولید صنعتی را. بدتر از این نمی‌شد رفتار کرد. حالا نه‌تنها مشکل کمبود برق به‌طور اساسی حل‌نشده، بلکه انواع هزینه‌های عجیب‌وغریب در هزینه برق صنایع تحمیل شده است. اخیرا عنوان جدیدی بر قبض‌های برق صنایع اضافه شده و آن چیزی شبیه هزینه انتقال است. چرا؟ چون دولت نمی‌خواهد بگوید که نرخ برق بالا رفته است. پشت بند این موضوع سال گذشته طرح به ظاهر قشنگ دیگری مطرح شد و آن ورود رانتی نیروگاه‌های خورشیدی بود که متاسفانه آن هم بدون مطالعه و حرکت اصولی دولت انجام شد و یکی دو سال بعد کارشناسان نشان خواهند داد که این روش و کیفیت نیروگاه‌های خورشیدی به‌وجود آمده چه بوده است. معذلک اینکه دولت یکی از مهم‌ترین کارهای خود را بدون ایجاد یک نظام تنظیم گری درست، کاملا بی‌برنامه به‌دست بخش خصوصی بسپارد، به خصوص در بخش تولید، یک ناترازی عجیب هزینه‌ای هم ایجاد می‌کند، چراکه هم‌اکنون به‌جای اینکه هزینه بخش‌های تجاری بالا برود، هزینه تولید را بالا برده‌ایم. تولیدی که قبلا رقابت‌پذیر نبود، الان بیشتر ضربه خورده است.

همچنین بی‌برنامگی عجیبی در مصرف حامل‌های پایه انرژی ازجمله گازوییل و گاز به‌وجود می‌آید که دیگر تحت کنترل دولت نیست. قاچاق گازوییل هم‌اکنون کاری عادی در صنعت شده است. به عبارتی ما نه‌تنها هزینه صنعت را بالا بردیم، بلکه صنعتگر را درگیر فساد کردیم. هزینه چنین رفتاری در بلندمدت بسیار بالاست. سرمایه اجتماعی ما به‌شدت کم شده بود، حالا با این دست فرمان بیشتر ضربه می‌خورد. همچنین صنعتگری که مجبور است برای ادامه تولید خود از گازوییل قاچاق استفاده کند، برای اینکه نمی‌تواند هزینه آن را در دفاتر رسمی بیاورد، ناچار به فاکتورسازی می‌شود که این هم خود یک فساد دیگر است. البته متاسفانه در این سال‌ها ما به روش‌های مختلفی صنعتگران را مجبور به عددسازی کرده‌ایم و با آن هم کنار آمده‌ایم. ولی این خود یکی از دلایل اصلی این است که در ایران کالای صنعتی باوجود پایین بودن ظاهری هزینه‌های انرژی و کارگر، گران نرخ تولید می‌شود.

قطعی‌های برق چقدر بر هزینه‌های تمام‌شده تولید در صنایع انرژی‌بر تاثیر می‌گذارد و چگونه بر رقابت‌پذیری آنها اثر می‌گذارد؟

دو نوع قطعی برق داریم: با برنامه و بی‌برنامه. صنعتگران برای مدیریت قطعی‌های با برنامه، مجبور می‌شوند کارگران را روزهای تعطیل و شب‌ها به کار بگیرند که این هزینه‌های مالی و اجتماعی زیادی به همراه دارد. البته این هم حدی دارد. اگر قرار باشد سه روز در هفته قطعی برق داشته باشیم، دیگر با برنامه‌ریزی هم نمی‌توان این کمبود را جبران کنیم و لذا تولید کلا پایین خواهد آمد. اما قطعی‌های بی‌برنامه خیلی بدتر است. اولا هزینه‌های بسیار بالای کارگری دارد، چراکه کارگر یا کارمندی که سر کار است، و ناگهان برق به مدتی نامعلوم قطع می‌شود، نه‌تنها دستمزد خود را می‌گیرد، بلکه به علت بیکاری درگیر کارهای نامناسب و حتی مخرب می‌شود. اگر هم این وضعیت ادامه یابد، اصولا فرهنگ صنعتی زیر سوال می‌رود و آن جامعه کارگری دچار انحطاط می‌شود. در چنین جامعه‌ای به‌تدریج نسبت به همه‌چیز ازجمله کیفیت کار و بهره‌وری بی‌تفاوت می‌شوند. این خطرش بزرگ‌تر از هزینه واقعی تولید برق توسط نیروگاه‌های بزرگ و حرفه‌ای است. ضمنا متاسفانه ما الان خروجی چنین انحطاط فرهنگی را در خروجی محصولات ایرانی ازجمله انواع خودرو و قطعات و خدمات پس از فروش را مشاهده می‌کنیم. البته انحطاط مشاهده شده، ترکیبی از پدیده‌هاست. اما در این سه‌ساله که قطعی برق به‌تدریج و بدون برنامه بیشتر شده، این روند تشدید شده است. همچنین قطعی برق بی‌برنامه روی بعضی صنایع که به خصوص با مسئله ذوب مواد روبه‌رو هستند، بسیار هزینه‌زاست. این هزینه می‌تواند تا تخریب کامل قالب‌ها یا خط تولید پیش برود که بهتر است بیش از این درباره آن صحبت نکنم.

چرا با وجود ظرفیت‌های نصب‌شده و راهکارهای متعدد، همچنان با ناترازی شدید برق مواجهیم؟

تولید برق یک موضوع دینامیک است و اعلام ظرفیت‌ها، لزوما به معنی مفید بودن آن ظرفیت‌ها نیست. مثلا ما چند هزار مگاوات برق آبی داریم، اما از آن فقط می‌توانیم از مواقع خاصی استفاده کنیم. همچنین ظرفیت‌ها عمدتا نامی هستند. بسیاری از فناوری‌های به کار رفته در اوج تابستان، دچار کاهش بازدهی و در نتیجه کاهش ظرفیت می‌شوند. درست هنگامی که مصرف به اوج می‌رسد. همچنین موضوع فقط تولید برق نیست. موضوع انتقال برق و ظرفیت سوییچ‌ها و موارد این‌چنینی هم هست. البته یک مشکل بزرگ دیگر داریم و آن عدم‌توجه به مدیریت مصرف انرژی است که فعلا همه تمرکزشان روی تولید انرژی رفته است. در حالی که باید همزمان روی مدیریت مصرف و حتی روش مصرف تجدیدنظر کرد. نمی‌دانم چرا دولت در این زمینه واقعا کم کاری می‌کند و به‌دنبال روش‌های اصلاح الگوی مصرف در صنایع بزرگی همچون گاز و فولاد و دیگر موارد فلزی نمی‌رود. همین‌الان که فولاد مبارکه مشکل اساسی پیدا کرده، بهترین موقع است که جانمایی آن به همراه فناوری آن به روز شود. اما یک عده اصرار دارند همانجای قبلی کار را به سرانجام برسانند و می‌خواهند به هر نرخ شده است، زاینده‌رود را از بین ببرند. اینکه ما پولدار باشیم و هر جا کم می‌آوریم، فقط تولید کنیم که بیشتر مصرف کنیم، کار غلطی است. متاسفانه هنوز بیشتر مسئولان ما باور نکرده‌اند که محیط‌زیست و زمین مهم است و باید به آن احترام گذاشت. آنها اصلا به مفهومی به‌نام اصراف توجه ندارند. حرف‌ها زیاد است. عمل ناچیز. همچنین روش‌های پیشنهادی، ازجمله ایجاد نیروگاه‌های کوچک گازی و گازوییلی توسط صنعتگران، عمدتا بی‌مطالعه است و خودشان باعث ناترازی در بخش‌های مختلف می‌شوند و نهایتا با چالش‌هایی که در ادامه ایجاد می‌کنند، به ناترازیهای کلان دامن می‌زنند. به قول دانشمند عزیر، جناب دکتر اورعی، ما هم‌اکنون دچار ناترازی عقلی هستیم و این ناترازی اجازه نمی‌دهد ناترازی‌های فیزیکی را با روش‌های درست و متناسب با توسعه پایدار حل کنیم و لذا هرچند وقت یکبار تولید بالاخره بالا می‌رود و ظاهرا کمبودها رفع می‌شود، اما به فاصله اندکی دوباره نا ترازی‌ها خودنمایی می‌کنند. از آن بدتر اینکه این روش‌ها باعث افزایش هزینه‌ها و کاهش بهره‌وری و کیفیت کار و نهایتا کاهش توان رقابت‌پذیری در مقایسه با جامعه جهانی شود و نتیجه‌اش تخریب اقتصاد است.

آیا استفاده از ظرفیت‌های تجدیدپذیر (خورشیدی و بادی) در سایت‌های صنعتی می‌تواند جایگزین مناسبی برای نیروگاه‌های فسیلی باشد؟ این راهکار مدت‌هاست موردتوجه است، اما در نهایت نتیجه‌بخش نبوده دلیل آن را چه می‌دانید؟

انرژی خورشید الان می‌تواند به‌عنوان یک راه‌حل پایدار در نظر گرفته شود. البته در خرید و نصب و بهره‌برداری باید خیلی دقیق بود و از خرید اجناس بنجل جلوگیری کرد، چراکه اگر چنین اشتباهی رخ دهد، به فاصله چند سال دوباره باید هزینه کنیم. اما یک نکته مهم وجود دارد. اگر نتوانیم توازنی اقتصادی ایجاد کنیم و فقط صرفا صنعتگران و نهایتا کشاورزان صنعتی را مجبور به استفاده از این روش کنیم، و بخش‌های تجاری و خانگی و کشاورزی سنتی از برق ارزان بهره‌مند بمانند، هم دوباره ناترازی انرژی بالا می‌رود و هم بدتر از آن تراز تجاری بین واردات و صادرات منفی‌تر می‌شود و نهایتا کشور دچار تنش‌های بزرگ‌تری می‌شود که بزرگ‌ترین آن ازنظر من تورم بالاست که نتیجه این کاهش شدید رقابت‌پذیری صنایع و توقع مردم در جبران کمبودها با واردات آن هم با ارز ارزان بی‌پشتوانه است.

راهکارهای کوتاه‌مدت و میان‌مدت برای جلوگیری از تعطیلی صنایع در فصل‌های اوج مصرف برق را چه می‌دانید؟

راستش دیگر عقل من به جایی قد نمی‌دهد. وقتی دولت و مجلس بر روش‌های غیراصولی پوپولیست اصرار دارند، اوضاع خودبه‌خود روز بهروز بدتر می‌شود. اوضاع اقتصادی هم که الان خیلی بد است و مردم فشار بیشتر را تحمل نمی‌کنند. پس دولت به‌ناچار به همین روش‌های غلط قبلی (قطع برق صنایع، افزایش هزینه صنایع، و اجبار آنها به سرمایه‌گذاری‌های پراکنده غیربهره‌ور، استفاده از نیروگاه‌ها و تجهیزات مستهلک‌شده با بازده بسیار پایین در ارکان مختلف کشور) ادامه می‌دهد. اما اگر می‌توانستیم همه را همراه کنیم که با فضای سیاسی و اقتصادی و فرهنگی موجود الان غیرممکن است، راه‌حل کوتاه‌مدت توازن در قطعی با برنامه بخش‌های صنعتی، تجاری و خانگی و البته مبارزه با استفاده‌های خارج از عرف مانند تولید رمز ارز و سوءاستفاده از برق کشاورزی برای کارهای غیرکشاورزی است. در میان‌مدت باید نیروگاه‌های مستهلک به‌سرعت بازسازی شوند، مصرف‌کنندگان بزرگ (مانند ایستگاه‌های پمپاژ گاز و آب و نفت و کوره‌های القایی مواد فلزی و...) برای به‌روزرسانی فناوری‌های خود دست به اقدام جدی بزنند. این کار هم پول می‌خواهد و تنها راهش اصلاح نرخ حامل‌های انرژی بر مبنای واقعیت اقتصادی است. در بلندمدت هم باید روش روش‌های اصلاح اساسی در تولید مسکن و انواع ساختمان، روش‌های تولید صنعتی، روش‌های کشاورزی و روش‌های و نظام حمل‌ونقل کار کنیم. که متاسفانه همه این موارد که در سال‌های گذشته بارها توسط متخصصان ارائه شده، توسط سیاستمداران به سخره گرفته شده و توسط مجریان، به انحراف رفته است. ازجمله این انحرافات اساسی می‌توان به طرح‌های شکست‌خورده‌ای همچون ماده ۱۲ قانون، طرح هدفمندی یارانه‌ها، و مبحث ۱۹ ساختمان اشاره کرد که طی سی سال گذشته ظهور کردند و هیچ‌گاه موفق نبودند. امیدوارم قبل از اینکه محیط‌زیست ایران با مصرف بی‌رویه ما غیرقابل‌سکونت شود، به خودمان بیاییم و دست به اصلاحات ساختاری و اساسی بزنیم.

 

دیدگاهتان را بنویسید

بخش‌های ستاره دار الزامی است
*
*

آخرین اخبار

پربازدیدترین