خودکفایی ابزار رهایی صنعت از باتلاق تنشها
تولید روزهای سختی را میگذراند. در کنار مشکلات داخلی و مدیریتی، اما تنشهای منطقهای داستان دیگری است که فشار مضاعفی به تولید و صنعت ما وارد آورده است؛ با این حال، همین بحرانها فرصتی طلایی برای بازآفرینی و جهش فراهم میآورند. ظرفیتهای بومی عظیم، از منابع انرژی فراوان گرفته تا نیروی انسانی خلاق، همراه با دیپلماسی اقتصادی هوشمند به سوی شرق و همسایگان، میتواند زنجیرههای تأمین را بازسازی و صادرات را احیا کند. خودکفایی هدفمند در حلقههای کلیدی تولید، پایان انحصارها و مدیران متخصص، نه تنها میتواند تابآوری ایجاد کند، بلکه صنعت را به قطب منطقهای بدل خواهد کرد؛ مسیری که با همت جمعی، رکود را به رونق پایدار پیوند خواهد زد. راه اما صعبالعبور و دشوار است. در این میان اما پرسش این است که صنعت ما در خاورمیانه چه جایگاهی دارد و برای بقا باید چه استراتژیهایی را در پیش بگیرد. در این راستا صمت در این گزارش نگاهی دارد به وضعیت صنعت و تولید در یک منطقه پرتنش که در طول تاریخ همواره مورد طمع بوده است.
تنشهای منطقهای و بحران تولید صنعتی
اگرچه شرایط سخت است و تنشهای سیاسی و منطقهای مسیر را سخت و دشوار کرده، اما برخی کارشناسان معتقدند تولید صنعتی در میان تنشهای منطقهای هم میتواند با استراتژیهای هوشمند و همت جمعی دوام بیاورد؛ جایی که تحریمها زنجیره را قطع کرده و بیثباتی خاورمیانه صادرات را فلج نموده، خودکفایی هدفمند و دیپلماسی اقتصادی کلید نجات است. شکی نیست که تنشهای منطقهای ضربههای زیادی به تولید صنعتی ایران وارد کرده؛ علاوه بر بیثباتی منطقه، تحریمهای هدفمند امریکا زنجیره تأمین جهانی را قطع کرده و بیثباتی را در منطقه بیشتر کرده است. تحریم اغلب صنایع پاییندستی را در موقعیت بحرانی و فشارهای متعددی قرار داده و هزینه مواد اولیه وارداتی بهدلیل نوسانات نرخ ارز دوچندان شده و حاشیه سود بنگاهها منفی شده است. ادامه اختلال در زنجیره تأمین، صنایع مصرفی را بیشتر تحت فشار قرار خواهد داد و همانطور که شاهد بودیم در برههای صنایع بزرگی مانند نساجی و لوازم خانگی بدترین آسیبها را دیدند. در این میان نااطمینانی سرمایهگذاران داخلی و خارجی، پروژههای زیرساختی را متوقف و احتمال بروز بیکاری صنعتی را تشدید کرده است؛ در این شرایط تقاضای داخلی به دلیل کاهش توان خرید خانوارها کاهش یافته است.
در کنار اینها شاهد افزایش هزینههای لجستیک و بیمه هستیم که اگر ادامه یابد توان رقابتی صادرکنندگان را به شدت کاهش خواهد داد؛ برخی بنگاههای اقتصادی ما در حال حاضر با ظرفیت خالی روزانه دستوپنجه نرم میکنند و در برزخ میان تورم فزاینده و تقاضای صفر ماندهاند. واقعیت این است که متاثر از تنشهای منطقهای از یک سو و سوءمدیریت داخلی از سوی دیگر، صنعت در آستانه فروپاشی قرار دارد و نجات نمییابد مگر با استراتژیهای فوری.
چاره کار تولید چیست؟
کارشناسان برای کاهش اثر تنشهای منطقهای بر تولید، به سه لایه راهکار اشاره میکنند: سیاستی، بنگاهی و زیرساختی. در سطح سیاستی، تنشزدایی نسبی با همسایگان و فعالکردن دیپلماسی اقتصادی (نه فقط سیاسی) میتواند مسیرهای صادراتی و ترانزیتی جایگزین ایجاد کند؛ یعنی بهجای تکیه بر چند مسیر محدود و پرریسک، شبکهای از کریدورها و شرکای مختلف شکل بگیرد تا بستهشدن یک مسیر، کل تولید را متوقف نکند.
در سطح بنگاه، مدیریت ریسک زنجیره تأمین کلیدی است. تنوعبخشی به تأمینکنندگان مواد اولیه و قطعات از چند کشور، ایجاد ذخایر استراتژیک برای اقلام حیاتی، و استفاده از ابزارهای مالی مانند اعتبار اسنادی مدتدار، یوزانس و قراردادهای بلندمدت با مشتریان، تابآوری را بالا میبرد. تجربه فولادیها نشان داده که داشتن قراردادهای پایدار با خریداران و استفاده از صندوقهای ریسک و ضمانت ارزی، شوکهای ناشی از بستهشدن مسیرهای حملونقل یا تأخیر در تخصیص ارز را تا حد زیادی جذب میکند.
در سطح زیرساخت، توسعه ابزارهای مالی و تجاری مدرن ضروری است. ایجاد و تقویت صندوقهای ضمانت صادرات، صندوقهای پوشش ریسک نوسانات ارزی و زیرساختهای بانکی برای گشایش اعتبار اسنادی حتی در شرایط تحریم، باعث میشود مشتریان خارجی در زمان بحران هم خرید از ایران را ادامه دهند. نبود این زیرساختها، همانطور که برخی کارشناسان لجستیک و تجارت هشدار دادهاند، باعث میشود هر تنش منطقهای بهسرعت به قطع قراردادها و ریزش بازارهای صادراتی منجر شود. در کنار اینها، سیاست صنعتی داخلی باید به سمت تکمیل زنجیره ارزش و کاهش وابستگی به واردات حرکت کند. هرچه سهم تولید داخلی در حلقههای حساس زنجیره بیشتر شود، ریسک بیرونیِ ناشی از تنشهای منطقهای کمتر خواهد بود. در نهایت، شفافسازی و تسهیل مقررات داخلی مکمل همه این راهکارهاست.
مسیر پرفراز و نشیب صنعت
داوود چراغی، کارشناس اقتصاد با تاکید بر اینکه عوامل گوناگونی باید در ارزیابی وضعیت صنعت و اقتصاد ایران در منطقه خاورمیانه موردبررسی قرار گیرد درباره تاثیر شرایط منطقه بر صنعت کشور به صمت اظهار کرد: عوامل داخلی و خارجی زیادی بر وضعیت صنعت و در کل اقتصاد در دهه گذشته تاثیر داشته است. کرونا، تحریمها، بحرانهای منطقهای و جنگ تحمیلی اخیر از جمله این عوامل خارجی بود و عوامل داخلی که بدترین آن انتصاب و انتخاب مدیران ناکارآمد و ناآشنا به دانش و علم اقتصاد، اقتصاد ایران بهویژه در بخش صنعت و تولید را در روند نزولی قرار داد. این در حالی است که کشور نهتنها ظرفیت بالایی در خاورمیانه، بلکه در جهان دارد. در این شرایط، بهدلیل سوءمدیریت متولیان امر، اقتصاد و صنعت کشور از پیشرفت بازمانده است. همانقدر که یک دولت قوی و کارآمد میتواند به صنعت و تولید و بهطور کلی اقتصاد و رفاه کشور کمک کند، یک دولت ناکارآمد میتواند تاثیرات منفی بر اقتصاد و صنعت داشته باشد. دولت در اینجا نقش پررنگی دارد و متاسفانه دخالت دولت در صنعت و اقتصاد ما به بزرگترین مانع در مسیر رشد و پیشرفت کشور تبدیل شده است..
رویکردهای اشتباه
چراغی در ادامه پرداختن بهدلایل عقب ماندن اقتصاد و صنعت ما در منطقه افزود: ما از جهان عقب ماندیم. جدا از اینکه منطقه خاورمیانه همیشه بحرانی بوده، واقعیت این است که ما در بخش آموزش هم مشکلات عمدهای داریم. دانشگاههای ما آموزشهای عملی و درست ارائه نمیدهند. متاسفانه علم اقتصادی که در بهترین دانشگاههای ما آموزش داده میشود نگاهی به کشورهای توسعهیافته دارد و در عمل اقتصاددانان ما یاد گرفتهاند اقتصادسنجی کشور خودمان را با همان نگاه انجام دهند. درحالیکه کشور ما چه در ساختار و چه در بازار و بطن کسبوکارها، وضعیتی متفاوت از آن کشورها دارد. آنها درفاصله بسیار زیادی با ما قرار دارند. بیتوجهی به این تفاوتها، یکی از دیگر عواملی است که ما را عقب نگه داشته است. متاسفانه اینکه نخست باید فونداسیون رشد صنعتی پیریزی شود، آموزش داده نشده است. در کشورهای دیگر تمرکز دانشگاهها و مراکز آموزشی بر مسائل همان کشورهاست، اما در ایران اینگونه نیست؛ از اینرو لازم است دولت و دانشگاهها همکاری کنند تا نظام آموزشی اقتصاد بهگونهای بازنگری شود که دانشجویان با واقعیتهای اقتصاد ایران آشنا شوند و مدیران با تخصص و دانش کافی انتخاب شوند تا براساس برنامههای دقیق، مسیر توسعه را هموار سازند.
سوءمدیریت بلای جان اقتصاد
کارشناس اقتصاد ادامه داد: در این میان مدیران ارشد اقتصاد و صنعتی داریم که تجربه و دانش کافی در این زمینه ندارند. بدتر اینکه همین مدیران نابلد بعد از مدتی که تا حدودی با شرایط آشنا میشوند در نهایت تغییر خواهند کرد. همین است که با تمام توانمان امکان مقابله با بحرانهای حتی منطقهای را هم نداریم و با یک اتفاق کوچک در منطقه، اقتصاد ما تحتتاثیر شدید قرار میگیرد.
چراغی افزود: موضوع دیگر اینکه در سطح کلان تشویق و توبیخ مدیران را نداریم. وقتی در نظام حکمرانی اقتصاد تشویق و تنبیهی نداریم در هر دو سو هم مدیرانی که اقدامات مثبتی انجام دادهاند، اما تشویق نشده و بیانگیره میشوند و هم مدیرانی که عملکرد مخرب داشتهاند، هر دو باعث عقب ماندن اقتصاد و ضعف آن میشود. نیروی انسانی متخصص داریم، اما متاسفانه ملاک انتخاب ما نادرست است و در نهایت اغلب شاهد انتخاب مدیران ناکارآمد هستیم. ادامه این روند آن هم در یک منطقه خاص و پرتنش بهنام خاورمیانه در نهایت اقتصاد و صنعت ما را توسعهنیافته نگه خواهد داشت. با این حال ناگفته نماند که با توجه به ظرفیتها و توانمندیهایی که داریم میتوانیم حتی عقبماندگی بیست ساله اقتصاد و صنعتمان را هم در ۴ تا ۵ سال جبران کنیم. از اینرو باید نخست به دانش و تخصص افراد توجه کنیم، مدیران کاربلد تشویق شوند و در رأس کار قرار گیرند تا وضعیت زیربنایی و ساختاری تغییر کند و اقتصادمان نه در خاورمیانه که در جهان روند رو به رشدی در پیش بگیرد. شاخصهای اقتصادی ما با سایر کشورهای منطقه بهغیراز ترکیه مثلا با عربستان سعودی، امارات و.... خیلی متفاوت است. این کشورها بهطور خاص با کمک نیروهای متخصص سایر کشورهای توسعهیافته توانستهاند در بخش صنعت و اقتصاد به رشد بالایی برسند و این روند را همچنان ادامه میدهند. این در حالی است که ما در کشور ظرفیت بالایی داریم، اما عقبماندهایم پس گاها لازم است الگوبرداری کنیم و نگاهی بیندازیم به مسیری که این کشورها طی کرده و موفق بودهاند.
تولید رقابتی نیست
چراغی همچنین به موضوع انحصار در بازار و اقتصاد کشور اشاره کرد و گفت: موضوع بسیار مهم دیگر در زنجیره تامین که میتواند دلایل تفاوت اقتصاد ما را نشان دهد اینکه در زنجیره تامین حلقههای نزدیک به آخرین مرحله تولید محصول نهایی، سهم سود بیشتری میبرد. وقتی سهم ارزشافزوده بخشها تولید از زنجیره محصول بالاتر از سهم حلقههای دیگر باشد یعنی فضای رقابت در تولید داریم، اما جای این فضا در بازرگانی خالی است. در اینجا انحصار حاکم است. این روند نشان از سیاستگذاری اشتباه دارد. برای توسعه و رشد باید فضای اقتصاد و صنعت را رقابتپذیر کنیم و توجه داشته باشیم که هرقدر انحصار بیشتر حاکم شود، رقابت کمرنگتر میشود. این فضای انحصاری مانع بزرگی است که اقتصاد و صنعت از توسعهیافتهها عقب نگه میدارد.
کارشناس اقتصاد در ادامه نگاهی به سرمایهگذاری داخلی و خارجی در ایران داشت و افزود: متأسفانه به دلایل متعدد سرمایهگذاری خارجی بهآسانی در کشور ما انجام نمیشود. مشکلات و موانعی مانند تحریمها، بیثباتی اقتصادی، نوسانات تورم، ضعف نظام بانکی، ساختار نامناسب مالیاتی و همچنین وجود دلالی و فشارهایی که بر بخشهای اقتصادی وارد میشود، باعث شده پساندازهای داخلی به سمت سرمایهگذاری هدایت نشود، چه برسد به جذب سرمایهگذاری خارجی.
وی ادامه داد: برای حل این مشکلات، نیازمند بازنگری و اصلاح کلی قوانین و مقررات اقتصادی کشور هستیم. سیاستگذاریها باید براساس واقعیتهای اقتصاد ایران و شناخت دقیق مسائل کشور، در قالب برنامههای چشمانداز و برنامههای پنجساله تنظیم شوند تا به شکل علمی و کاربردی بتوانیم فضای مناسب برای رشد فراهم کنیم. همچنین باید زمینههای روابط اقتصادی بینالمللی را بهبود بخشیم تا بتوانیم ابتدا سرمایههای داخلی را برای تولید و توسعه به کار بگیریم.
کارشناس اقتصاد با بیان اینکه عقبماندگی اقتصادی ایران در خاورمیانه به چند دلیل اساسی بازمیگردد که تورم بالا و رشد نقدینگی بدون انضباط مالی از مهمترین آنهاست، افزود: نرخ تورم ایران در سال ۲۰۲۵ حدود ۳۰ تا ۳۸ درصد پیشبینی شده که بالاترین در منطقه است. باوجود ظرفیتهای عظیم انرژی و نیروی انسانی، تورم فزاینده، اختلاس و نبود شفافیت اقتصادی باعث شده سرمایهگذاری داخلی و خارجی بهشدت کاهش یابد. همچنین، ضعف در حقوق مصرفکننده و نبود رقابت سالم در بازار داخلی، سودهای نامتناسب و فعالیت کالاهای تقلبی را افزایش داده و تولیدکنندگان واقعی را تضعیف کرده است. در این میان بحرانهای مکرر در خاورمیانه، مانند جنگهای منطقهای، تاثیرات منفی بسیاری بر محیط کسبوکار ایران داشته و ریسک سرمایهگذاری را افزایش داده است. این در حالی است که کشورهای همسایه نظیر امارات و ترکیه با برنامهریزیهای دقیقتر، جذب نیروی متخصص خارجی و آماده کردن زیرساختها، توانستهاند رشد اقتصادی پایداری داشته باشند. آنها همچنین بر حمایت از حقوق مصرفکننده، توسعه بازارهای شفاف، و مشوقهای نوآوری تمرکز دارند.
چراغی با تاکید بر اینکه میتوان اقتصاد و صنعت ایران را با توجه به ظرفیتهایی که در منطقه خاورمیانه دارد از این روند راکدی که دارد نجات داد در پایان اظهار کرد: در چنین وضعیتی، انتخاب مدیران آگاه و متخصص، اصلاح قوانین کسبوکار برای تسهیل نوآوری و خلاقیت، و توجه جدی به حقوق مصرفکننده و رقابت سالم بهترین راهکارها برای بازسازی اقتصاد کشور است. بهرهگیری از تجربیات تاریخی بازارهای سنتی ایران که پیشینه قوی در ایجاد فضای رقابتی و احترام به حقوق مصرفکننده دارند، میتواند الگویی موثر باشد. اگرچه در این میان کاهش تنشهای منطقهای و ایجاد ثبات سیاسی از عوامل کلیدی برای جذب سرمایهگذاری و توسعه پایدار صنعتی است، اما باید توجه داشت که بسیاری از این بحرانها اجتنابناپذیر است و از خارج به صنعت و اقتصاد ما تحمیل میشود و در این وضعیت بهترین راهکار برنامهریزی درست و حسابشده و داشتن نگاه کلان در مدیریت بحرانهای احتمالی است.
سخن پایانی
بنا بر این گزارش، صنعت ایران طی قرنها همواره قربانی تنشهای منطقهای بوده و گاها در برهههای زمانی سوءمدیریت داخلی، مدیران ناکارآمد و انحصار، تابآوری صنعت را نابود کرده، فراز و نشیبهای منطقهای نیز تولید را تحت فشار قرار داده است. واقعیت این است که در حال حاضر صنعت ما از سایر کشورهای منطقه هم عقب مانده که کارشناسان آموزش غلط، انتخابهای غیرتخصصی و دخالت دولت، را از دلایل این عقبافتادگی میدانند؛ اما با تمام اینها کشور ما ظرفیتهای عظیم انرژی، نیروی انسانی و موقعیت ژئوپلیتیک، پتانسیل جهش دارد. به اعتقاد کارشناسان دیپلماسی، خودکفایی زنجیرهای و رقابت سالم، تنش را به فرصت بدل میکند؛ مدیران متخصص، تسهیل مقررات و الگوبرداری درست، عقبماندگی را جبران مینماید. ما در بحرانیم، اما با همت جمعی، میتوانیم صنعت و اقتصادمان را از رکودتورمی نجات دهیم.