گذار ناگزیر از گاز

کامیار فکور خبرنگار

کامیار فکور

گاز طبیعی در چند دهه گذشته به محور اصلی تامین انرژی در ایران تبدیل شده است. این سوخت، امکان گسترش سریع شبکه انرژی، رشد صنایع و دسترسی گسترده خانوارها به انرژی ارزان را فراهم کرده و نقشی تعیین‌کننده در شکل‌گیری اقتصاد معاصر کشور داشته است. با این حال، تداوم این الگو، همزمان پرسش‌های بنیادینی را درباره پایداری محیط‌زیستی، کارآیی اقتصادی و توزیع منافع و هزینه‌ها در جامعه ایران مطرح می‌کند.

مسئله صرفا میزان مصرف یا نوع سوخت نیست؛ بلکه این پرسش است که چه کسانی از نظام انرژی بیشترین نفع را می‌برند و چه کسانی بیشترین هزینه‌های محیط‌زیستی و اجتماعی آن را می‌پردازند.

در بسیاری از کشورها، گاز طبیعی به‌عنوان جایگزینی موقت برای سوخت‌های آلاینده‌تر معرفی شده است. این نگاه، مبتنی بر کاهش نسبی انتشار دی‌اکسیدکربن در مقایسه با زغال‌سنگ و نفت است. اما این مقایسه زمانی معتبر است که کل چرخه عمر گاز در نظر گرفته شود.

نشت متان در مراحل استخراج، فرآورش و انتقال، می‌تواند بخش بزرگی از این مزیت را خنثی کند. متان، به‌ویژه در بازه‌های زمانی کوتاه، اثر گرمایشی بسیار شدیدی دارد. در کشوری با زیرساخت گسترده و بخشی از تجهیزات فرسوده، نبود نظام پایش دقیق به‌معنای انتقال پنهان هزینه‌های اقلیمی به کل جامعه است، بدون آنکه در نرخ انرژی بازتاب یابد. ساختار مصرف گاز در ایران بازتابی از انتخاب‌های سیاستی چند دهه گذشته است. بخش خانگی و تجاری سهم بزرگی از مصرف را به خود اختصاص می‌دهد، در حالی که بخش عمده ساختمان‌ها از نظر بهره‌وری انرژی در سطح پایینی قرار دارند. از طرفی تولید برق به‌شدت به گاز متکی است، اما بخشی از نیروگاه‌ها با راندمان پایین فعالیت می‌کنند؛ به این معنا که منابع ملی با بازده محدود سوزانده می‌شوند. همچنین صنایع بزرگ انرژی‌بر سهم قابل‌توجهی از گاز را مصرف می‌کنند، در حالی که سود اقتصادی این مصرف الزاما به‌طور متناسب در کل اقتصاد توزیع نمی‌شود. همین‌طور باید اشاره داشت که تزریق گاز به میادین نفتی اگرچه درآمدهای کوتاه‌مدت را افزایش می‌دهد، اما مسیر وابستگی به استخراج بیشتر را تثبیت می‌کند. نتیجه این الگو، شدت بالای مصرف انرژی و انتشار گازهای گلخانه‌ای نسبت به سطح تولید و رفاه عمومی است.

ایران از نظر جغرافیایی در منطقه‌ای قرار دارد که نسبت به افزایش دما و کاهش بارش بسیار حساس است. تشدید خشکسالی، فشار بر منابع آب، کاهش بهره‌وری کشاورزی و افزایش پدیده‌های گردوغبار، پیامدهایی هستند که بیش از همه زندگی گروه‌های کم‌درآمد و مناطق کمتر برخوردار را تحت‌تأثیر قرار می‌دهند. در حالی که منافع مصرف ارزان انرژی عمدتا در بخش‌های خاصی متمرکز شده است، هزینه‌های اقلیمی آن به‌صورت پراکنده و نابرابر در سطح جامعه توزیع می‌شود. این شکاف، یکی از چالش‌های پنهان نظام انرژی فعلی است. در سطح بین‌المللی، اگر اقتصاد جهانی به‌سمت شفاف‌سازی ردپای کربن و محدودسازی انتشار حرکت کند، صرف‌نظر از مواضع رسمی دولت‌ها، قواعد جدیدی بر تجارت، سرمایه‌گذاری و فناوری تحمیل خواهد شد. در چنین شرایطی، تداوم الگوی فعلی انرژی می‌تواند توان رقابتی صنایع داخلی را کاهش دهد، دسترسی به بازارهای خارجی را پرهزینه‌تر کند و منابع عمومی را برای جبران پیامدهای محیط‌زیستی و اجتماعی تحت‌فشار قرار دهد. گذار انرژی در ایران بیش از آنکه یک پروژه فناورانه باشد، یک تغییر ریشه‌ای ساختاری، نهادی و سیاستی است.

نخستین موضوع به مدیریت مصرف با تمرکز بر عدالت و کارآیی برمی‌گردد. اصلاح نظام تعرفه‌گذاری باید به‌گونه‌ای باشد که مصرف بالا هزینه واقعی‌تری داشته باشد، در حالی که نیازهای پایه خانوارها حفظ شود، همچنین ضرورت سرمایه‌گذاری عمومی در بهبود بهره‌وری ساختمان‌ها، به‌ویژه در مناطق کم‌درآمد پررنگ شود. علاوه بر آن ارتقای راندمان نیروگاه‌ها به‌عنوان استفاده مسئولانه از منابع ملی موردتوجه جدی قرار بگیرد.

دومین موضوع کاهش نشت متان در زنجیره است. ایجاد نظام شفاف پایش انتشار در صنعت گاز، الزام بهره‌برداران به شناسایی و رفع نشت‌ها و جلوگیری از انتقال هزینه‌های محیط‌زیستی به جامعه و نسل‌های آینده در اولویت است.

اما موضوع اساسی تنوع‌بخشی به تولید انرژی با نگاه بلندمدت است که در حال‌ حاضر نمی‌توان گفت وجود دارد. توسعه انرژی‌های تجدیدپذیر نه‌فقط برای کاهش انتشار، بلکه برای کاهش تمرکز و افزایش تاب‌آوری سیستم انرژی ضروری است. همچنین باید بررسی نقش فناوری‌های کاهش انتشار در صنایعی که حذف آنها در کوتاه‌مدت ممکن نیست موردتوجه قرار بگیرد.

در پایان نیز باید به موضوعی که همچنان با فقدان آن روبه‌رو هستیم اشاره کنیم؛ یعنی حکمرانی انرژی و پاسخ‌گویی. شفاف‌سازی داده‌های مصرف و انتشار به‌عنوان حق عمومی و همینطور هماهنگی سیاست انرژی با اهداف توسعه، سلامت و پایداری محیط‌زیست باید اساس ریل‌گذاری در این مسیرباشد.

مسئله اصلی، الگوی تصمیم‌گیری و توزیع منافع و هزینه‌ها در نظام انرژی است. بدون اصلاح این الگو، حتی پاک‌ترین فناوری‌ها نیز می‌توانند به بازتولید ناپایداری و نابرابری منجر شوند. گذار اقلیمی در ایران زمانی موفق خواهد بود که انرژی نه صرفا به‌عنوان کالایی برای مصرف، بلکه به‌عنوان منبعی مشترک با مسئولیت جمعی و محدودیت‌های محیط‌زیستی در نظر گرفته شود.

دیدگاهتان را بنویسید

بخش‌های ستاره دار الزامی است
*
*

آخرین اخبار

پربازدیدترین