تابآوری لجستیکی ایران؛ آیا برای روزهای سختتر آمادهایم؟
اباذر براری-مدرس دانشگاه و کارشناس حوزه حملونقل و لجستیک

در ادبیات لجستیکی قدرت یک کشور نه در میزان کالاهایی که جابهجا میکند، بلکه در توانایی آن برای ادامه نقل و انتقال کالا در سختترین شرایط مشخص میشود. اگر یک مسیر مرزی بسته شود، یک بندر با اختلال مواجه شود، دسترسی به یک مسیر ترانزیتی محدود شود یا بحرانهای سیاسی و امنیتی جریان تجارت را تحتتأثیر قرار دهد، سؤال اصلی این نیست که ایران چند کیلومتر جاده و چند بندر و پایانه دارد؛ سؤال این است که چند مسیر جایگزین واقعی در اختیار دارد؟
این همان جایی است که مفهوم «تابآوری لجستیکی» اهمیت پیدا میکند؛ مفهومی که برای ایران، با توجه به موقعیت ژئوپلیتیکی و قرار گرفتن در مسیر کریدورهای مهم منطقه، دیگر یک موضوع لوکس یا صرفا دانشگاهی نیست، بلکه به یک ضرورت اقتصادی تبدیل شده است.
ایران از نظر جغرافیایی ظرفیت کمنظیری برای ایجاد یک شبکه لجستیکی تابآور دارد. دسترسی به خلیجفارس، دریای عمان و دریای کاسپین، مرزهای زمینی متعدد، همجواری با ۱۵ کشور از طریق مرز زمینی و دریایی و قرار گرفتن در مسیر کریدورهای شمال–جنوب و شرق–غرب، این امکان را ایجاد کرده که کشور برای انتقال کالا به یک مسیر خاص وابسته نباشد.
اما مشکل از جایی آغاز میشود که این ظرفیت جغرافیایی را با واقعیت زیرساختی و عملیاتی کشور مقایسه کنیم. داشتن چند مرز و چند بندر الزاماً به معنای داشتن چند مسیر جایگزین نیست. مسیر جایگزین زمانی معنا پیدا میکند که جاده، ریل، پایانه مرزی، انبار، تجهیزات تخلیه و بارگیری، خدمات گمرکی، ناوگان و حتی امکان تبادل مالی و بیمهای آن آماده باشد.
در واقع، یکی از مهمترین ضعفهای لجستیکی کشور، نبود نگاه یکپارچه به شبکه حملونقل است. ما سالها درباره توسعه جاده، راهآهن، بندر و پایانه به صورت جداگانه صحبت کردهایم، در حالیکه تابآوری زمانی شکل میگیرد که این اجزا در کنار یکدیگر عمل کنند.
راهحل نخست، تدوین یک نقشه ملی تابآوری لجستیکی است. در این نقشه باید مشخص شود اگر هر یک از بنادر، مرزها یا مسیرهای اصلی کشور دچار اختلال شد، بار آن دقیقا از چه مسیری، با چه ظرفیت و در چه زمانی قابل انتقال است. این نقشه نباید یک سند اداری باشد؛ باید یک برنامه عملیاتی با سناریوهای واقعی و قابل آزمایش باشد که با مشارکت بخش خصوصی و فعالان اقتصادی تدوین شود.
راهکار دوم، تقویت حملونقل چندوجهی است. در شرایط عادی ممکن است دریا اقتصادیترین یا جاده سریعترین گزینه باشد، اما در زمان بحران، انعطافپذیری اهمیت بیشتری پیدا میکند. اتصال بنادر و مرزهای مهم به شبکه ریلی و ایجاد مراکز لجستیکی در نقاط کلیدی میتواند امکان انتقال سریع بار میان جاده، ریل و دریا را فراهم کند.
راهکار سوم، کاهش تمرکز در مبادی ورودی و خروجی کالاست. اگر بخش قابلتوجهی از جریان یک کالای خاص به یک بندر، یک مرز یا یک مسیر وابسته باشد، هرگونه اختلال در آن نقطه میتواند کل زنجیره تأمین را تحت تأثیر قرار دهد. ایران باید از ظرفیت بنادر جنوبی و شمالی و همچنین مرزهای غربی، شمالغربی و شرقی به صورت مکمل استفاده کند.
در این میان، کشورهای همسایه نیز باید بخشی از راهبرد تابآوری ایران باشند. توسعه همکاریهای لجستیکی با کشورهای منطقه، ایجاد توافقهای دوجانبه برای عبور اضطراری کالا، هماهنگی میان پایانههای مرزی و استفاده از ظرفیت بنادر کشورهای همسایه میتواند در شرایط بحران، نقش یک مسیر پشتیبان را ایفا کند.
اما یک حلقه مهم دیگر نیز وجود دارد و آن بخش خصوصی حملونقل و لجستیک است. نمیتوان از تابآوری شبکه سخن گفت اما تصمیمگیر اصلی را صرفا دستگاههای دولتی دانست. شرکتهای حملونقل، فورواردرها، صاحبان ناوگان، اپراتورهای بندری و فعالان انبارداری، اولین بازیگرانی هستند که آثار اختلال را در میدان واقعی تجارت مشاهده میکنند؛ بنابراین باید سازوکاری برای مشارکت مستقیم بخش خصوصی در طراحی سناریوهای بحران و تصمیمگیریهای لجستیکی ایجاد شود.
در کنار همه این موارد، دیجیتالی شدن فرآیندها نیز یک ضرورت است. در شرایط بحران، سرعت تصمیمگیری اهمیت زیادی دارد. اگر اطلاعات مربوط به ظرفیت مرزها، بنادر، ناوگان، انبارها و مسیرهای جایگزین به صورت لحظهای در اختیار تصمیمگیران نباشد، حتی بهترین زیرساختها نیز نمیتوانند کارآیی لازم را داشته باشند.
تشکیل ستاد تابآوری لجستیکی با حضور دولت، تشکلهای بخش خصوصی و فعالان اصلی زنجیره تأمین میتواند در این شرایط راهگشا باشد با این رویکرد که برای انتقال کالاهای اساسی، صادرات و ترانزیت، سناریوهای جایگزین تعریف کند. این ستاد باید به صورت دورهای مانور لجستیکی برگزار کند؛ یعنی فرض شود یک مرز یا بندر اصلی از مدار خارج شده و مشخص شود شبکه کشور در عمل چگونه باید خود را با شرایط جدید تطبیق دهد.
واقعیت این است که ایران برای افزایش تابآوری لجستیکی الزاما فقط به ساخت زیرساختهای جدید نیاز ندارد؛ بخش مهمی از راهحل در اتصال هوشمند زیرساختهای موجود، کاهش گلوگاهها و ایجاد مسیرهای جایگزین واقعی قرار دارد.
امروز دیگر مزیت جغرافیایی بهتنهایی یک مزیت رقابتی نیست. کشورهایی در شبکه تجارت منطقهای موفق خواهند بود که حتی در شرایط بحران بتوانند جریان کالا را حفظ کنند. برای ایران، تابآوری لجستیکی فقط یک ابزار اقتصادی نیست؛ بخشی از امنیت اقتصادی و حتی قدرت ژئوپلیتیکی کشور است. اگر قرار است ایران از موقعیت جغرافیایی خود بهعنوان یک مزیت راهبردی استفاده کند، باید قبل از رسیدن بحران، مسیرهای جایگزین را ساخته و آنها را یک بار در شرایط واقعی آزمایش کرده باشد.